The first 200 lines.
دختر، موهام رو چطوري شبيه مدونا
تو فيلم به سختي به دنبال سوزان کنم؟
...هربار که دست به موهام ميزنم شبيه
خانم سلي ميشه؟
چرا صحبتهاتون انقدر بي خوده؟
ده سال بود که موسسهي فراواني
به صورت عالي فرامانروايي ميکرد
اما هفته پيش "پنداويس" جوايز ما رو دزديد
تمرکز کنيد، بچهها
وقتشـه به دنيا يادآوري کنيم
که کي هستيم
با چه تمـي بايد بريم؟
ابر قهرماني
چرا به جاي اين حرفها نميري واسه مادرت ديفن هيدرامين بياري؟
سلطنتي
ولي بايد با هم راه بريم
تمام بچههاي موسسه - چيکار کنيم باهاش؟ -
بريم برگر کينگ و چندتا تاج کاغذي بگيريم؟
هيس بچهها بذاريد مادرتون حرف بزنه
ميدونم چيکار کنيم
اون مادر ابتکاره
و از اينجا خوبي و نيکي مياد
بعنوان موسسه سلطنتي فراواني با هم ميريم
عاشقشم
امکان نداره. يه دقيقه صبر کن
اين سومين بار تو اين هفتهست
که ايده منو واسه خودت برميداري
و اين جک و جندهها هم موافقت ميکنن
فرق بين سلطنتي راه رفتن
و راه رفتن بعنوان موسسه سلطنتي فراواني چيه؟
فقط چون يه ايده داري به اين معني نيست که
ميدوني چطور به درستي عمليش کني
ايدهها يعني اجزا و ترکيب
فقط يه مادر واقعي ميدونه چطور آمادهشون کنه
يه مادر واقعي. شنيدي، زنونه لباس پوش؟
حالا برو و غذاتو بپز
جنده خانم گرسنهست
دختر، من نميخوام بيوفتم زندان
دوستم "کوکو" رفت زندان
و گونهها و دماغش رو شکستن
اگه خطر نکني، داري خطر بيشتري ميکني
ده دقيقه ديگه تعطيل ميکنيم
اون موقعست که وقتت آزاد ميشه، خوشتيپ؟
!آره
رفيق، تمام اين فرهنگ !منو ضعيف ميکنن
ميتونم بيام اينجا زندگي کنم
اين بايد آپارتمان جديد من باشه
لياقتشو داري، مامان واقعا ميگم
سوارکار بدون سر
خودشه
مادرتون رو به سمت تاج و تختش همراهي کنيد - چشم -
بازديد کنندگان توجه نمايند
موزه تا پنج دقيقه ديگر تعطيل خواهد شد
پنج دقيقه
لعنتي. بايد قايم بشيم
مادر، چي رو برداريم؟
همه چيز رو
خداي من، زود باشيد عجله کنيد، اونو يادتون نره
عجله کنيد، يالا
چرا انقدر طول کشيد؟
حبس شديم
من واسه ديده نشدن زيادي خوشگلم
اين نيمکت رو بردار
با شمارهي سه
...يک، دو
!فرار کنيد
خداي من
پيداشون کرديم
خوب ميدونيم دارن کجا ميرن
زود باشيد و لباسها رو بپوشيد
سلطنتي
...تم امشب اينه که
مثل خاندان سلطنتي بيايد
آره. تو صاحب همه چيزي
همه چيز مال توئه
تو صاحب جواهراتت هستي تو صاحب کشورت هستي
تو صاحب مرد خودت هستي
تو صاحب
...هر زهرماري که اينجاست
هستي
نميدونم
کدوم شاهدخت يا ملکهاي
لباسهاش رو
از فروشگاه کژوال کرنر ميخره
چيزي نيست، چيزي نيست
ت واسه تلاشش لطفا واسه داورها بچرخيد
واسه داورها بچرخيد بچرخيد
ساختمون اشتباهي اومدي، عزيزم
و نمرات داوران
يه نمره شش داريم يه ده، يه شش داريم
يه شش داريم
آبرو بره. لباسهاتون آبرو بره
کاملا بي مصرفي. برو گمشو
متاسفانه مرخصيد
