The first 200 lines.
mrs.flopy ترجمه از
یه نفر جایی که دونگ وو مرده گل میزاره
کی هست؟- باید کسی باشه که دونگ وو رو کشته-
باید اون موقع خودم رو معرفی میکردم
ایندفعه دیکه ازدستش نمیدم حتما میگیرمش
یه دادستان جمهوریه کره شخصا به من زنگ زده
از اونجایی که تو بخاطر مقاله ی بزن در رویی سر زبون هایی نظرت چیه یه مقاله ی مخصوص برام بنویسی؟
بدون هیچ مدرکی تمومش کن هیچ ردی بجا نزار
خداروشکر،اون تو مراحل اولیه است
مبارزه ی طولانی خواهد بود باید خودت رو آماده کنی
من معتقدم که این خشونت مدرسه ای باید جدی بررسی بشه
کاری که جونگ وو کرده از روی بدخواهی بوده
تو مدرسه میبینمتون- قربان-
درخواست یه جلسه دیدار با اولیا شده- جونگ وو کجاست؟-
جونگ وو کجاست؟مدرسه است؟
فکر کنم...جونگ وو تنها بوده
اون هیچ دوستی نداشته
اگه قولت رو نگه داشته بودی
دونگ وو ...اینجوری نمرده بود
جونگ وو
من و تو..کسایی هستیم که دونگ وو رو کشته
بچم
...من خیلی ترسیده بودم
که نکنه از دستت بدم
مچکرم
ممنونم،پسرم
*قسمت هفتم*
یه پسر جوون به بقیه آسیب زده
مدرسه چطور می خواد رسیدگی کنه؟
جلسه رو شروع میکنیم
خانم ها آقایون،لطفا بشینید
این جلسه پیرامون بحث درباره ی اتفاقیه که اخیرا
به عنوان خشونت در مدرسه بین دانش آموزان رخ داده
به همین دلیل اینجا جمع شدیم
اول از همه،خانم معلم
....بطور خلاصه توضیح میده که چه- از اونجایی که همه میدونن،ازش میگذریم-
همچنین ما فهمیدیم که
این خشونتی نبوده که بیین دانش آموزان اتفاق افتاده باشه
بلکه خشونتی یک طرفه بوده از طرف دانش آموز حمله کننده
همینطور که میدونید،مدرسه ی ما
بیشترین آمار از فارق ااتحصیلان با نمرات عالی داشته
همچنین به عنوان یک مدرسه ی نمونه
که سه سال پی در پی مشکل خشونت نداشته الگوی دیگران بودیم
لطفا حرفی که داشتید میگفتید رو ادامه بدید
...به عنوان رئیس مدرسه،من خیلی ناامید شدم
که شهرت مدرسه به خطر افتاده
به عنوان یه تحصیل کرده،اعتقاد دارم که
بعضی اوقات،برای خشونت مدرسه ای ...باید تنبیه در نظر گرفته بشه
اعتقاد دارم که برای شهرت مدرسه نیازه
و محافظت از بچه های بیگناهمون
..برای اینکه وقتمون تلف نشه،الان من
خیلی مختصر و سریع چند سوال میپرسم
امیدوارم،دانش آموزان صادقانه جواب بدن
..لی سانگ هیون ...پارک جونگ وو
بدون هیچ دلیلی با یه سنگ زده تو سر دونگ گو
حقیقت داره؟
بله،درسته
کیم میونگ سو من شنیدم که شما در صحنه بودید
چیزی که سانگ هیون گفت حقیقت داره؟
بله- ...پس-
...دارید میگید که
جونگ وو بدون هیچ دلیلی از خشونت استفاده کرده،درسته؟
...خب،حقیقت اینه که
یه دلیلی هست
خیلی خب،بگو
راستش،میونگ سو چند وقت پیش ساعتش رو گم کرد
اما تو کیف جونگ وو پیدا شد
بله،و؟
من دیدم که جونگ وو گذاشت تو کیفش
منم به معلم گفتم
