Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E19 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏چه خبره؟ هی، هی!‏

‏نه، نه!‏

‏صبر کن! کجا داریم می‌ریم؟‏

‏کجا داریم می‌ریم؟‏

‏شما کی هستید؟‏

‏خودشه؟‏

‏این همون زنیه که‏ ‏اسم و زندگی منو دزدیده؟‏

‏فکر می‌کنی همه‌چی از کی شروع شد؟‏

‏تا جایی که فهمیدم، دو سال پیش‏

‏ولی خودم تازه حدود شش ماه پیش متوجه شدم‏

‏گزارش ندادی؟‏

‏چرا، دادم‏

‏و این شش ماه گذشته مجبور بودم‏

‏هرجا می‌رم یه کیف پر از مدرک‏

‏با خودم ببرم‏

‏نه می‌تونم خونه اجاره کنم، نه پول برداشت کنم، مگر اینکه‏

‏ثابت کنم خودم واقعاً کی‌ام‏

‏لازم نیست چیزی رو برای ما ثابت کنی‏

‏ما حقیقت رو می‌دونیم‏

‏ثابت کردیم اثرانگشت‌های لنا با اثرهایی که‏

‏برای کانون وکلای نیویورک ثبت کردی یکی نیست‏

‏بعدش جاهای دیگه رو هم پیدا کردم؛‏

‏مثلاً حساب‌های بانکی‌ای که لنا موفق شده بود‏

‏اثرانگشت‌های خودش رو جای مال تو ثبت کنه‏

‏کمکت می‌کنیم همه‌چی رو سر و سامان بدی‏

‏فعلاً پلیس واشنگتن با تمام قوا‏

‏دنبال لنا متیوزه‏

‏ممنونم‏

‏هنوز راه زیادی مونده، ولی اولویت اول ما‏

‏امنیت توئه‏

‏پلیس واشنگتن می‌خواد ببرتت تحت حفاظت‏

‏صبر کنید، یعنی... یعنی من در خطرم؟‏

‏راستش رو بخوای؟‏

‏نمی‌دونیم‏

‏ولی چیزی که می‌دونیم اینه که لنا داره‏

‏هر لحظه مستأصل‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر می‌شه‏

‏چرا منو انتخاب کرد؟‏

‏به احتمال زیاد قربانیِ موقعیت شدی‏

‏مشخصاتت به کارش می‌خورد؛‏

‏وکیل زنی هم‌سن خودش که‏

‏آزمون وکالت واشنگتن رو قبول شده بود‏ ‏ولی دیگه اینجا زندگی نمی‌کرد‏

‏جنایت هم توی خانواده‌شون ارثیه‏

‏این هیولا برادرشه‏

‏خدای من‏

‏تو همون دختری هستی که اون دزدید‏

‏زمان دانشکده‌ی حقوق پرونده‌ت رو دنبال می‌کردم‏

‏واقعاً متأسفم بابت اتفاقی که برات افتاد‏

‏نه! کمکم کنید!‏

‏کمک!‏

‏هدر، کارآگاه شیکر از پلیس واشنگتن بیرونه‏

‏تا اداره همراهیت می‌کنه و از اینجا به بعد رو تحویل می‌گیره‏

‏باشه‏

‏ممنونم‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏کی می‌تونم برم؟‏

‏فقط بیست‌وچهار ساعت از اون ضربه‌ی سنگین به سرت گذشته‏

‏می‌فهمم، ولی... حالم خوبه‏

‏کسی از خانواده هست که بهش زنگ بزنم؟‏

‏شاید پسرت؟‏

‏دیدم قبل‌تر اینجا بود‏

‏تمام شب بالای سرت موند‏

‏ب... بله‏

‏باید... باید بهشون زنگ بزنم‏

