Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E22 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏کارِ کیه؟‏

‏کری زندانه‏

‏کی دوباره می‌بردش؟‏

‏یه حدس داریم، فقط مدرک نداریم‏

‏لنا جیمی رو به دلیل مشخصی برده‏

‏از جیمی به‌عنوان ابزار معامله استفاده می‌کنه‏

‏تا با کسی که واقعاً می‌خواد، یعنی من، عوضش کنه‏

‏می‌دونم داری چی فکر می‌کنی، گابی‏

‏این تقصیر تو نیست‏

‏اگه فقط چیزی رو که می‌خواست بهش داده بودم‏

‏اگه وقتی موکل‌هامون رو تهدید می‌کرد، حرفم رو‏

‏درباره‌ی ربوده شدنم به‌دست سِر پس گرفته بودم‏

‏جیمی الان در امان بود‏

‏لعنتی، مارگارت، باید یه کاری بکنیم‏

‏جیمی رو برمی‌گردونیم؛ بهم اعتماد کن‏

‏به تو اعتماد کنم؟‏

‏پسرم هفته‌ها خونه و در امان بود‏

‏و تو هیچی نگفتی‏

‏هر اعتمادی بینمون بود، دیگه از بین رفته‏

‏گوشی جیمی دوباره آنلاین شده؛ موقعیت داریم‏

‏مارگارت، صبر کن!‏ ‏- مواظب باش، نکن...‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خونه پاکه‏