...خیلی اذیتم میکرد که درباره ی دوستم...،اما
!!دروغه
بهت فرصت حرف زدن میدیم،پس صبرکن
دونگ گو داره حقیقت رو میگه؟
بله
ساعت تو کیف تو پیدا شده و حتی شاهد هم هست
هنوز هم می خوای دروغ بگی؟
من ساعت رو ندزدیدم
کسی که دروغ میگه من نیستم
یکبار دیگه ازت میپرسم
...تو دونگ گو رو زدی
چون می خواستی بخاطر اتفاقی که افتاده بود،انتقام بگیری؟
نه،کاری که با دونگ گو کردم اشتباه بود،ولی
دونگ گو و سانگ هیون کسایی بودن که اول منو زدن
...بخاطر همین منم عصبانی شدم و
می خواستم بهت یه فرصت بدم
اما مثل اینکه تو نمیفهمی
نفهم کلمه ای نیست که به این راحتی ازش استفاده کرد
الان چی گفتید؟
دارم میگم این کلمه ای نیست که از دهن کسی که خودش رو تحصیل کرده میدونه بیرون بیاد
من فقط می خوام زود به حقیقت پی ببریم
...پایمال کردن اعتماد به نفس پسرم با این لفظ
فقط برای اینکه سریع به حقیقت برسید؟ این روش این مدرسه است برای رسیدن به حقیقت؟
حرف هاتون تموم شد؟
این تازه شروعشه
!بهتون وقت میدیم،اون موقع حرف بزنید
...اینجا دادگاه نیست و شما هم در جایگاه و و مقامی نیستید که دستور بدید
اینجا رو باش- آن دونگ گو-
!لی سانگ هیون
از شما دوتا واقعا ممنونم
...تمام دروغ ها و خشونتی که به جونگ وو نسبت دادید
...بهش اینو یاد داد که هیچ دوستی تو این دنیا وجود نداره
و باید بچرخه تا بچرخیم
این چیزیه که بهش یاد دادید
فکر میکنید دارید چیکار میکنید؟
و وقتی که یه دوست داره دست و پا میزنه
بهش یاد دادید که باید چشم هاش رو ببنده
وگرنه اون بجای دوستش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت
فکر کنم باید از معلم هم تشکر کنم
درسی هم که ایشون داد واقعا جای تامل داره
اون از شما کمک خواست ولی شما با خطاب کردن اون به عنوان حمله کننده
اون رو تو خطر انداختید و تبدیلش کردید به یک دزد
تحت هر شرایط اون ،نباید به معلمش اعتماد کنه
اینی که بهش یاد دادید تا مغز استخونش فرو رفت،واقعا ممنونم
!ببخشید،وکیل پارک- !هنوز تموم نشده-
....اصلا با عقل جور در میاد به کسی که
بیگناه کشته شده بگن بشین فکر کن که چرا کشتنت؟
چطور میتونید اینو جلوی اتاق مشاوره آویزون کنید
شما خجالت نمی کشید،شما افتخار میکردید که
مدرسه سه سال پی در پی خشونتی نداشته آیا این چیزیه که بهش افتخار کرد؟
این،این حقیقت این مدرسه است!؟
چیزی که تحصیل کرده ها فکر میکنن انجام دادن
پس،این کاملا اثبات میکنه که نباید به بزرگترها اعتماد کرد
برای چیزهایی که این مدرسه یاد میده
و برای کسایی که این دنیا رو دارن به عنوان یه بزرگسال میگذرونن
من باید حتی خیلی بیشتر هم بهش فکر کنم
بنظر میرسه ادامه دادن این جلسه برای امروز سخت باشه
شما گفتید نفهم؟
کی دقیقا نفهمه؟
سکوت کردن و آزار دادن قربانی کافی نبود
و تبدیل کردن اون از یه قربانی به متهم؟
