Doc

Doc

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Doc S02E19 720p 10bit WEBRip x265 HEVC
A Commentary by maetm41

Tags

webdl
Published on: 2026-05-20
Downloads: 14
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت.

ما دنی رو از دست دادیم

‫و من تو را به خاطرش سرزنش کردم‬.

‫بیرون خیلی خوب عمل کردی.‬

‫یاد شیفت اورژانسم افتادم. دلم براش تنگ شده.‬

‫چطور پیش رفت؟ توی پیامت زیاد حرفی نزدی.‬

‫وقتی دیدمت بهت میگم.‬

‫یک ارزیابی رسمی صورت خواهد گرفت.‬

بعضی از شما از آن جون سالم به در نمی برید.‬

‫حداقل برای دستیار ارشد باید در نظر گرفته بشم.‬

‫داشتم فکر می‌کردم که چقدر احساس می‌کنی داری آماده می‌شی‬

در برابر دکتر لارسن

‫او داره برای یک عمل جراحی دیگه، آماده میشه.‬

‫و نخواسته که شما نظارت کنید‬.

‫ما کار درست را انجام دادیم.‬

‫می‌دونم که نگرانی‌هایی در مورد سلامتی‌ام وجود داشته‬.

‫هفته آینده، آخرین هفته‌ایست که به عنوان رئیس شما هستم.‬

‫چه خبره؟ این چیه؟‬

یعنی چه؟

‫یعنی نمی‌توانی همین‌طوری بی‌خبر سروکله‌ات اینجا پیدا بشه.‬

‫و وانمود کنی من اونیم که غیرمنطقی رفتار می‌کنه.‬

اینجا چه می‌کنی؟

برای دخترمون اینجام.

‫ما برنامه ملاقات داریم، کارل.‬

تو نمی‌تونی هر وقت که خواستی سر و کله‌ات پیدا بشه.

‫هیلی گفت که آماده است.‬

‫همیشه همین کار را می‌کنی.‬

‫الان داری دیوونه‌بازی درمیاری.‬

من دیونه‌ام؟

‫قرار نیست تا ساعت 9 او رو ببری. زود اومدی.‬

‫- یک ساعته، جاسلین. - این ساعت منه.‬

‫بچه‌ها، بیایید.‬

‫دیروز کجا بودی؟‬

‫الان داری منو مسخره می‌کنی؟ داشتم کار می‌کردم، کارل.‬

‫بالاخره یک نفر باید کار کنه.‬

‫وای خدای من، تو چقدر...‬

مامان؟ مامان؟

هی‌لی

‫- بریز بیرون. - اشکالی نداره.‬

‫من پرونده‌های جراحی خودم رو به همکارانم منتقل کردم.‬

‫فلوشیپ‌ها، دوره‌های کارورزی و ترفیعات ...‬

‫...را امروز بعدازظهر نهایی می‌کنم.‬

‫و حذف افراد ضعیف؟‬

‫با درایت، و با ظرافت انجام خواهد شد.‬

‫و تو رزیدنت‌ ارشد رو انتخاب می‌کنی؟‬

‫معمولاً این به شما ربطی نداره‬.

‫متوجه شدم دکتر لارسن هم در رقابت است؟‬

البته.

‫اوه، حتی نمی‌دونم او چه تصمیمی گرفته.‬

‫یه جورایی،باورش برام دشواره‬

فرض می‌کنم شما بررسی خودتون را ...

‫...برای جایگزینی فوری من شروع می‌کنید.‬

‫ما قبلاً با یک فهرست کوتاه را شروع کردیم،‬

‫امروز چندتا کاندیدا داریم که قراره بیان.‬

‫مطمئنم یادت هست که من حق وتو در مورد جانشینم رو دارم.‬

‫ما خوب یادمون هست، جوآن.‬

‫اما این به معنای مسئولیت زیاد روی دوش تو گذاشتن نیست.‬

‫ما نگران سلامتیت هستیم.‬

‫فکر ‌کنم بتوانم از پسش بربیایم.‬

‫یک روز شامل کارهای اداری و مصاحبه‌ها.‬

‫فقط در سمت راست؟‬

‫من وقتی نوجون بودم، آپاندیسیت داشتم.‬

‫مطمئنم مشکل همینه.‬

‫چرا نمی‌گذاری دکتر خودش بفهمه؟‬

‫من فقط دارم یه پیش‌زمینه بهش میدم.‬

‫از این بابت ممنونم، کارل.‬

‫سلام، من دکتر هلر هستم. امروز با دکتر لارسن کار می‌کنم.‬

- سلام. - سلام.