‏خب، آماده‌ای؟‏

‏یه آرزو کن‏

‏یک لحظه‏

‏مارگارت، حالت چطوره؟‏

‏می‌فهمم‏

‏فقط می‌خوای فراموشش کنی‏

‏عزیزم، درکت می‌کنم‏

‏اینجوری ادامه‌دادن راحت‌تره‏

‏حتماً‏

‏بعداً زنگ می‌زنم و حالت رو می‌پرسم‏

‏باشه‏

‏عزیزم، متأسفم که مجبور شدی این حرف‌ها رو بشنوی‏

‏واقعاً می‌خواد منو فراموش کنه؟‏

‏عزیز دلم‏

‏متأسفم‏

‏تولدم رو تبریک گفت؟‏

‏نه، فکر نکنم یادش بوده باشه‏

‏فقط زنگ زد بگه صددرصد مطمئنه که هیچ‌وقت‏

‏نمی‌خواد دوباره برگردی خونه‌ش‏

‏عزیزم، خیلی متأسفم‏

‏باور کن من دقیقاً می‌دونم چه حسی داری‏

‏وقتی پسر اولم رو از دست دادم خیلی غصه خوردم‏

‏ولی بعد یه پسر فوق‌العاده پیدا کردم‏ ‏که به یه مامان تازه احتیاج داشت؛‏

‏مامانی که واقعاً دوستش داشته باشه‏

‏و حالا دیگه هیچ‌چیز نمی‌تونه‏ ‏مامان‌خرسه و بچه‌خرسه رو از هم جدا کنه‏

‏نباید بذاریم مارگارتِ بدجنس تولدت رو خراب کنه،‏

‏مگه نه؟‏

‏نه‏

‏هنوز یه شمع داری که فوتش کنی‏

‏حالا دیگه تعقیبم هم می‌کنی؟‏

‏من کارآگاهی‌ام که رد یه مجرم فراری رو گرفته‏

‏این خونه زیر نظره‏

‏ولی خوشحالم اینجایی‏

‏کمکت رو لازم دارم‏

‏می‌دونی کری کجا ممکنه باشه؟‏

‏اسلحه داشت؟‏

‏اون قاتل نیست، مرد حسابی‏

‏باشه‏

‏درباره‌ی پسر واقعی کری چی می‌دونی؟‏

‏مرگش نابودش کرد‏

‏فقط شش سالش بود که به‌خاطر یه بیماری مرد‏

‏حتی ممکن بود چند سال زودتر بمیره‏

‏اگه کری ازش مراقبت نکرده بود‏

‏هر سال تولدش رو جشن می‌گرفتیم‏

‏جیمی، پسر کری هنوز زنده‌ست‏

‏به‌خاطر بدرفتاری با کودک، خدمات اجتماعی‏

‏ازش جداش کرد‏

‏تشخیص داده بودن کری برای بچه‌ی خودش خطرناکه‏

‏نه‏

‏نه، این... این درست نیست. نه‏

‏جیمی‏

‏ـ ما... نه، ما...‏ ‏ـ اون تو رو جایگزین پسرش کرد‏

‏باید برم. مهمه‏

‏هی، جیمی‏

‏یکی به کمکم نیاز داره‏

‏و نه، کری نیست‏

‏لنا متیوز برای پاسخ‌گویی در ارتباط با چند‏

‏پرونده‌ی در حال تحقیق تحت تعقیبه‏

‏اگه دیدینش، بهش نزدیک نشید‏

‏فوراً به پلیس واشنگتن زنگ بزنید‏

‏حالا که لنا فراریه، نمی‌دونم‏

‏دادگاه سِر چی می‌شه‏

‏حداقلش اینه که عقب می‌افته، درسته؟‏

‏مارگارت، بیرون بیمارستان چیکار می‌کنی؟‏

‏به طرز معجزه‌آسایی ضربه‌ی مغزی نشدم‏

‏و دکتر اجازه داد برم خونه‏

‏البته بعد از کلی اصرار‏

‏خیلی خب. خودم می‌رسونمت خونه‏

‏نه، می‌خوام اینجا باشم‏

‏خیلی اتفاق‌ها داره می‌افته‏

‏باید لنا و کری رو پیدا کنیم‏

