Brassic

Brassic

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Brassic S03E05 720p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-MiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نگاه کن این عنو. عین اولش شد.

مثل ققنوس از دل آتیش.

وایِ من. نمایش تایلر. خاک بر سر! ساعت چنده؟

وایِ من. نمایش تایلر. خاک بر سر! ساعت چنده؟

اون عوضیا کجان؟ هی، هی، اَش؟ کاردی؟

لعنتی!

اینجا چه کوفتی داره می‌گذره؟ هیچی.

خب، چرا همه اینا بیرونه؟ چی داری می‌بینی؟

خب، چرا همه اینا بیرونه؟ چی داری می‌بینی؟

پورن عروسکی نیست.

باید تموم شه. دیگه دارم بهت میگم دفعه آخره!

احمق نفهم. گیر افتادیم.

# بهترین چیزهای زندگی مجانی‌ان... #

# بهترین چیزهای زندگی مجانی‌ان... #

اینجا دو چرخمون تو گِل مونده لامصب، دیرمون شد!

گفتم که دیرمون میشه. تقصیر توئه احمق.

نگران نباش، می‌رسیم. راستشو بگم... خدا منو بکشه.

نگران نباش، می‌رسیم. راستشو بگم... خدا منو بکشه.

بهت میگم، این نمایش باید حسابی خوب باشه.

کی کمکم می‌کنه زمین رو بکنم؟

من نه! من نه!

من نه! من نه!

من نه!

خودم انجامش میدم.

کی کمکم می‌کنه این گندم رو بکارم؟

من نه! من نه!

من نه! من نه!

من نه! لعنت بهش. پنچر شد! خوک کثافت.

خودم انجامش میدم.

کی کمکم می‌کنه این بذرها رو آب بدم؟

من نه! من نه!

من نه! اون خوک کثافت... اون واقعاً...

اون واقعاً خوبه. خودم انجامش میدم.

اون واقعاً خوبه. خودم انجامش میدم.

همه بچه‌های سال سوم یه کارت مخصوص درست کردن.

تا نشون بدن چقدر دوست داریم... شما رو.

هر کدوم یه پیام مخصوص توشه برای کسایی که دوستشون داریم.

هر کدوم یه پیام مخصوص توشه برای کسایی که دوستشون داریم.

بابا. بابا. اوه، ممنون رفیق.

بابا. بابا. اوه، ممنون رفیق.

چه باحاله.

بیا یه کم بغلم کن. اوه، داری سنگین میشی ها.

مامان. اوه، تو خیلی خوب بودی لعنتی.

مامان. اوه، تو خیلی خوب بودی لعنتی.

خوکه کی بود؟ تو خیلی بهتر از اون خوک بودی.

من فکر کردم خوکه بی‌حال بود.

من فکر کردم خوکه بی‌حال بود.

اشلی، چی شده؟ خوبی؟

بهتره خاموشش کنی.

ببخشید... اینجا مدرسه‌س.

ببخشید... اینجا مدرسه‌س.

فقط پدرمه.

از وقتی مامان برگشت ایرلند، زیاد بهش فکر می‌کنم.

همه این چیزا، این‌طوری.

همه این چیزا، این‌طوری.

من هیچوقت هیچی از اینا رو نداشتم، چه برسه به اون آدمایی که توی صندلیا نشستن.

دلت براش تنگ شده؟

نه، نه بابا. اون عنتر که نه.

نه، نه بابا. اون عنتر که نه.

پدر واقعیِ واقعی‌ام.

منو ببینید بچه‌ها، من اصلا شبیه بقیه نیستم.

منو ببینید بچه‌ها، من اصلا شبیه بقیه نیستم.

مامان اصرار داشت. هر دفعه که ازش می‌پرسیدم.

همه ما یه بابا داشتیم. بابا.

همه ما یه بابا داشتیم. بابا.

عمراً اگه اون بابام باشه.

چون باید اعتراف می‌کرد که خیانت کرده.

