Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E08 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ مامان! ‏

‏ مامان؟ ‏

‏ مامان! ‏

‏جیمی؟‏

‏من برمی‌دارم.‏

‏خدای من. آخ.‏

‏ـ خوبی؟‏ ‏ـ بذار برات یخ بیارم.‏

‏آره، خوبم. من...‏

‏خسته‌ام و حواسم نبود.‏

‏لازم نیست این‌قدر دورم بگردی.‏

‏توی عمرم هیچ‌کس منو متهم نکرده‏

‏که زیادی دور کسی می‌گردم.‏

‏ببخشید هنوز اینجام.‏

‏قصد نداشتم این‌قدر بمونم،‏

‏ولی بدون ایستگاه اتوبوس‏

‏شب‌ها خونه خودم بودن خیلی سخته.‏

‏خانه من خانه توست.‏

‏حالا که ایتن رفته، داشتن هم‌صحبت خوب بوده.‏

‏می‌خوای برسونمت دفتر؟‏

‏راستش، امروز صبح‏

‏با تیلور صبحانه می‌خورم.‏

‏تنها چیزیه که هنوز خرابش نکردم،‏

‏پس نمی‌خوام از دستش بدم.‏

‏خب، حمام خالیه،‏

‏اگه لازم داری دوش بگیری کاملاً در اختیارته.‏

‏اوه.‏

‏معلومه. من...‏

‏چطور گذاشتی این اتفاق بیفته، ترنت؟‏

‏می‌دونی زیک چقدر به وسایلش نیاز داره.‏

‏رگ حیاتشه.‏

‏ قانون رو شکسته. ‏

‏ هیچ کاری از دست من برنمیاد. ‏

‏ تازه، همه‌تون باید ممنون هم باشید. ‏

‏ اگه من نبودم، زیک الان پشت میله‌ها بود، ‏

‏ نه در امنیت خونه‌اش. ‏

‏امنیت؟‏

‏تا وقتی سِر بیرونه، هیچ‌کدوممون امن نیستیم.‏

‏ زیک خودش این بلا رو سر خودش آورد. ‏

‏باید بعداً زنگ بزنم.‏

‏خوبی؟‏

‏کمک می‌خوای؟‏

‏ـ اشکالی نداره.‏ ‏ـ دنبال من می‌گردی؟‏

‏خانم موزلی، اون بردش.‏

‏همون مرد بد.‏

‏مامانم رو برد.‏

‏بعدی منم.‏

‏اشکالی نداره. اینجا در امانی.‏

‏مامانم می‌گه هیچ‌وقت امن نیستیم.‏

‏تا وقتی اون بیرونه.‏

‏استیوی، اون کیه؟‏

‏اسمش کِینه.‏

‏سال‌هاست تعقیبمون می‌کنه.‏

‏برای همین مامانم ماشین کاروان خرید،‏

‏تا دائم جابه‌جا بشیم.‏

‏گفت اگه بفهمه کجاییم، بهمون صدمه می‌زنه.‏

‏تا حالا کین رو دیدی؟‏

‏چند روز پیش برای اولین بار دیدمش.‏

‏مامانم بیرون سرِ یه مرد داد می‌زد‏

‏و می‌گفت بره.‏

‏نگفت کیه، ولی گفت باید همین الان راه بیفتیم.‏

‏ولی نرفتید؟‏

‏فرداش تولد بهترین دوستم بود.‏

‏چون همیشه در حال رفت‌وآمدیم سخت دوست پیدا می‌کنم.‏

‏برای همین ازش خواستم فقط یه روز دیگه بمونیم،‏

‏ولی مامانم گفت نه.‏

‏پس یواشکی رفتم بیرون.‏

‏و پیش دوستم موندم.‏

‏وقتی امروز صبح برگشتم...‏

‏مامانت، اولیویا، ناپدید شده بود.‏

‏این رو روی زمین کنار کاروان پیدا کردم.‏

‏می‌دونستم مردی که سرش داد زده حتماً کینه.‏

‏برگشته بود دنبالش.‏

‏می‌دونی توی دوربین فیلم‌برداری چیه؟‏

‏نه، خراب شده.‏

