Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E09 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه گذشت...‏

‏یادم میاد سِر با یکی حرف می‌زد‏

‏روزی که نجاتم دادی.‏

‏سِر تنها کار نمی‌کنه.‏

‏فقط اعتراف کن شما دوتا با هم کار می‌کنید.‏

‏این مزخرفاتِ مجرم دانستنت به‌خاطر ارتباط،‏

‏تو بهتر از اینی.‏

‏من اون نیستم.‏

‏فکر می‌کنم برای تو نقشه‌ای داره،‏

‏برای همه‌مون.‏

‏وقتی سیستم پلیس واشنگتن رو هک کردم‏

‏و پرونده‌های ترنت رو گشتم،‏

‏یادداشت‌هایی درباره نامه‌ای پیدا کردم‏

‏که سِر وقتی هنوز لیسی رو داشت برات نوشته بود.‏

‏ظاهراً پلیس نامه رو توقیف کرده.‏

‏ترنت درباره این نامه چیزی بهت نگفته، مگه نه؟‏

‏سلام، گابریل.‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏فرار بی‌فایده است، گابریل.‏

‏نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.‏

‏چی می‌خوای؟‏

‏منتظر چکمه‌سنگین بودم،‏

‏ولی حالا که تو اینجایی و اون نیست،‏

‏می‌خوام باهات حرف بزنم.‏

‏آنتن رو مختل کردم.‏

‏تنها انتخابت اینه که بیای پیش من.‏

‏ـ یه آهنگ دیگه.‏ ‏ـ یه آهنگ دیگه.‏

‏یه آهنگ دیگه.‏

‏یا عیسی مسیح، خواهش می‌کنم نه. بس کنید.‏

‏باشه، چقدر بی‌ادب!‏

‏فقط می‌خوایم روحیه‌ات رو بالا نگه داریم، می‌بینی؟‏

‏و ممنونم.‏

‏یعنی، می‌فهمم.‏

‏بدون تجهیزاتم کر و کورم.‏

‏ولی کاری که شما می‌کنید شکنجه‌ست.‏

‏حذف کردن عوامل حواس‌پرتی یعنی...‏

‏شاید مجبور بشیم درباره مشکلات واقعی حرف بزنیم.‏

‏مثلاً اگه وسایلت رو پس نگیری‏

‏چطور می‌خوای کنار بیای؟‏

‏یا اینکه لیسی برمی‌گرده دانشکده حقوق یا نه.‏

‏یا اینکه بالاخره شما دوتا‏

‏درباره مشکلاتتون حرف می‌زنید یا نه.‏

‏صبر کن، هنوز درباره ثبت‌نام دوباره‏

‏بهشون جواب ندادی؟‏

‏زمان بیشتری می‌خوام.‏

‏درباره پس گرفتن تجهیزاتت با بابات حرف زدی؟‏

‏می‌گه از اون مشکلاتی نیست‏

‏که بشه فقط با پول حلش کرد.‏

‏ـ پس ممکنه چقدر طول بکشه؟‏ ‏ـ شاید یه مدت.‏

‏ولی تا اون موقع دست‌کم این تلفن ثابت سکسیِ‏

‏مدل حدود ۱۹۸۷ رو دارم.‏

‏خب شما دوتا چطورید؟‏

‏خوبید یا چی؟‏

‏بفرما.‏

‏خودت شروع کردی.‏

‏دارم قرارداد اجاره یه جای جدید رو امضا می‌کنم.‏

‏فکر می‌کنم هردومون کمی فضا لازم داریم.‏

‏لعنتی.‏

‏متأسفم.‏

‏واقعاً متأسفم، بچه‌ها.‏

‏انگار یه پرونده جدید داریم.‏

‏ـ هی.‏ ‏ـ باید بریم.‏

‏معلومه که باید برید.‏

