Doc

Doc

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

Doc 2025 S02E03 1080p WEB h264-ETHEL
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Doc 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-21
Lượt tải xuống: 20
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

: پیش از این در «دکتر»

دکتر لارسن تصادف کرد

او از هشت سال گذشته هیچ چیز یادش نیست

نزدیک بود جیک و تی‌جی را به کشتن بدهی

به خاطر چیزهایی که یادت نمی‌آمد

گلوله عضله‌ات را حسابی پاره کرده بود

شانس آوردی که پایت را نجات دادیم

اگر هیئت مدیره بفهمد چه کار کردی...

اعتبارمون رو به خطر انداختی

همین الان مرخصی پدری‌ات را بگیر

وقتی نگاهش می‌کنی

فقط مردی را می‌بینی که فکر می‌کنی گذاشت پسرت بمیرد

چاره‌ای نداری، باید ترکش کنی

ممکنه ریاست بخش داخلی

بهترین بیمارستان مینیاپولیس رو قبول کنی؟

: خب، کجا می‌ری؟ ببخشید؟

دیدم ترمینال پروازهای بین‌المللی رو زدی

جایی می‌ری که حسابی کیف کنی؟ مکزیکوسیتی

اوه، چه عالی. کاری یا تفریحی؟

یه جورایی هر دو. من آشپزم. اوه.

هیچ‌جا غذای بهتری نداره. واقعاً همینطوره.

رقص خوبی هم داره. من و همسرم برای سی‌امین سالگردمون اونجا رفتیم.

تصور می‌کنی منو تو کلاس سالسا؟

آره، منم نه.

ولی زن راضی، زندگی راضیه. (موسیقی اضطراب‌آور)

تو... حالت خوبه؟

خوبم، فقط رانندگی کن. لطفاً. مطمئنی حالت خوبه؟

فکر کنم باید برم بیمارستان.

چیزی؟ هیچی جدید نیست.

پس تنها چیزی که داری، کیک و شراب و گله.

و اسکاچ.

که حتماً جون داشته می‌نوشیده‌اش.

سر شام یادش افتادم.

داشت بهم می‌گفت مایکل رو ترک کنم.

و چرا من الان دارم اینو می‌شنوم؟

متاسفم. این اولین چیزی بود که باید می‌گفتم

وقتی امروز صبح اومدم اینجا، ولی می‌دونم تو چقدر

قبلاً بهش حس داشتی. و می‌خواستم ببینم

آیا TMS چیزی رو از حافظه‌ات بیرون می‌کشه یا نه.

یه کم توضیح بده.

توضیحش اینه که اون نسخه‌ای از تو رو ترجیح می‌داد

که زندگی‌ای فراتر از پزشکی نداشت.

پس... من اون موقع اینو بهت گفتم؟

نه. ولی می‌دونم اون چجوری فکر می‌کنه.

تو واقعاً بهش اعتماد نداری، نه؟

هیچ‌وقت نداشتم. و هیچ‌وقت هم نخواهم داشت.

ولی می‌دونم اون یه کارهای خوبی هم برات کرده.

اون از من حمایت کرد.

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به اون نیاز داشته باشی.

درسته.

فردا هم همین موقع؟

بستگی داره. هنوز عوارض جانبی نداری؟

یه سردرد کوچیک. چیز نگران‌کننده‌ای نیست.

موسیقی غمگین

یه سری خاطرات داشتم.

شاید بتونم من و ما رو به یاد بیارم.

می‌دونم نمی‌تونم بگم منتظر بمونی.

مدیتیشن می‌کنی یا هنگ کردی؟

نه، فقط... دیشب زیاد نخوابیدم.

خب، خودتو جمع و جور کن، سرباز، روز اول آموزشیه.

آره.

بذار ببینم درست متوجه شدم. چهار روز وقت داشتی

آزمایش خون بگیری و هیچی هم نشون نداده.

تو کی هستی، الیزابت هولمز؟

چ... دیروز بهتر بود، ولی خب، تا آخر وقت.

همه چیز خوبه؟

آه، فقط دوست دارم روز اول یه خرده اذیت کنم،

که هر کی جایگاه خودشو بدونه.

باشه، پس منو از قلم ننداز.

تو برای این اینجا نیستی.

من یه لطف از دکتر کلمن می‌خوام.

دکتر کلمن چند هفته دیگه نیست، می‌تونیم از یه کارآموز جدید استفاده کنیم.

