Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E11 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

SONG-0001

SONG-0002

SONG-0003

SONG-0004

SONG-0005

‏برای آدم‌هایی که از دست دادیم‏ ‏یه دیوار درست کردی؟‏

‏می‌خواستم مطمئن بشم‏ ‏هیچ‌وقت چهره‌هاشون رو فراموش نمی‌کنم‏

‏یا این حقیقت رو که‏ ‏نتونستم نجاتشون بدم.‏

‏همیشه می‌ترسیدم اگه‏ ‏اتفاقی برای خودم بیفته،‏

‏جیمی فراموش بشه.‏

‏می‌دونی، حقش بهتر از این‌هاست.‏ ‏حقش بهتر از...‏

‏آخرین حرف‌های منه که از سر‏ ‏کلافگی و خستگی زدم.‏

‏مارگارت، جیمی هرجا که باشه،‏ ‏می‌دونه دوستش داری.‏

‏ترنت باید تا الان می‌رسید.‏

‏حتماً اتفاق مهمی افتاده.‏

‏ولی حالا که این وقت اضافه‏ ‏نصیبم شده،‏

‏آدم‌های دیگه‌ای هم هستن که باید‏ ‏خصوصی ازشون خداحافظی کنم.‏

SONG-0006

SONG-0007

SONG-0008

SONG-0009

SONG-0010

SONG-0011

SONG-0012

SONG-0013

SONG-0014

SONG-0015

‏ـ کمکی از دستم برمیاد؟‏ ‏ـ ببخشید. می‌دونیم زوده.‏

‏ـ من مارتینم و پسرمون...‏ ‏ـ پسر من گم شده.‏

‏تی‌جی فقط سیزده سالشه و‏ ‏از پس دنیای بیرون برنمیاد.‏

‏یعنی می‌تونه، ولی...‏ ‏بچه معمولی‌ای نیست.‏

‏منظور تریسی اینه که‏ ‏تی‌جی نوروتایپیک نیست.‏

‏ـ با غریبه‌ها راحت نیست.‏ ‏ـ دیدم چه بلایی سر الایجا مک‌کلین اومد.‏

‏خواهش می‌کنم قبل از اینکه‏ ‏همون بلا سر تی‌جی بیاد، پیداش کنید.‏

‏اگه سه روز گذشته،‏ ‏وقت به نفع ما نیست.‏

‏باید همه‌چیز رو بدونیم؛‏ ‏تأکید می‌کنم، همه‌چیز رو.‏

‏از هر اتفاقی که بین‏ ‏شما دوتا افتاده شروع کنیم.‏

‏اینجا کسی قضاوتتون نمی‌کنه.‏

‏برای پیدا کردن تی‌جی حقیقت رو لازم دارم.‏

‏من پدر واقعی تی‌جی‌ام.‏

‏من و همسر مرحومم‏ ‏از دبیرستان عاشق هم بودیم.‏

‏از همون جوونی‏ ‏درگیر مواد شدیم.‏

‏تی‌جی در دوران جنینی‏ ‏در معرض مواد بود،‏

‏ولی فقط سه‌ماهه اول.‏

‏بعد از تولدش،‏ ‏پاک موندن برامون سخت بود.‏

‏پس بالاخره خدمات حمایت از کودک‏ ‏وارد ماجرا شد، درسته؟‏

‏تی‌جی بین خانواده‌های مختلف چرخید‏ ‏تا اینکه سپردنش به من.‏

‏من پدرخوانده تی‌جی‌ام.‏

‏ـ چند وقت پیش تی‌جی رو تحویل گرفتی؟‏ ‏ـ سه سال پیش.‏

‏فقط ده سالش بود‏ ‏و به‌شدت گارد داشت.‏

‏خیلی وقت و صبر برد،‏ ‏ولی بالاخره به من اعتماد کرد.‏

‏چطور اعتمادش رو جلب کردی؟‏

‏فهمیدم چه چیزهایی‏ ‏اضطرابش رو تحریک می‌کنه.‏

‏صداهای بلند باعث اضافه‌بار حسیش می‌شن.‏

‏می‌دونید، تغییر براش سخته.‏

‏برای همین می‌خواستم مطمئن بشم‏ ‏برای تغییرهای بزرگ آماده‌ست.‏

