Memory

Memory (기억)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

memory e12 540p
memory e12 720p
A Commentary by DLBR
با تشکر از 2pm_persian_ho_ttest و bia2kore7.ir

Tags

720p
720
Published on: 2016-04-27
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

mrs.flopyترجمه از

*آنچه گذشت*

*قسمت دوازدهم*

گیج شده بودم

اما یه چیزی مشخصه

تو یه چیزی داری که به من بگی

منظورت چیه؟

...چی می خواستی بهم بگی

...اما اینقدر شجاع نبودی که بگی

دوست دارم الان بشنوم

کانگ هیون ووک رو میشناسی

...شما دوتاتون

به یه دبستان و راهنمایی می رفتید

حتی وقتی اسم مدرسه ی هیون ووک رو شنیدم اصلا فکرم به سمت تو نرفت

...چون

اصلا فکر نمی کردم که تو هم به پرونده ی دونگ وو ربط داشته باشی

و حتی دلیلی هم وجود نداشت

...کسی که تو منو یادش مینداختی

دونگ وو بود

...دونگ وو

تو برام مثل دونگ وو بودی

!سونگ هو

...هیون ووک

بخاطر من مرد

اگه اون روز اعتراف کرده بودم

هیچ وقت نمی مرد

می تونست الان زنده باشه

نه،هیچ تماسی دریافت نکردم

سعی کردی به تلفنش زنگ بزنی؟

تلفنش رو جا گذاشته

فکر میکردم که نگران بشید

اما جای دیگه ای نبود که زنگ بزنم

متاسفم

اشکالی نداره

منم دنبالش میگردم

ممنون ،سون هوا

منظورت چیه که بخار تو مرده؟

اون دوست من بود

اما خیلی وقت بود با هم در تماس نبودیم

اما اخیرا خیلی ناگهانی بهم زنگ زد

و؟

بهم گفت که داره از دست نزول خورها فرار میکنه

اون شرایط سختی داشت

خیلی سخته

اما مطمئنم حل میشه

"پرونده ی بزن و در رویی فرشته ی زرد"

