The first 200 lines.
آیا تو را میخواهم؟
اوه خدای من، بله میخواهم.
عزیزم، حقیقتاً میخواهم.
آیا به تو نیاز دارم؟
خوشحالم که هستم...
سرپرست ارشد کارآگاهان دیو کوک؟
درست است. چطور میتوانم کمک کنم؟
نام من گروهبان کارآگاه اسلیتر است.
آقا، من برای بازداشت شما اینجا هستم.
اتهام چیست؟
سوء رفتار در سِمت دولتی و جرائم خلاف ماده ۵۵
قانون حفاظت از دادههای ۱۹۹۸، آقا.
سوء رفتار؟
چی؟ شما بر خلاف قانون حفاظت از دادهها عمل کردهاید؟
چی؟
بفرمایید داخل شوید.
ا... این چیست؟
آقا، شما منکرِ عمل بر خلاف قانون حفاظت از دادهها نیستید؟
هشدار حقوقیام را به من بدهید.
شما ملزم به بیان هیچ مطلبی نیستید،
اما اگر در پاسخ به سؤالی، مطلبی را که بعداً در دادگاه به آن استناد میکنید،
مطرح نکنید، ممکن است به دفاع شما آسیب بزند.
هر آنچه بیان کنید، ممکن است به عنوان مدرک در دادگاه ارائه شود.
آن ماشین شماست؟
بله، آقا.
من که فراری نیستم لعنتی!
خیر، آقا.
حرکت کنید.
این ماشین، آقا.
به کسی بگویید آن را باز کند.
حدس میزنم دارید فکر میکنید چرا از شما خواسته شده در این جلسه باشید، آقا.
البته.
ما قصد داریم کاری کمی متفاوت انجام دهیم،
در مورد پرونده دانیل مورگان.
دانیل مورگان.
قتل با تبر، ۱۹۸۵.
خب، ۱۹۸۷ بود، اما اِم... حافظهتان خوب است.
پروندهای نیست که احتمالاً فراموش کنید.
یک تحقیقات اولیه درهم و برهم.
اتهامات مربوط به فساد.
بازگشایی مجدد این پرونده؟
عاقلانه به نظر نمیرسد.
اوه، مطمئنم که عاقلانه نیست، اما اِم... ما سرنخهای جدیدی داریم.
و برنامه این است که دیگر آن را خراب نکنیم.
ما میخواهیم یک عملیات مخفیانه و یک عملیات علنی انجام دهیم.
عملیات مخفیانه را فقط تعداد انگشتشماری از افراد منتخب خواهند دانست.
عمدتاً دستگاههای شنود. و انواع مختلف نظارت.
عملیات علنی را... میخواهید من انجام دهم؟
ما میخواهیم در برنامه "کریمواچ" (Crimewatch) حضور یابید.
و تظاهر کنید افسر تحقیق هستید،
کارآگاه قتل مسئول پرونده.
به همین دلیل به فردی با درجه شما نیاز داریم.
و بعد ارتباط با ژاکی هست.
کمی سرگرمی برای بینندگان.
این باید یک عملیات کوتاه باشد.
یک تیم کوچک تشکیل دهید تا آشکارا مسئولیت تحقیقات را بر عهده بگیرند،
در حالی که ما در پشت صحنه مشغول به کار خواهیم بود.
و شما امیدوارید وقتی من دهانم را باز میکنم،
این کار باعث شود "سرنخهای" شما هم لب به سخن باز کنند.
خب، بگذارید اینطور بگوییم که ما در مورد اینکه چه کسی درگیر است، مظنونینی داریم.
فقط باید کاری کنیم که خودشان بگویند کار آنها بوده است.
من هستم. دوباره جزئیات را برایم شرح دهید.
عالی است. عالی!
در دهم مارس ۱۹۸۷،
مورگان در پارکینگ عقبی مورد حمله قرار گرفت
میخانه گلدن لایِن در سیدنهام.
من یک تیم هشت نفره میخواهم.
دو گروهبان کارآگاه، شش پاسبان کارآگاه.
با تمرکز زیاد روی افسران زن.
احتمال لابیگری کمتری خواهند داشت.
بسیار خب. و هیچکس،
هیچیک از اعضای تیم نباید از عملیات مخفیانه مطلع باشند.
