Shrinking

Shrinking

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Shrinking S02E12 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by AtefehBadavi
▓░╠▷‌ عاطفه بدوی ⣿ @SublimeTitle

Tags

webdl
Published on: 2024-12-25
Downloads: 126
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گبی همیشه کلی سر کتابم مسخره‌م می‌کنه

این روان‌‌ترین و مختصرترین کتابیه که تا به‌حال

درباره درمان شناختی رفتاری مدرن نوشته شده

چه تعریف خوبی. کی گفته؟

هیچ‌کی. گفتم بهت بگم بدونی

حال و اوضاعت چطوره؟

گندش بزنن

خب، رسیدیم بهش. خوبم. خوبِ خوب

تو روان‌شناس خوبی هستی

خودت می‌دونی چی می‌خوام بگم

الکی به خودت غره نشو

گفتم خوب، نه عالی

می‌دونم ولی حس می‌کنم منظورت همون عالی بود

شاید

ببین، تا وقتی سنگ‌هات رو با آلیس وا نکنی

هرگز نمی‌تونی به‌خاطر این‌که پدر خوبی براش نبودی خودت رو ببخشی

شاید نهایتا مقصر بدونتت

اما همین‌که سفره دلت رو باز کنی باعث می‌شه سبک شی و حالت بهتر شه

اصلا روال اعتراف کردن همینه دیگه

مهم نیست پدر روحانی چی چی در جوابت بگه

مسئله اصلی اینه که تو به کاری که کردی و علت اشتباه بودنش اقرار کنی

نمی‌خوام کاری کنم که آلیس فکر کنه دارم عذاب می‌کشم و به‌خاطر اونه که تو این حالم

همچین چیزی نمی‌شه

خیلی‌خب

یعنی چی؟ همین؟

برای امروز، آره

درضمن، قرار بود برام آبنبات و یه کلاه جدید بیاری

حواسم بود، روی میزت گذاشتم

هی. می‌دونم خیال کردی این خنده‌داره ولی عاشقش شدم

خیلی‌خب

لعنتی

عالی بود عزیزم

حواست رو بده به بازی. یالا

ضربه خفنم رو داشته باشید

ایول - با من -

خوبی عزیزم؟ - بازی خوبی بود -

ولی هنوز 0-3ـه که

آره، ولی از همین الان مشخصه اونقدری بازی‌تون خوب نیست که ادامه‌ش سرگرم‌کننده باشه

تازه، پسرهامون برای جشن روز شکرگزاری اومدن خونه و کلی کار ریخته سرمون

می‌خواین برین بنزینِ فندک بخرین که بعد رفتن‌شون ملحفه‌هاشون رو بسوزونین؟

بزرگ‌ هم که می‌شن همچنان با خودشون ور می‌رن، مگه نه؟

آره

شماها دارین خودتون رو برای بچه آماده می‌کنین دیگه؟ - نه عجله‌ای نیست. چهار ماه وقت داریم هنوز -