تو بودی،درسته؟

منظورت چیه؟

هی،یادت نمی یاد؟

تو اون موقع 16 سالت بود

...اومدی بیمارستان و

درحالی که گریه میکردی همه چیز رو بهم گفتی

اون موقع ازش شنیدم

...اون یه تصادف داشته

و فرار کرده

...و قربانی

دونگ وو بود

...من خیلی شوکه شده بودم

و ترسیده بودم

نمی دونستم چیکار کنم

...چرا باید

الان بهت اعتراف میکرد؟

اون گفت حس گناه داره میکشتش گفت می خواد راحت شه

...اون فقط

منو داشت که بهم اعتماد کنه

متاسفم،ولی نمی تونم رازت رو نگه دارم

ولی من به پول نیاز دارم

صبح بابات رو دیدم

و با خوشحالی قبول کرد که بهم پول قرض بده

عوضی

هی

باید حواست باشه چی میگی

تو آدم بده ای

...شنیدم که

اگه بچه رو همون موقع میبردی بیمارستان زنده می موند

می خوام خودم رو معرفی کنم

براوو

حالا همه می فهمن

جالب میشه

سعی کردم راضیش کنم تا خودش رو پاک کنه

اما از پدر و مادرش میترسید

....و

تو هم وقتی حقیقت رو فهمیدی ،می خواستی هیچی نگی؟

می خواستم حقیقت رو بهتون بگم

اما اصلا آسون نبود

و تو به این میگی بهونه؟

من تو رو مثل برادرزاده ام میدونستم و بهت اعتماد داشتم

...اما چطور تونستی

بعد از شنیدن حقیقت دهنت رو ببندی؟

می خواستم خودش اعتراف کنه

!اون وقتی دیده بچه هنوز زنده است بازم فرار کرده

...اگه دونگ وو

یکم زودتر به بیمارستان برده شده بود

الان زنده بود

متاسفم

نمی فهمم

...دسته گل های سر صحنه

و تلفنی که درخواست پول میکرد

برای یه آدم خیلی عجیبه که اینجوری متفاوت رفتار کنه

این کاری نیست که یه آدم با احساس گناه انجام بده

...بعلاوه،کسی که اصلا احساس گناه نمیکرد

یهو خودکشی کنه

اصلا با عقل جور در نمی یاد

بعلاوه،اون حتی تونسته دوربین های امنیتی رو پاک کنه

تنها کسایی که میتونستن کمکش کنن،والدینش هستن

...اما

والدینش قدرت انجام همچین کاری رو نداشتن

هیون ووک بیماریه اختلال دو قطبی داشت

...پس

حتما نتونسته احساسات خودش رو کنترل کنه

فکر کنم دوست هکرش بهش کمک کرده

قبلا درباره ی دوستش شنیده بودم

بهم گفته بود که یه دوست هکر داره

فکر کردم گفتی که اخیرا همدیگه رو دیدین پس چطوری اینقدر خوب دربارش میدونی؟

وقتی که اون شب دیدمش بهم گفت

پدرت می دونست که اون مظنون بزن و در رویی بوده؟

نه

اون نمیدونه

هیون ووک داشت زمان سختی رو با بدهی هاش میگذروند

بخاطر همین بهش پیشنهاد دادم برای مشاوره ی قانونی بره پیش پدرم

اما پدرم از پرونده ی دونگ وو خبری نداشت

چیزایی که داری بهم میگی حقیقت داره؟

جوابمو بده

بله

همش درسته

...من

خیلی متاسفم

دیگه خیلی دیره که برگردی

همونطور که گفتی

هیون ووک خودکشی نکرده

من دستور دادم

اگه این کارو نکرده بودم،این قضیه تموم نمی شد

اما گفتی کار تو نبوده

هیچ انتخاب دیگه ای نداشتم

!بهم گفتی کار تو نبوده

نمی خواستم بهت آسیب بزنم

پس باید تا آخرش بهم دروغ میگفتی

بخاطر تو کردم

!اینا همش دروغ و ریاست

برام مهم نیست که چی فکر میکنی

اما اینو یادت باشه

اگه تسلیم بشی،کل خانواده از هم میپاشه

دیگه همین حالا هم از هم پاشیده

...تو

و من هر دوتامون

ما فقط قاتلیم

گوش کن

...هیچ جای دیگه ای برامون نمونده که فرار کنیم

و حتی نمی تونیم به عقب برگردیم

احساس گناه رو فراموش کن و فقط به جلو حرکت کن

حتی فکر تسلیم شدن هم نکن

تو باید قوی باشی،سونگ هو

دارم از فضولی میمیرم

توش چیه؟

خوبه بازش کنم؟

ترسیدم

چی؟

*یونگ جو*

یونگ جو،سلام

احیانا ته سوک اونجاست؟

نمی تونم پیداش کنم

دارم جاهایی که ممکنه رفته باشه رو میگردم

اما دیگه نمی دونم باید چیکار کنم

*مهد کودک گووری*

ببخشید

نمی تونم دونگ وو رو تو کلاسش پیدا کنم،نمی دونید کجاست؟

دونگ وو- بله،پارک دونگ وو-

قول دادم که ببرمش،ولی یکم دیر کردم

کلاس ها یکم پیش تموم شدن

تو چه کلاسی بود؟

کلاس آفتاب گردون

ما کلاس آفتاب گردون نداریم

غیرممکنه،خودم دیروز صبح اوردمش اینجا

با مهد کودک دیگه ای اشتباه نگرفتید؟

...شما همون وکیلی نیستید که

تو تلویزیون میاد؟

...ببخشید

معذرت می خوام

دونگ وو

مامان،مامان

مامان،مامان

مامان- دونگ وو-

خیلی منتظر موندی؟

ببخشید بخاطر من اینقدر معطل شدی

...دیگه

هیچ وقت دیر نمی کنم

دونگ وو

دیگه معطلت نمی کنم

من میترسم،بابا

دیگه نگران نباش

بابا همین جاست

من میترسم ،بابا

هنوز شروع به خوندن نکردم

مطمئنم که شروع کردی

منتظر من بودی؟

داری خفه ام میکنی

اون روبه روی مدرسه منتظرت بود؟

آره،منو رسوند کلاس

نگفت بعدش کجا میره؟

گفت برمیگرده دفتر

More Farsi Persian subtitles for Memory

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left