آره، ولی برام مهم نیست. بابا، من دیگه بزرگ شدم.

برام مهم نیست چیکار کرده.

برام مهم نیست چیکار کرده.

وایسا.

امشب قرار بود تو کافه بهت بگیم.

اوه، من و کارول، چون...

اوه، من و کارول، چون...

ما دوباره داریم ازدواج می‌کنیم.

نایال هم اونجاست.

اون همه رازهای خونوادگی رو میدونه، مگه نه؟

اون همه رازهای خونوادگی رو میدونه، مگه نه؟

خب... می‌تونیم همین‌جوری غافلگیرش کنیم.

و مجبورش کنیم حقیقتو بهت بگه.

عجب ایده تخمی!

نایال، اون خیلی عجیب غریب میشه هر وقت حرف مامانم میشه.

نایال، اون خیلی عجیب غریب میشه هر وقت حرف مامانم میشه.

حالا گوش کن، هیچ روزی نمی‌گذره.

که به اینکه مامانم ترکم کرد فکر نکنم، رفیق، واقعا.

اون یه جایی بیرونه.

اون یه جایی بیرونه.

یعنی، اگه بابات رو پیدا کنی، ممکنه یه کله‌خراب حسابی باشه.

ولی حداقل تلاشمون رو کردیم، می‌دونی؟

آره؟ آره؟ آره! آره!

آره؟ آره؟ آره! آره!

یالا، گمشید.

تو هنوز عموی دیلنی.

ببین، تو الان هم به همون اندازه براش مهمی.

ببین، تو الان هم به همون اندازه براش مهمی.

مثل همیشه لعنتی، مرد.

میدونم.

چه مرگته مرد؟

خوبم.

گمشو.

حرف بزن! خوبم.

حرف بزن! خوبم.

من...

نمی‌دونم، من فقط...

نمی‌دونم، فقط، انگار...

تو یه چیزی رو داری که من داشتم.

تو یه چیزی رو داری که من داشتم.

می‌دونی؟

من یه جورایی باباش بودم، می‌دونی؟ و حالا...

تو هنوزم باباشی، رفیق. من باباش نیستم. من باباش نیستم.

اون... اون بچه‌مو ازم گرفت.

و می‌دونم که انگار دارم عین ضبط خراب همش یه حرفو تکرار می‌کنم.

ولی سخته، خب. خیلی سخته.

ولی سخته، خب. خیلی سخته.

که به خاطر اون ببخشمش. آره.

می‌دونی، من فقط... این یه جورایی طعنه‌آمیزه.

می‌دونی، دیگه از این ولگردی‌ها دست بردار و فقط...

می‌دونی، یه نفر رو پیدا کنم که بتونم باهاش زندگی کنم، چون...

حق با توئه. واقعاً باید به خودت سر و سامون بدی، لعنتی. موافقم.

ولی من الان بهت می‌گم، رفیق.

ولی من الان بهت می‌گم، رفیق.

بدون هیچ قصدی، اون پسر لعنتی تو رو می‌پرسته.

می‌فهمی؟

اون کارت مال هر دومونه. فقط مال من نیست، رفیق.

اون کارت مال هر دومونه. فقط مال من نیست، رفیق.

حالا دیگه با هرکی دم دستته نخواب.

کلامیدیای لعنتی می‌گیری.

کلامیدیای لعنتی می‌گیری.

دوباره. یه بوس بده.

# لازم نیست بگی دوستم داری

# لازم نیست بگی دوستم داری

# فقط نزدیک باش. #

به کارول و کاردی!

کاردی و کارول.

صبر کن. صبر کن. صبر کن.

این که به این معنی نیست که باید یه عروسی دیگه رو خراب کنیم، هست؟

این که به این معنی نیست که باید یه عروسی دیگه رو خراب کنیم، هست؟

فکر نمی‌کنم بتونم دوباره این کارو بکنم... نه.

