The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
هنوز از مارگارت خبری نیست؟
نه، دارم نگران میشم. امروز صبح آشفته بود
اگه جیمی زود تماس نگیره یا پیداش نشه
نمیدونم چهکار میکنه
هیچ ذره مدرکی هیچجا نیست
نه تار مو، نه بزاق، هیچی
هرکی پیتر رو آورده این پایین، ردش رو کامل پاک کرده
مطمئنی جیمی
دیشب به متل برنگشته؟
تمام شب کشیک دادم. پسره اصلاً نیومد
گابی، اگه جیمی پیتر رو گذاشته توی زیرزمینت
مشکل بزرگی داری
تهسیگارها ثابت میکنن اینجا بوده
ولی هیچچیز دیگهای ثابت نمیکنه
مدرک بیشتری لازم داریم
باید ثابت کنیم اینجا چیکار میکرده
محض رضای خدا، باید ثابت کنیم اصلاً کیه
نتیجهی دیانای چرا اینقدر طول کشیده؟
دفعهی پیش سهمیهی تسریع پروندهم رو مصرف کردم
ولی به رفیقم توی افبیآی فشار میارم
ببینم میتونه دوباره اولویتها رو عوض کنه
و نتیجه رو جلو بندازه
نمیتونی فقط یه واحد بفرستی دنبال جیمی؟
- مارگارت - خواهش میکنم
همهجا رو گشتم. خواهش میکنم!
ممکنه جیمی مخفی شده باشه، نه گم؟
چرا باید مخفی بشه؟
دیشب چند تهسیگار
جلوی خونهی گابی پیدا شد
«رد لوکس»، برند جیمی
ممکنه جیمی پیتر رو توی زیرزمین گابی گذاشته باشه
جدی میگی؟ جیمی آدمربا نیست
شاید فقط رفته با گابی حرف بزنه
پس چرا گابی اینو بهم نگفت؟
گابی داره همهی توضیحهای ممکن دیگه رو بررسی میکنه
میخواد قبل از اینکه...
بهت صدمه بزنه، کاملاً مطمئن بشه
ببخشید
میدونم آخرین بار جیمی کجا دیده شده
میدونم دیشب اومد دیدنت
به پسرم چی گفتی؟
از دیدنت خوشحالم، مارگارت
جواب سؤال رو بده
داری از هم میپاشی، مگه نه؟
اگه حتی ذرهای انسانیت توت مونده
میگی تو و جیمی دربارهی چی حرف زدید
برای تو کشیدن خط بین خوب و بد آسونه
برای همین وقتی دربارهی من فهمیدی
بیهیچ تردیدی به گابریل پشت کردی
ولی گاهی خوب و بد میتونن کنار هم باشن
جیمی اینو میفهمه
برای همین اومد من رو ببینه
تو هیچ غلطی دربارهی من یا پسرم نمیدونی
میدونم سیزده سال دور بوده
حتی تو هم باید قبول کنی یه جایی
خودش انتخاب کرده دور بمونه
واضحه کسی رو پیدا کرده بود
که حاضر بوده عشقی رو که حقش بوده بهش بده
این دروغها رو به جیمی گفتی؟
با کمال میل هرچی میخوای بدونی میگم
اگه گابریل رو بیاری دیدنم
- اونجا چی شد؟ - داره موکلم رو آزار میده
ببین، نمیخوام بینمون
یه مشت دعوای بیهوده راه بیفته
ولی اگه گابی دست از فرستادن آدمها
برای وادارکردن موکلم به قبول توافق برنداره
به مشکل میخوریم - موضوع این نبود
موکلت با این ملاقات موافقت کرد
من... باید برم. ببخشید
از این متنفرم که روبهروی همیم
این انتخاب خودت بود، هدر
مارک، صبر کن. دلم برات تنگ شده
هنوز برای ما دیر نشده
هنوز میتونی نظرت رو
دربارهی وکالت سِر عوض کنی
باید برگردم داخل
بعداً برای نوشیدنی همدیگه رو ببینیم؟ حرف بزنیم؟
هی گابی، هنوز خبری از جیمی نیست
سعی کردم گوشیش رو ردیابی کنم
ولی حتماً خاموشه
باشه، بگرد
باید پیداش کنیم - باشه
مارگارت، خوبی؟
موضوع جیمیه؟
سِر... رفتم دیدنش
- چرا این کار رو کردی؟ - بهش میرسم، ولی...
