200 dòng đầu tiên.
پرواز چکاوک
یه جایی پیدا میکنیم
یه جایی پیدا میکنیم
اینجا؟
اونجا
اونجا
تو با گُلدی خداحافظی کن. من شروع میکنم قبرو آماده کردن
چی میخوای بگی؟
گُلدی، ببخشید، با اون همه حباب گذاشتمت تو حموم
گُلدی، ببخشید، با اون همه حباب گذاشتمت تو حموم
بچهها رو دور کنین
بچهها رو دور کنین
بچهها رو دور کنین!
بیاین تو
خب، امروز چه کمکی از دستم برمیاد؟
دکتر، میدونین... خب، یه کم خجالتآوره
دکتر، میدونین... خب، یه کم خجالتآوره
هر چی دلتون میخواد میتونین بگین. خب، خودتون میدونین...
دکتر، آخه... میدونین، موقعِ... موقعِ رابطه جنسی
دکتر، آخه... میدونین، موقعِ... موقعِ رابطه جنسی
فقط، اِم... من فقط... به ارگاسم نمیرسم
مهم نیست مردش کیه یا چقدر بزرگ باشه
مهم نیست مردش کیه یا چقدر بزرگ باشه
آها، متوجهام
پول
وین، باید باهات حرف بزنم. نمیشه صبر کنه رفیق؟
با یه سری چرخ دزدی اومدم خونه جیجی. خیلی مهمه
با یه سری چرخ دزدی اومدم خونه جیجی. خیلی مهمه
آره، باشه، گوش کن... بذار تو مهمونی ببینمت
اون موقع باهات حرف میزنم. آره، باشه، خداحافظ. خداحافظ
چهل
چهل
اینجا چه خبره؟ جیجی، خوبی؟ آره
خون یه کم داره میزنه بالا الان
اِم...
این ساریم، پسرخالمه
این ساریم، پسرخالمه
خوبی ساریم؟
آره، خوبم. تو کی هستی؟
من وینیام، رفیق جیجیام
پنجاه
پنجاه
داری یه کم کچل میشی اون بالاها وینی
آره، apparently نشونه مردونگیه. چرته، این حرفا همش کشکه
نه بابا، صبر کن. به سامسون تو کتاب مقدس خودتون نگاه کن
نه بابا، صبر کن. به سامسون تو کتاب مقدس خودتون نگاه کن
همه موهاشو کوتاه کرد قدرتشو از دست داد
آره میدونم ولی، من کتاب مقدس رو تحتاللفظی نمیگیرم، میدونی...
با نوح و اون همه حیوون. آخه بابا!
با نوح و اون همه حیوون. آخه بابا!
چی میگی؟ به کتاب مقدست خودت باور نداری؟
به نظرم همش یه کم دور از ذهنه برام، میدونی چی میگم؟
البته، همشون کسشعرن مگه نه؟ قرآن، تورات...
البته، همشون کسشعرن مگه نه؟ قرآن، تورات...
چی!
اه! داری به کتاب ما توهین میکنی؟
نه بابا، من... جیجی، خوبی عزیزم؟ چی میگی، هان؟
نه بابا، من... جیجی، خوبی عزیزم؟ چی میگی، هان؟
من فقط میگم بعضی از داستانها یه کم دور از ذهنن
این دوست کسکش توئه؟ ساریم؟
واسه من ساریم ساریم نکن، اومدی اینجا با کله کچل کسشعر گفتن
واسه من ساریم ساریم نکن، اومدی اینجا با کله کچل کسشعر گفتن
بعد شروع میکنی به کتاب ما توهین کردن؟ من به کتابتون توهین نمیکنم
ساریم... واسه من ساریم ساریم نکن. بابا، آروم باش
بس کن بابا گفتنو کسخل کسکش. باشه؟
بس کن بابا گفتنو کسخل کسکش. باشه؟
باشه؟ کلهکچل کسکش
ماشین، فردا. آره
و بهت گفتم میتونم یه دقیقه نگهت دارم
آره، گفتی. آره
آره، گفتی. آره
چه کسخل بینظیری
لعنتی خوشقیافهست، مگه نه؟
لعنتی خوشقیافهست، مگه نه؟
اینطوری باهام رفتار کرده کل عمر کسشریام
میگه «میتونم یه دقیقه سرتو وارونه نگهت دارم»
بعدم میره و انجامش میده
حالا باید ماشین سفید کسشریشو تعمیر کنم
حالا باید ماشین سفید کسشریشو تعمیر کنم
برای اون عروسی مسخره پرزرق و برقش
عروسی؟ یکی داره باهاش ازدواج میکنه؟ آره
دانیکا
اونم درست مثل خودش بده
اونم درست مثل خودش بده
اونا قبلاً سر به سرم میگذاشتن چون چاق بودم
چاقالو. نه. چاقالوی کسکش!
چاقالو. نه. چاقالوی کسکش!
بیا اینجا. جوش نیار. نه، نه، نه، ولش کن
نذار این کارو باهات بکنه. اشکال نداره
اشکال نداره، رفیق
میدونی چیه؟
من فقط ازش انتقام میخواستم
حالا باید براشون یه کادوی کسشعر برای عروسیشون بخرم. اون فقط یه قلدره
بیا بریم یه چایی بخوریم. بیا
# پات رو میبری تو #
# پات رو میبری بیرون #
# پات رو میبری بیرون #
# تو، بیرون، تو، بیرون، همهشو تکون میدی #
# هاکی کوکی میکنی و میچرخی #
# هاکی کوکی میکنی و میچرخی #
قضیه همینه... هی!
واقعاً به درد نمیخوره، مگه نه؟ چطور راضیش کردیم این کارو بکنه؟
واقعاً به درد نمیخوره، مگه نه؟ چطور راضیش کردیم این کارو بکنه؟
الان کارش همینه. سیرکو گذاشته کنار.
