The first 200 lines.
ببین، نمیدونم
خانوادهی فلنیگن دو خونه پایینتر از ما زندگی میکردن
همیشه بهترین شکلاتهای هالووین رو داشتن
بعد هم بهترین دوستهام... یا بهتره بگم دوستهای سابقم
ترینا و اریکا...
اون موقع آدمهای زیادی توی زندگیم بودن
اِم، بههرحال، همهشون بعد از
ناپدیدشدن جیمی اظهارات دادن
بهعنوان شاهد
حالا باید مثل مظنون بهشون نگاه کنیم
پس حسم میگفت کسی که میشناختم
پسر کوچولوم رو برده
و داریل و بقیه فکر میکردن دیوونهام
آخرش دیگه به ندای درونم گوش ندادم
ندای درونت جون آدمها رو نجات داده، مارگارت
و همین ندای درونی کمکمون میکنه
کسی رو که جیمی رو برده پیدا کنیم
اون قطار ثابت میکنه آدمربا
فقط نگرفتش و فرار نکرده
بعد از ماجرا هم به خونهم دسترسی داشته
میدونی، پنج نفر سریعتر از دو نفر کار میکنن
و دیگه رازی هم بینمون نمیمونه
فقط نمیخوام اشتباه من رو تکرار کنی
مخفیکاری از شما نزدیک بود موزلی و شرکا رو از هم بپاشه
نمیخوام به شک بقیه نسبت به جیمی دامن بزنم
اونا نمیخوان بهش شک داشته باشن
در جریان گذاشتنشون شاید خیالشون رو راحت کنه...
الان تحمل احساسات بقیه رو ندارم
باشه، میفهمم
شاید اشتباه کنم، ولی این اشتباه خودمه
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
دان و ایتن توی راهن
برای رأیدادن به یه کمدی عاشقانه دیر شده؟
واقعاً دلم میخواد بخندم
این هم خنده داره
تازه هیولاها هم حسابی کتک میخورن
یککم زیادی مستقیم نیست؟
یا نکتهش همینه، حالا که هیولای شخصی موزلی و شرکا
زندانه و کریستین هم مرده؟
دیگه هیچکدوم از برادرهای ایونز یه گوشه کمین نکردن
و چه حس خوبی داره، نه؟
حالا میتونیم برای چیزهای دیگه جا باز کنیم
هی، ببخشید
باید... فقط باید سریع یه تماس بگیرم
زیک، ببخشید شبت رو بههم زدم
برای تو همیشه وقت دارم، شل
چه خبره؟
چند تماس قطعشده از یه گوشی یکبارمصرف داشتم
خواستم تماس بگیرم، ولی جواب نداد
سرپرستم فکر میکنه شمارهگیری جیبی بوده
ولی تو فکر دیگهای میکنی؟
فایل ضبطشده رو دوباره پخش کردم
و قسم میخورم، زیک، یه چیزی میشنوم
قبل از اینکه گزارشش کنم باید مطمئن بشم
از خواستنش خجالت میکشم - لازم نیست ادامه بدی
یه نسخه از فایل صوتی رو بفرست
ببینم چه کاری ازم برمیاد
اخیراً گفتم چقدر فوقالعادهای؟
فکر کنم یه مدته نگفتی
تقصیر منه. جبران میکنم
همهچی خوبه؟
آره، ببخشید
فقط باید یه لحظه به این رسیدگی کنم
کی بود؟
فقط یه دوست
توی مرکز ۹۱۱ پلیس دیسی کار میکنه
برای یه تماس قطعشده کمک میخواد
من کاری میتونم بکنم؟
گوشهات رو قرض بده
۹۱۱، مورد اضطراری کجاست؟
الو؟ الو؟
کمک، زوریه
یکی داره پچپچ میکنه
آره، شلی هم همین فکر رو میکنه
بذار یه فیلتر اضافه کنم
حذف نویز و...
کمک
زوریه
خدای من، زیک
شلی راست میگه
این آدم توی دردسره
خیلی متأسفم شامتون رو قطع کردم
شب خوبی داشته باشید
ممنون
خوشحالم سالمی
خانم، توهینکردن لزومی نداره...