این های‌لی 16 ساله,

‫و از درد در سمت راست شکم رنج می‌بره.‬

‫در اورژانس خون گرفتن و منتظر جواب آزمایشگاه هستیم.‬

تو این فاصله، باید چند سوال مهم ازش بپرسیم.‬

‫پس شما دو نفر شاید بخواین بیرون باشید.‬

‫نه، مشکلی نیست. می‌تونند بمونند.‬

‫من به جواب‌های صادقانه نیاز دارم، هیلی.‬

البته

خوبه. در ۲۴ ساعت گذشته مواد مخدری مصرف کردی؟‬

- نه. - الکل?

فعالیت جنسی چی؟

دوست پسر دارم ولی، نه.

‫نه اونجوری که تو میگی‬.

‫باشه پس، همین که جواب آزمایشات رو بگیریم،‬

‫یکی میاد و تو رو می‌بره رادیولوژی.‬

خیلی طول نمی‌کشه.

‫پس امروز منو تعقیب می‌کنی؟‬

‫آره. فکر کردم، شاید آخرین بار باشه‬

‫قبل از اینکه تو جای منو به عنوان رزیدنت ارشد بگیری.‬

‫اِ..، دلت برای رئیس‌بازی درآوردن سر من تنگ میشه، ها؟‬

‫هی، شنیدم جولی چیزی درباره تو و مایکل می‌گفت‬

‫که یک زوج رو تو جنگل نجات دادید.‬

‫آره، خیلی سخت بود.‬

‫فقط یکم تعجب کردم که بهم نگفتی.‬

‫می‌دونم، دیشب خیلی خسته بودم.‬

بعداً برات تعریف می‌کنم، باشه؟‬

‫آره، آره. حتماً.‬

‫شیفت شب چطور بود؟‬

چیز خاصی نبود. خُب، زیاد نخوابیدم.‬

‫داری میری خونه؟‬

‫آره، قراره یه روز باشکوه لباس‌شویی باشه‬!

‫و منتظر بمونم تا دکتر ریدلی، ایمی رو رزیدنت ارشد معرفی کنه.‬

‫ولش کن.‬

‫مگه همه دوست ندارن روز تعطیلشون رو صرف آماده شدن‬...

‫... برای خرد شدن اعصابشون بکنن؟‬

‫اگه از لیست کاندیداها خارج بودی،‬

‫تا الان بهت گفته بودن.‬

‫و، امروز قراره درباره رزیدنتی جراحیت بشنوی؟‬

‫فکر کنم اول باید با دکتر کاستا صحبت کنه.‬

‫خب، به هر حال، یا جشن می‌گیریم یا همدردی می‌کنیم.‬

دقیقاً

‫و اگه چیزی شنیدم بهت خبر میدم.‬

‫آره، خب، بعداً باهات صحبت می‌کنم.‬

خداحافظ

‫سلام. من دکتر کلمن هستم.‬

‫والتر ببیت. از آشناییتون خوشوقتم.‬

‫اوه، و من هم از آشناییتون خوشوقتم. والدینتون این اطراف نیستن؟‬

‫من تو یه خانه گروهی زندگی می‌کنم.‬

‫اوه. سرپرست مراقبت کجاست؟‬

‫منو آورد، اما اون باید کار دیگه‌ای‬...

‫... برای خانم تامپسون انجام می‌داد.‬

‫اون کسیه که خونه رو اداره می‌کنه.‬

باشه.

به هر حال آیا اجازه داره برات تصمیمات پزشکی بگیره؟‬

‫نه، معمولاً مددکار اجتماعیم این کارو می‌کنه.‬

‫مددکار قبلیم استعفا داد،‬

‫و حتی نمی‌دونم مددکار جدیدم کیه.‬

‫من آرتریت روماتوئید دارم.‬

‫این یه بیماری مزمنه که گاهی اوقات عود می‌کنه.‬

اطلاع دارم.‬

‫شما هم دارید؟‬

‫اوه، منظورت اینه؟‬

‫نه، این، امم، یک تصادف احمقانه بود.‬

‫خب، من واقعاً نمی‌تونم نمایشگاه رو از دست بدم.‬

‫هفته بعده.‬

‫- باشه. چه جور نمایشگاهی هست؟‬

علمی ‫من واقعاً به موشک علاقه دارم،‬

‫و باید بتونم راه برم.‬

‫- الان خیلی درد می‌کنه؟ - امروز صبح حتی بدتره.‬

‫- چقدر اینجا بودی؟ - چهار ساعت.‬

چهار ساعت؟ و هیچ‌کس تو رو ندیده؟‬

‫وایسا، من رسیدگی می‌کنم.‬

‫جواب آزمایش هات رو گرفتیم،‬

‫و تو هفت هفته باردار هستی.‬

‫می‌دونم که قبلاً گفتی ...