اگرنه،متهم کسیه که مرتکب این عمل شده و فقط دوستش رو برای خنده اذیت میکرده؟
یا یه بچه ای بیچاره که از ترس کتک نخوردن یه گوشه می ایستاده؟
...یا نه،جونگ ووعه که
برای مقابله با خشونت از خشونت استفاده کرده؟
شما دارید رفتار جونگ وو رو توجیه میکنید؟
دارم میگم،همه چیز تقصیر خود ماست
وقتی بزرگترها اینقدر کثیفن،چطور بچه ها خوب باشن؟
...همینطور
...همینطور،از همه نفهم تر
خودم هستم
به عنوان یه وکیل
شغل من اینه که به داستان موکلم گوش کنم
اما من نتونستم دست پسرم رو بگیرم
و نتونستم به دردی که کشیده بود گوش کنم
پسرم تنها انتخابی که داشته استفاده از خشونت در مقابل خشونت بوده
به عنوان یه پدر
من خیلی خجالت زده و متاسفم
همینطور
من متاسفم
بچه ها هیچ وقت نباید کلمه ی نفهم رو بشنون
...بیشتر از منه مغرور،و حتی شما
...اونا خیلی بیگناهن
اونا باید جرائت داشته باشن که به اشتباهاتشون اعتراف کنن و درستش کنن چون اونا بچن
من برای کاری که پسرم کرده بهانه نمی یارم
من تنبیه رو قبول میکنیم
همینطور
شما بچه ها هم همینطور...باید بخاطر کاری که کردید...تنبیه بشید
داری بچه ها رو تهدید میکنی؟- ...من دارم-
درخواست یه تصمیم عادلانه رو از مدرسه خواستار میشم
ما هر تنبیه رو از صمیم قلب قبول میکنیم
...اما اگر ،دوباره با این حرکت هاتون به پسرم آسیب بزنید
نمیشینم و نگاه کنم
عزیزم
ول کن بیا بریم
متاسفم
بیا بریم
صبرکنید
همش تقصیر منه
...من کسیم که ساعتم رو شکوند
و من کسیم که ساعت رو گذاشت داخل کیف جونگ وو
من این کارو کردم چون ترسیده بودم که اگه کاری که دونگ گو گفته رو انجام ندم کتک بخورم
!تو اجازه نداری دروغ بگی
!من دروغ نمیگم
جونگ وو می خواست بهم کمک کنه بخاطر همین به معلم گفت
...اما اون دونگ گو و سانگ هو رو صداکرد تا جلوی ما توضیح بدن
بخاطر همین دونگ گو از جونگ وو متنفر شد
و همون موقع بود که دونگ گو و سانگ هیون شروع کردن به اذیت کردن جونگ وو
من هم...چون دونگ گو گفته بود اذیتش میکردم
جونگ داشت بجای من اذیت میشد
...چون دونگ گو پسره رئیسه
!فرقی نمیکرد حتی اگه به معلم هم میگفتیم
..جونگ وو فقط می خواست کمکم کنه
من از همه بدترم
متاسفم،جونگ وو
میونگ سو
من متاسفم
من خیلی متاسفم
نه...مچکرم که اینقدر شجاع بودی
خیلی ممنونم،میونگ سو
این جلسه پیرامون کاری که جونگ وو با دونگ گو کرده
...کاملا درباره ی خشونته
هیئت مدرسه امیدوارم تصمیم درستی بگیرن
همه چیز تقصیر منه
وقتی میونگ سو و جونگ وو اومدن پیش من
من خیلی در این مورد بی دقتی کردم
بخاطر این بود که من به جونگ وو اعتماد نداشتم
من خیلی متاسفم
الان وقت گفتن این حرف ها نیست
میدونم دارم از حد خودم میگذرم،ولی ...از اونجایی که شما پدر قربانی هستید،رئیس
No comments yet. Be the first to leave one.