‏اجازه می‌دی یه نگاه بندازیم؟‏

‏دلیلی داشت که به‌جای پلیس اومدی پیش ما؟‏

‏مامانم گفت اگه اتفاقی براش افتاد برم موزلی و شرکا.‏

‏گفت شما کمکم می‌کنید.‏

‏و می‌کنیم.‏

‏ ببخشید دیر کردم. ‏

‏پلیس واشنگتن تجهیزاتت رو ضبط کرده.‏

‏الان چطور اینجایی؟‏

‏ موبایل، اینترنت، ارسال یک‌شبه و تمام؛ ‏

‏ دوباره برگشتم سرِ کار. ‏ ‏ـ فکر کردی شوخیه؟‏

‏پلیس واشنگتن می‌خواد بندازت زندان.‏

‏ گابی، نمی‌فهمن. از تجهیزات خارج از بازار ‏

‏ روی یه شبکه مشِ امن استفاده می‌کنم. ‏

‏ خلاصه، من اون‌ها رو می‌بینم، ‏ ‏ ولی اون‌ها هیچ‌وقت منو نمی‌بینن. ‏

‏ بابام و وکیل‌هاش دارن ‏

‏ بقیه این خراب‌کاری رو جمع می‌کنن. ‏

‏اگه نتونه چی؟‏

‏ ببین، این از من بزرگ‌تره. ‏

‏ باید نامه‌ای رو که سِر برای گابی فرستاده پیدا کنیم. ‏

‏ پلیس توقیفش کرده، پس حتماً ‏

‏ یه جایی توی پایگاه داده‌شونه. ‏

‏هیچ‌چیزی مهم‌تر از این نیست‏

‏که تو زندان نیفتی.‏

‏الان باید روی استیوی‏

‏و پیدا کردن مادر بیچاره‌اش تمرکز کنیم.‏

‏زیک، خواهش می‌کنم درباره پلیس واشنگتن‏

‏سرت رو پایین نگه دار.‏

‏ایتن. سلام.‏

‏داشتم می‌رفتم تیلور رو ببینم.‏

‏فقط اومدم حالت رو بپرسم.‏

‏دان بهت زنگ زد.‏

‏بله، ولی اومدم چون‏

‏به‌عنوان یه دوست نگرانت بودم.‏

‏نبودن توی ایستگاه اتوبوس سخت بوده.‏

‏و باعث شده یه‌سری چیزها‏

‏از روز ناپدید شدن جیمی برگرده و...‏

‏چیزهایی که خیلی تلاش کردم یادم نیاد.‏

‏می‌تونی... کمکم کنی یادم نیاد؟‏

‏مارگارت، شاید این خاطره‌ها دارن بالا میان‏

‏چون باید باهاشون روبه‌رو بشی.‏

‏نه، نمی‌تونم. الان نه.‏

‏خواهش می‌کنم، ایتن؟‏

‏باشه.‏

‏بشین.‏

‏برای اولیویا گزارش مفقودی ثبت شده.‏

‏یک ساعت پیش یکی از دوست‌هاش توی پارک کاروان تماس گرفته.‏

‏استیوی گفت پدرش توی تصادف ماشین فوت کرده،‏

‏و بقیه فامیل‌ها هم مرده‌ان، یعنی...‏

‏اولین تماس پلیس واشنگتن‏

‏با خدمات حمایت از کودکان خواهد بود.‏

‏حالا می‌فهمم چرا اولیویا به استیوی گفته بیاد اینجا.‏

‏باید قبل از اینکه سروکله‌شون دم در پیدا بشه،‏ ‏سریع عمل کنیم.‏

‏از شبکه‌های اجتماعی‌ای که بهمون داده شروع کنیم.‏

‏و همین دیروز یه پرونده کامل از این کین می‌خوام.‏

‏ انگار اولیویا ترجیح می‌داده دور از سیستم زندگی کنه. ‏

‏ نه موبایل داشته، نه هیچ‌چیز دیگه. ‏

‏ حتی نمی‌دونسته استیوی عکس دوتایی‌شون رو ‏

‏ توی اینترنت گذاشته؛ و تا جایی که می‌بینم، ‏

‏ همین تنها ردپای دیجیتال اولیویاست. ‏

‏انگار از هم جداشدنی نیستن.‏

