The Sheep Detectives

The Sheep Detectives

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Sheep Detectives 2026 720p WEB-DL persian
The Sheep Detectives 2026 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-XEBEC
The Sheep Detectives 2026 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos DV H 265-XEBEC
The Sheep Detectives 2026 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 265-XEBEC
The Sheep Detectives 2026 HDR 2160p WEB h265-ETHEL
The Sheep Detectives 2026 DV 2160p WEB h265-ETHEL
The Sheep Detectives 2026 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-XEBEC
The Sheep Detectives 2026 1080p WEB h264-ETHEL
The Sheep Detectives 2026 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-XEBEC
تعليق من shine021
سینمایی گوسفندهای کارآگاه

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-06-24
تنزيلات: 173
ضعاف السمع: No
FPS: 24

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

زیرنویس از مهدی shine021

ربکا عزیزم:

می‌دونم کلی سوال داری که موهاتو می‌خواد بکنه.

منم یه عالمه سوال دارم.

آخه زندگی یه معمای جدی‌ست، مث جدول سودوکوی گنده.

اما اگه یه جواب باشه

برای همه‌ی معماهای کیهانی،

یه راز برای خوشبختی،

به نظر من اون راز خیلی ساده‌ست، مثل آب نبات...

گوسفند.

نه، با ریش خودم شوخی ندارم.

واقعاً گوسفنده.

باشه، الان میام، فقط کتری رو بذارین دم بکشه.

حالا تو آخرین نامه‌ات،

پرسیدی که آیا هیچ‌کدوم از گوسفندام خاص‌تر از بقیه‌ست یا نه.

خب، همشون خاصن، مثل یه کلکسیون تمبر.

واسه همینه که برای همه‌شون اسم گذاشتم، حتی اونایی که فقط علف می‌خورن و هی می‌پَرن.

این دو قلوهای شلوغ‌کار هستن

که اسمشون رو گذاشتم رانی و رجی، مثل دو تا بوقلمون.

و سِر ریچفیلدِ پُرافاده و باوقار که فکر می‌کنه ملکه‌ست.

کلاود، پشمالوترینشون، یه فرش متحرک.

یه خورده نازک‌نارنجی‌ست، اون یکی؛ انگار تو پشمش آبرنگ ریختن.

زورا، کنجکاوترینشون، همش می‌پرسه "چرا آسمون آبیه؟"

ماپل، صبورترینشون و هارد دیسک گله.

و وِل-آیز...

خب، هنوز یه اسم بهتر از "پشم جلوی چشم" به ذهنم نرسیده.

و می‌دونم که گفتم همه خاصن،

اما باید اعتراف کنم

که دوتا از گوسفندام از بقیه خاص‌ترن، مث وی آی پی های گله.

سباستین هست.

بزرگ‌ترین قوچم،

و مثل خودم، تنهایی رو با یه فنجان چای ترجیح می‌ده.

دیر یا زود چمدونشو می‌بنده و می‌ره.

و دیر یا زود برمی‌گرده، چون غذاش اینجاست.

و در آخر، لیلی.

باهوش‌ترین گوسفندم، انیشتین پشمالو.

همونی که انگار می‌دونه

تو کله‌ی من چی می‌گذره

و تو قلبم چه بلوایی‌ست.

بیشتر از همه،

یه آرامشی بهم می‌ده

که فقط چوپونا حالیشونه.

آرامشی که از

مراقبت از مهربون‌ترین موجودای

روی زمین به آدم دست می‌ده.

هر روزمو با چک‌آپ سلامتی‌شون شروع می‌کنم، مثل دکتر پشمالوها.

خوب بهشون غذا می‌دم...

و به آراستگیشون می‌رسم، برس و شونه.

تمام تلاشمو می‌کنم که سرگرم باشن، وگرنه اعتراض می‌کنن.

و حواستم هست که داروشونو بخورن،

که فکر می‌کنم اگه می‌تونستن حرف بزنن،

می‌گفتن "باز این شربت مزخرف!"

وقت داروی توئه رفیق. بفرما، قورتش بده.

و وقتی کارم تموم می‌شه

و خورشید می‌ره پایین، انگار باتری‌ش تموم شده،

یه کتاب برمی‌دارم تا بلند براشون بخونم.

رمان پلیسی، معما، جنایی. هرچی کارآگاه‌تر، بهتر.

"می‌دونم کی

رادنی هالینگزهد کشته شد،

و می‌دونم قاتل اصلی کی بود."

دوست دارم خیال‌بافی کنم

که اونا داستان رو دنبال می‌کنن.

اما ته دلم می‌دونم، هرچقدرم خاص باشن،

اونا هنوز...

گوسفندن. فقط گوسفند.

نه، دیگه بسه، تمومش کن.

برین دیگه، همتون گم شین.

فردا ادامه‌ش رو می‌خونم، شاید.

آخه چرا باید اونجا تمومش می‌کرد؟!

داشت می‌گفت

قاتل کی بوده!

این که شکنجه‌ست! مستخدم بود، نه؟

معلومه که مستخدم بوده.

نه، نه، باغبون بود. همیشه قیچی دستشه.

چمن‌ها رو کوتاه می‌کنه ولی نمی‌خوردشون؟ مشکوکه.

آره. یه چیزیش هست.

همه‌تون روانی شدین؟ دکتر این کار رو کرد.

محاله. عمه ترسناکه بود.

عمه ترسناکه مال سه داستان پیش بود، نابغه.

آخه چطوری ما یه پدر و مادر مشترک داریم؟!

اوه، باز دعوا شد.

درسته.

اوه، دوباره شروع کردن.

