The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
نگران نباش، مارگارت
بالاخره ابرها کنار میرن
اینو از کجا شنیدی؟
از جیمی
ظاهراً چیزی بوده که مادرش همیشه بهش میگفته
فکر کردم منظورش تویی، ولی شاید...
کولاکی با بارش سنگین برف، کاهش دید
و شرایط بسیار خطرناک در راه است
پلیس واشنگتن از همه خواسته از جادهها دور بمانند
و در خانه بمانند
خب، تا اینجا اینها رو میدونیم
خواهر ناتنی سِر، لنا متیوز، اسم داره
توی آوکلند زندگی میکنه
هنوز هیچ عکس بزرگسالی ازش نداریم
دارم روش کار میکنم
این زن معنی تازهای به «روح» داده
وقتی سِر هشت هفته پیش لیسی رو برد
پلیس آوکلند رفت آپارتمان لنا
و ازش بازجویی کرد، یعنی عملاً محل حضورش رو تأیید کرد
نظریهم اینه درست بعد از سؤالهای پلیس
سوار هواپیما شده
همین که رسید آمریکا
شروع کرد به گندزدن به همهچیز
چه با اسم خودش پرواز کرده باشه چه با اسم هدر
تا حالا میفهمیدیم
پس با اسمهای مستعار طرفیم
شاید اصلاً وکیل واقعی نیست
نه، زیادی خوب زبان حقوقی رو بلده
این چیزی نیست که بشه اداش رو درآورد
باشه، فرض کنیم بیگناهه
شاید قبل از دانشکدهی حقوق اسمش رو عوض کرده
شاید نمیخواسته با سِر مرتبط باشه
خودش وکالتش رو انتخاب کرد
شبیه کسی نیست که بخواد
از دیوانگی فاصله بگیره
دستکم هویت یه نفر رو دزدیده
میدونیم کارهای بیشتری هم کرده
هرکی هدره، قبل از وکیلشدن هم به سِر کمک میکرد
وقتی سِر وارد خونهی ترنت شد و اسلحهش رو برداشت
درست بعد از ملاقات ترنت با هدر بود
نمیتونه فقط تصادف باشه
مخصوصاً چون همون اسلحهی ترنت بود
که کریستین باهاش شلیک کرد...
خدای من
نکنه...
کریستین به هدر شلیک نکرده
و خودش... خودش به خودش شلیک کرده
مرگ کریستین خودکشی اعلام شد
ولی هیچوقت قطعی نبود
فکر میکنی لنا میتونه برادر خودش رو بکشه؟
دوست داشتم بگم محاله
ولی بهتر از خیلیها میدونم
خانواده چه کارهای وحشتناکی با هم میکنن
چرا کریستین نگفت خواهرش
همدست سِره؟
چون هنوز خواهرشه
سعی میکرد ازش محافظت کنه
شاید فکر میکرد میتونه نجاتش بده
گابی، باید به ترنت زنگ بزنیم
خانوادهست
اگه داریم میگیم دوستدختر سابقش
ممکنه قاتل باشه...
قبلاً زنگ زدم، توی راهه
اگه هدر به اندازهی سِر بیثباته
یه لحظه هم نباید تلف کنیم
لیسی، روی سالهای اول زندگی هدر تمرکز کن
همهچیز، حتی دانشکدهی حقوقش رو دربیار
چشم
از طریق یه دوست به پلیس آوکلند وصل میشم
ببینم میتونن وضعیت لنا رو بررسی کنن
و ثابت کنن از کشور رفته
عالیه. زیک؟
دارم هرچی میتونم دربارهی تمام
هدر تالینهای آمریکا پیدا میکنم
شبکههای اجتماعی، مالی و ردپای دیجیتال
یهکم طول میکشه چون اسم نسبتاً رایجیه
که احتمالاً برای همین انتخابش کرده
عمیق برو
هرچیزی حتی از دوران پیشدبستانیش میخوام
هی، چیزی که خواستی رو آوردم...