‏چطور یاد گرفتی با نیازهای ویژه‏ ‏تی‌جی کنار بیای؟‏

‏هزینه جلسات رفتاردرمانی ⁨ABA⁩ رو دادم‏

‏تا تی‌جی محرک‌های خودش رو بشناسه‏ ‏و یاد بگیره خودش رو تنظیم کنه.‏

‏فکر کنم من هم همراهش یاد گرفتم‏

‏و تبدیل شدم به همون پدری‏ ‏که تی‌جی لازم داشت.‏

‏ـ برخلاف من؟‏ ‏ـ همچین چیزی نگفتم.‏

‏تریسی، تو کی دوباره‏ ‏وارد زندگیش شدی؟‏

‏همسرم هجده ماه پیش فوت کرد.‏

‏همین باعث شد بالاخره پاک بشم.‏

‏بالاخره کمک گرفتم.‏

‏الان پانزده ماهه پاکم.‏

‏ـ موفقیت بزرگیه. تبریک می‌گم.‏ ‏ـ ممنون.‏

‏دادگاه هم موافقت کرد و سه ماه پیش‏ ‏حکم بازگشتش به خانواده رو داد.‏

‏پسرم رو پس گرفتم.‏

‏بگو شبی که تی‌جی ناپدید شد‏ ‏دقیقاً چه اتفاقی افتاد.‏

‏از قبل روز سختی داشت،‏

‏بعد هم دقیقه نود از تعمیرگاه‏ ‏زنگ زدن برم سر کار.‏

‏وقت نکردم تی‌جی رو برای‏ ‏تغییر برنامه آماده کنم.‏

‏باید وقت می‌ذاشتی مرد،‏ ‏مطمئن می‌شدی حالش خوبه.‏

‏وقتی ده دقیقه مرز بین‏ ‏حفظ شغلت و اخراج شدنه،‏

‏گفتنش آسونه.‏

‏همه مثل تو جیبمون پر از پول نیست.‏

‏بیاید روی تی‌جی تمرکز کنیم.‏

‏ـ کی فرار کرد؟‏ ‏ـ درست قبل از رفتنم.‏

‏فکر کردم مثل دفعات قبل‏ ‏رفته پیش مارتین‏

‏و بعد از یکی دو روز‏ ‏که آروم شد،‏

‏مارتین برش می‌گردونه.‏

‏ولی این بار تی‌جی پیش من نبود.‏

‏حتی تا وقتی تی‌جی دیشب‏ ‏به تماس هفتگی‌مون جواب نداد،‏

‏نفهمیدم مشکلی پیش اومده.‏

‏یعنی تی‌جی سه روزه‏ ‏تنها توی خیابون‌هاست.‏

‏و دو مردی که قرار بود مراقبش باشن‏ ‏اصلاً متوجه نشدن؟‏

‏گند زدیم.‏

‏می‌دونیم.‏ ‏برای همین به کمکتون احتیاج داریم.‏

‏پس با یه پسر سیاه‌پوست طرفیم‏ ‏که هیکلش از سنش بزرگ‌تره و نورودایورجنته.‏

‏متفاوته. توی این کشور، همین سه‌تا‏ ‏کافیه تا علیهش بشه.‏

‏اگه پلیس بد بهش نزدیک بشه،‏ ‏اون فقط...‏

‏لازم نیست توضیح بدی.‏ ‏می‌دونیم.‏

‏پیداش می‌کنیم. قول می‌دم.‏

‏این نقشه‌ها اطراف آپارتمان تریسی‏ ‏و خونه مارتین رو پوشش می‌دن.‏

‏از نظر مسافت خیلی دور نیستن،‏

‏ولی از نظر اقتصادی‌ـاجتماعی،‏ ‏زمین تا آسمون فرق دارن.‏

‏دیگه درباره تی‌جی چی می‌دونیم؟‏

‏عاشق کمیک‌های دی‌سیه،‏ ‏مخصوصاً «گرین لنترن».‏

‏طبق گفته هر دو پدرش،‏

‏جای محبوبش فروشگاه کمیک «شیلد برایت»‏ ‏توی سیلور اسپرینگه.‏

‏توی پایانه‌های اتوبوس هم‏ ‏دوست داره وقت بگذرونه.‏

‏نزدیک خونه هرکدومشون‏ ‏یه پایانه بزرگ هست.‏

‏اون پایانه منه.‏ ‏نزدیک خونه تریسی.‏

‏شرکت «کراس‌روتس ترنسپورت»‏ ‏از اونجا کار می‌کنه.‏

