Found

Found

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Found 2023 S02E21 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-27
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ ۳۴۰، مایکل کرافورد. لطفاً با ۳۴۰ تماس بگیرین ‏

‏خب، چطور به نظر میام؟‏

‏اگه نمی‌دونستم واقعیت چیه، می‌گفتم‏

‏واقعاً مسموم شدی‏

‏خوبه، پس شربت ایپکاک ارزشش رو داشت‏

‏صبر کن، ایپکاک خوردی که واقعاً حالت بد بشه؟‏

‏در کنار چند کار دیگه‏

‏گابی، تو چه مرگته؟‏

‏برای این‌که سِر باور کنه واقعاً لب مرگم‏

‏باید همه‌ی جزئیات درست باشه‏

‏سِر بیش‌ازحد تیزبینه‏

‏ضمن این‌که حالم خوبه‏

‏بسه دیگه درباره‌ی من‏

‏همه‌ی موکل‌هامون چی؟‏

‏در امان‌ان‏

‏فعلاً‏

‏کری؟‏

‏بازداشت شده‏

‏خوبه‏

‏و جیمی؟‏

‏عالیه‏

‏داره برای دورهمی آماده می‌شه‏

‏دریل و تیلور رفتن ریچل رو از فرودگاه بیارن‏

‏بعد از سیزده سال، بالاخره دورهمی خانواده‌ی رید‏

‏داره اتفاق می‌افته‏

‏باشه، دان به‌زودی همراه سِر تماس می‌گیره‏

‏زیک، چون تنها کسی بودی که‏

‏واقعاً لنا و سِر مسمومت کردن، بگو چه حسی داشتی‏

‏به‌جز آگورافوبیا، تب، لرز، بدن‌درد، استفراغ‏

‏و فشار خون شریانی بالا‏

‏باشه، لیسی، یه کیسه یخ بیار که لرزش رو شبیه‌سازی کنیم‏

‏مارگارت، دوباره روم آب بپاش‏

‏باید تب رو باورپذیر کنیم‏

‏بسه‏

‏می‌دونم اف‌بی‌آی اجازه داده موبایل داشته باشی‏

‏تماس رو بگیر‏

‏باید همین الان گابریل رو ببینم‏

‏منم‏

‏با... اونم‏

‏تصویرمون رو وصل کن‏

‏می‌خوام ببینه خواهرش چه بلایی سرش آورده‏

‏نزدیک‌تر بیاین‏

‏هرکی گوشی دستشه، نزدیک‌تر بیاد‏

‏لیسی، اون کیه؟‏

‏کی روی صفحه‌ست؟‏

‏گابریل، سِره‏

‏من اینجام‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏صورتش رو از جلوی من ببر‏