تا جایی که به آنها مربوط میشود،
این تنها تیم مسئول پرونده است، متوجهید؟
متوجه شدم، قربان.
در دهم مارس ۱۹۸۷،
دانیل مورگان، یک بازپرس خصوصی،
در پارکینگ عقب میخانه گلدن لایِن در سیدنهام به قتل رسید.
او چندین ضربه با تبر خورد.
اکنون ۱۵ سال از تحقیقات درباره قتل او میگذرد.
سه عملیات قبلی انجام شده،
اما تاکنون هیچکس به خاطر آن محکوم نشده است.
حالا ما به دنبال چند فرد کلیدی هستیم
که میخواهیم بهطور ویژه روی آنها تمرکز کنیم.
نفر اول، جاناتان ریس.
او شریک تجاری دانیل مورگان در شرکتی بود
به نام "تحقیقات جنوب" (Southern Investigations).
در گزارش بازنگری قتل در سال ۲۰۰۰ درباره مرگ دانیل، آمده است که هم
تحقیقات پلیس متروپولیتن و هم تحقیقات همپشایر
ریس را به عنوان مظنون اصلی شناسایی کردند.
او در حال حاضر مشغول گذراندن حبس هفت ساله است
به اتهام تبانی برای اخلال در اجرای عدالت.
او برای یک زن بیگناه مواد مخدر جاسازی کرده بود.
همسر سابق او خواهان حضانت فرزندشان بود.
نفر دوم، و متأسفانه این فرد یکی از خودیهاست.
سید فیلری، یگان جرم و جنایت کَتفورد.
او برای کمک به تحقیقات اولیه آورده شده بود،
با وجود اینکه با ریس دوست بود.
او متعاقباً از پلیس خارج شد
و کار سابق دانیل را در مدیریت "تحقیقات جنوب" بر عهده گرفت.
نفر سوم، گلن وایان. واقعاً؟
خب، شنیدهها حاکی از آن است که برادران وایان احتمالاً درگیر هستند.
در حقیقت، گلن وایان باجناق سابق جاناتان ریس بوده است.
ما معتقدیم که گلن ممکن است تبر را به کار برده باشد (قاتل باشد).
اما درگیری گَری وایان،
نفر چهارم، را هم نمیتوان نادیده گرفت.
نفر پنجم، جیمز کوک یا جیمی.
شنیدهایم که او راننده وسیله نقلیه فرار بوده است.
و نفر ششم،
کیت شارپ، آن را نگهداری کرده است.
حالا من کارِ فرماندهی برای رسیدگی دارم،
بنابراین مدام در حال رفت و آمد خواهم بود.
اما داریم برنامهریزی میکنیم که من در برنامهی
"کرایمواچ" در چند هفتهی آینده حضور پیدا کنم.
عالیه، جناب.
بله، بله، بله.
در آن برنامه به دنبال اطلاعات بیشتری خواهم بود.
حالا، میخواهم شما این اسامی را به طور کامل بررسی کنید.
میخواهم تمام ارتباطات و تمام انگیزهها را بدانم.
و اگر این زنجیره را به اندازه کافی محکم بسازیم،
قادر خواهیم بود با همین زنجیره خفهشان کنیم (به دامشان بیاندازیم).
متوجه شدید؟ بله، جناب.
بسیار خب، شروع کنید.
هی... آره، الان داریم تماشاش میکنیم.
آره، باشه. خداحافظ.
کرایمواچ در مورد پروندههای سرد بسیار موفق عمل میکند.
تحقیقاتی که سالها از کشف حقیقت دور ماندهاند.
یا در این مورد، دههها.
در حقیقت، این پرونده به سال ۱۹۸۷ باز میگردد.
اما از همان ابتدا بسیار بحثبرانگیز بود،
همانطور که ویدیوی ما نشان میدهد.
دانیل مورگان سالها کار کرده بود
به عنوان یک کارآگاه خصوصی.
و به گفته کسانی که او را میشناختند، او متعهد به کارش بود.
هیچ کس اینجا نبود.
جدا از کار، او به ماشینهای سریع علاقه داشت.
و پدری فداکار برای دو فرزند خردسالش بود.
