Watson

Watson

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

watson s02e07 720p web h264-sylix
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 Watson 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.تشکر می‌کنم

.می‌دونین، ما قبلاً توی این شهر چیزایی می‌ساختیم

.فولاد می‌ساختیم، می‌فرستادیمش پایین رودخونه

.که بشه ساختمون و بدنه کشتی‌ها

.و بوئینگ‌های ۷۴۷

و در تمام این مدت،

اینجا تو سالن جاز سیدنی،

.ما موسیقی می‌ساختیم

.بابام با لینا هورن روی این صحنه ساز می‌زد

.ما فرهنگ داشتیم

.ما افسانه‌ها می‌ساختیم

.و امشب، روی همین صحنه، قراره یه افسانه ساخته بشه

.خانم‌ها و آقایان، من همه‌شون رو دیدم

...اما هیچ‌چیزی شبیه به

.آنابل لی

!واو

.اوکی؟ آره، آره

.ولی خب، اینجوری بود دیگه

.می‌دونی، واقعاً همین‌جوری بود

اگه ساعت یازده اینجوری ساز بزنی،

...اون استعدادیاب از آتلانتیک

.نمی‌دونه چی به سرش اومده

.چاره‌ای جز امضا کردن قراردادت نداره

"استعدادیاب"؟

اوم. "قرارداد"؟ چی داری میگی مرد؟

مگه سال ۱۹۷۵ئه؟

.هنوزم استعدادیاب برای آهنگ هست

.یکی رو دارم که داره میاد پیتسبورگ

.باشه، خب، پسرش توی دانشگاه CMU هست

...ولی نکته اینجاست که

.اون امشب اینجاست

می‌فهمم. آنابل، حالت خوبه؟

...آره. آره، من فقط می‌خوام برم، امم

.یه آبی به صورتم بزنم

.قراره بره یه آبی به صورتش بزنه

.اوه، نه، تو داری میری بیمارستان. نه

.نه. نه، نه، نه

...من خوبم. خوبم. من نمی‌خوام

.فرصتمو از دست بدم که ساعت‌ها توی اورژانس بشینم

.لازم نیست اونجا بشینی

.می‌تونی از در VIP بری داخل

...همیش یه بچه‌ای داره که اونجا کار می‌کنه. نه

.نه جان. نه پسرم

.یه مدیر پزشکی دیگه اونجاست - مری

.به موقع برت می‌گردونه

.شینوِل، اونو ببر آزمایشگاه پاتولوژی

.هوم

مشکلی هست؟

معمولاً وقتی من توی یه کیسه انگشت تحویل می‌گیرم،

.هیچ دکتری اونجا نیست

.حداقل دکترای دارای مجوز نه

.آهان

.هنوز نمی‌فهمم چرا بیمار می‌خواست اونا از بین برن

...فایده‌های واضحی برای داشتن

.شش انگشت توی هر دست هست

...یه بار یه بولینگ‌باز حرفه‌ای داشتم

.که بهم گفت این راز تاپ‌اسپینش بوده

.دقیقاً. اون نسبت به رقیباش برتری داشت

.فکر کنم آناتومی رو اشتباه گرفتی

.من از شوخی با انگشت‌های قطع‌شده می‌گذرم

.اگه برای همه‌تون فرقی نمی‌کنه

اشکالی نداره برم خونه؟

.یه تماس تصویری با عمو جون دارم تا برنامه‌ریزی کنیم برای دیدارش

"عمو جون."