همه‌تون اشتباه می‌کنین.

من دو فصل پیش فهمیدم ماجرا چیه.

اوهوم. مستخدم بود، درسته؟

مستخدم نبود.

برادرزاده، برتی هالینگزهد.

اما لیلی، مگه کارآگاه ثابت نکرد که

تمام شواهد علیه برتی هالینگزهد

توسط قاتل اصلی جعل شده بود؟

دقیقاً.

نمی‌فهمی؟

برای اینکه محکوم نشه، خودش شواهد رو جعل کرد. ناقلا.

برتی هالینگزهد قاتل اصلی بود.

چرا لو دادی؟

جورج فردا داستان رو تموم می‌کنه.

می‌بینی.

هنوزم فکر می‌کنم مستخدم بوده.

"برتی همه چیز درباره قانون رو می‌دونست"

که می‌گفت یه نفر رو نمی‌شه دوبار واسه یه جرم محاکمه کرد.

واسه یه جرم واحد.

و برای فرار از محکومیت،

خودش مدارک رو جعل کرد.

"برتی هالینگزهد قاتل واقعی بود."

حالا انگار بیشتر گوسفندام روزشون رو می‌گذرونن

یا به خوردن،

یا به فکر کردن به خوردن.

اما من سه تا بره بازیگوش دارم

با باتری اتمی.

یه مشت کوچولوی شنگول و بی‌خیال

که بهار به دنیا اومدن.

راستش، تقریباً همه بره‌ها بهار به دنیا می‌یان، مثل یه قانون نانوشته.

و بعد، یه بره هست که مال منه و زمستون به دنیا اومده. بله، زمستون.

ها؟

اوه. سلام.

- من دیزی‌ام. - من الیورم.

- من پیکلزم. - اسم تو چیه؟

اوم، من اسم ندارم. هنوز ثبت نام نکردم.

می‌خوای باهامون بازی کنی؟

نه! برو اون‌ور!

شماها حق ندارین با اون بره زمستونی بازی کنین. اون ممنوعه.

اون عضو این گله نیست. کارت دعوت نداره.

به دلایلی که فقط گوسفندا می‌فهمن،

یه گله معمولاً پس می‌زنه...

...بره‌ای رو که زمستون اومده.

عیبی نداره. اوه، بیا اینجا.

فقط چون بره زمستونیه...

- با بقیه فرق داره. - تو خوبی.

اوه، آروم شدی؟

من یه سوال دارم.

چرا جورج همیشه با اون بره اینقدر مهربونه؟ مگه پرستارشه؟

جورج که گوسفند نیست، آدمه.

هیشکی بهش نگفته بره زمستونی چیه. اون از این تبعیضا خبر نداره.

راستی، یه چیز دیگه،

اگه دعوتمو قبول کنی،

باید بدونی من نزدیک یه شهری زندگی می‌کنم به اسم دن‌بروک.

که پر از شخصیتای عجیبه.

مثلاً...

صبح بخیر، کیلب.

کیلب، اونم چوپونه، همکارم.

صبح بخیر، خانم‌ها.

ازش خوشم نمیاد.

هم، قصاب محل.

اصلاً ازش بدم میاد.

بث، صاحب مسافرخونه.

از من بدم میاد.

اه! می‌تونم اون مرد رو خفه کنم.

تیم، پلیس محلی.

یه احمق تمام‌عیار.

و کشیش هیل‌کوت،

که خودش رو شبان روح‌ها می‌دونه.

ما یه رابطه پیچیده داریم. بعضی وقتا کل کل می‌کنیم.

داستان

گوسفند گمشده.

جورج، اومدی عضو گروه کُر بشی؟

همگی به خونه‌ی پروردگار خوش اومدین.

حتی قصابا، هوم؟

من نیومدم عضو بشم.

اومدم حسابمو تسویه کنم.

جورجِ همیشه خوب.

جورجِ همیشه خوب.

ولی بی‌خیال آدما. بسه دیگه.

می‌خوام با گله‌م آشنا بشی.

اونا لحظه شماری می‌کنن واسه دیدنت.

و منم همین‌طور.

لطفاً زود بیا، منتظریم.

با عشق، جورج.

کلاود؟

- هوم؟ - یه سوال دارم.

آیا گل‌های قاصدک مژه‌های منو

مث مال تو می‌کنه؟

نه، قاصدک رو مژه تأثیر نداره.

اما رو پشم معجزه می‌کنه.

فقط به ول-آیز نیگا.

اون هیچی جز قاصدک نمی‌خوره.

اوه، از اونا؟ باشه.

باید یه کم ازش واسه سباستین نگه داریم.

چند روزه رفته.

کی اهمیت می‌ده؟

از وقتی جورج از ناکجاآباد آوردش،

دائم می‌زنه می‌ره شهر.

بذار گشنه بمونه.

اینکه اون به ما بی‌توجهه

دلیل نمی‌شه ما بی‌توجه باشیم.

سباستین جزو گله‌مونه.

اوه، نیگا! خود کیلبه!

سگا!

سگا، سگا،

سگا، سگا، سگا.

کیلب! بیا اینجا!

اوه، من عاشق بوشم. ادکلنش عالیه.

به خاطر پلیور پشمیشه.

اوم... چه قشنگ رنگ شده.

- می‌تونم بیام تو؟ - گمشو!

دارم میام تو.

چقدر نو و قشنگ و براقه.

به همون چی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم؟

- می‌خوام بزنمش! - دلم می‌خواد شوتش کنم!

رانی و رجی!

More Farsi Persian subtitles for The Sheep Detectives

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left