باي باي
ميبينمتون
عصبانيـه
واسشون دست بزنيد
کسي ديگه نبود؟ يک، دو
سه واسه يه خانم
کسي نيست؟
چي؟ چي؟
!لعنتي
!به اين ميگن سلطنتي !اين سلطنتيـه
!آره
و موسسهي فراواني
وارد ساختمون ميشن
بهمون واقعيت ميدن
بهمون شنل ميدن
...بهمون ژوپن و کرست ميدن
عاشق لباس بنفشِ هستم
...و شنل روي زره
و تاج
!خداي من
ديزني، ديزني، حواست به خودت باشه
بلينگدرلا تو شهره
اونها عصا ميدن
شاهزاده
و شاهدخت واقعي ميدن
شاهزاده رو ببينيد
!آره، زندگي کن
خداي بزرگ
گوش کن و ياد بگير
!آره
بيا سمتم. بيا سمتم
آره! و خودشه
و ملکه کجاست؟
اون فرد يک و يگانه کجاست؟
الکترا. ملکه
ملکه، ملکه داره به مجلس پا ميذاره
ملکه داره به مجلس پا ميذاره
!اوه آره
و ملکهي همه
!ميخواد که خيره کننده باشه
به اين ميگن سلطنتي، جيگر
!ده! ده! ده
همه ده دادن
...جايزه بزرگ
به موسسهي فراواني ميرسه
!اي تف
شاهزاده ديانا
اونها به مشاوره نياز دارن
...و اينطوري
مياي تو مجلس
...تم امشب
...زندگي
...کار
!ژستـه
:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـي :.: .: mml.moh :.
کانال اخرين زيرنويس هاي تيم ترجمه وب سايت رسانه کوچک @lilmediasub
و يک و دو
و سه و چهار
و پنج و شش، هفت، هشت
و برگرديد. و يک و دو
و سه و چهار
و پنج و شش، هفت، هشت
ايول
درباره آهنگ با صداي بلند گوش دادن صحبت کرده بوديم
از کجا اومدي؟
من مدرسه بودم، قربان - خب، حدس بزن من کجا بودم -
من تو شهر بودم. رفتم پيش رفقام
تا توي بار مشروب بخوريم
وقتي رسيدم، زده بودن زير خنده
تاد رو يادته که با من تو کارخونه کار ميکرد
تو رو ديده که داشتي بدو بدو با کفشهاي باله از کلاس رقص بيرون ميومدي
و من ميگفتم
پسر من نبوده، چون ما صحبت کرديم
و من گفتم کلاس رقص بي کلاس رقص - ...ميتونم توضيح بدم -
جدي؟ و چطور اينو توضيح ميدي؟
زير تختت پيدا کردم
به مادرت گفته بودم اگه خيلي باهاش مهربون باشي
اوا خواهر بار مياد
سعي کردم تو رو سرسخت بار بيارم ولي مادرت مدام ميگفت
« خلاقيت براي کشف شدن نياز به فضا داره »
پس گذاشتم مادرت تربيتت کنه
و اينطوري جواب محبتهاي منو ميدي؟
ها؟
حرف بزن. هفده سالت شده
واسه خودت مردي شدي، مگه نه؟
پس بگو
من يه رقاصم
...و
همجنسگرا هستم
سعي دارم از خودم چيزي بسازم
ميخوام از اين شهر بيرون برم !و کسي بشم
اوه، پس چون من از اين شهر نرفتم کسي نشدم؟
نميدوني مرد بودن چطوريه
که مبارزه کني
!نزن، نزن، نزن
!نه، نه - !لارنس، بس کن -
!بس کن
!ميخوام از خونهام بره بيرون
واسه من مُردي
چطور تونستي بهم خيانت کني؟
من رو حرف پدرت حرف زدم
از خلاقيتت حمايت کردم
و اونوقت هرزگي و کثافت به خونهام مياري؟
و ميدوني که انجيل همجنسگرايي رو محکوم ميکنه
و خدا با دادن اون بيماري تو رو مجازات ميکنه
اما من گناهکار نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.