Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E15 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ اسمش لارنس جانسونه ‏

‏وقتی سی‌ونه سال پیش گم شد، پنج سالش بود‏

‏ بهترین دوستش برادرش، آدام، بود ‏

‏مادرش بدون اینکه به جواب برسه، از این کشور رفت‏

‏می‌خوای حدس بزنی کارآگاه اصلی پرونده کی بود؟‏

‏پدرت‏

‏این بچه‌ها پدرت رو نابود می‌کنن‏

‏و میراث تو رو هم همین‌طور‏

‏خوبی؟ غرق فکر بودی‏

‏می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟‏

‏اوه. نه، چیزی نیست‏

‏پس درباره‌ی سِره‏

‏باشه، اصرار نمی‌کنم‏

‏خودم هم باید برگردم سر یه پرونده‌ی جدید‏

‏دفاعیه خودش ساخته نمی‌شه‏

‏فقط بدون من هستم‏

‏هر وقت خواستی حرف بزنی، باشه؟‏ ‏برنامه‌م رو خالی حساب کن‏

‏ممنون‏

‏ولی خوابش رو هم نمی‌بینم برنامه‌ت رو به‌هم بزنم‏

‏عجب‏

‏اگه بهتر نمی‌شناختمت‏

‏می‌گفتم زن‌های جاه‌طلب تحریک‌ت می‌کنن‏

‏نه، منظورم... منظورم این نبود‏

‏شوخی کردم‏

‏ولی برگردیم به سِر‏

‏راستش یه چیزی بود که می‌خواستم‏ ‏درباره‌ش باهات حرف بزنم‏

‏گوش می‌دم‏

‏اول تو‏

‏اِم...‏

‏هر دومون باید برگردیم سر کار‏

‏شاید فردا‏

‏هی، وایسا، وایسا. یه لحظه‏

‏خمیازه ممنوع‏

‏نیروی کمکی رسید‏

‏وای‏

‏باشه‏

‏فکر می‌کردم هنوز درگیر تنظیم پهپاد قدیمی‌تی‏

‏خب، از همین می‌فهمم به این خوراک نیاز داری‏

‏تا تمرکزت بیشتر بشه‏

‏داستان پهپاد مال دو ساعت پیش بود‏

‏خدای من، زیک، چرا نخوابیدی؟‏

‏چون برای دوام‌آوردن توی شب طولانی درس‌خوندن‏

‏به غذای مغز نیاز داری‏

‏ممنون‏

‏اِم...‏

‏ببخشید. خواب تو رو به‌هم می‌زنم‏

‏واقعاً... لازم نبود‏

‏نه لیس، بی‌خیال. فقط یه میان‌وعده‌ست‏

‏آره، اِم...‏

‏ولی فقط یه میان‌وعده نیست، می‌دونی؟‏

‏جدی می‌گم، زیک‏

‏من هنوز توی خونه‌ی تو چی‌کار می‌کنم؟‏

‏ضربه‌ی مغزی‌م خوب شده‏

‏سِر زندانه، کریستین مرده‏

‏خونه‌ای که مامانم برام پیدا کرده منتظرمه‏

‏و من اینجا حسابی حال‌وهوای تو رو خراب کردم‏

‏لازم نیست نگران حال‌وهوای من باشی‏

‏بی‌خیال‏

‏اگه من اینجا نبودم، تو و دوستت شلی...‏

‏من و شلی چیزی بینمون نیست‏

‏حرفم اینه که بابت‏

‏همه‌ی کارهایی که کردی ممنونم‏

‏ولی شاید وقتشه دیگه جا اشغال نکنم‏

‏فقط...‏

‏فکر کردم می‌تونم فراموش کنم، می‌دونی؟‏

‏ولی من...‏

‏نمی‌تونم اون هفت بچه‌ی گمشده رو از ذهنم بیرون کنم‏

‏دهه‌ها گذشته، ترنت‏