هنوز شروع نکردین مقدمات حضورش رو فراهم کنین؟

نشئه‌ای چیزی هستین؟

راستش رو بخوای، آره یه خرده - پاستیلش رو داریم، می‌خواین؟ -

جفت‌تون شاغلین

اگه فورا نگردین دنبال پرستار بچه

اون‌وقت پدر و مادرهاتون مجبور می‌شن بیان کمک

وقتی بچه اول‌مون به دنیا اومد

مادرم اومد کمک‌مون و جفت لیز رو انداخت دور از اون موقع تا حالا باهم قهرن

این تنها دلیلش نیست - والدین، بی والدین -

جفت رو نگه داشته بودی؟

آره - نمی‌خواد ذهنت رو درگیرش کنی -

اصلا دیگه از خاطرم پاک نمی‌شه

آروم بگیر. خودم کمک‌تون می‌کنم پرستار پیدا کنین

یه دونه‌ای. پیدا که کردی بهمون معرفیش کن

باید خودت هم باشی کسمغز

.خیلی‌خب. فقط یه دست دیگه، جهت کاهش استرس بیاین هم‌تیمی‌هامون رو عوض کنیم

سخت‌گیرها در مقابل سهل‌‌گیرها

بریم تو کارش دیزل جان

نگاه. خودش قشنگ منظورم رو گرفت

احسنت به این روحیه. بریم تو کارش

آره مامان. می‌دونم هنوز عصبانی‌ای

حق هم داری

کاملا

خوب، پس باهم، هم‌نظریم - آره -

پس می‌شه لطفا برای جشن شکرگزاری بیای؟

بعد واسه بلک‌فرایدی دوباره برگرد به حالت قبلیت و از دستم عصبانی باش

با این‌که به‌نظرم روزیه که خانواده‌های سیاه‌پوست باید دورهم جمع شن

چرا حرف نمی‌زنی؟ اون نیکی کیری همراهته، نه؟

حواست به حرف زدنت باشه - خیلی بی‌ادبه -

گوش کن جنده خانم، سرت رو از تو کون مسائل خانوادگی ما بکش بیرون

وگرنه تونی سوپرانوطور میام سراغت

جرات داری بیا. آره بیا

سعیم رو می‌کنم

راستی حساب ونموت رو برام می‌فرستی که پول اون شنبه شب که اضافه موندی رو برات بزنم؟