‏- قطع کن‏ ‏- گابریل، صبر کن!‏

‏صبر کن، من اصلاً نمی‌دونستم لنا چه نقشه‌ای داره‏

‏- قطع کن‏ ‏- قول می‌دم...‏ ‏- کار خودت بود‏

‏تو گابی رو انداختی وسط تیررس خواهر روانیت‏

‏باید... باید همین‌جا بکشمت‏

‏لنا برای من مرده‏

‏به گابریل بگو کاری می‌کنم خواهرم‏

‏دیگه هرگز نتونه بهش آسیب بزنه‏

‏چرا باید چیزی از طرف تو به گابی بگم؟‏

‏واضحه که لنا کنترل دستشه‏

‏دیگه نه‏

‏کمکت می‌کنم پیداش کنی‏

‏ولی این همکاری نیست‏

‏هر کاری گفتم، هر وقت گفتم، انجام می‌دی‏

‏فهمیدی؟‏

‏یه شماره دارم که می‌تونم باهاش‏

‏برای لنا پیام بذارم‏

‏قانعش می‌کنم بیاد منو ببینه‏

‏- اینجا نه‏ ‏- پس کجا؟‏

‏هر وقت لازم باشه می‌گم‏

‏با مأمور میلن حرف بزن‏

‏کاری کن به سرپرستی اون آزاد بشم‏

‏درخواست بزرگیه‏

‏یه راهش رو پیدا کن‏

‏و محض روشن شدن قضیه، اگه می‌خوای لنا رو بگیری‏

‏تنها راه همینه‏

‏گابی، کاری نکن دروغ‌گو از آب دربیام‏

‏به مارگارت قول دادم ببریمت خونه استراحت کنی‏

‏وقتی لنا پشت میله‌ها باشه استراحت می‌کنم‏

‏امروز شنبه‌ست‏

‏حتی بهترین مبارز هم بین راندها باید استراحت کنه‏

‏دنیل، اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏

‏سلام‏

‏خیلی متأسفم‏

‏- من...‏ ‏- گابی، این دنیل شنکوره‏

‏گروه مطالعه‌ی دانشکده حقوقم رو اداره می‌کنه‏

‏دنیل، حالت خوبه؟‏

‏بله‏

‏بله، من... خوبم‏

‏ظاهر نامرتبم رو ببخشین‏

‏همین الان از کنیسه دویدم تا اینجا‏

‏می‌بینین، من‏

‏یه یهودی ارتدوکس مدرنم و امروز شباته‏

‏بله، دقیقاً‏

‏پس تا غروب نه رانندگی می‌کنم، نه از فناوری استفاده می‌کنم‏

‏باشه‏

‏ولی چرا اومدی اینجا؟‏

‏کسی گم شده؟‏

‏نه یک نفر‏

‏یک خانواده‌ی کامل از جماعت ما‏

‏خب، رسمیه؛ اضطراب تو از من هم بیشتره‏

‏مامان، آروم باش‏

‏خودت گفتی تو و تیلور اوضاعتون خوبه، نه؟‏

‏- «خوب» اغراقه، ولی...‏ ‏- ولی پیشرفت‌هایی داشتیم‏

‏و بابا رو هم دیشب دیدی، پس‏

‏آره، دوازده ساله ریچل رو ندیدم‏

‏و تقصیر خودمه‏

‏ممنون که ازم ناامید نشدی‏

‏تیلور بالاخره فهمید‏

‏ریچل هم می‌فهمه‏

‏آماده‌ای؟‏

‏خدای من، مامان، واقعاً انجامش دادی‏

‏آره، خیلی بهت میاد‏

‏ریچل، متأسفم‏

‏خیلی متأسفم. من...‏

‏خانواده‌ی براونشتاین برام مثل خانواده‌ان‏

‏آیزاک و تیرزا بعد از اولین مراسمم‏

‏خودشون رو معرفی کردن‏

‏فرداش تیرزا با یه شیشه مربای آلو‏

‏جلوی در خونه‌ام بود‏

‏البته همه اون‌قدر خوش‌برخورد نبودن‏

‏ولی براونشتاین‌ها کاری کردن حس کنم به اینجا تعلق دارم‏

‏چرا این‌قدر مطمئنی براونشتاین‌ها توی خطرن؟‏

‏امروز قرار بود زِو، پسر کوچیکشون‏ ‏مراسم بر میتصواش رو برگزار کنه‏

‏چند ماهه دارم باهاش روی‏

‏پروژه‌ی میتصواش کار می‌کنم‏

‏موضوع پروژه‌اش عدالت در جامعه‌ست‏

‏قرار بود بعد از مراسم روش کار کنیم، ولی‏

‏زِو اصلاً نیومد‏

‏سعی کردی به خانواده زنگ بزنی؟‏

‏شاید... شاید یکی‌شون مریض شده‏

‏همه‌مون در طول شبات گوشی‌هامون رو خاموش می‌کنیم‏

‏ولی رفتم جلوی خونه‌شون‏

‏ماشین‌هاشون اونجا بود‏

‏و هیچ‌کس در رو باز نکرد‏

‏پلیس چی؟‏

‏پلیس دی‌سی اومد و هیچ نشونه‌ای از جرم یا ورود اجباری ندید‏

‏فکر می‌کنن خانواده رفتن آخرهفته‌شون رو خوش بگذرونن‏

‏گفتی پروژه‌ی میتصوای زِو درباره‌ی عدالت بود‏

‏این موضوع رو انتخاب کرد چون خودش یا کسی از خانواده‏

‏تهدید شده بود؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏ولی از تجربه‌ی شخصی خودم بگم، این اواخر‏

