The first 200 lines.
mrs.flopy ترجمه از
"آنچه گذشت"
*قسمت یازدهم*
هنوز سر کاری
چی شده!؟
می شناسیش؟
دیروز یکی اومد دیدنت
خودشه؟
کت و شلوار پوشیده بود
خودشه!؟
شبیهشه
کیه!؟
چرا داری دنبالش میگردی؟
اینش مهم نیست،فقط بهم بگو کیه؟
!وکیل پارک- چرا اومده بود ملاقات تو؟-
درباره ی چی حرف زدید؟
چرا عصبانی هستی؟
اون کسیه که دونگ وو رو کشته
این عوضی مجرمه
...کاراگاه کیم بیرون منتظره
اگه درخواست پول کرده،پس حتما شاهده
فعلا که بیشتر بنظر میرسه مجرمه
کیه؟
نمی تونیم تضمین کنیم که آدمی که اومد دیدنم همونه
خودم مسئولیتش رو قبول میکنم فقط شماره و اسمش رو بهم بگو
اون داره فرار میکنه بخاطر همین منم شمارش رو نمیدونم
فرار؟
طی ورشکستگی ،پدرش به چین فرار کرده
مادرش هم مرگ مغزی شده و تو شرایط نابسامانیه
اون توسط نزول خور ها تهدید میشده
هیچ راه چاره ای نداشت جز اینکه بیاد پیش من
از کجا می شناسیش؟
زیاد نزدیک نیستیم
خیلی وقت پیش به پدرش مشاوره داده بودم
اون بدون اینکه زنگ بزنه اومد منم خیلی شوکه شده بودم
نمی فهمم
چی رو؟- اون میدونست که من اینجا کار میکنم-
چرا اومده اینجا برای مشاوره در حالی که خودش رو نشون داده؟
با عقل جور در نمی یاد
بخاطر همین احتمالا این ،اون آدم نیست
!تو گفتی که شبیه عکسه
!مطمئن نیستم
و حتی اگه همون آدم هم بوده
حتما براش مهم نبوده که دیده بشه
طبق چیزی که داری میگی،این قضیه مال قبل از درست شدن این عکسه
برام مهم نیست چی تو سرش میگذره،فقط می خوام پیداش کنم
اسمش چیه؟
اسم شرکت پدرش رو هم بگو
اسم کمپانی رو یادم نمی یاد
اون دیروز برای مشاوره اومده
اون وقت یادت رفته؟
ما برای 10 دقیقه حرف زدیم بعد خیلی ناگهانی رفت و برنگشت
وقتی داشتیم حرف میزدیم از اسم کمپانی چیزی نگفت
!مهم نیست چی بشه پیداش میکنم
فقط اسمش رو بهم بگو
...آروم باش و
فکر میکنی الان می تونم آروم باشم؟
اگه درباره ی سونگ هو بود هم همین رو میگفتی؟
می خوای بهش بگی اعتراف کنه چون فکر میکنی خودشه؟
اسمش چیه؟
!نمی تونی هیچ چیزی رو فقط با یه فرضیه اثبات کنی
!تو هیچ شاهد یا مدرکی نداری
!خودم حواسم هست
!اونم پسر یکی دیگس
چرا داری این کارو با من میکنی؟
!دارم برای خودت میگم
اون همین حالا تو یه عالمه دردسره
وضعیت روحیش ناپایداره
اگه بدون نقشه بهش نزدیک شی ممکنه تاثیر منفی داشته باشه
روحیه ی ناپایدار؟
چی داری میگی؟حتی سگها هم بهت میخندن
اگه اشتباهی یه آدم بیگناه رو مجرم بگیری
دردسر بزرگی میشه- پس فقط اسمش رو بهم بگو-
!چک میکنم ببینم اصلا به این قضیه ربط داره یا نه
!اگه اینجوری رفتار کنی،ممکنه فرصت رو از دست بدی
من پرس و جو میکنم و می فهمم،پس بسپرش به من
!نمی تونم اجازه بدم
!منم یه پدرم
!و خیلی خوب میدونم که چه دردی رو داری میکشی
دارم این کارو میکنم چون برام مهمه،پس هرکاری که میگم بکن
...من نمی خوام
دیگه از چیزی پشیمون بشم
تا الان
به خودم میگفتم باید بیشتر کار کنم برای دونگ وو
اما درست نبود،فقط داشتم فرار میکردم
با تمام قدرتم فرار میکردم تا از این خاطرات دردناک خلاص شم
ولی دیگه این کارو نمی کنم
دیگه نمی تونم- نمیزارم زیاد منتظر بمونی-
..حتی اگه فردا بتونم اطلاعاتی بدست بیارم
!وقتی ندارم
هر دقیقه و ثانیه برام ارزشمنده
میدونم که می خوای کمکم کنی
اما این چیزیه که خودم باید حواسم بهش باشه
چی گفت؟
این آدرس رو چک کن
اسمش کانگ هیون ووکه؟
آره
اون بخاطر نزول خورها داره فرار میکنه
تقریبا 30 سالشه