آره. حتما - مرسی -

خیلی‌خب مامان. می‌تونم بیام دنبالت

...متاسفم گبی. آخه

هنوز خیلی برام سخته

نمیادش

چی؟ بهش گفتی درک هم میاد؟

نمی‌خواد ببینتش؟

.باشه بابا، درک هم نمیاد تو اون مورد هم حسابی ریدم

متوجه قیافه «خفه‌خون بگیر»م نشدی؟

چرا. ولی در دفاع از خودم باید بگم که همیشه‌ی خدا حالت چهره‌ت همینه

اصلا فکر نکنم چهره‌ت حالت دیگه‌ای داشته باشه

عه، چرا این جدیده

بیا اینجا

می‌خوای سرت رو توی سینه‌های گنده‌م فرو کنی؟

بیخیال لیز. در بهترین حالت متوسطن

باید از نزدیک ببینی‌شون خب

هزاران هزار بار دیدم بابا خودت که می‌دونی

آره، ولی اون موقع دراز کشیده بودم

بیخیال - می‌دونم عزیزم -

از بهم فشرده شدن ممه‌هامون خوشم اومد - منم -

نمی‌دونم اینجا چه خبره بنابراین شروع می‌کنم به حرف زدن

منوی شام شکرگزاری‌تون از این قراره

قراره بوقلمون درست کنم، ژامبون خوک ماکارونی و پنیر، سبزیجات و چند مدل سس

پشم‌هام. چقدر لطف داری که مسئولیت پخش شامش رو به عهده گرفتی

هیچم لطف نکرده. داره کلی بابتش پول می‌گیره

دیگه روال کار همینه - اما قراره یادم بده -

چطوری تظاهر کنم خودم پختم‌شون

مثلا بگم، استخوان ژامبون رو درآوردم

نوچ - خوک استخوان داره دیگه -

.خیلی‌خب، من دیگه برم می‌خوای سینه‌هامون رو بزنیم بهم؟

آره. چرا که نه - ایول -

تقلید کار میمونه

از اونجایی که آلیس عملا ساکن اینجا شده

امیدوار بودم ببینمش و سلامش کنم اما گمونم نیستش

اینجام

خیلی‌خب، گمونم نمی‌دونستم که می‌دونی من اومدم یا نه

می‌دونستم - خوبه -

واقعا سخته - دوست ندارم این‌طور ببینم‌شون -

خداحافظ

چه خبرها جاکش؟

سلام. ببینم می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی

به آلیس بگو هروقت حس کرد آمادگی حرف زدن رو داره، من هستم، باشه؟

همین‌طوری نامحسوس بگی ها. با ادبیات خودت

مثلا یه رفیق‌جونمی چیزی بنداز وسط

اصلا کلمه محبوب و رایجی نیست

دیگه حالا با زبون خودت بهش بگو - باشه -

واقعا برات مهمه، نه؟

آره، یه جورهایی جز ویژگی‌های بارزمه

پدر و مادر من که واسه شکرگزاری اصلا اینجا نیستن

مادرم این هفته رو کلا رفته کازینو مورانگو

بابام هم همون‌جاست ولی از لحاظ قانونی اجازه نداره به شعاع 30 متریش نزدیک شه

،واسه همین وقتی مامانم مشغول شرط‌بندیه اون می‌ره استخر

و وقتی مادرم تو استخره... فکر کنم خودت گرفتی چطوریه - آره -

خوشحال شدم من رو از احوالت باخبر کردی سامر

تا بعد جاکش

آره، جریان قرص‌ها واقعا ناراحت‌کننده‌ست

اما دارم سعی می‌کنم باهاش کنار بیام

منظورت از کنار اومدن اینه که لام تا کام درباره‌ش حرف نمی‌زنی

و حاضر نیستی بگی باعث می‌شه چه حسی بهت دست بده دیگه؟

زدی تو خال

به مگ بگو موهای جدیدش رو تو اینستاگرام دیدم

فوق‌العاده شده

جولی می‌گه بهت بگم تو فضای مجازی زاغ سیاهت رو چوب می‌زنه

چون خیلی جذابه اشکالی نداره

اصلا خیلی خوب شد که پیشته چون راستش زنگ زدم که بگم

خیلی بابت این‌که قرار بود برای عید شکرگزاری بیاین پیشمون هیجان‌زده بودیم

ولی تیم لاکراس میسون... امروز برنده شدن

که از اونجایی که بازی‌شون فاجعه‌ست ...واقعا باورنکردنیه، برای همین مجبورم

باید آخرهفته برای تورنمنتش بریم مین

نظرت چیه به جای این‌که شما برای عید شکرگزاری بیاین

ما چند هفته دیگه بیایم بهتون سر بزنیم؟

خیلی عذاب وجدان گرفتم بابا

نیازی نیست. اشکال نداره

واقعا ناامید شدم

ولی باهاش کنار میام

دوستت دارم - من هم عزیزم -

مجبور نیستیم بریم کنتیکت

.می‌تونیم همین‌جا بمونیم و هیچ‌ کاری نکنیم بهترین روز شکرگزاری عمرمه

من هنوز پشت خطم بابا

تقصیر من شد

آره. همین‌طوره

هفته گذشته مبحثش رو باز کردیم

اما این هفته قراره حسابی درباره‌ش صحبت کنیم، خب؟

چون کافئینم رو زدم تو رگ و آماده‌م - آره. باشه -

تو برو. من الان میام

پاول. شنیدم برنامه سفرت لغو شده

اگه دوست داشتی برای شام شکرگزاری بیای خبرم کن

نه. اگه به جولی بگی دعوت‌مون کردی هم کله‌ت رو می‌کَنم

مرسی که به این سرعت جوابم رو دادی

سلام - سلام -

قراره قهوه‌مون یادت نره ها

بیخیال بابا. حوصله یه گپ دیگه رو ندارم

می‌خوای چه کار کنی پس؟ با دخترت وقت بگذرونی؟

کار دیگه‌ای نداری که - پشم‌هام -

آره

سلام. همه چی روبراهه؟

« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::

شرمنده. نمی‌دونستم به کی زنگ بزنم

جریان چیه؟

وادارمون کرد جعبه‌ قفل شده رو باز کنیم که بنادریل دربیاریم

بعد سعی کرد قرص پلن‌ بی بدزده

می‌شه چند لحظه تنهامون بذارین؟

جریان چیه؟

خوبی؟

خیلی خجالت‌زده‌م

کانر برگشته خونه، باهم آشتی کردیم و خب وسط کار کاندوم پاره شد

...و خب من هم جوری سوار طرف می‌شم که

نه، نه، نه

هنوز با پلیس تماس نگرفتم

خیلی‌خب. ببینین

ایشون دختر خیلی خوبیه

نظرتون چیه من حساب کنم و همه‌مون بریم به کار و زندگی‌مون برسیم؟

مرسی جاکش

چرا بهت می‌گه جاکش؟

نه، نه. به همه می‌گه

به من که نگفت

آخه تو جاکش نیستی

گمونم اول باید بشناستت و باهات صمیمی شه تا جاکش خطابت کنه

اول باید بشناستم؟ جناب، ایشون دخترتونن؟

آره - نه -

نه. از دوستانم هستن

درواقع از دوست‌های دخترمه

بعضی وقت‌ها باهم وقت می‌گذرونیم

More Farsi Persian subtitles for Shrinking

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left