‏پس پیداشون کنیم‏

‏از روی حدس، همه‌ی نشانی‌هایی رو که‏

‏پنج سال گذشته به نام هدر تالین ثبت شده بود روی نقشه آوردم‏

‏دو مورد نزدیک آخرین محل رؤیت سِر در یک سال پیش پیدا کردم‏

‏دان، برو یه کم پرس‌وجو کن‏

‏با هرکسی که شاید سر و کارش به اون افتاده حرف بزن‏

‏باشه‏

‏مامان، حالم خوبه‏

‏ایشون الیسنه‏

‏دیروز توی سالن انتظار اورژانس با هم آشنا شدیم‏

‏به کمکمون نیاز داره‏

‏موضوع پدرمه‏

‏الیسن، من گابی موزلی‌ام‏

‏متأسفم که درگیر این ماجرا شدی‏

‏پدرت کی ربوده شد؟‏

‏ربوده نشد‏

‏اون... مُرد‏

‏می‌دونم حرفم چقدر دیوانه‌وار به نظر می‌رسه‏

‏ولی مطمئن باشید روان‌پریش نیستم‏

‏و صلاحیت تشخیصش رو هم دارم‏

‏پزشکی؟‏

‏قصد توهین ندارم‏

‏ولی خیلی کم‌سن به نظر می‌رسی‏

‏دبیرستان رو زودتر تموم کردم‏

‏کارشناسی رو دو ساله‏

‏و پزشکی رو سه ساله خوندم‏

‏تحسین‌برانگیزه‏

‏پس چرا بعد از این همه مدت، پیدا کردن پدرت‏

‏این‌قدر فوری شده؟‏

‏برادرم آستین بیماری کلیه داره‏

‏و اگه پیوند نزنه، می‌میره‏

‏خودت سازگار نیستی؟‏

‏ده سال پیش یکی از کلیه‌هام رو بهش دادم‏

‏ولی اون کلیه دیگه از کار افتاده‏

‏مادرمون فوت کرده‏

‏پس آخرین خویشاوندی که شاید با آستین سازگار باشه‏

‏و بتونه نجاتش بده، پدرمونه‏

‏ولی گفتی پدرت مرده؟‏

‏مرگش اعلام شده‏

‏اسمش هنری اسکاته؛ یکی از‏

‏پرطرفدارترین مشاورهای مالی واشنگتن‏

‏ولی برای من خیلی بیشتر از این‌ها بود‏

‏شاید بچگانه باشه، ولی کلاس اول اینو بهم داد‏

‏و من هر روز می‌پوشمش‏

‏منو «کفشدوزک» صدا می‌زد و آستین رو «جیرجیرک»‏

‏چرا مرگش اعلام شد؟‏

‏توی فروریختن برج‌های اسکای‌کرست بود‏

‏برج‌های اسکای‌کرست... یادمه‏

‏بسازوبفروش‌های پول‌پرست از کار کم گذاشتن‏

‏و ۱۲۸ نفر بی‌دلیل کشته شدن‏

‏پدر من یکی از پنج قربانی‌ای بود‏

‏که جسدشون هیچ‌وقت پیدا نشد‏

‏بعد، شش ماه پیش، توی جشن فارغ‌التحصیلی پزشکی‌ام‏

‏دیدمش‏

‏توی جمعیت ایستاده بود و وقتی از روی صحنه رد می‌شدم‏

‏با افتخار لبخند می‌زد‏

‏الیسن، باور کن می‌فهمم‏

‏چه حالی داری‏

‏من هم پدرم رو از دست دادم‏

‏این فقدان رو درک می‌کنم‏

‏قول می‌دم دچار توهم نیستم‏

‏از سر استیصال اومدم‏

‏خواهش می‌کنم با پیدا کردن پدرم کمک کنید برادرم رو نجات بدم‏

‏پرونده رو قبول می‌کنیم‏

‏به چه فکری بودی که از طرف همه‌مون پرونده قبول کردی؟‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left