‏اگه اون بچه‌ها هنوز زنده و بزرگسال بودن‏

‏تا حالا خودشون پیداشون می‌شد‏

‏حتی اگه مرده باشن، گابی، خانواده‌هاشون‏ ‏حق دارن به جواب برسن‏

‏خودم هم به جواب نیاز دارم‏

‏اگه پدرم خطایی کرده، باید تاوان بده‏

‏ولی تنهایی از پسش برنمیام، گابی‏

‏می‌دونی اگه اداره بفهمه‏

‏دارم درباره‌ی یکی از خودشون تحقیق‏ ‏می‌کنم، چه بلایی سرم میارن؟‏

‏دو شرط‏

‏اول، قانون قطع ارتباط من با سِر سر جاش می‌مونه‏

‏معلومه‏

‏و دوم، شفافیت کامل‏

‏نه فقط با من، با تمام اعضای تیمم‏

‏فهمیدم‏

‏باشه‏

‏از حالا خودت رو موکل ما بدون‏

‏- ممنون‏ ‏- تشکر نکن‏

‏اگه سِر راست گفته باشه، چیزی که پیدا‏ ‏می‌کنیم همه‌چی رو عوض می‌کنه‏

‏نه فقط برای تو؛ برای خانواده‌ت و پلیس دی‌سی هم‏

‏باید بفهمم‏

‏باشه. بیگل، شیرینی، قهوه‏

‏اعلامیه‌ها هم چاپ شدن‏

‏مارگارت، دستمال‌ها کجان؟‏

‏- مارگارت‏ ‏- چی؟‏

‏دستمال‌ها؟‏

‏من... نمی‌دونم‏

‏آماده‌ای؟‏

‏این چیه؟ فهرست داوطلب‌ها؟‏

‏نه، صبر کن، صبر کن‏

‏مارگارت، این...‏

‏هلنا، جنت، رابرت؟‏

‏پدر و مادر من؟‏

‏خب، همه‌شون به کلید خونه دسترسی داشتن‏

‏فقط حرفم رو بشنو، باشه؟‏

‏قطار موردعلاقه‌ی جیمی بعد از ربوده‌شدنش ناپدید شد‏

‏یعنی آدم‌رباها حتماً کلید داشتن‏

‏نه، این رو نمی‌دونیم‏

‏ممکنه دخترها برداشته و گمش کرده باشن‏

‏یا خود جیمی برداشته باشه و تو یادت رفته‏

‏توی سوگ همیشه چیزها رو درست به یاد نمیاریم‏

‏می‌دونم که توی اتاقش دیدمش!‏

‏مارگارت، فقط یه لطفی کن و این رو پنهان کن‏

‏نصف آدم‌های این فهرست‏

‏همین الان دارن برای داوطلب‌شدن میان اینجا‏

‏همه‌مون داریم دنبال جیمی می‌گردیم‏

‏اونا دشمن نیستن‏

‏اِ... نمی‌خواستم یواشکی غافلگیرت کنم‏

‏فقط... می‌خواستم مطمئن بشم راحتی‏

‏پرونده حساسه‏

‏منطقه‌ی امن مخصوص جیمی؟‏

‏- خوبم‏ ‏- باشه‏

‏پس... یه کم دیگه می‌بینمت‏

‏واقعاً نمی‌تونی جلوی فضولی‌کردنت رو بگیری، نه؟‏

‏می‌دونی چیه؟‏

‏باشه‏

‏اوه‏

‏این رو تو کشیدی؟‏

‏چی؟ خیلی... خیلی قشنگه‏

‏واقعاً استعداد داری‏

‏خب، فکر کنم توی سیزده سال می‌شه خیلی چیزها یاد گرفت‏

‏فهمیدم. پس یکی این کار رو بهت یاد داده؟‏

‏- خب...‏ ‏- مارگارت، بهت نیاز داریم‏

‏وقتشه‏

‏از همه‌تون ممنون که این کار رو می‌کنید‏

‏و ممنون که محرمانه نگهش می‌دارید‏

‏برای اینکه در جریان باشید، هفت...‏

‏ عکسِ سمت چپ ‏

‏ لارنس جانسون پنج‌ساله‌ست ‏

