Doc

Doc

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Doc S02E20 720p 10bit WEBRip x265 HEVC
A Commentary by maetm41
Not AI Translation

Tags

webdl
Published on: 2026-05-25
Downloads: 14
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫دکتر لارسن تصـادف کرده بود، و ‫هشت سال گذشته رو به یاد نداره.

‫آنچه گذشت

‫- اجازه بده بخش ‫داخلی را اداره کنم.

‫- برگشت به ریشه‌هایت.

‫قبول که برای حل مشکلاتت با مایکل به زمان نیاز داری، ‫اما وقتی شرایط ...

‫وقتی شرایط برعکس می‌شه، تو ‫برای گفتن حقیقت به من مشکل داری.

‫ تأخیر در تصمیم گیری، مدت هاست ‫که به مراقبت از او آسیب زده.

‫لازم نیست به من بگی ‫که سیستم خرابه.

‫چقدر پردنیزون لازم داری تا ‫یک شیفت کاری را بگذرونی؟

‫چند هفته دیگر از پا درمیای.

‫وقتش رسیده که از بزرگی خودت برای ‫بیرون کشیدن بزرگی از بقیه استفاده کنی.

‫دلم برات تنگ میشه.

‫ببخشید

‫این پسر عاشق خوابه.

‫- اوه،اینجا رو ببین.

‫هی، می‌تونم بغلت کنم؟

‫اوه خدای من، این ‫خیلی خوشمزه است.

‫ایتان متاسف شد از اینکه تو رو ندید ، ‫یه جلسه خیلی زود داشت.

‫خب، رابی مهمترین چیزه، مگه نه؟

‫چه خبر شده که مدرسه رو تعطیل کردن؟

‫سال نو قمری است.

‫اوه، خب.

‫مادربزرگ به تمام ‫دنیا سـفر کرده.

‫می‌دونی،احتمالاً می‌تونه به تو یاد بده، ‫که به 50 تا زبون سلام کنی

‫۶۷تا، اما کی می‌تونه بشمره؟

‫حدود ساعت شش برمی‌گردم.

‫برای این کار خیلی ازت ممنونم.

‫- شوخی می‌کنی؟ برام بهتره هرچه بیشتر ‫بتونم با این مرد کوچک وقت بگذرونم،

‫اوه.

‫برایت دونات آوردم،

‫بابات گفت خیلی دوست داری.

‫ممنون، مادربزرگ.

‫جوآن، حالت خوبه؟

‫خوبم.

‫رابی، چرا بالا نمی‌روی؟

‫اوه خدای من.

‫مادربزرگ!

‫جوآن؟

‫مادربزرگ!

‫صبح بخیر به همه.

‫صبح بخیر.

‫ همه ما باید یک جور با این مسئله کنار بیائیم.‬

‫دکتر ریدلی قطعاً جا پای ‫بزرگی از خودش به جا گذاشته،

‫و می‌دونم که تغییرات مدیریتی در طول ‫سال گذشته احتمالاً بی‌ثبات کننده بوده.

‫به دلایل بسیار من می‌خواستم ‫فعالیت پزشکی رو دوباره شروع کنم

‫اما می‌خوام به روشنی دلیل اینکه ‫خواستم روی اون صندلی بنشینم را بیان کنم.‬

‫در سال گذشته به ‫عنوان مدیر پزشکی شما،

‫دیدم که هر کسی که در این اتاق ‫ایستاده، چه توانایی‌هایی داره.

‫دکتر میلر.

‫بارها و بارها، شما سربلند بیرون آمدید.‬

‫ما یک زن ۶۲ ساله با ‫نارسایی تنفسی ...

‫... ناشی از عوارض سندرم ‫میلو دیسپلاستیک مزمن داریم.

‫دارم میام.

‫من فقط اینجا نیستم ‫تا شما رو رهبری کنم،

‫می‌خوهم به شما بپیوندم و ‫کمک کنم آنچه رو که از قبل...

‫... خیلی خوب انجام می‌دادید، ‫بهتر انجام بدید.

‫یه مسئله، یه مشکل یا یه پیشنهاد...

‫... درِ اتاق من همیشه بازه.

‫قبل از اینکه بریم، ‫چند تبریک لازمه گفته شه.

‫در دو هفته، دکتر میترا

‫و دکتر لارسن جانشین ‫دکتر هلر بعنوان رزیدنت ارشد خواهند شد.

‫همچنین به دوره جدید کارآموزانمان ‫ خوش‌آمد می‌گیم.‬

‫اوه، حالا، اگر شما هر دو

‫می‌توانید برای لحظه‌ای ‫با دکتر هلر بمانید.

