The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
«جیمی عزیزم، امروز تولد سیزدهسالگیته
هفت سال طولانیه که ازم دوری
دارم سعی میکنم دوام بیارم و امیدم رو از دست ندم،
ولی انگار دارم سقوط میکنم
و هیچکس نیست منو بگیره
کجایی، عزیز دلم؟
کجایی؟»
از این کار متنفرم؛ اینکه پسرم رو طعمه کنیم
خود جیمی انتخاب کرد به کری زنگ بزنه و براش تله بذاره
و انتخاب شجاعانهای بود
ـ داره دوباره صدای خودش رو پیدا میکنه ـ میدونم
ولی کری غیرقابلپیشبینیه
از قبل هم میدونیم خشونتطلبه
ببین با من چیکار کرد
مارگارت، خودم شخصاً اتوبوس رو تعقیب میکنم
همین که کری اون طرف پیداش بشه،
میگیرمش
قول میدم
هی
یادت باشه تا همین چند وقت پیش
حتی اسمش رو هم نمیآورد و حالا...
خودش پیشقدم شده
چون عشق همیشه
بر فریب و کنترل پیروز میشه
حالا که حرف فریب و کنترله، جستوجو برای لنا
سراسری شده
ببخشیدا، خودت تحت تحقیقی
باید از پروندهی لنا دور بمونی
یه پرندهی کوچولو منو در جریان میذاره
شیکر از اینکه بهش گفتی پرنده چه حسی داره؟
لنا زیاد دور نمیشه
بیش از حد به برادرش وابستهست
همونطور که کری هم زیاد دور نمیشد چون خدمات حمایت از کودکان
پسر واقعیاش نیکلاس رو همینجا نگه داشته بود
چرا بیمارستان به من زنگ میزنه؟
گابی موزلی هستم
بگو
جینی
عزیزم، چی شده؟
ازمون خواست به شما زنگ بزنیم
بیچاره مرگ موش خورده
مرگ موش؟
جینی، میتونی حرف بزنی؟
گابی، من...
یه مراجع داشتم؛ زنی به اسم لنا
میشه یک لحظه تنهامون بذارید؟
برای نوشیدنی توی یه بار دیدمش
ولی بعد از چند جرعه شراب
حالم تهوعآور و گیج شد
لنا منو برد دستشویی و همونجا از حال رفتم
التماسش کردم کمکم کنه
معلومه که نکرد
داره برای من پیام میفرسته
عیناً گفت:
«گابی بیستوچهار ساعت وقت داره
دروغهایی رو که دربارهی برادرم گفته پس بگیره
وگرنه مراجعهاش یکییکی میمیرن.»
یعنی من میمیرم؟
نه
لنا لازم داشت زنده بمونی تا پیامش رو به من برسونی
تو فقط تیر هشدار بودی
مراجع بعدی «موزلی و شرکا» اینقدر خوششانس نیست
ببخشید
شما نیکلاسید؟
یهجوری فهمیده بود
میدونست بهش خیانت کردم
فقط یه عقبگرده
ترنت تسلیم نمیشه
الان... الان داره اطراف رو بررسی میکنه
باید دوباره تلاش کنم. به کری زنگ میزنم
عذرخواهی میکنم
من...
نه، دیگه دوباره به خطرت نمیندازم
ـ مامان، اگه... ـ عزیزم،
افتخار میکنم که میخوای این کار رو بکنی
ولی کری مستأصله و...
گوشهی رینگ گیر افتاده
و همین خطرناکترش میکنه
شاید وقتشه به بابا زنگ بزنیم؟
اون و تیلور و ریچل همگی اون بیرونن،
بیخبر و بیدفاع
ممنون که اینقدر سریع اومدی
شاید پلیس جیمی رو پیدا کرده باشه
هیچچیز مهمتر از این نیست
تا الان چی میدونن؟
فقط میدونم پلیس ویرجینیا
یه پسربچه مطابق مشخصات جیمی رو پیدا کرده
که توی خیابونها سرگردان بوده
بردنش بیمارستان
تا معاینهش کنن
اگه هویتش تأیید بشه بهمون زنگ میزنن
داریل، شاید پسر کوچولومون پیدا شده باشه
شاید برگرده خونه
نباید زیادی امیدوار بشیم، ولی آره،
شاید
مامان؟
شنیدی دربارهی زنگزدن به بابا چی گفتم؟
میفهمم چه حسی داری. واقعاً میفهمم
ولی بابا و دخترها اصلاً توی رادار کری نیستن
و نمیخوام به خطر بندازمشون
همین که کری پشت میلهها رفت، همهچی رو بهشون میگیم
سِر، ازت خواستم بری
دیدی چه کسی برگهی شمارهدار این اعلامیه رو کنده؟
برای آخرین بار میگم، کار من نیست
تابلوی اعلانات رو زیر نظر بگیرم
مامان، من... من اون برگه رو برداشتم
میخواستم بعداً ببرمش «موزلی و شرکا» تا کمک کنیم
بیا دیگه
ببخشید
متأسفم، من... من همون کسیام که
برگهی شمارهدار اعلامیهتون رو برداشتم
من مارگارتم ـ من رِن هستم
ـ این هم جیمیه ـ سلام
سلام
من توی شرکتی کار میکنم که آدمهای گمشده رو پیدا میکنه
این نامزدم، دایانه
دیشب بعد از کار به خونه برنگشت
میشه بیاید داخل دفترم؟
میتونم کمک کنم دوباره به دایان برسید
عالی میشه
ممنون!