گابی موزلی؟
من گابی موزلیام
میدونم کی هستی
من رو یادت میاد؟
مونتگمری کلارک
چرا اینجایی؟ فکر میکردم زندانیای
«مونتی» صدام کن
سه سال زندان بودم
چون بعد از اینکه پسرم رو ازم دزدیدی، تو فرستادیم اونجا
پسرت رو یادت هست، خانم موزلی؟
- معلومه که یادمه - گابی، این کیه؟
سه ساله جیلن رو ندیدم
و حالا گم شده
تقصیر تو بود که از اول از دستش دادم
پس کمکم میکنی پسش بگیرم
نگران نباش، گابی
دارم به پلیس زنگ میزنم - اون کیه؟
- نه - نه! پلیس نه
این زیکه، همکارمه
دردسری درست نمیکنه
زیک، به پلیس یا هیچکس دیگهای زنگ نزن
آقای کلارک فقط نگران پسرشه
و من کمکش میکنم
دوربین رو خاموش کن و بذار خودم حلش کنم
باشه
رفت. فقط خودمونیم
تفنگ رو بذار زمین تا حرف بزنیم
حرف میزنیم، ولی تفنگ میمونه
هرچه سریعتر تونستم اومدم
باورم نمیشه این اتفاق افتاده
این مرد اصلاً کیه؟ - یه آدمرباست
پروندهای که گابی توی مؤسسهی کارآگاهی قبلی روش کار کرد
بعد از اینکه حضانت رو باخت، بچهی چهارسالهش رو برد
گابی دستگیرش کرد و بچه رو نجات داد
من توی عملیات دستگیری کمک کردم
- نباید زندان باشه؟ - آخرین بار که میدونستم بود
از حکم چهارسالهش فقط سه سال کشید
بهخاطر حسن رفتار تازه آزاد شده
این همسر سابقش دالیا و پسرشون جیلنه
اینجا نوشته به کودکآزاری هم متهم بوده
و حالا میخواد گابی رو مجبور کنه
کمکش کنه جیلن رو پس بگیره؟
گابی بچهای رو
تحویل آزارگرش نمیده
باید به ترنت زنگ بزنیم
واضحه گابی میخواد تا رسیدن کمک وقت بخره
گابی ریسک بازیدادن مونتی رو نمیکنه
مخصوصاً وقتی جون مارگارت هم در خطره
اگه میگه کمک میکنه، حتماً نقشهای داره
زیک، میتونی بدون لو رفتن
تصویر موزلی و شرکا رو بیاری؟
از نظر فنی آره، ولی وقتی دوربین روشن باشه
یه چراغ روشن میشه
اگه مونتی ببینتش، گابی و مارگارت
ممکنه بیشتر در خطر بیفتن
ارزش ریسک رو داره
نمیتونیم با یه دیوونه تنهاشون بذاریم
انجامش بده
چرا نمیشینی و از اول تعریف نمیکنی؟
دیگه تو دستور نمیدی
خودت بشین
هردوتون اونجا بشینید
اِ...
فقط گوش کنید
وقتی زندان بودم، برادرم مارلون حواسش به دالیا بود
دالیا از نظر روانی حال خوبی نداره
و مارلون گفت آخرین بار که اون و جیلن رو دیده
دالیا وضع خوبی نداشته
از اون موقع هیچ خبری ازش نشنیده
چند وقت پیش بود؟
- چند ماه - اِم...
میخوام کمک کنم، ولی از توی این اتاق کار زیادی ازم برنمیاد
باید تیمم کار رو راه بندازه
اگه فقط یه تماس بگیرم
میتونیم جستوجوی جیلن رو شروع کنیم
باورم نمیشه گابی موزلیِ خارقالعاده
تنهایی از پسش برنمیاد
من و تیمم همیشه با هم پروندهها رو حل میکنیم
یه تیم، یه هدف: پیداکردن جیلن
باید بهم اعتماد کنی
هنوز دارن نگاهمون میکنن
فکر میکنی... فکر میکنی میتونی بازیم بدی؟
وانمود میکردی جیلن برات مهمه
وانمود میکردی میخوای کمکم کنی
قول میدم گابی صادقه
اگه کسی نگاه نکنه، نمیبینن
یه گلوله توی سرت خالی میکنم - نه! نه، نه، نه!
مونتی
تا سه میشمرم
- آروم باش - یک!
دو!
- یک! دو! - چیکار کنم؟
اگه خودت رو نشون بدی، تصویر داخل رو از دست میدیم
اگه نشون ندی، مارگارت رو میکشه
- باشه، بذار فکر کنم - سه!
زیک، گفتم دوربینت رو خاموش کن
ببخشید
- به پلیس زنگ زدی؟ - نه، قسم میخورم
فقط داشتم زیر نظر میگرفتم ببینم میتونم برای پیداکردن جیلن کمک کنم یا نه
و شروع هم کردم
بیمارستانهای منطقه رو برای دالیا و جیلن بررسی کردم
متأسفانه آخرین سابقه مال چهار سال پیشه
وقتی جیلن با سوختگی درجهدو بستری شد
اون یه حادثه بود!
باورتون دارم، فقط میخواستم...
من پسرم رو آزار ندادم!
هیچکس متهمت نمیکنه
کار زیک همینه
میتونه به اطلاعاتی دسترسی پیدا کنه که بیشتر مردم نمیتونن
فقط داره همون کاری رو میکنه که توی هر پروندهی دیگه میکرد
در واقع اگه این یه پروندهی عادی بود
تا حالا نفر دومم رو میفرستادم
حال دالیا و جیلن رو بررسی کنه
No comments yet. Be the first to leave one.