‏اوضاع سخت بوده‏

‏قول می‌دم بفهمیم چه اتفاقی افتاده‏

‏اول باید با خاخامت حرف بزنم‏

‏اگه براونشتاین‌ها تهدید شده بودن‏

‏به اون اعتماد می‌کردن‏

‏لیسی، به دان زنگ بزن و برین خونه‌ی براونشتاین‌ها‏

‏یه نگاهی داخل بندازین‏

‏می‌خواین وارد خونه‌شون بشین؟‏

‏با احترام، بله‏

‏هر ثانیه مهمه‏

‏ممنون که هردوتون اومدین‏

‏از جماعت خواستم دعا کنن‏

‏و اگه چیزی می‌دونن که ممکنه کمک‌کننده باشه‏

‏با شما تماس بگیرن‏

‏براونشتاین‌ها رو چقدر خوب می‌شناسین؟‏

‏آیزاک دو سال گذشته عضو هیئت‌مدیره‌مون بود‏

‏تیرزا هم در بانک غذای محلی داوطلبه‏

‏خانواده‌ی مهربونی‌ان‏

‏تهدیدی در کار بوده؟‏

‏آیزاک، تیرزا یا بچه‌ها اخیراً درباره‌ی‏

‏چیزی با شما حرف زدن؟‏

‏خاخام مندل، ببخشید مزاحم می‌شم‏

‏ولی شایعه‌ها حقیقت داره؟‏

‏بله، متأسفانه‏

‏خانم موزلی، کارآگاه ترنت‏

‏ایشون جیکوب لیب و خانواده‌ش هستن‏

‏براونشتاین‌ها رو می‌شناسین؟‏

‏نه زیاد، ولی تعجب نمی‌کنم این اتفاق افتاده‏

‏شهرمون بی‌قانون شده‏

‏همین چند روز پیش به خونه‌مون دستبرد زدن‏

‏و پلیس هیچ کاری نکرده‏

‏جیکوب، الان وقتش نیست‏

‏متأسفم که این رو می‌شنوم‏

‏آقای لیب، به‌محض این‌که براونشتاین‌ها در امان باشن‏

‏قضیه‌ی شما رو هم پیگیری می‌کنم‏

‏ممنون، جیکوب‏

‏لطفاً همه‌تون به دعا ادامه بدین‏

‏کارآگاه، از تهدیدها گفتین‏

‏اوایل همین هفته، آیزاک پیشم اومد‏

‏بعد از این‌که یه پسر غیریهودی موقع بسکتبال در پارک‏

‏پسرش رو کتک زده بود‏

‏اسم پسری که به زِو حمله کرد رو دارین؟‏

‏نه‏

‏ولی آیزاک خیلی عصبانی بود‏

‏و بهش گفتم باید به زِو یاد بده‏

‏خشونت رو با خشونت جواب نده‏

‏حدس می‌زنم آیزاک دنبال همچین توصیه‌ای نبود‏

‏گفت می‌خواد با پدر پسره روبه‌رو بشه‏

‏و خودش مسئله رو حل کنه‏

‏می‌دونی لازم نبود بشکنی بری داخل‏

‏قفل‌سازی دقیقاً اون‌طرف خیابون داره کار می‌کنه‏

‏آره، ولی اون‌وقت کجاش باحال بود؟‏

‏پس همه‌ی گوشی‌ها رو آوردی؟‏

‏آره، دنیل راست می‌گفت‏

‏همه خاموش و توی خونه بودن‏

‏انگار پلیس برای یه بار هم که شده درست تشخیص داده‏

‏هیچ نشونه‌ای از درگیری نیست‏

More Farsi/persian subtitles for Found

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left