... که از نظر جنسی فعال نیستی

‫پس فقط می‌خوایم مطمئن بشیم‬ ‫کسی بهت آسیب نرسونده.‬

‫نه، نه. ام، متاسفم، دروغ گفتم.‬

‫اونا هنوز نمی‌دونن من رابطه جنسی دارم.‬

‫درک می‌کنم.‬

‫به خاطر همین می‌خواستیم تو رو اینجا بیاریم،‬

‫تا بتونی حریم خصوصی داشته باشی.‬

‫ما هنوز باید بفهمیم‬...

‫دقیقاً چه چیزی باعث این درد میشه،‬

‫اما چون باردار هستی،به جای سی‌تی اسکن...

...سونوگرافی انجام میدیم.‬

‫و نگران نباش، درد نداره،‬

‫دکتر لارسن فقط اون دستگاه رو روی شکمتون می‌کشه، باشه؟‬

باشه.

‫احتمالاً بهتره که والدینت هم درگیر این ماجرا کنی.‬

‫اما در ایالت مینه سوتا،‬

‫بحث در مورد سلامت جنسی شما به اختیار خودته،‬

‫پس حق داری به هر کسی که می‌خوای بگی،‬

‫یا به هیچ‌کس نگید،‬ ‫و ما همه از تو حمایت می‌کنیم.‬

‫باشه. امم، فقط می‌خوام به بابام پیام بدم.‬

‫میتونم بهش بگم تو کدوم اتاقیم؟‬

‫آره، رادیولوژی ۳، طبقه چهارم.‬

‫باشه. امروز یک روز به طور غیرعادی شلوغ داریم،‬

خُب، بعد از کارای اولیه، دوباره برگرد پیش من.‬

‫دکتر لی، ۷۱۲، ویپل بعد از عمل.‬

‫من مجموع دفع مایعات، و روند هموگلوبین،‬

‫و یک تشخیص افتراقی برای اینکه چرا افت کرده رو می‌خوام.‬

‫دکتر رامیرز، ۷۰۴،‬

‫انسداد روده کوچک همراه با افزایش لاکتات.‬

‫معاینه کامل شکم،تکرار CBC و بررسی سی‌تی...‬

... در زمان واقعی

‫دکتر هینز، ۷۲۶، خونریزی گوارشی.‬

‫دو تا سرُم با قطر بزرگ، گروه خونی و کراس مچ برای چهار واحد،‬

‫تزریق مهارکننده پمپ پروتون رو شروع کنید.‬

‫اوه، بخش گوارش یک نوبت آندوسکوپی رو نگه داره.‬

مایکل.

‫می‌بینم رزیدنت‌ها تون ...‬

‫... برای بیماران میگرنی‌تون سی‌تی اسکن سر درخواست نمی‌دن.‬

‫بهت گفتم، من این کارو نمی‌کنم‬

‫مگر اینکه از نظر بالینی نشونه داشته باشه.‬

‫سیاست بیمارستان در مورد مدیریت سردرد واضحه.‬

‫و به وضوح برای به حداکثر رساندن درآمد طراحی شده.‬

‫و تا زمانی که جلسه با مدیریت داشته باشم،‬

‫باهاش موافق نیستم. - برات آرزوی موفقیت می‌کنم.‬

‫فقط برای اینکه بدونی، حتی اگه جای منو بگیری،‬

‫قدرت نداری در موردش کاری انجام بدی.‬

‫فکر می‌کنی چرا من دارم به مطب خصوصی میرم؟‬

‫پس شما زیر نظر دکتر موینیهان در UPMC کار می‌کردید؟‬

بله. اون واقعاً برای من یک مربی بود.‬

‫خب، شما قطعاً تأثیر زیادی گذاشتید.‬

‫این کار آسانی نیست.‬

‫دوست دارم بشنوم‬

‫که از او چی درباره رهبری یاد گرفتی.‬

‫او عالی بود، اما من یاد گرفتم کارها رو بطور متفاوتی انجام بدم.‬

‫چطور؟‬

‫یک شب در بخش اورژانس شیفت بودم.‬

‫یک حادثه با تلفات زیاد و همه درگیر بودن.‬

More Farsi/persian subtitles for Doc

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left