خیلی ممنون!
شما یه ابرقهرمان واقعی هستید
لطفاً مراقب باشید
مهمه که هرچه زودتر برید
فامیلی خارج از ایالت دارید که پیشش برید؟
خوبه
وقتی رسیدید خبرمون کنید
سه نفر دیگه هم تعیین تکلیف شدن
دارن از شهر میرن
باید به همهشون برسیم
لنا یه بمب ساعتیه
کی میدونه چه غلطی میکنه؟
کار خیلی بزرگیه
باید لنا رو پیدا کنیم و برای همیشه از پا درش بیاریم
داریم تلاش میکنیم
تونستم شماره و ایمیلی رو که
برای رزرو جلسه با جینی استفاده کرده بود پیدا کنم
هر دو قطع شدن
امیدوارم یه «اما» داشته باشی
بابا، منو که میشناسی
باید بتونم آدرس آیپیای رو که لنا استفاده کرده
از سرورهای شرکت ایمیل بازیابی کنم
خوبه. تا اون موقع،
دان، برو همون باری که لنا و جینی همدیگه رو دیدن
شاید کسی یادش باشه یا تصاویر دوربینها
نشون بده چند وقت یک بار اونجا میرفته
گابی، حالت چطوره؟
باید برم پلیس واشنگتن
مراجعهامون به محافظت نیاز دارن
وقتی اینقدر بیحرکت میشه خوشم نمیاد
من هم همینطور
چی شده؟
میرم بیمارستان حال جینی رو ببینم
و ببینم اطلاعات دیگهای میتونم بگیرم یا نه
دایان؟
دایان؟
لعنتی
رِن یادم رفته بود
رِن کیه؟
سلام، رِن
من... متأسفم
فکر کنم بد برداشت کردی
دایان اینجا نیست
فقط پیشنهاد دادم کمکت کنم پیداش کنی
سلام، رِن
من لیسیام
چطوره با من بیای و به چند سؤال دربارهی دایان جواب بدی
تا بتونم کمکت کنم؟
من مورد ترحم نیستم
نه، نیستی
یادت رفته بود قرار بود بیام
از قیافهت فهمیدم
حالا چون عذاب وجدان داری میخوای کمک کنی؟
من و دایان به کمکت احتیاج نداریم
باید پارکینگ هم زیر نظر باشه،
پس ریس رو هم با خودت ببر
گوشیت خراب شده؟
بابت اتفاقی که برای جینی افتاد متأسفم
دارم سعی میکنم برای بعضی مراجعهای «موزلی و شرکا»
حفاظت پلیس بگیرم
ممنون، ولی به محافظت نیاز دارم
برای همهی مراجعهام
گابی، میدونی نیرو ندارم
واحدها دنبال کری و لنا هستن،
تازه باقی پروندهها هم
نیروهامون رو بهشدت درگیر کرده
فعلاً جینی محافظ داره
برای بقیه هم کاری میکنم
توی ایستگاه اتوبوس درگیری شده
فکر کردم میخوای بدونی
فکر کنم کریه
بابا فقط داره اعلامیه پخش میکنه
چطوره یکم آروم بگیری؟
یادتونه دیروز این زن رو دیده باشید؟
معمولاً هر شب سوار اتوبوس ۱۸۴ میشه
کارآگاه، خدا رو شکر
اون مرد مردم رو معذب کرده
به نظر من فقط داره سؤال میپرسه؛
No comments yet. Be the first to leave one.