این یکی رو خیلی ساده برگزار می‌کنیم. دفتر ثبت ازدواج، یه عرق‌خوری.

بعدش یه ماه عسل رو بارج پیت سه چشم.

بعدش یه ماه عسل رو بارج پیت سه چشم.

پیت سه چشم؟ وای خدا!

فکر کردم رفته زندان به خاطر اینکه کیرش رو کنار کانال نشون داد؟

آره، همین کارو کرد، واسه همین بارجش الان خالیه.

تبریک می‌گم. ممنون. دفعه دوم دیگه خوش‌شانسیم، مگه نه!

تبریک می‌گم. ممنون. دفعه دوم دیگه خوش‌شانسیم، مگه نه!

اون برای مهمونی عروسی یه نفر همراه می‌تونه بیاره؟

اِم، آره، حتماً. آره.

فقط دارم شوخی می‌کنم، مگه اینکه بخوای من بیام.

فقط دارم شوخی می‌کنم، مگه اینکه بخوای من بیام.

منظورم اینه که، با کمال میل. من واقعاً عروسی رو دوست دارم.

اون خیلی دوست داره که تو باهاش بیای.

اون فقط تو حرف زدن با دخترا خیلی داغونه.

اون فقط تو حرف زدن با دخترا خیلی داغونه.

عالیه. خب، منتظرشم.

باشه، آره. لعنتی.

دست از مخ زدن من بردارید، رفقا.

دست از مخ زدن من بردارید، رفقا.

اون بدجوری ازت خوشش اومده، وینی.

نه. نه. فقط یه کم نامناسبه.

رفتن به عروسی برای اولین قرار، رفیق. خیلی جدیه.

ببین، نایل اونجا تنهاست، باهاش حرف می‌زنی؟

ببین، نایل اونجا تنهاست، باهاش حرف می‌زنی؟

# لازم نیست تا ابد بمونی، می‌فهمم... #

حال شما، ارین. حال شما، میک.

حال شما، ارین. حال شما، میک.

شنیدم تو و دیلن با هم نیستید؟

آره، درست شنیدی.

خب، شانس آوردی! منم که همینجوریش مجردم.

خب، شانس آوردی! منم که همینجوریش مجردم.

دختری که باهاش بودم، گورش رو گم کرد رفت ویتلی بی.

خب. چرا ویتلی؟

خدا می‌دونه. حتماً دلش می‌خواست بره جنوب زندگی کنه.

خدا می‌دونه. حتماً دلش می‌خواست بره جنوب زندگی کنه.

شماله. نزدیک نیوکاسله.

واقعاً؟ آره.

واقعاً؟ آره.

اون عوضی بهم گفت ساحل شرقی بود.

هست، شمال شرقیه.

شمال شرقی؟

نمی‌دونستم شمال شرق ساحل داره.

خیلی ممنون.

ایناهاش، پسر گنده. چطوری؟

ایناهاش، پسر گنده. چطوری؟

سلام، وینی. الان حال و روزت خوبه.

میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

اخیراً یه کم نگران اشلی‌مون بودم.

یه کم افسرده به نظر میاد.

یه کم افسرده به نظر میاد.

بگذریم.

فکر کنم فهمیدم چرا. مشکل از باباشه.

باباش چی؟ اون فقط داره فکر می‌کنه چی شده.

می‌دونه شبیه بقیه شماها نیست، می‌دونی.

می‌دونه شبیه بقیه شماها نیست، می‌دونی.

چی داری میگی؟ باباش مثل بابای بقیه ما نیست؟

بیا بزرگونه حرف بزنیم. اون دورگه است، مگه نه؟

وینی، داری چرت و پرت میگی. من چرت و پرت نمیگم.

وینی، داری چرت و پرت میگی. من چرت و پرت نمیگم.

اون قطعاً دورگه است، لعنتی. وینی، بسه.

نایل، اون براش مهم نیست، عصبانی نیست، یا چیزی.

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left