خب، زوریما توماس تماس رو قطع کرد
هم سالمه، هم بیادب
الگوریتمت تطبیق نزدیک دیگهای پیدا کرده؟
چون همهی آدمهایی که بهشون زنگ زدیم حالشون خوبه
آره، یکی هست که هنوز نتونستم بهش برسم
این مورد هشتاد درصد احتماله
زوری میچل؛ همینجا توی دیسی زندگی میکنه
ایمیلی که برای شبکههای اجتماعیش استفاده میکنه
برای فعالکردن یه گوشی یکبارمصرف هم استفاده شده
اون هم چند ماه پیش
شمارهی عادیش رو هم پیدا کردم و پیام گذاشتم
ولی هنوز خبری نداده
هشتاد درصد تطبیق
گوشیش رو جواب نمیده
این برای بازرسی وضعیتش توسط پلیس دیسی کافی نیست؟
شلی یه مدت پیش تماس بدی داشت
یه نفر کشته شد
از اون موقع به چند تماس بیشازحد واکنش نشون داده
بار آخر توبیخ شد
پس نمیتونه ازش یه پرونده بسازه
مگر اینکه مطمئن باشیم واقعاً خبریه
موقعیت گوشی زوری یه بار توی مرکز شهر رو نشون میده
«سی اسپات بار»
شاید وقتت رو تلف کنیم...
نه، آدرس رو برام پیامک کن. به گابی هم زنگ بزن
در جریانش بذار
من هم کنارت میام
اوه
کارکنها تأیید کردن زوری و همخونههاش مشتری دائمیان
اونقدر دائمی که
میدونن گرفتن تاکسی اینترنتی از پشت بار آسونتره
تا اینکه مستهای عوضی اذیتشون کنن
که جلوی بار صف کشیدن
آره
پس، شلی...
تا حالا نشنیدم زیک اسمی ازش ببره
تو شنیدی؟
شاید یکی دو بار
البته مال قبل از وقتیه که تو و زیک صمیمی بشید
پس اون موقع تو و زیک هم صمیمی نبودید
تو از کجا میشناسیش و من نه؟
راستش... یادم نمیاد
لیس
زوری توی یکی از عکسها
چکمههایی با منگولههای قرمز پوشیده بود
دان
شلی درست میگفت
زوری توی دردسره
زوری عاشق اون چکمههاست
توی همهی قرارهای اولش میپوشهشون
میدونید امشب با کی قرار داشت؟
یه پسری از اپلیکیشن دوستیابی
همهمون ازشون استفاده میکنیم
پروفایلهامون رو با هم ساختیم
هوای همدیگه رو داریم
آره، رمزها و موقعیتهامون رو به اشتراک میذاریم
حتی وسط قرار هم به هم خبر میدیم
اینجاست، پیداش کردم
پس این قرار دیشب زوریه؟
آره. الک؛ پرستار سیاره
زیاد میاد و میره
گفتی زوری زیاد قرار میذاره
هیچوقت گفته کسی معذبش کرده
یا حس بدی بهش داده؟
زوری فقط دنبال خوشگذرونی و رابطهی بیتعهد بود
و آدمهایی هم که باهاش قرار میذاشتن مشکلی نداشتن
آره، یعنی تعدادشون زیاد بوده؟
حتماً، ولی معمولاً وقتی اینطوری میشه
که بالاخره از برج عاج بیرون میای
برج عاج؟ والدین سختگیر؟
پدر سختگیر
اومد شهر تا ازش دور بشه
دیوانهوار بیشازحد مراقبشه
این مؤدبانهترین توصیفشه
یه عوضی کنترلگره
و زوری دیگه هیچ کاری باهاش نداشت
اینجا چیکار میکنی؟
یه چیزی گم کردم
قطار اسباببازیم
فقط دارم دنبالش میگردم
توی دفتر گابی؟
خب، اینجا دقیقاً یه جعبه ندارید
که روش نوشته باشه «اشیای گمشده»
چون مادرت رو دوست داریم خیلی بهت میدان دادیم
ولی صبرمون داره سریع تموم میشه
من کاری نکردم
دزدیدن مدرک؟
فضولی توی دفتر رئیس؟
جدی میگی؟
داداش، تو دائم من رو زیر نظر داری
شاید قطارم رو هم برای گرفتن اثر انگشت برداشتی
ها؟
اونقدر صبر نداشتی تا جواب دیانای بیاد؟
من دربارهی اسباببازی گمشدهت چیزی نمیدونم
ولی شاید اگه بالاخره به چند سؤال جواب بدی
بتونیم زودتر...
...
هی، هی
جیمی، پیداش کردم
بفرما
توی اتاق جلسه بود
ممنون
شلی گفت کل مرکز تماس
حواسشون به شمارهی یکبارمصرف هست
ولی زوری دوباره زنگ نزده
که شاید یعنی آدمربا
گوشی دیگهی زوری رو پیدا کرده
شاهدهای بار چی؟
من و لیسی داریم برمیگردیم
با بقیهی کارکنهایی حرف بزنیم که
دیشب موقع تعویض شیفت از دستمون در رفتن
تقریباً بررسی سوابق
همهی قرارهاش تموم شده
No comments yet. Be the first to leave one.