روز سهشنبه، دهم مارس، روز قتل او،
دانیل و شریک تجاریاش، جاناتان ریس،
ظاهراً ترتیب دادند که آن شب با یک مخاطب ملاقات کنند،
در میخانه گلدن لایون در سیدنهام.
من الان میروم، جان. شما رو توی میخانه میبینم،
حدود هفت و نیم. بله.
مردی که قرار بود ملاقات کنند، حاضر نشد.
و آن دو تنها نوشیدنی خوردند.
جان ریس به پلیس گفت که حدود ساعت ۹ شب،
برای رفتن به سمت ماشینش که جلوی میخانه بود، آنجا را ترک کرده است.
او گمان میکرد که دانیل به سمت پارکینگ پشتی میرود.
اما آیا دانیل از مسیر پشتی به سمت پارکینگ رفت؟
و آیا با کسی همراه شد؟
یا اینکه قاتلش را در تاریکی ملاقات کرد؟
در کنار جسد دانیل، دو بسته چیپس افتاده بود،
که پلیس فکر میکند برای فرزندانش بودهاند.
بازگشت به استودیو... اگر شما آن شب آنجا بودید،
همین حالا با ما تماس بگیرید.
سرپرست ارشد کارآگاهان، دِیو کوک.
دلیل اینکه این پرونده تا این حد بحثبرانگیز بوده است،
تقریباً از همان ابتدا،
این است که یکی از افسران تحقیق،
یکی از کارآگاهانی که در بخش اولیه این تحقیقات دخیل بود،
در نهایت مدیریت آژانس دانیل را به دست گرفت.
یعنی مشکوک است. اینطور نیست؟
ما اذعان داریم که مشکلاتی وجود داشت
در مراحل اولیه این تحقیقات.
اما من امشب اینجا هستم تا پرونده را دوباره بررسی کنم.
و ما امیدواریم از طریق این فراخوان،
آن تکه اطلاعات ارزشمندی را پیدا کنیم که به حل پرونده کمک کند.
خب، مردم چگونه میتوانند کمک کنند؟
پلیس متروپولیتن پاداشی تا سقف ۵۰,۰۰۰ پوند تعیین کرده است.
پنجاه؟ ۵۰,۰۰۰؟
پنجاه.
برای هر کسی که بتواند اطلاعاتی به ما بدهد،
که منجر به دستگیری و اتهامزنی به مسئولین این امر شود.
و این یک قتل خونسردانه و غیرعادی بود.
او با تبر به سرش... به سر او به قتل رسید.
تبر در سرش فرو رفته بود و رها شده بود.
حتی با گذشت این همه زمان،
فکر میکنید مردم نگران باشند که جلو بیایند؟
مردم همیشه نگرانیهایی دارند،
اما من میخواهم کاملاً روشن کنم
که میتوانند به صورت محرمانه، کاملاً محرمانه با ما تماس بگیرند.
و ما با هر اطلاعاتی که به ما بدهند، به همین شیوه برخورد خواهیم کرد.
بنابراین، میتوانید همینجا در استودیو تماس بگیرید،
یا اگر ترجیح میدهید، مستقیماً به اتاق عملیات
به شماره ۰۸۰۸-۱۵۷-۰ پنج پنج پنج تماس بگیرید.
فیونا.
و در واقع، مردم همین حالا هم دارند در مورد آن پرونده تماس میگیرند.
و اجازه دهید مورد زوج قلدر در بلفاست را هم یادآوری کنم.
لطفاً، اگر چیزی به خاطر میآورید،
پنجاه هزار پوند.
آنها به مدارک مستدل نیاز دارند، اینطور نیست؟
پلیس متروپولیتن شانسش را داشت، اما خرابش کرد.
همپشر هم شانسش را داشت، خرابش کرد.
چی؟ پس حالا آن را دادهاند به این...
این بازرس ارشد کوک کیست؟
خوب بود. شما خوب بودید.
بله. تا صبح خواهیم فهمید که آیا به اندازه کافی خوب بودم یا نه.
من بیشتر برای خودم نگران بودم،
تا برای شما، و آنجا بودید،
یک متخصص تمام عیار. من واقعاً عصبی بودم.
No comments yet. Be the first to leave one.