‏موزلی و شرکا صدا می‌زنه.‏

‏امیدوار بودم خانم موزلی رو ببینم.‏

‏می‌تونی منتظر گابی بمونی،‏

‏ولی اگه اینجایی، یعنی کسی گم شده.‏

‏و وقتی آدم‌ها ناپدید می‌شن، هر دقیقه مهمه.‏

‏اوه، باشه.‏

‏عشق زندگیمه...‏

‏ایان.‏

‏خیلی باهام فرق داره، ولی به یه شکل بی‌نقص، می‌فهمید؟‏

‏دو شب پیش رفت و دیگه برنگشت.‏

‏ولی این یادداشت رو برام گذاشت.‏

‏«ببخشید. بهم اعتماد کن.‏

‏سربلندت می‌کنم.‏

‏دوستت دارم.»‏

‏ـ چند وقته با همید؟‏ ‏ـ نزدیک دو سال.‏

‏توی مرکز ترک اعتیاد آشنا شدیم.‏

‏من مشاور همتای حمایتی‌اش بودم،‏

‏و خیلی زود با هم جور شدیم.‏

‏ایان استعدادی داره که کاری می‌کنه‏ ‏همه احساس خاص بودن کنن.‏

‏مرد فوق‌العاده‌ایه...‏

‏وقتی پاکه.‏

‏کی دوباره مصرف کرد؟‏

‏دو هفته پیش.‏

‏خدای من، سعی کردم کمکش کنم دوباره بلند بشه،‏

‏ـ ولی فقط...‏ ‏ـ ایان صریحاً ازت خواسته‏

‏بهش اعتماد کنی.‏

‏ـ چرا نمی‌کنی؟‏ ‏ـ می‌کنم.‏

‏دو شب کامل صبر کردم و بعد اومدم پیش شما.‏

‏ممکنه ایان توی بیمارستان باشه؟‏

‏یا بازداشت شده باشه؟‏

‏هردو رو بررسی کردم.‏

‏وقتی مصرف می‌کرد سابقه داشت،‏

‏ولی از اون موقع پاک بوده.‏

‏اوه!‏

‏اوه، خیلی ببخشید.‏

‏یکی از رهجوهای تحت حمایتمه.‏

‏اشکالی نداره. می‌تونی بری بیرون جواب بدی.‏

‏ببینید، بیشتر مردم فکر می‌کنن دیوونه‌ام‏

‏و ایان ارزشش رو نداره.‏

‏ولی داره.‏

‏برای همین اومدم خانم موزلی رو پیدا کنم.‏

‏چون باور دارم براش مهمه.‏

‏من گابی موزلی نیستم،‏

‏ولی قول می‌دم برای ما مهمه‏

‏و ایان رو پیدا می‌کنیم.‏

‏باشه.‏

‏آیلین لپ‌تاپ ایان رو به من داد.‏

‏قبلاً رمز رو می‌دونست،‏

‏ولی انگار عوضش کرده.‏

‏شاید هنوز هم رازهایی داره.‏

‏از گابی خبری داری؟‏

‏پیام دادم درباره پرونده خبرش کنم،‏

‏ولی هنوز جواب نداده.‏

‏ـ عجیب به نظر میاد، نه؟‏ ‏ـ نه.‏

‏هنوز اول صبحه، دان.‏

‏دیشب هم گفت‏

‏یه کار شخصی داره.‏

‏تازه، این روزها همه‌چی یه کم عجیب شده.‏

‏تجهیزات زیک رفته.‏

‏تو و ایتن حتی برای ازدواجتون نمی‌جنگید.‏

‏و مارگارت نزدیک بود به زندگیش پایان بده.‏

‏خوشبختانه پیش تیلور داره بهبود پیدا می‌کنه،‏

‏ولی دست‌کم اگه اینجا بود می‌فهمیدیم‏

‏آیلین چیزی رو ازمون مخفی می‌کنه یا نه.‏

‏وقتی آماده باشه برمی‌گرده.‏

‏فعلاً فقط خودمونیم.‏

‏و از پسش برمیایم.‏

‏مگر اینکه...‏

‏می‌دونم کل ماجرای اعتیاد‏

‏ممکنه برات تحریک‌کننده باشه.‏

