Doc

Doc

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

doc 2025 s02e01 720p web h264-insidious
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Doc 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 27
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

197 dòng đầu tiên.

قبلاً در "دکتر" دیدید...

دکتر لارسن تو یه تصادف رانندگی بود.

هشت سال گذشته رو اصلاً به یاد نداره.

عزیزم، چی شده؟ - ما طلاق گرفتیم.

برادرت کجاست؟ اینجا نیست؟

ما دنی رو از دست دادیم.

: من دیگه نمی‌دونم کی‌ام

یا چیکار کردم.

تو دلیلی بودی که من دکتر شدم.

تو یه محیط کاری سمی ایجاد کردی.

تو سرد و مغرور بودی.

ولی من تمام عمرم می‌خواستم دکتر بشم.

ازش محافظت می‌شه. طبق قانون، باید دوباره برگردونیمش.

پس من اساساً یه دانشجوی پزشکی‌ام

تو بخشی که قبلاً خودم اداره‌اش می‌کردم؟

: ما با هم بودیم. اون هیچی یادش نمیاد.

می‌خوام بهش بگم. - اون بیدار شد در حالی که هنوز عاشق بود

شوهرش. من می‌ذاشتم این قضیه پیش بره.

یه چیزی هست که باید بهت بگم.

من و نورا داریم بچه‌دار می‌شیم.

: شاید اون نیاز داره بدونه که یه چیزی هست

خوب در پیشه. دوستت دارم، باشه؟

خیلی وقته دوستت دارم.

نتایج آزمونم. من امتحانات بورد رو قبول شدم.

آفرین، دکتر لارسن.

بدون تو نمی‌تونستم انجامش بدم.

اون حالا شوهر منه.

تو یادت نمیاد، ولی تو نابودش کردی.

دور و برش نگرد. - نمی‌تونی زندگیت رو هدر بدی

به خاطر کسی که واقعاً تو رو نمی‌بینه.

زود باش، بجنبید، بریم! (فریادهای متناوب)

تیم‌های تروما به اتاق عمل ۳. چهار واحد خون O منفی می‌خوام.

آماده‌سازی لوله‌گذاری سریع.

یه مورد تیراندازی داریم با خونریزی شدید شریانی.

و اون یکی از خودمونه.

مایکل، چه خبره؟

: شما با دکتر جیک هلر تماس گرفته‌اید.

لطفاً پیام بگذارید. متشکرم. (بوق)

اِم، چهارمین پیغام صوتی در کنار نُه تا

پیامک بی‌پاسخ.

و من فقط می‌خواستم دوباره بگم،

که چیزی که دیدی اون چیزی نیست که فکر می‌کنی دیدی.

: حدس می‌زنم دیروز مرخصی گرفته بودی.

پس، من... واقعاً امیدوارم

که امروز تو بیمارستان باشی.

به جینا زنگ بزن.

: سلام. بالاخره فهمیدم چه اتفاقی افتاد

برای بیمار شما از فاجعه قطار.

و... می‌دونم از دستم عصبانی هستی،

و من... من فقط می‌خوام بگم که من اینجام

و آماده‌ام که عواقبش رو بپذیرم،

هرچی که باشه.

و دوستت دارم.

به سونیا میترا زنگ بزن.

می‌خوای بهم بگی چرا جیک اون شب عصبانی از بار رفت بیرون،

و دیروز سر کار نیومد؟

هوم، نه. ولی هر وقت خواستی از خودش بپرس.

آخه داشتم فکر می‌کردم،

شاید تو بهش حسی داری؟

ولی اون با ایمیه.

شاید یه چیزی گفتی که دوست نداشت.

ذهن‌های بزرگ در مورد ایده‌ها بحث می‌کنند.

ذهن‌های متوسط در مورد وقایع حرف می‌زنند.

ذهن‌های کوچک پشت سر مردم غیبت می‌کنند.

النور روزولت. یه ذهن بزرگ.

ویزیت‌ها پنج دقیقه دیگه شروع می‌شه. دکتر میترا،

با تری لوئیس، وینس رول و لری باودن شروع کنید.

خلاصه‌های ترخیص رو تا ساعت ۱۰ تو صندوق ورودی من داشته باشید.

صبح بخیر.

اوه، دکتر لارسن، شما با تی‌جی خواهید بود.

اما اول، یه کلمه حرف داریم.

باشه، می‌خواستی حرف بزنی. بگو.

من...

چیزی که فکر می‌کنی تو دفتر مایکل دیدی،

می‌دونم چطور به نظر می‌رسید،

ولی اون فقط خداحافظی ما بود.

و دلیل اینکه اون خداحافظی باید اتفاق می‌افتاد

اینه که زنش بهت هشدار داده بود که ازش دور بمونی، درسته؟

اون بعد از

همه چیزهایی بود که با پدر تی‌جی اتفاق افتاد،

و بعد ریچارد منو به این فکر انداخت که من بیل دیکسون رو کشتم.

و من همین‌جوری اتفاقی سر از پیش مایکل درآوردم.

و...

ما همو بوسیدیم.

ولی فقط یه لحظه ضعف بود،

و... و احساسات قدیمی، و همه‌اش یه گندکاری بود.

و هر دومون می‌دونستیم که اشتباه بود.

تو رفتی پیشش.

حالا اینجایی و داری حرفات رو می‌پیچونی چون نمی‌خوای از دست بدی

امنیتت رو؟ - نه، اون‌طور نیست--

تو رفتی پیشش چون هنوز تو گذشته زندگی می‌کنی

و اون هنوز خونه‌ی توئه.

اون نیست، جیک. من نیستم.

یعنی، من دارم تلاش می‌کنم. من... من... من...

خیلی دارم تلاش می‌کنم. - می‌دونم. می‌دونم که داری.