‏همون بچه‌ای که توی مقاله‌ی ارسالی سِر به گابی بود‏

‏ گابی بلافاصله بعد از اینکه از سِر شنید ‏

‏ ازمون خواست بررسی اولیه رو شروع کنیم ‏

‏باشه، فکر کنم این شمایید‏

‏که باید من رو در جریان بذارید‏

‏لارنس تنها بچه‌ای بود که اسمش رو داشتیم‏

‏مادرش، دنیل، کمی بعد از گم‌شدنش‏

‏به هائیتی اخراج شد‏

‏متأسفانه سال ۱۹۸۷ مرد‏

‏بی‌اینکه هیچ‌وقت بفهمه چه بلایی سر پسرش اومد‏

‏صبر کن، یه برادر به اسم آدام داشت. از اون خبری هست؟‏

‏تا الان نه‏

‏طبق حرف سِر، همه‌ی این بچه‌ها‏

‏سال ۱۹۸۴ از جنوب‌شرقی دی‌سی ربوده شدن‏

‏ سالنامه‌ی همه‌ی مدرسه‌های ‏

‏ اون منطقه در اون سال رو گرفتیم ‏

‏ و تونستیم یه بچه‌ی دیگه رو شناسایی کنیم ‏

‏انریکو تئودورو، معروف به تدی‏

‏وقتی ده سالش بود ربوده شد‏

‏و هم‌مدرسه‌ای لارنس بود‏

‏ درباره‌ی بقیه هم ‏

‏ هنوز کوهی از سالنامه دارم که باید بررسی کنم ‏

‏باشه، همه دست‌به‌کار بشید‏

‏تا توی بررسی سالنامه‌ها به زیک کمک کنید‏

‏ترنت، با من بیا‏

‏باید خبرنگاری رو پیدا کنیم‏

‏که چهل سال پیش مقاله‌ی اصلی رو نوشته‏

‏جنت تایسون‏

‏هشتادویک سالشه و توی خانه سالمندان‏ ‏مریلند زندگی می‌کنه‏

‏اوه! ممنون‏

‏خیلی قویه، می‌دونید‏

‏خوش‌قیافه هم هست‏

‏بله. بله، هست‏

‏البته به خوش‌قیافگی شوهر مرحومم نیست‏

‏اون خیلی شیک‌پوش بود‏

‏حالا درباره‌ی کی سؤال دارید؟‏

‏یه پسربچه‏

‏لارنس جانسون‏

‏یادتونه؟‏

‏هیچ‌وقت صورت شیرینش رو فراموش نمی‌کنم‏

‏وقتی گم شد، درباره‌ش مقاله نوشتم‏

‏معمولاً درباره‌ی سیاست می‌نوشتم‏

‏ولی وقتی مادر لارنس اومد سراغم‏

‏می‌دونستم اگه من اون مقاله رو ننویسم‏

‏هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌نویسه‏

‏خانم تایسون، موقع نوشتن مقاله‏

‏با پلیس تماس گرفتید؟‏

‏معلومه. با بازپرس اصلی‌شون حرف زدم‏

‏اسمش چی بود؟‏

‏- جیمز ترنت‏ ‏- درست گفتید‏

‏حاضر نشد رسماً مصاحبه کنه‏

‏ولی تلویحاً گفت بچه‌های دیگه‌ای هم گم شدن‏

‏من هم همین رو توی مقاله نوشتم‏

‏اما سردبیرم حذفش کرد‏

‏و حاضر نشد مقاله‌ی بعدی‌م رو چاپ کنه‏

‏مقاله‌ی بعدی درباره‌ی چی بود؟‏

‏برادر لارنس، آدام‏

‏اِم...‏

‏صبر کنید، چی؟ آدام هم گم شد؟‏

‏آره. این خودشه‏

‏و سردبیرم مطمئن بود‏

‏مادرش برای فرار از اخراج دروغ می‌گه‏

‏اما من باهاش حرف زدم‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left