پیدا کردنش با این اطلاعات زیاد آسون نیست
منم خودم میگردم،ولی تو هم تمام تلاشت و بکن
از منشی بونگ هم کمک بخواه
باشه
اما چرا اومدید رئیس لی رو ببینید؟
داستانش طولانیه،بعدا بهت میگم
صبرکنید
...کاراگاه کیم
خیلی وقته منتظره
درسته
...وکیل پارک،من نمیدونم چیه ولی بهتره
که صحبت هاتون رو ضبط کنید
باشه
بیا تو
چی؟
تو دستگاه ضبط باش
بهت گفتم که مراقب باش
فکر میکنی که شک کرده؟
نمی دونم
اول برو تو
خب؟
تو اسم هیون ووک رو بهش دادی؟
چاره ی دیگه ای نداشتم
اما فقط با یه اسم پیدا کردنش آسون نیست
حتی اگه پیداش کنه،خیلی طول میکشه
باید قبل از اون هیون ووک رو پیدا کنم
تونستی با هیون ووک تماس بگیری؟
گوشیش خاموشه
خوب گوش کن چی می خوام بگم
حتی اگه پیداش هم بکنن،هیچ کاری نمی تونن بکنن
هیچ مدرکی باقی نمونده
اگه هیون ووک بهت زنگ زد،بهش بگو به من زنگ بزنه
مراقب باش
*دنبال این آدم میگردیم،برای پیدا کردنش جایزه میدیم*
!سونگ هو
دادستان کانگ کجاست؟
اون با گزارشگر جو داخل منتظرن
بخاطر همه چیز ممنونم
خواهش میکنم- بیا بریم داخل-
بزار بره
چرا؟
نقشه عوض شده
اون مجرم نیست؟
..حقیقت اینه که مجرم هیچ وقت خودش پول درخواست نمی کنه
اصلا با عقل جور در نمی یاد
فک کنم یه پا روانی باشه
باید هرچی هم که میشد همون موقع میگرفتیمش
اونوقت مثل من مست میکردی
منظورت شین یونگ جین از کمپانی هانگوکه؟
هنوز میتونستی شغل داشته باشی اگه درباره ی اون نبود
فراموشش کن
...حقیقت اینکه اون اومده شرکت
پس این معنی رو میده که می خواسته وکیل پارک رو ببینه
..به هرحال،اون حتما دودل بوده
که اول با اون تماش بگیره
تصادفا،مجرم پول بیشتری رو پیشنهاد داده
اونم نظرش رو عوض کرده،اینطوری قابل قبول تره
قضیه هر چی هم باشه،داری میگی اون یه شاهده و مجرم نیست؟
صد درصد مطمئنم
هیچ نظری ندارم که چرا همچین اتفاقی برای مادر مین گو افتاده
بعلاوه اینکه،اون یه آدم ساده و صادقه
...تو باهام تماس گرفتی
بعد از اینکه ازت خواسته مین گیو که گم شده رو پیدا کنی
...من هنوز دارم دنبالش میگردم،پس
حتما فکر های زیادی داری
ببخشید
چی داشتیم میگفتیم؟
داره میگه هنوز دنبال مین گیو میگرده
هر وقتی که بتونم دنبالش میگردم
اما هیچ کس نمیدونه محل تقریبی اون کجاست
ممکنه که مرده باشه
چرا داری دنبال کانگ هیون ووک میگردی؟
کانگ هیون ووک کیه دیگه؟
منظورتون مین گیوعه؟
فکر کنم منظورتون کانگ مین گیو بود که گم شده
درسته
بله،مین گیو
دلیلی داره که داری دنبالش میگردی؟
...پرونده ی
قتل فروشگاه امید رو یادت میاد؟
تو خوت تو محاکمه ی اول حضور داشتی
اما شنیدم که قبل از محاکمه ی دوم خودت رو کنار کشیدی
...داری میگی که
اون پرونده به مین گیو ربط داره؟
تقریبا 10 سال پیش
زمانیکه نسبت به جرم مواد مخدر سختگیری میشد
ما مین گیو رو دستگیر کردیم
اما یهو از ناکجا آباد
بحث درباره ی پرونده ی قتل فروشگاه امید رو پیش کشید
مجرم یکی دیگه بود
اما یکی دیگه مقصر شناخته شد و رفت زندان
!یه قانون برای پولدارهاست و یه قانون برای بدبخت ها
!اینقدر چرت و پرت نگو
چرت و پرت نمیگم
...من میدونم کی اون زن پیر رو کشت
توی فروشگاه امید
گفت که مجرم واقعی کی بوده؟
اون خواست یه نفر با مقام بالاتری رو ببینه
اما از اون موقع به بعد،دیگه به اون موضوع اشاره نکرد
به عبارت دیگه،یه نفر می خواست باهاش معامله کنه
خب بعد چه اتفاقی افتاد؟- من به ارشدم گزارش دادم-
No comments yet. Be the first to leave one.