.من لحن کنایه‌آمیزت رو می‌شنوم

دوباره اون چه نسبتی باهات داره؟

.اون با خواهر کوچیکتر مادر بیولوژیکیم ازدواج کرده بود

.پس، خویشاوند خونی نیست

.راحت. فقط میگم تأیید کردنش سخت‌تره

.وگرنه می‌تونستی یه تار موشو بدزدی و DNAش رو چک کنی

.البته فرضیه است

.همسرش اوایل امسال بر اثر سرطان خون فوت کرد

.من تنها عضو خانواده‌اش توی آمریکا هستم

.ولی خوب بود. جون قراره بهم آشپزی یاد بده

.قبلاً توی نیویورک رستوران چینی خودش رو داشت

از ساشاهای دیگه حرفی زده؟

.جون میگه مادر بیولوژیکیم هنوز توی چینه

...ولی اون فقط داره از من پیروی می‌کنه، پس من فکر کردم

.اول اونو بشناسم، بعد ببینم چی پیش میاد

باشه، ساشا، می‌تونی بری خونه. شینوِل،

.اون انگشت‌ها رو ببر

.اگه کسی به من نیاز داشت، پایین تو اورژانسم

.همه چی خوبه؟ امیدوارم

.بابام همین الان اونجا پیداش شده

اون بابا داره؟

.همیش حالش خوبه

.اون بیمار نیست. شاگردشه

.می‌خواست اونا رو بندازم جلوی صف

.من قبلاً هماهنگی‌ها رو انجام دادم ولی می‌خواستم تو رو هم در جریان بذارم

آره، ولی چرا خودش بهم زنگ نزد؟

.ما رابطه خوبی داریم

.چی؟ شما دوتا هردوتون اینو زیاد می‌گین

آخرین بار کی با هم حرف زدین؟

.یکشنبه گذشته، وقتی به مامانم زنگ زدم

...اون به من گفت

...باشه، باشه، باشه، اون به من گفت که

.می‌خواست منو به یه اجرای آخر شب توی کلاب دعوت کنه

.من و لیلا قراره سعی کنیم بریم

خب، خدا رو شکر، من دیگه مترجم

.شما دوتا نیستم

.ببین، اون پیش بیماره

اگه می‌خوای بدونی چرا بهت زنگ نزده،

چرا از خودش نمی‌پرسی؟

چطوری، همیش؟

«همیش»؟

«بابا» چی شد؟

.یه قاضی طلاق پیش اومد

.ولش کن این حرفا رو. بیا بغلم کن

.هی بابا

.جان. اوه، چه خوب که اومدی

...خب... چیزه... راستش

.آره. دیدنت خوبه

.نمی‌خواستم از تحقیقاتت دور شی

.مادرت همیشه میگه چقدر سرت شلوغه

.بیشتر بیمارا رو می‌بینم الان، پس... مم

...آره. چیزه

.هی، آنابل

دکترای اورژانس اومدن پیشت تا حالا؟

.اِ، یه اینترن اومد و گفت زود برمی‌گرده

.این مال نیم ساعت پیشه

.اوه. یکی باید با مدیرای اینجا حرف بزنه درباره‌اش

.خب، من الان می‌تونم معاینه‌ات کنم

.تا بیشتر منتظر نمونی

چطوره یه دوری تو یوهاپ بزنیم؟

.تا با محیط آشنا شی

.ملکه در قلمرو خودش

.بیشتر شبیه یه مسئول خسته و گرفتار

اون از تو تعریف می‌کنه،

.به همه

«پسرم بزرگترین ژنتیست

دنیاست.»

.فقط نمی‌تونه به خودت بگه

.بالاخره آدم باید انگیزه داشته باشه برای کار کردن

.آره، حق با توئه

.خب، به هر حال دوباره دیدنت خوبه

فکر کنم آخرین باری که دیدمت،

توی یه اجرا بود وقتی که تو، مثلاً،

.باید حدود ۱۲ سالت بود

.اوه. آره، یادم ننداز

.اِ، فکر کنم ۱۲ سالگی اوج من بود

.بعد از اون همه چیز رو به سرازیری بوده

.بگو امشب چی شد

اِ، من فقط یکم سرم گیج رفت،

.و بعد از نمایش افتادم زمین ولی الان خوبم

اوم. این وقتی افتادی اینجوری شد؟

.اِ، نه

.اون زودتر بود. پام به یه پایه گیر کرد

چیز دیگه‌ای هم هست

که تازگیا اذیتت کرده باشه؟

.نه

نه؟

حتی بی‌حسی متناوب تو پای راستت؟

الگوی ساییدگی

.کف کفشات نامتوازنه

می‌گم این حدود، نمی‌دونم، شاید

سه، چهار ماهه که ادامه داره؟

.به خاطر همینه که امشب دو بار لنگ زدی

خوب شد. یعنی، همیشه خوب میشه

.بعد از یه دقیقه یا دو دقیقه

ولی بی‌حسی و ضعف می‌تونه نشونه‌های

.چیز جدی‌تری باشه

چرا این جور علائم رو پنهون می‌کنی؟

.یه نفر از شرکت ضبط آهنگ امشب میاد برای نمایش

همیش اینو جور کرد. من واقعاً باید

.برگردم رو صحنه. متاسفم، آنابل

.باید یه سری آزمایش دیگه انجام بدم

من درست بعد از اجرایم برمی‌گردم

.و هر آزمایشی که می‌خوای رو می‌تونی انجام بدی

لطفاً. - شوخی می‌کنی، نه؟

نه، من بستریش می‌کنم

.برای انجام آزمایش‌های سریع

.این ماه‌هاست که ادامه داره

.و داره بدتر و بدتر میشه

.امشب هم مدرکش بود

.به خاطر همینه که اول پیش تو نیومدم

.مری از کاه کوه نمیسازه

من هم نمیسازم. آنابل غش کرده

.چون آب بدنش کمه و خسته‌ست

.من قبلاً هم دیدم که این اتفاق برای موسیقیدانا میفته

.وقتی نمایش تموم شه، حالش خوب میشه

.می‌تونی اینجا کمکم کنی؟ اوه، من سوئیسم

.ورژن پساطلاق سوئیس

.طرف کسی رو نمی‌گیرم

.نه، نه، نه، گوش کن به من

.استعداد آنابل هیچ جا نمیره

و بله، شاید تو موسیقیدانا رو بشناسی،

.ولی من الان دکترشم

بی‌حسیِ بدتر شونده

.و ضعف یعنی این فقط غش کردن نیست

و من همین‌طوری اجازه نمیدم از در بره بیرون

.و جونش به خطر بیفته، فقط به خاطر اینکه تو می‌خوای موسیقی اجرا کنه

چرا یه نابغه موسیقی ۲۲ ساله باید

بی‌حسی‌های مکرر، ضعف

و بیهوشی‌هایی پیدا کنه که انگار از هیچ‌جا نیستن؟

بخش نابغه موسیقی بودنش ربطی داره؟

.شاید آره، شاید نه. تو به من بگو

.این همون بخشیه که همه ایده‌هامون رو با هم تبادل می‌کنیم

.همه ما تو رو تو گوگل سرچ کردیم

.با جدیت و کامل

.همه می‌دونن که پدرت یه اسطوره محلیه

Watson subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left