‏با توجه به شرایط، استیوی قدرت فوق‌العاده‌ای نشون می‌ده.‏

‏صبر کن. مرکز اسپا؟‏

‏همون مرکز درمان‌های کل‌نگره‏

‏که استیوی گفت مامانش اونجا کار می‌کنه.‏

‏یه لحظه.‏

‏یه چیزی از دوربین پیدا کردم.‏

‏ اون بیرونه. ‏

‏ می‌بینمت، کین! ‏

‏ گورت رو از من و دخترم گم کن! ‏

‏ کمک! ‏

‏زیک، می‌تونی کیفیت تصویر رو بهتر کنی؟‏

‏ دارم انجام می‌دم. ‏

‏اولیویا در خطره.‏

‏باید بفهمیم آدم توی این فیلم کیه.‏

‏باید پیداش کنیم.‏

‏پیداش نمی‌کنید، چون اصلاً وجود خارجی نداره.‏

‏اولیویا ژائو یه روحه.‏

‏کارآگاه ترنت دیگه اجازه نداره‏

‏هر وقت دلش خواست وارد بشه.‏

‏زیک داره از تجهیزات استفاده می‌کنه، مگه نه؟‏

‏نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.‏

‏بعد از کاری که باهاش کردی، تا صدات نکردیم‏

‏مثل همه مهمان‌ها توی لابی منتظر می‌مونی.‏

‏من برای استیوی اومدم.‏

‏می‌دونم دختر فرد گمشده ماست.‏

‏و چون اولیویا اسم واقعیش نیست،‏

‏شاید استیوی بتونه کمی درباره هویت مادرش‏

‏روشنمون کنه.‏

‏یادتون بندازم این پرونده پلیس هم هست؟‏

‏و استیوی یه خردساله که الان سرپرست نداره.‏

‏ـ باید ببرمش...‏ ‏ـ خدمات حمایت از کودکان رو بیاری.‏

‏بله، روال رو می‌دونیم، ترنت،‏

‏همون‌طور که تو می‌دونی تصمیم بدیه.‏

‏فقط وضعیت روحی استیوی رو بدتر می‌کنه.‏

‏تنها کسی که داره مامانشه.‏

‏حداقل بذار اول تلاش کنیم اولیویا رو پیدا کنیم.‏

‏نمی‌تونم اینجا ولش کنم.‏

‏هر جای دیگه ببریش فرار می‌کنه،‏

‏قول می‌دم.‏

‏باشه.‏

‏می‌تونم خدمات حمایت از کودکان رو ۲۴ ساعت عقب بندازم.‏

‏نه بیشتر. ولی با هم روی پرونده کار می‌کنیم.‏

‏باشه.‏

‏گفتی اولیویا هیچ سابقه‌ای نداره.‏

‏ممکنه تحت برنامه حفاظت از شهود باشه؟‏

‏ببینم چی می‌تونم بفهمم.‏

‏الان حکم بازرسی کاروانش رو دارم.‏

‏دارم می‌رم اونجا.‏

‏همراه میای یا بعداً خودت‏

‏یواشکی وارد می‌شی؟‏

‏همون‌جا می‌بینمت.‏

‏باید این رو ببینید.‏

‏ تونستم تصویر دوربین رو واضح‌تر کنم ‏

‏ و یه چیزی پیدا کردم. ‏

‏استیوی کجاست؟‏

‏دستشوییه.‏

‏این باید کین باشه.‏

‏ممکنه، ولی برای شناسایی زیادی تاره.‏

‏زیک، می‌تونی تصویر رو واضح‌تر کنی؟‏

‏من توی کاروان ترنت رو می‌بینم،‏

‏پس مطمئن می‌شم این تصویر رو ببینه.‏

‏دان، لیسی، با رئیس و همکارهای اولیویا‏

‏توی مرکز درمان‌های کل‌نگر حرف بزنید.‏

‏شاید چیزی درباره گذشته‌اش بدونن‏

‏که کمک کنه هویت واقعیش رو پیدا کنیم.‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left