‏این نوشته یعنی چی؟‏

‏«هذیان، آشوب، مرثیه»‏

‏- شاید یه جور تهدیده‏ ‏- سه‌گانه‌ی کتابه‏

‏چه ربطی به جیمی داره؟‏

‏اسم شخصیت اصلی لناست‏

‏باید تمام مکان‌های مرتبط‏

‏با لنا و سِر زیر نظر باشن‏

‏- خانه‌ی روستایی، متل‏ ‏- پلیس دی‌سی مراقبشونه‏

‏روی پشت‌بامی که لنا کریستین رو کشت هم‏

‏نیرو مستقر کردیم و همین‌طور خونه‌ای‏

‏با کرکره‌های آبی‏

‏برای محافظت از ریچل و تیلور هم نیرو گذاشتم‏

‏ببخشید، لنا قبلاً کسی رو کشته؟‏

‏برادرش رو؛ ماجرا پیچیده‌ست‏

‏ترنت، تحقیقات امور داخلی درباره‌ی تو چی؟‏

‏برام مهم نیست اخراجم کنن‏

‏کمک می‌کنم جیمی رو پیدا کنیم‏

‏ریسک بزرگیه، ممنون‏

‏وقتی سالم شد ازم تشکر کن‏

‏فعلاً یه اظهاریه‌ی رسمی‏

‏از تو و دریل لازم دارم‏ ‏- حتماً‏

‏از جامعه‌ی هکرها کمک خواستم‏

‏پس باید به تمام دوربین‌های امنیتی دسترسی داشته باشیم...‏

‏دان‏

‏الان وقتش نیست، مأمور میلن‏

‏متأسفم، ولی این نمی‌تونه صبر کنه‏

‏شوخیت گرفته؟‏

‏یه پسر بیست‌ساله گم شده دارم‏

‏زن مایک یه هفته‌ست گم شده‏

‏و حالا سازمان به مایک به چشم مظنون نگاه می‌کنه‏

‏یعنی چی دزیره گم شده؟‏

‏- دان‏ ‏- چی...‏

‏قسم می‌خورم هیچ کاری باهاش نکردم‏

‏به کمکت نیاز دارم‏

‏مایک، گفتم توی ماشین منتظر بمون‏

‏دان، خواهش می‌کنم‏

‏- خدای من‏ ‏- دان‏

‏هی، هی! بسه! بسه‏

‏- همه یه نفس عمیق بکشین‏ ‏- متأسفم‏

‏هرچند بار لازم باشه می‌گم‏

‏متأسفم‏

‏به‌خاطر تو سه سال از زندگیم رو از دست دادم‏

‏دان، فقط برو؛ ما رسیدگی می‌کنیم‏

‏نه، نه، نه، باید این رو بشنوه‏

‏چون اگه شب اون عملیات‏

‏توی موگادیشو نشئه نبود... مأموریت مزخرفی‏

‏که اصلاً نباید توش شرکت می‌کردم...‏

‏اسیر نمی‌شدم‏

‏تو این بلا رو سرم آوردی‏

‏پس اینجا نایست و وانمود نکن‏

‏نمی‌تونی زنت رو به خطر بندازی‏

‏بسه‏

‏زیک، روی پرونده‌ی جیمی ادامه بده‏

‏دان، تو، لیسی و مایک برین اتاق کنفرانس‏

‏و دست‌هاتون رو برای خودتون نگه دارین‏

‏تو هم با من میای‏

‏دان، می‌دونم درخواست بزرگیه‏

‏و اصلاً حق ندارم ازت بخوام‏

‏ولی برای مایک دنیا ارزش داره‏

‏اگه بهترین دوستش توی عروسی باشه‏

‏نمی‌دونستم این رو برات فرستاده‏

‏حتی نمی‌دونستم همدیگه رو می‌شناسین‏

‏بعد از این‌که دعوت عروسی رو رد کردم‏

‏باز هم گاهی حالم رو می‌پرسید‏

‏می‌فهمید نمی‌خوام هیچ کاری با تو داشته باشم‏

‏ولی اصرار داشت اگه یه زمانی برادرت بودم‏

‏پس برای اون هم مهمم‏

‏روح زیبایی داره و تو لیاقتش رو نداری‏

‏باشه مایک، از اول شروع کن‏

‏نه سال پیش با دزیره آشنا شدم‏

‏توی گروه حمایتی سرطانِ‏

‏همسر مرحومم، میشل، بود‏

‏اون موقع دزیره سرطان تخمدان داشت‏

‏و میشل سرطان ریه‏

‏با هم دوست بودن‏

‏از اون دوران چیز زیادی یادم نیست‏

‏اون موقع هنوز مصرف می‌کردم‏

‏نتونستم با تشخیص بیماری میشل کنار بیام‏

‏تو و دزیره کی به هم نزدیک شدین؟‏

‏چند سال پیش‏

‏خیلی بعد از مرگ میشل؛ سرطان دزیره‏

‏به بهبودی رفته بود و زندگیش رو ادامه داده بود‏

‏من هم پاک شده بودم‏

‏بعد یه روز من و دزیره‏

‏سر یه پرونده دوباره به هم رسیدیم‏

‏مأمور اف‌بی‌آی بود؟‏

‏تحلیلگر اف‌بی‌آی، مثل خودم‏

‏من و دزیره پنج سال فوق‌العاده داشتیم‏

‏تا یک ماه پیش‏

‏بعد یه چیزی عوض شد؛ منزوی شد‏

‏نمی‌دونم، همه‌چیز فرق کرد‏

‏یه چیز دیگه هست که نمی‌گی‏

‏ضرب گرفتن انگشت‌هات همیشه لوت می‌داد‏