‏یادم میاد دفعه قبل کلی چیز‏

‏درباره دوستت مایک بالا آورد و...‏

‏ببین، فقط... ساکت می‌شم.‏

‏نه، اشکالی نداره.‏

‏کار روی پرونده دیوید اوایل امسال‏

‏سخت بود.‏

‏ولی درواقع یه موهبت بود.‏

‏درباره مایک برام روشنی آورد‏

‏و کمک کرد بفهمم یه فرد معتاد‏

‏چه چیزهایی رو می‌تونه یا نمی‌تونه کنترل کنه.‏

‏اوه!‏

‏عاشق دانِ احساساتی و آسیب‌پذیرم.‏

‏جدی می‌گم، واقعاً افتخار می‌کنم که بیشتر‏

‏این روی خودت رو نشون می‌دی.‏

‏باشه، برگردیم سراغ ایان.‏

‏اسم موادفروشش رو از آیلین گرفتم؛ یه یارو به اسم نیکو.‏

‏من می‌رم پیداش کنم و تو...‏

‏من لپ‌تاپ رو می‌برم.‏

‏می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟‏

‏زیک که نمی‌تونه هیچ کامپیوتری رو هک کنه.‏

‏کی حرفی از زیک زد؟‏

‏«گابریل، برای اینکه دوباره ما رو به هم برسونم،‏

‏برات یه پرونده آوردم.»‏

‏هوم.‏

‏ـ واو.‏ ‏ـ اوهوم.‏

‏اول یه اسپرسو مارتینی دادی تا توی بار توجهم رو جلب کنی‏

‏دیشب، و حالا قهوه صبحگاهی؟‏

‏باریستایی؟‏

‏یا مثلاً بوکسور حرفه‌ای؟‏

‏قطعاً... یه چیزی هستم.‏

‏باشه.‏

‏پس هیچ عکسی از مامان و بابا نیست.‏

‏اثری از دوست‌دختر هم نیست.‏

‏ممکنه نشونه خوبی باشه.‏

‏من نشونه‌های خوب رو دوست دارم.‏

‏راستش داشتم از زیر زبونت اطلاعات می‌کشیدم.‏

‏می‌دونم.‏

‏باید برم دادگاه.‏

‏آره.‏

‏وکیل، درسته؟‏

‏ترجیح می‌دم بگی وکیل مدافع کیفری،‏

‏ولی وکیل هم بد نیست.‏

‏گفتی خودت چه‌کاره‌ای؟‏

‏قطعاً به هیجان‌انگیزی وکیل بودن نیست.‏

‏حتماً خیلی دوستش داشتی.‏

‏کی رو؟‏

‏همون دختری که قلبت رو آن‌قدر بد شکست‏

‏که حتی نمی‌تونی‏

‏به چند سؤال ساده جواب بدی.‏

‏دیشب خوش گذشت.‏

‏خداحافظ.‏

‏اطاعت فضیلتیه که خیلی کمتر از ارزشش دیده می‌شه.‏

‏این رو فقط کسی می‌گه که آن‌قدر ناامنه‏ ‏که به اطاعت نیاز داره.‏

‏دلم برای گفت‌وگوهامون،‏

‏برای تعامل‌هامون تنگ شده بود.‏

‏این خطاب به من نوشته شده بود.‏

‏ولی برای ترنت بود، نه؟‏

‏می‌دونستی نامه‌هات رو توقیف می‌کنه،‏

‏پس سرنخ‌هایی گذاشتی که باید می‌آوردش اینجا.‏

‏واضحه از نظر فکری هم‌سطح تو نیست.‏

‏ترنت درخشانه و تا مغز استخوان آدم خوبیه؛‏

‏چیزی که تو هیچ‌وقت نمی‌شی.‏

‏از اون چی می‌خوای؟‏

‏قصد داشتم آموزشش بدم.‏

‏همه این بچه‌ها گم شدن، درسته؟‏

‏ترنت چه ربطی بهشون داره؟‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left