تو قراره باهاشون مصاحبه کنی و بهترین کاندیدا رو انتخاب کنی.

وایسا، پس داری به من اجازه استخدام میدی؟

دکتر لارسن و دکتر میلر نمی‌ذاشتن رزیدنت ارشدشون

تصمیم بگیره؟ اوه، نه، نه.

مگه اینکه چاره‌ای نداشتن.

خب، من به این معتقدم که باید به آدما قدرت داد.

همه‌شون صلاحیت دارن. حالا ببین کدومشون وجدان داره.

سلام!

دکتر هلر. دکتر لارسن.

پس همه چی خوب پیش میره، آره؟

تو از ما خبر داشتی؟ اوه، تو سال پیش بهم گفتی.

اوه! طبق گزارش منابع انسانی

که دیروز به دستم رسید، بعد از تصادف دوباره شروع شده؟

آره، همینطور شد. الان داریم درجا می‌زنیم.

خب، دنباله هیچ‌وقت به خوبی قبلیش نیست.

و درمان‌های TMS چطور پیش میره؟

بازم خاطره‌ای؟

فقط چندتا. چیز خاصی نبود واقعاً.

آه. خب، من رو در جریانش بذار.

خب، نظرت چیه؟

دکوراسیون هنوز کار داره، ولی از این بهتره...

پشه‌بند در کنیا

آره، می‌بینم یه جورایی غیربومی‌اش کردی.

می‌دونم. خب، امم، زیاد...

راحت نشو، چون اون صندلی منه که گرمش کردی.

خیالم راحت شد که تصادف جاه‌طلبیتو کم نکرد.

می‌تونید بگید چقدر طول می‌کشه؟

من قرار بود توی هواپیما باشم.

اوه، خب، امم، آزمایشات و تست‌هات نشون می‌ده...

هپاتیت ناشی از دارو داری، به همین خاطره که خون بالا می‌آوردی.

با استروئید درمانت می‌کنیم، ولی باید...

ببینم ALT و ASTهات پایین بیاد تا بتونم مرخصت کنم.

باشه، پس، مثلاً چند ساعت؟ ممکنه.

اول از همه، می‌خوام بفهمم چه دارویی باعث این شده.

پس، شما دارید کلادریبین مصرف می‌کنید؟

باکلوفن، و اینترفرون بتا برای ام‌اس‌تون؟

دیگه اونا رو مصرف نمی‌کنم. عوارض جانبیشون خیلی زیاده.

ترجیح می‌دم علائم روزمره‌مو با درمان‌های سنتی مدیریت کنم.

مثلاً جینکو برای خستگی.

کاوا برای اضطراب.

کمی گلدن سیل و تریپتوفان.

آره، داروهای گیاهی با دوز پایین معمولاً این رو ایجاد نمی‌کنن.

مطمئنید چیز دیگه‌ای مصرف نمی‌کردید؟

باشه.

خب، من داشتم...

تزریق سلول‌های بنیادی آزمایشی تو مکزیک انجام می‌دادم.

فکر کنم اصل مطلب رو نگفتی.

می‌دونم، فقط...

اون نمی‌تونه چیزی باشه که باعث این شده.

من شش ماهه که این پروتکل رو انجام می‌دم.

هیچ‌وقت خون بالا نیاورده بودم.

خب، بعضی وقت‌ها زمان واکنش ممکنه با تأخیر باشه.

نه! باشه؟

این تزریق‌ها بهم آسیب نمی‌زنن، اونا جونمو نجات دادن.

دکتر واکر؟ می‌تونید یه بیمار ام‌اس رو ویزیت کنید؟

ظاهراً اون یه کارآزمایی دارویی تو مکزیک پیدا کرده.

از طریق یه آگهی تو شبکه‌های اجتماعی.

اوم. بذارید اسکن‌هاش رو ببینم.

این قضیه توریسم درمانی...

تو این ۸ سال خیلی پیشرفت کرده.

که شما یادتون نمیاد. شما ازش خوشتون نمی‌اومد.

آره، همه جا هست. یعنی، نمی‌تونم فیدم رو اسکرول کنم.

بدون اینکه یه کد تخفیف برای IVF تو جمهوری چک ببینم.

یا یه هواپیما پر از مرد با موهای پیوندی ترکیه‌ای.

خواهرشوهرم مامان‌میک‌اورش رو تو سائوپائولو انجام داد.