‏روز قبل از ناپدید شدن دزیره‏

‏ازم طلاق خواست‏

‏می‌دونم، می‌دونم، این شبیه...‏

‏انگیزه‌ست؟‏

‏دارم تلاش می‌کنم مطمئن شم سالمه، باشه؟‏

‏سر کار نرفته، به دوست‌هاش زنگ نزده‏

‏این رفتارش نیست؛ یه اتفاقی افتاده‏

‏عضو خانواده‌ی دیگه‌ای هست که پیشش مونده باشه؟‏

‏مادرش وقتی نوزاد بود رهاش کرد‏

‏پدرش هم اوایل بیست‌سالگیش مرد؛ فقط من رو داره‏

‏ببین، حق با تو بود؛ لیاقتش رو ندارم‏

‏اون... از هر نظر خوبیه که من نیستم‏

‏پس لطفاً کمکش کن‏

‏اگه نگران مایک و دزیره باشی‏

‏نه به درد من می‌خوری، نه جیمی‏

‏برو پیداش کن‏

‏من روی هر دو پرونده کار می‌کنم‏

‏ولی تمرکز هیچ‌کس دیگه‌ای نباید از جیمی برداشته بشه‏

‏دریل، نکن!‏

‏چی شده؟ اون چیه؟‏

‏این‌ها رو توی کیف مارگارت پیدا کردم‏

‏سوگندنامه‌ی پس‌گرفتن اظهاراته که گابی باید امضا کنه‏

‏دریل‏

‏مارگارت وقتی گوشی جیمی رو پیدا کردیم، این برگه‌ها رو‏

‏توی اتاقش پیدا کرد و مخفیشون کرد‏

‏صبر کن، لنا این‌ها رو گذاشته؟‏

‏مارگارت، چرا مخفیشون کردی؟‏

‏چون می‌دونستم گابی امضاش می‌کنه‏

‏و آزادی خودش رو با آزادی جیمی معامله می‌کنه‏

‏و این برای من قابل‌قبول نیست‏

‏لنا هنوز می‌خواد گابی حرفش رو‏

‏درباره‌ی ربوده شدنش به‌دست سِر پس بگیره‏

‏هنوز همه‌ی این کارها رو برای برادر روانیش می‌کنه‏

‏و پسر من مهره‌ی بازیه‏

‏گابی، چی شده؟‏

‏لنا می‌خواد اعتراف کنم من به سِر گفتم تو رو بدزده‏

‏و حتی در نوجوانی، مغز متفکر همه‌چیز بودم‏

‏بدون وقت قبلی ورود ممنوعه‏

‏خواهش می‌کنم، فقط بذارین با یه بازرس حرف بزنم‏

‏به پذیرش زنگ زدم، ولی قبول نکرد‏

‏به هشت مؤسسه‌ی دیگه رفتم و این آخرین امیدمه‏

‏به‌خاطر خدا، خواهش می‌کنم؛ دارم التماس می‌کنم‏

‏- خواهش می‌کنم‏ ‏- مشکلی هست، ارنی؟‏

‏نمی‌ره‏

‏گفتم بدون وقت قبلی‏

‏نمی‌تونم راهش بدم داخل‏ ‏- صبر کن، صبر کن‏

‏شما... شما اینجا بازرس هستین؟‏

‏خواهش می‌کنم، برای پیدا کردن پسرم کمک می‌خوام‏

‏خواهش می‌کنم‏

‏- اسمتون چیه؟‏ ‏- مارگارت، مارگارت رید‏

‏یه نفس عمیق بکش، مارگارت‏

‏پسرم جیمی گم شده‏

‏- چند وقته گم شده؟‏ ‏- یازده سال‏

‏می‌دونم، می‌دونم، ولی این فهرست مظنون‌هاست‏

‏و آدم‌های همیشگی ترمینال اتوبوس‏

‏همین‌طور کارمندهای ترمینال‏

‏که اون روز سر کار بودن‏

‏راهش بده داخل‏

‏ممنون، ارنی‏

‏لنا می‌گه اگه سوگندنامه رو امضا کنی‏

‏و تا پایان امروز تحویل دادستانی بدی‏

‏جیمی رو بدون آسیب آزاد می‌کنه؛ باورش کنیم؟‏

‏این دیوانگیه‏

‏نمی‌تونی تقصیر ربوده شدن من رو گردن بگیری‏

‏اصلاً کی باور می‌کنه تو در کودکی‏

‏توانایی همچین کاری داشتی؟‏ ‏- بچه نبود‏

‏نوجوان بود‏

‏و نوجوان‌هایی بابت کارهای بدتر زندانی شدن‏

‏بیست سال، سِر هیولای شخصی من بود‏

‏دیگه فقط برای من نیست‏

‏وارد زندگی تک‌تک شما شده‏

‏و تا من متوقفش نکنم، تموم نمی‌شه‏

‏گابی، من می‌تونم به سِر برسم و برای همیشه متوقفش کنم‏

‏نه، راه‌حل ساده‌ست‏

‏رأی می‌گیریم‏

‏همه‌ی اینجا حق دارن بگن این سند رو امضا کنم‏

‏که من رو متهم و عملاً سِر رو تبرئه می‌کنه‏

‏یا امضا نکنم و از راه دیگه‌ای جیمی رو پیدا کنیم‏

‏رأی خودم رو اول می‌دم؛ می‌گم بله، باید امضاش کنم‏

‏رأی من هم مثبته‏

‏هرطور بخوای پیش ببری، من پشتتم، گابی‏

‏ پس بله ‏ ‏- معلومه که بله‏

‏قطعاً نه‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left