‏پایانه نزدیک مارتین خیلی بزرگ‌تره‏

‏و حداقل سه برابر‏ ‏رفت‌وآمد مسافر داره.‏

‏ـ برای تی‌جی اضافه‌بار حسی می‌شه.‏ ‏ـ پس از کراس‌روتس شروع می‌کنیم.‏

‏من خوبم. معلومه که به‌خاطر...‏ ‏نمی‌تونم برم اونجا.‏

‏حکم منع ورود.‏

‏آره، ولی مهم‌تر اینکه اونجا‏ ‏برای سلامت روانم خوب نیست.‏

‏پس شما برید.‏

‏من اینجا می‌مونم و با زیک‏ ‏سرنخ کمیک‌ها رو بررسی می‌کنم.‏

‏لیسی، به حمایت از کودکان زنگ بزن.‏

‏ببین خونه‌های دیگه‌ای هست که‏ ‏تی‌جی پیششون احساس امنیت کنه.‏

‏دان، با من بیا.‏

‏اشکالی نداره، دان.‏ ‏هر اتفاقی هم که بعدش افتاد،‏

‏قول بده تی‌جی رو پیدا می‌کنی‏ ‏و برش می‌گردونی خونه.‏

‏ـ اومدید سراغ من؟‏ ‏ـ اومدیم ازت محافظت کنیم.‏

‏ـ دیشب تیراندازی شده.‏ ‏ـ ترنت کجاست؟‏

‏بیمارستانه،‏ ‏ولی خودش تیر نخورده.‏

‏یکی از نزدیکانش تیر خورده؛‏ ‏با اسلحه خود ترنت.‏

‏همونی که سِر از خونه‌ش برداشت؟‏

‏اسلحه رو پیدا کردن،‏ ‏ولی اثر انگشت روش مال سِر نبود.‏

‏مال کریستین بود.‏

‏ـ خوب شدنش چقدر طول می‌کشه؟‏ ‏ـ شاید چند هفته.‏

‏حالش خوب می‌شه؟‏

‏ظاهراً گلوله فقط سطحی زخمش کرده،‏ ‏پس آره.‏

‏همون دختریه که باهاش قرار می‌ذاشتی؟‏ ‏همونی که اون هدیه ظریف رو جا گذاشت؟‏

‏ـ خوشحالم حالش خوب می‌شه.‏ ‏ـ ممنون.‏

‏ـ حالا بگو چی شد.‏ ‏ـ پلیس دیشب کاروان سِر رو پیدا کرد.‏

‏خود سِر اونجا نبود،‏ ‏ولی اسلحه من بود.‏

‏همون موقع خبر تیر خوردن هدر رو دادن.‏

‏نتیجه بالستیک اومده؛‏ ‏قطعاً با اسلحه من زده شده.‏

‏چطور؟ کجا؟‏

‏صبر می‌کنم دکترها کارشون تموم بشه،‏ ‏بعد اظهارات کاملش رو می‌گیرم.‏

‏نمی‌فهمم کریستین‏ ‏می‌خواد به چی برسه.‏

‏این اصلاً بهش نمی‌خوره.‏ ‏چرا هدر؟‏

‏برای پرت کردن حواس من.‏

‏تا چشمم رو اون‌قدر از تو بردارم‏

‏که خودش یا برادر روانیش‏ ‏بتونه بهت برسه.‏

‏راه‌های خیلی دیگه‌ای هم داشت‏ ‏که این کار رو بکنه.‏

‏با این اوضاعی که الان پیش اومده،‏

‏احتمالاً می‌تونم بازداشتت رو‏ ‏چند ساعت دیگه عقب بندازم.‏

‏این‌طوری وقت بیشتری برای پرونده دارم.‏

‏ولی امن‌ترین جا برای تو‏ ‏احتمالاً بازداشتگاه پلیسه.‏

‏ـ شاید بهتره همین الان تحویلت بدیم...‏ ‏ـ به هیچ وجه.‏

‏نمی‌تونی بازداشتش کنی‏ ‏و اسمش رو لطف بذاری.‏

‏اگه وقت بیشتری دارم، صرف تی‌جی می‌کنم.‏ ‏تصمیم با خودمه. خبری هست؟‏

‏تی‌جی روز ناپدید شدنش‏ ‏از پایانه اتوبوس رد شده.‏

‏یه بلیت برای شهرستان مونتگومریِ‏ ‏مریلند خریده.‏

‏توی مریلند چی هست؟‏