اینجا چه خبره؟
یعنی میگید هدر تالین در واقع لنا، خواهر سِره؟
آره
و احتمالاً هویت کسی رو دزدیده
تا با اون پوشش من رو اغوا کنه، اسلحهم رو بدزده
قتل کنه و همزمان از هیو ایونز
یعنی برادرش، توی دادگاه دفاع کنه
و مدرکتون برای این دیوانگی چیه؟
مارگارتویژن؟ - حالت تدافعی گرفتی
درک میکنم، ولی فکر کن، ترنت
سِر چطور وارد خونهت شد؟
چطور اسلحهت رو گرفت؟
تدافعی نیستم، گابی
دارم بر اساس واقعیتهای واقعی عمل میکنم
باشه
وقتی اسلحه رو گذاشتی سر جاش، هدر اونجا بود؟
صفحهکلید گاوصندوق توی دیدش بود؟
داریم دربارهی زندگی من حرف میزنیم
دربارهی کسی که برام مهم بود
این به این معنی نیست که احساس واقعیای بهت نداشته
فقط هدف بزرگتری داشته
حقیقت رو میخواید؟
باشه
مستقیم از خودش میپرسم
دوستدخترم بود
فقط ازش سؤال میکنم
ترنت، صبر کن تا مدرک بیشتری داشته باشیم
اگه درست بگیم و واقعاً همدست سِر باشه
بهشدت خطرناکه
پلیس منم، یادتونه؟
و داریم دربارهی زندگی من حرف میزنیم
اگه حرفتون درست باشه، میخوام توی چشمهام نگاه کنه
و اعتراف کنه
و مطمئن باشید خودم پایینش میکشم
پسرم اینو برام کشیده
همیشه بهش میگم ابرها بالاخره کنار میرن
فقط باید یه دقیقه بهشون وقت بدی
میتونی اینو داشته باشی
راهی میشه برای چسبیدن به امید
- ممنون، ولی نمیتونم - خواهش میکنم
پسر زیبام همیشه برام نقاشی میکشه
بگیرش
خواهش میکنم
بذار نماد امید باشه
که یه روز جیمی پیدا میشه
ممنون
برای همیشه نگهش میدارم
خب، برام تعریف کن
باشه
چند خبرنگار میخوان
برای سالگرد یکسالگی
ناپدیدشدن جیمی باهام مصاحبه کنن
فکر میکنم پوشش خبری میتونه
مردم رو دوباره به حرکت دربیاره
و به پروندهی پسرم علاقهمند کنه
دیدی؟ درست مثل همون نقاشیه
ابرها بالاخره کنار میرن
فقط باید یه دقیقه وقتشون بدی
- میتونم کمک کنم؟ - ممنون
امروز اومدم ببینم
برای پخش اعلامیه کمک میخوای یا نه
ولی فکر کنم چیزی که واقعاً لازم داری یه دوسته
کری
خیلی وقته ندیدمت
به عملیات جستوجو و نجات مأمور شدم
تا وقتی طوفان رد بشه
موفق باشی
آه، ممنون
جدی میگی، مارک؟
به دادستان گفتی رابطهی شخصی داشتیم؟
خب، داشتیم
نمیفهمی این یعنی چی؟
درخواست رد صلاحیته
تعجب نمیکنی که دادستان میخواد
از پرونده کنارت بذاره
میدونی این پرونده چقدر برام مهم بود
میدونی چقدر براش زحمت کشیدم
چرا روی این جعبه نوشته «کریستین ایونز»؟
فقط چند مدرک از پروندهی قدیمی خودکشیشه
که میخواستم دوباره بررسی کنم
دیروز توی زندان گفتی...
گفتی میخوای حرف بزنیم
باید به این درخواست رسیدگی کنم
میدونم
ولی الان اینجایی
بیا همون حرف رو بزنیم
هرچی هست بیرون بریز
خواهش میکنم
باید برم
شاید ترنت هدر رو ترسونده باشه
پس باید سریع حرکت کنیم
چند هدر تالین توی شبکههای اجتماعی پیدا کردیم
ولی هیچکدوم هدر ما نیستن
از لنا هم چیزی نیست
هردو زن تقریباً هیچ حضور آنلاینی ندارن
باید سراغ هدفهای سخت بریم
چیزهایی که هیچکس نمیتونه ازشون فرار کنه
بانک، کارت اعتباری، مدارک دولتی
هیچ سنگی رو روی سنگ نمیذاریم
هنوز دارم همهشون رو بررسی میکنم
ولی این همه هدر تالین یعنی انتخابها
و حالتهای زیادی برای بررسی
با هدر حرف زدی؟
ببینیم مدارک کریستین به کجا میرسه
وقت قرضی داریم
هدر تنها کسی نیست که میدونه...
- اوه نه، گابی - میدونم
قول دادم دیگه هیچوقت سِر رو نبینم
ولی با چیزی که روبهروشیم...
فکر بدیه
مسئلهی مرگ و زندگیه
سِر میتونه تأیید کنه هدر همون لناست یا نه
دیدن سِر حالا، بعد از این همه پیشرفت؟
گابی
یاد گرفتم
سلامت روانم رو به خطر نمیندازم
چون تنها نمیرم
یه چیزی درست نیست. چیه؟
ترنت به دادستان دربارهی رابطهمون گفت
No comments yet. Be the first to leave one.