عمل سینه، لیپو و کشیدن شکم با چهار هزار دلار.

چی؟ اونقدر خوبه که باورنکردنیه.

آره، سینه دابل دی با چهار هزار دلار؟ دارم به اِکسَم پیام می‌دم.

(مونیکا): پیتر، تو یه خوکی!

: چی؟ باشه. می‌دونم باید بدبین باشم.

ولی اسکن‌هاش عالی به نظر میان، مگه نه؟

پلاک‌ها دارن پسرفت می‌کنن.

و بیماری فعال خیلی کمتر از یک سال پیشه.

یعنی، شما به من می‌گید که این داره ام‌اس اونو...

به سمت بهبودی طولانی‌مدت می‌بره؟ اینطور به نظر می‌رسه.

امروز می‌رم خونه، درسته؟

فیزیوتراپ میگه داری به همه اهدافت می‌رسی.

آره، شاید بذارن من...

برم سراغ وزنه‌های ۱۰ پوندی.

خب، با این روحیه که نه.

ببخشید، فقط وقتی دکتر آقاسی گفت دوره بهبودی طولانی میشه...

بهبودی، فکر نمی‌کنم درک می‌کردم که چقدر کُند...

پیش می‌ره.

نه. به کمک نیاز ندارم!

من نیاز دارم این تیکه آشغال کار لعنتیشو انجام بده!

می‌بینی؟ این یارو می‌فهمه.

خب، اسمش کوین کراسه.

۱۲ سال پیش تو افغانستان پاشو از دست داد.

شاید باید باهاش حرف بزنی؟

چرا، چون هردومون عضو باشگاه سربازای غمگینیم؟

خب، متاسفم که بهت می‌گم...

ولی تو توی بیمارستان تیر خوردی.

تا جایی که من می‌دونم، تو فقط یه دکتر غمگینی.

ببین، من الان حتی نمی‌تونم به خودم کمک کنم.

من چطور قراره به اون یارو کمک کنم؟

داریم هپاتیتش رو درمان می‌کنیم.

ولی ALT و ASTهاش هنوز خیلی بالاست.

دارم تلاش می‌کنم بفهمم چه دارویی باعث این شده.

چی می‌تونید درباره درمانی که...

توی مکزیک انجام می‌دید به من بگید؟

اونا سلول‌های بنیادی مزانشیمی هستن. ولی ما به صورت...

اینتراتکال تزریق می‌کنیم، پس جذب سیستمی بعیده.

در مورد داروهای قبل از درمان چی؟

یک استاتین، آموکسی‌سیلین-کلاوولانات.

ایبوپروفن. همه دوزهای استاندارد.

مگر اینکه نبودن. اون داره چندتا...

مکمل مصرف می‌کنه، که می‌تونه توانایی بدنش رو مختل کنه.

برای متابولیزه کردن داروها. خب، مشکل ما همینه.

کی فکر می‌کنید می‌تونه پرواز کنه؟

می‌تونم بگم آخر هفته. اینطور نمیشه.

کلر امروز باید تزریق بشه.

اگه تو ۲۴ ساعت آینده اون رو دریافت نکنه...

مجبورم اونو از مطالعه خارج کنم.

ولی اگه این درمان رو دریافت نکنه...

بیماریش با شدت برمی‌گرده.

این کارآزمایی از پروتکل‌های سخت‌گیرانه پیروی می‌کنه.

اگه من اینو نقض کنم، کمک مالی‌مو از دست می‌دم.

متاسفم. کاش می‌تونستم استثنا قائل بشم.

ولی دستم بسته‌ست. باشه؟

دکتر ویلسون. چقدر وقت بود.

وای، انگار... یه فراخوان عمومی بازیگری اون بیرونه.

آره. راستش، باید اعتراف کنم از دیدنت اینجا تعجب کردم.

اگه اشتباه نکنم آخرین باری که حرف زدیم...

گفتی اونقدر تحت تأثیر قرار گرفته بودی که نمی‌تونستی اینجا کار کنی.

حالا، اگه مهم باشه، به نظرم مشکل محیط نبود.

بلکه بیشتر، خب، رهبری بود که برام چالش‌برانگیز بود.

اما این رئیس جدید شهرت خوبی داره.

و لیست انتشاراتش هم خیلی چشمگیره.

More Farsi Persian subtitles for Doc

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left