‫و بقیه شما، کارتون ‫رو خوب انجام بدید.

‫می‌خوام دستیاران ارشد مون ‫ قبل از اینکه دوره ...

‫فلوشیپ اطفال خودت رو شروع کنی، ‫تو رو دنبال کنن.‬

‫امروز صبح رو با دکتر میترا شروع کنید

‫و سپس روزها رو ‫به تناوب انجام بدید.

‫بله. برنامۀ خوبیه

‫عالیه

‫کار بزرگی بود.

‫خب، یا این بود یا یه کاپشن چرمی ‫و موتور سیکلت.‬

‫جوآن در اورژانسه.

‫تکنسین اورژانس گفت که ‫به شدت تنگی نفس داشته،

‫احتمالاً افیوژن پلورال دوطرفه.

‫پس او هیپوکسیکه؟

‫تنفسش با ماسک بهتر شده، ‫اما فشار خونش پایینــه.

‫بیایید نوراپی MAP ‫رو بالای ۶۵ نگه داریم.

‫نه، ریچارد، این جواب نمیده.

‫- ببخشید؟ ‫- اون پردنیزون مصرف می‌کنه.

‫۳۰ میلی‌گرم و مصرفش رو کم کرده ‫پروندش را خوندم.

‫نه، پرونده‌اش اشتباهه، او ‫خیلی بیشتر از این مصرف می‌کرده.

‫من از اون برای گذراندن ‫جراحی استفاده می‌کردم.

‫تو از این موضوع خبر داشتی؟

‫چقدر مصرف می‌کرده؟

‫دو برابرش.

‫سه برابر برای گذروندن...

‫آزمایش ‪Ex vivo‬ ‫(مطالعات بیولوژیکی شامل بافت‌ها، ‫ اندام‌ها یا سلول‌هایی که در شرایط آزمایشگاهی نگهداری می‌شوند.‬)

‫تولید کورتیزول طبیعی ‫من باید از بین رفته باشه.

‫باشه.

‫لوسی 100 میلی‌گرم بلوس هیدروکورتیزون ‫ قبل از وازوپرسورها تزریق کنید.‬

‫و یک آزمایش کامل خون بگیرید.

‫ اگه به چیزی نیاز داشته باشی، ‫ما همه اینجائیم، جوآن.

‫باید به ایتان زنگ بزنم؟

‫اون در راهه.

‫امی، باید به خاطر داشته باشی، ‫من یه DNR دارم.(عدم اقدام به احیاء)

‫جوآن، نه، ما نزدیک به اون نیستیم.

‫هیس.

‫- صبح بخیر، دکتر واکر. ‫- صبح بخیر، والتر.

‫موشک ما چطوره؟

‫نمی‌تونم برای پرتاب کردنش ‫صبر کنم.

‫فکر می‌کنی بتونم ‫امروز بروم؟

‫باید معاینه‌ات کنم،تا کاملاً خوب نشدی، ‫نمی‌تونم بگذارم بری

‫واقعاً می‌خوام موشکم رو ‫به بچه‌های خانه نشون بدم.

‫حدس می‌زنم.

‫به نظر می‌رسه اون ممکنه ‫واقعاً به فضا بره.

‫تا حالا با بچه‌هات ‫موشک پرتاب کردی؟

‫من یکیش هم ندارم.

‫واقعاً؟

‫وقتی جونتر بودم ‫بهش فکر کردم،

‫اما تصمیم گرفتم راه ‫دیگه‌ای رو انتخاب کنم.

‫منظورت چیه؟

‫خب، پدر و مادر بودن ‫یک تعهد بزرگی ـه.

‫اما این در مورد دوست، خواهر،

‫عمه، مخصوصاً پزشک ‫بودن نیز صدق می‌کنه.

‫در نهایت، فهمیدم ‫اگه بهترینه خودم رو

‫به تموم اون چیزای دیگه بدم، ‫برای من کافیـه.

‫- تو یه دکتر عالی هستی. ‫- هوم

‫همینطوره، رفیق.

‫ببخشید دیر کردم، حالش چطوره؟

‫خُب، تنفسش خیلی بهتره.

‫بیایید به اون زانوها نگاهی بندازیم.

‫اوه.

‫چند وقته که پات ‫اینطوری حرکت می‌کنه؟

‫همیشه با آرتریت ‫روماتوئید من اتفاق می‌افته.

‫الان با دارویی که مصرف می‌کنی، ‫نباید اینطوری باشه.

‫بله، سی‌تی‌ سفارش می‌دهم.