و ببین، می‌دونم همه دارن بهت میگن

چقدر تو اون دوران بد بودی

که تو یادت نمیاد، و مطمئنم این باعث میشه

همه‌چی خیلی گیج‌کننده بشه.

و آره...

رو اعصاب بود.

و با آدمای احمق مدارا نمی‌کرد،

و شاید ارتباط برقرار کردن باهاش سخت بود، ولی خب...

وقتی به دلش راه پیدا می‌کردی، ارزشش رو داشت.

اون زن همونیه که من عاشقش شدم.

واقعاً دلم براش تنگ شده.

: منتظرت بودم...

ولی ما نمی‌تونیم این کارو بکنیم.

می‌دونم.

: جیک.

: دکتر حمدا، همسرتون طبقه پایین تو بخش زایمانه.

: حالت خوبه؟ - خب، کیسه آبم پاره شد.

پس داریم زایمان می‌کنیم؟ - نه لزوماً.

می‌تونیم بهش توکولیتیک بدیم تا اینو به تأخیر بندازیم.

تا بچه یه کم وقت داشته باشه بالغ بشه.

ولی تو سونوگرافی قبلی گفتین وزنش حداقل

پنج پونده، پس چرا به وقت بیشتری احتیاج داریم؟

هفت هفته زودتر، مسئله ظرفیت ریه‌های اونه.

نگران نفس کشیدنشید؟

کورتیکواستروئید چی؟ - برای چی؟

کمک می‌کنه ریه‌ها سریع‌تر بالغ بشن.

می‌تونیم کنترلش کنیم. فقط صبر کن.

از پسش برمیایم، باشه؟

رزی، شنیدی عزیزم؟

یه قلب پیدا شده و کاملاً هم باهات مطابقت داره.

بالاخره دارن برات کاری می‌کنن

بعد از این همه مدت.

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

دکتر لارسن امروز تو پرونده شما به من کمک می‌کنه.

خب، من نمی‌خوام اون اینجا باشه. - بابا.

کاری کردم که ناراحتتون کرده باشه؟

حتی یادت نمیاد؟

: دکترا رو سرزنش نکن، بابا.

تقصیر اونا نیست.

ام، باید رزی رو الان ببریم رادیولوژی

برای سی‌تی‌اسکن تا برای پیوند آماده بشه.

آزمایشای بیشتر؟

داری عالی عمل می‌کنی.

یه دقیقه دیگه می‌بینیمت.

شاید بخوای بهش بگی

دلیل اینکه یادت نمیاد.

و ترومای خودمو بندازم سر اون؟ چه فایده‌ای داره؟

کمک می‌کنه باهاش کنار بیایم. (امی پوزخند می‌زند)

مطمئنم رفتارم کنار بیمار افتضاح بود.

تنها کاری که الان می‌تونم بکنم اینه که سعی کنم مهربون باشم.

اون تو آماده‌س.

: باشه، پس شروع کنیم.

اسکن داره شروع میشه.

: یادمه گفتی پلیسی.

می‌دونی، پدر و مادر جفتشون پلیسن.

مامان تو اداره هشتمه. بابا تو اداره سوم بود

تا وقتی که سوخت.

روز بدی بود.

الان کجاست، بازنشسته شده؟

به زودی برمی‌گرده سر کار.

راستش،

دکتر لارسن هفته پیش جونشو نجات داد.

مشکلی پیش اومده؟

تا آزمایشای بیشتری انجام ندیم، نمی‌فهمیم،

ولی یه لکه روی ریه چپش هست.

این برای پیوندش چی معنی میده؟

اگه فقط یه آبسه باشه، قابل درمانه.

پس لطفاً، الکس، می‌دونیم چقدر اینو برای رزی می‌خوای--

همیشه همینطوره.

یا خیلی مریضه یا به اندازه کافی مریض نیست.

هر کاری از دستمون بربیاد انجام می‌دیم.

شش سال طول کشید تا به بالای اون لیست برسیم.

دیگه منتظر نمی‌مونیم، می‌فهمی؟

باید اینو به UNOS گزارش بدیم.

سلام. ما دنبال دکتر حمدا می‌گردیم.

بهمون گفتن اینجاست. - اوه، بله،

همسرش در حال زایمانه. اتاق ۴.

میرم صداش کنم.

: اینطوری؟ (خنده ریز)

همه چی خوبه؟ - ام، آره.

کیسه آب نورا هفت هفته زودتر پاره شد،

ولی فکر کنم کنترلش کردیم.

چی شده؟ - یه بیمار داریم که وقتشه

برای پیوند قلب. اهداکننده اونور شهره

تو ایست‌ساید. و از امروز صبح،

اون نفر اول لیسته.

مشکل اینجاست که یه لکه روی ریه‌ش پیدا کردیم.

که به نظر من آبسه‌ست.

ولی می‌تونه یه عفونت سیستمیک هم باشه.

که اونو برای پیوند رد صلاحیت می‌کنه.

اگه به UNOS اطلاع بدیم، اسمش از لیست می‌ره پایین

و قلب رو از دست می‌ده. - ممکنه اسمش پایین بره،

ولی ممکنه حاضر بشن صبر کنن تا ما آزمایش‌های بیشتری انجام بدیم.

در هر صورت، شفافیت لازمه

در صورتی که گیرنده واجد شرایط دیگه‌ای باشه.

خب، چقدر طول می‌کشه تا بفهمین

نتایج سی‌تی‌اسکن چی معنی می‌ده؟

دو سه ساعت برای کشت‌ها

و تخلیه اون مایع جمع شده.

این فقط مربوط به بیمار شما نیست.

اگه UNOS بفهمه ما این رو پنهان کردیم--

برای چند ساعت؟

More Farsi Persian subtitles for Doc

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left