ظاهراً واسه خودش مستقل شده. اسم خودشم گذاشته موریس بوجنگلز.
# هی هوکی... ...کوکی #
# هی هوکی... ...کوکی #
مشروب خورده؟ عرق میکنه مثل یه مردهباز تو مراسم ختم.
هی رفیق، میشه... میشه حرف بزنیم؟ بذار این سیگارو بپیچم.
میام باهات یه گپی میزنم.
میام باهات یه گپی میزنم.
بچهها، آبجو بیشتر؟ نه. نه. خوبه مرسی، عزیزم.
خب، بگو دیگه، چی داری تایلر؟
اوه، اِم...
اوه، اِم...
فقط... فقط خرگوشم.
چی؟ خرگوش توشه؟ آره. میتونه نفس بکشه.
چی؟ خرگوش توشه؟ آره. میتونه نفس بکشه.
اینجا؟ ای وای.
کجش نکن. چی؟ مگه دلت براش تنگ نمیشه؟
نزدیکت
نه نه، ما با هم کنار نمیآیم
یالا، فقط... خب، پس گرفتیش، آره؟ آره.
باشه، ممنون وین. باشه. کی موز میخواد؟
باشه، ممنون وین. باشه. کی موز میخواد؟
ول کن!
هی! ول کن! دماغم رو پس بده و بشین.
هی! ول کن! دماغم رو پس بده و بشین.
خب، اوضاع تو و ارین چطوره؟ اِم، آره.
آره، داریم یواش یواش پیش میریم. میدونی، نمیخوایم تایلر رو گیج کنیم.
آره. سارا چی؟
آره. سارا چی؟
اِم، آره. نه، دیروز یه گپی باهاش زدم.
خوب بود... خوب بود؟ آره. آره، یعنی، میدونی...
خوب بود... خوب بود؟ آره. آره، یعنی، میدونی...
دختر خوبیه و حسابی حالم بده.
وین؟ ببخشید، رفیق. آره، بیا.
بریم یه گپی بزنیم.
بریم یه گپی بزنیم.
خب، چی تو کلاه جادوییه؟ بذار ببینیم.
اوه، قرار نبود اینجوری بشه
اوه، این چیه؟
ببین! داری از آستینت درش میاری! هیس!
ببین! داری از آستینت درش میاری! هیس!
من از آستینم درش نمیارم. هیچی تو آستینم نیست.
آستین دیگه؟ نه. نه. هیچی تو اون یکی آستینم نیست.
آستین دیگه؟ نه. نه. هیچی تو اون یکی آستینم نیست.
تو هیس. اوه، ببین، ریکی راکونه.
میخوای نوازشش کنی؟ بیمزه! نه، بیمزه نیست. بیمزه!
حسابی فکر کردم.
حسابی فکر کردم.
امم، درباره اون... و امم... رفتارش با من.
و، امم، میدونی، میدونم...
و، امم، میدونی، میدونم...
ا... ا... اون فیلم پورنو رو بازی کرده.
ولی خیلی وقت پیش بود.
ولی خیلی وقت پیش بود.
همهمون قبلاً گند زدیم.
مسابقه جقزدن رو یادته؟ آره، یادمه. اصلاً هم با دل خوش نه.
آره، ولی میدونی، هر چقدرم که نگاش میکنم...
هیچی رو عوض نمیکنه... چون...
هیچی رو عوض نمیکنه چون...
تاحالا همچین حسی نسبت به کسی نداشتم.
و من میترسم... میترسم، خب، میدونی...
و من میترسم... میترسم، خب، میدونی...
میدونم هیچ کارهام و یکم چاقم و میدونی، ملت رو ناامید میکنم.
میدونم هیچ کارهام و یکم چاقم و میدونی، ملت رو ناامید میکنم.
ولی من... من خیلی لعنتی دوسش دارم، رفیق.
و من بهش نیاز دارم.
میدونی، پیشم باشه.
میدونی، پیشم باشه.
و من... من فقط همیشه میخوام تو زندگیم باشه.
و من... من فقط همیشه میخوام تو زندگیم باشه.
خب...
من، اِم...
این رو آوردم.
این رو آوردم.
نه بابا!
میخوای ازش خواستگاری کنی؟ آره، خب...
چی فکر میکنی؟ معلومه که آره، لعنتی!
حتماً این کارو بکن.
حتماً این کارو بکن.
آ... آره میگه؟ معلومه که لعنتی آره میگه!
معلومه که آره میگه. گوش کن به من.
واقعاً بهت افتخار میکنم، باشه؟
این یه تصمیم گنده ی لعنتیه.
اگه گفت آره... ها؟
کمکم میکنی یه عروسی جور کنم؟
لازم نیست خیلی چیز خفنی باشه، فقط یه کشیش لعنتی و یه غذای بیرونبره.
لازم نیست خیلی چیز خفنی باشه، فقط یه کشیش لعنتی و یه غذای بیرونبره.
اگه رفیقم کاردی بخواد ازدواج کنه...
و یه مهمونی لعنتی بگیره...
و یه مهمونی لعنتی بگیره...
قراره بزرگترین مهمونی باشه که میشه تصور کرد.
قول میدم بهت، خیلی دوستت دارم رفیق. باشه؟
باشه، خب پس برو ازش بپرس.
باشه، خب پس برو ازش بپرس.
چی؟ الان؟ خب چرا که نه؟ نه.
نه! این چه کوفتیه؟ تو که حلقه رو داری! نه، ولی من... برو انجامش بده.
نه! این چه کوفتیه؟ تو که حلقه رو داری! نه، ولی من... برو انجامش بده.
No comments yet. Be the first to leave one.