‫خُب، این خوب نیست؟

‫باید ببینیم چه خبره

‫اما حلش می‌کنیم.

‫وقتشه که مددکار اجتماعیت رو پیدا کنیم.

‫باز هم؟

‫بی‌ثباتی آتلانتواکسیال در این حد، ‫به سرعت پیشرفت می‌کنه.

‫باید الان عمل کنیم.

‫موافقت سرپرستش رو نداریم.

‫خب، مهره هایC1 و C2 ‫ روی نخاعش فشار میاره.

‫منتظر چی هستید؟

‫مددکار اجتماعیش گفت که هر ‫تصمیمی بگیریم، امضا می‌کنه

‫اما نمی‌خواد درگیر جزئیات بشه.

‫خُب، این کار رو سخت می‌کنه،

‫چون ما دو گزینه جراحی پر خطر ...

‫... با ریسک بالا داریم

‫گردن رو باز می‌کنیم، تا برسیم به مهره،

‫و مستقیماً پلاتین ‫رو قرار میدیم.

‫اما بایدنگران آسیب ‫شریانی یا نخاعی هم باشی

‫سکته مغزی،عفونت، آسیب به نخاع ‫رو هم باید بهش اضافه کرد.

‫به علاوه، او هنوز از التهاب ‫ریه در حال بهبودیه.

‫قطعاً جای نگرانیه.

‫و گزینه دوم فیوژن ‫با حداقل تهاجمه؟

‫آسیب کمتر و بهبودی آسان‌تر.

‫اما برای هدایت کار به ‫سی‌تی‌اسکن متکی هستیم؟‬

‫آره، ممکنه شش ماه یا یک سال ‫دیگه لازم بشه دوباره عمل بشه.

‫تصمیم با خودته، جینا.

‫آیا از خون جوآن ریدلی ‫چیزی باقی مانده است؟

‫بله، باید مقداری ‫اضافه داشته باشیم.

‫می‌تونی یک ‫بتا-دی-گلوکان انجام بدهی؟

‫تمام کشت‌هاش منفی برگشتن.

‫دنبال چی هستی؟

‫می‌خواهم عفونت ‫قارچی مهاجم را رد کنم.

‫چیزی در بافت اندوتلیال.

‫ردیفش می‌کنم.

‫وقتی انجامش دادی،

‫می‌تونی نتایج رو ‫مستقیماً به من بدی؟

‫اینجا نوشته پزشک معالج دکتر میلر .

‫بله.

‫من به این نیاز دارم، کارین.

‫لطفاً.

‫حتماً.

‫هی، اوضاع چطوره؟

‫سلام.

‫من تو مدرسه هستم، ‫ظاهراً میا دعوا کرده.

‫حدس می‌زنم، با لوگان؟

‫فرصت نکردم در ‫موردش باهاش حرف بزنم،

‫اما فکر کردم باید با ‫هم این کار رو بکنیم.

‫می‌تونم بیارمش بیمارستان؟ ‫خیلی طول نمی‌کشه.

‫- آره، آره، البته.

‫آره، من اینجام.

‫خودکشی کرد، جینا.

‫تمام اون دفعاتی که التماسش کردم ‫سیگار رو ترک کنه.

‫فشار خونش خیلی بالا بود،

‫فقط مسئله زمان بود.

‫نمی‌توانی هی به این فکر کنی که چه چیزایی ‫می‌تونه متفاوت باشه. فهمیدی؟‬ خُب

‫باشه؟

‫منظورت اینه که دقتش ‫با این پروتز کمتره؟

‫و احتمال جابجایی پیچ خیلی زیاده.

‫برای نخاع در مهره‌های C1-C2، ‫می‌تونه خیلی جدی باشه.

‫- هر دو ریسک دارن.

‫جراحی فیوژن با حداقل ‫تهاجم رو انجام بده.

‫میرم به والتر توضیح بدم.

‫پس...

‫من به لوکمی فول بلون مبتلا شدم.

‫می‌تونم ببینم؟

‫بنظرم مصرف استروئید بطور غیرعادی

‫تعداد گلبول‌های سفید خونت رو بالا بردن،

‫و شدت نفوذ بیماری به مغز ‫استخوان رو پنهان کردن،

‫با دکتر رز صحبت کردم، ‫اونم هم تأیید کرده.

‫حالا اگه این روند کنترل نشه، ‫بیماری سریع پیشرفت می‌کنه.‬

‫پس، ما می‌خوایم شیمی‌درمانی ‫القایی رو شروع کنیم،

‫که می‌تونه چند ماه اضافی ‫برات داشته باشه

More Farsi Persian subtitles for Doc

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left