‏همین الان با حمایت از کودکان حرف زدم.‏

‏ظاهراً تی‌جی تنها بچه تریسی‏ ‏و همسر مرحومش نبوده.‏

‏چهار سال قبل از تی‌جی هم یه پسر داشتن.‏

‏ـ هنوز توی سیستم سرپرستیه؟‏ ‏ـ خصوصی به فرزندخواندگی گرفته شده.‏

‏یه کم جست‌وجو می‌کنم‏ ‏ببینم چی پیدا می‌شه.‏

‏بچه مخفی تنها چیزی نیست‏ ‏که تریسی یادش رفته بگه.‏

‏هر ماه ۱۵۰۰ دلار به حسابش میاد‏

‏از یه حساب شخصی در‏ ‏شهرستان مونتگومریِ مریلند.‏

‏مونتگومری همون‌جاییه که تی‌جی‏

‏سه روز پیش راهی‌ش شده.‏

‏مونتگومری هم کوچیک نیست.‏ ‏این پول از کجا میاد؟‏

‏و تی‌جی چرا داشته می‌رفته اونجا؟‏

‏شاید تی‌جی به چیزی برخورده‏ ‏که نباید می‌دیده.‏

‏شاید تریسی از مصرف‌کننده‏ ‏شده فروشنده.‏

‏خودش پاک مونده،‏ ‏ولی یه پول اضافه درمیاره.‏

‏تریسی به امکاناتی که پول مارتین‏ ‏برای تی‌جی فراهم می‌کرد حسادت داشت.‏

‏شاید از زندگیِ حقوق‌تاحقوق خسته شده‏ ‏و پول بیشتری می‌خواسته.‏

‏زیک، اسم و آدرس کسی رو می‌خوام‏

‏که از مونتگومری‏ ‏این پول رو برای تریسی می‌فرسته.‏

‏چند تا تماس می‌گیرم تا‏ ‏کاملاً قانونی پیداش کنم.‏

‏همون هک کردنت رو ادامه بده؛‏ ‏بازیگری اصلاً کارت نیست.‏

‏نه، متأسفم.‏ ‏تا حالا این بچه رو ندیدم.‏

‏نه، آشنا نیست.‏

‏مطمئنی؟‏

‏یه لحظه برو کنار پسرم.‏ ‏بزرگ‌ترها دارن حرف می‌زنن.‏

‏باشه. ببخشید.‏

‏خودشه. پسر دیگه تریسیه؛‏ ‏شباهت خانوادگی دارن.‏

‏ـ آقا و خانم استیونز.‏ ‏ـ هیلاری صدام کنید.‏

‏پسرتون مکس فرزندخوانده‌ست، درسته؟‏

‏تی‌جی، پسری که دنبالشیم،‏ ‏برادر تنی پسرتونه.‏

‏فکر می‌کنیم برای پیدا کردن اون‏ ‏اومده اینجا.‏

‏اگه مکس برادری داشت، می‌فهمیدیم.‏ ‏حتماً هم برای دیدنش می‌اومد.‏

‏این سنجاق محبوب تی‌جیه.‏

‏فقط به کسی می‌دادش‏ ‏که ارتباط خاصی باهاش داشته باشه.‏

‏و پسرتون دقیقاً همین سنجاق رو زده بود.‏

‏محاله دستش باشه‏ ‏مگر اینکه تی‌جی بهش داده باشه.‏

‏می‌دونیم هر ماه به تی‌جی‏ ‏و پدر واقعیش پول می‌دید.‏

‏ـ چی؟‏ ‏ـ پول می‌دادید که نزدیک نشه؟‏

‏باشه، این داستان هر لحظه‏ ‏مسخره‌تر می‌شه.‏

‏می‌تونیم تصاویر دوربین‌های امنیتی‏ ‏دو روز پیش رو ببینیم؟‏

‏ـ به هیچ وجه.‏ ‏ـ حتماً. چیزی برای پنهان کردن نداریم.‏

‏جون یه بچه در خطره.‏

‏بعید می‌دونم چیزی‏ ‏به دردبخور پیدا کنید.‏

‏ولی هر کمکی از دستمون بربیاد می‌کنیم.‏ ‏اجازه‌اش رو دارید.‏

‏داره با پشت به سبد نزدیک می‌شه.‏ ‏سه، دو، یک.‏

‏برای برد.‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left