The first 200 lines.
قبلاً در "هک"
من با "کلر ریوکاسل براون" دوست هستم
روزنامهنگار و خواهرزن گوردون براون. او در حال نفوذ است
جاهطلبی مرداک بیحد و حصر است، اما اینجا پا را از گلیم خود فراتر گذاشته است
بخشی از یک عملیات جدید به نام عملیات "ویتینگ"
ما در حال تحقیق دربارهی اتهامات هک تلفنی هستیم
یک رابط من در نیروی پلیس، مأمور این پرونده شده است. او اطلاعاتی به من میرساند
این هشدار ارتکاب جرم، شما را نابود میکند. این ممکن است شما را دچار دردسر کند
سلام. "دیو"، مایك هستم از روزنامه "سان"
اگر به "پانوراما"، "مایك سولیوان"، "نیك دیویس"
چیزی در مورد پروندههایمان بدهی، در مقابل چشم همگان رسوا خواهی شد
من در پایگاه داده بودم. روزنامه "نیوز آو دِ وُرلد"، ۱۴ آوریل ۲۰۰۲
"میلی داولر". "جینگل" میگوید
یک صفحه دربارهی "داولر" در دفترهای "مارکز" وجود دارد
روزنامه "نیوز آو دِ وُرلد" به خاطر این کار بخشیده نخواهد شد
من بارها و بارها جذب داستانهایی با یک موضوع مشترک میشدم
یک میل عمیق برای مقابله با هر کسی
که قدرت را در دست میگیرد و از آن سوء استفاده میکند
مهمان ما که اکنون از اتاق خبر روزنامهی "گاردین" به ما ملحق شده است،
"نیك دیویس"، روزنامهنگار برندهی جایزه است
که هک تلفنی را آشکار کرده است.
سلام. خب، نیک دیویس،
آیا میتوانستید این جنجال
که به نظر میرسد پرونده میلی داولر ایجاد کرده، را پیشبینی کنید؟
اوه، پیشبینی؟ نه. اما به نظرم این خود نشانگر خوبی است
برای عموم بریتانیا و برای عموم جهان،
که چنین غوغایی برانگیخته شده است.
شما روپرت مرداک را قاطعانه در مضیقه قرار دادهاید.
باید بگویم از اینکه آنها روزنامه "نیوز آو د ورلد" را تعطیل کردند، منزجر هستم.
روزنامهنگاران خوب شغلشان را از دست دادهاند.
من معتقدم این یک اقدام کاملاً حیلهگرانه از جانب مرداک بود،
تا به تصاحب شرکت "بیاسکایبی" توسط او کمک کند.
به نظر شما، چه چیزی در مورد پرونده میلی داولر وجود دارد
که چنین تأثیری داشته است؟
خب، آنچه ما کشف کردیم این بود که
در طول دوره ناپدید شدن او،
روزنامه "نیوز آو د ورلد" داشت از یک بازرس خصوصی استفاده میکرد
تا به پیامهای صوتی او گوش دهد.
بنابراین، این خودش، یک مسئله شنیع و عمیقاً شخصی است.
دوستان و خانواده هنوز هم فکر میکردند...
شاید فرار کرده باشد و از او مصرانه میخواستند که به خانه بازگردد
صندوق صوتی پُر شد
به همین دلیل بود که آنها پیامها را حذف کردند
اکنون، دوستان و خانوادهای که قبلاً شنیده بودند
از اینکه پیامگیر پر بود، شگفتزده شد
و فرض بر این شد که میلی هنوز زنده است
گمان میکنم همه ما میخواهیم بدانیم که آیا روپرت مرداک حضور خواهد داشت
در مقابل تحقیقات لووسون شما و چه خواهد شد
آه، خب، در واقع قبل از لویسون.
روپرت مرداک قرار است سخنرانی کند
در کمیته منتخب رسانهای مجلس عوام.
ما میخواهیم پاسخهایی در مورد آنچه که میدانست، از او بگیریم.
درباره هک تلفنی؛ رویهای گسترده در روزنامهاش
اینکه چه زمانی از آن مطلع شد و چرا اقدامی نکرد
نیک دیویس، سپاسگزارم که به جمع ما پیوستید.
من هم از شما سپاسگزارم.
نمیدانم آیا روپرت ما را تنها خواهد گذاشت.
خب، شما میتوانید او را تحت فشار قرار دهید. نکتهای که باید مورد پرسش قرار گیرد، این است که
آیا واقعاً میتوانید مرداک را مجبور کنید کاری انجام دهد؟
آیا اینجا مشغول اجرای «تولدت مبارک» هستیم؟
چه کسی اجازه دارد اولین سوال را بپرسد؟ خب، من اجازه دارم.
اگرچه نیک قصد دارد آن را برایم بنویسد.
ام، فکر میکنم باید آواز بخوانیم.
«تولد مبارک» ترانه وحشتناکی است. نیک فکر میکند فاشیستی است.
از لحاظ فرهنگی فاشیستی است.
همه مجبورند در تولد لعنتیشان یک آهنگ مشابه بخوانند.
فردیت کجاست... خب، میتوانستیم، ام...
آه... آن کدام آهنگ است که شمعهای روی کیک تولد را میشماریم؟
آیا انرژیاش را داریم؟ خب، سخنرانی.
حداقل شایسته یک سخنرانی هستیم. بله، بله. بلند شوید.
ام، نه، اما باشد.
مایلم از همه شما بابت آمدن تشکر کنم.
و مایلم به شما یادآوری کنم،
ما کار برای انجام دادن داریم. کمیته منتخب
کمیته منتخب فرصت ماست،
با حضور مورداک در جایگاه شهود... و من شما را ناامید نخواهم کرد.
نه، نه، نه، تام، منظورم این نیست... شاید باید اجازه میدادم بازنشسته میشدید.
شما قصد داشتید بازنشسته شوید؟ به بلژیک نقل مکان کنید.
آه، شکلات. و سپس با لووسن،
اطمینان حاصل میکنیم که کاملاً آماده باشیم. نیک، نیک. امروز، جشن میگیریم.
یک جلسه آمادهسازی خیلی بهتر از جشن تولد بود.
نه تنها آهنگ فاشیستی است،
بلکه نیک معتقد است که تولدها خودشیفتگی هستند.
او دوست دارد کار را ادامه دهد. پس چه خوب که
هیچیک از دوستانش نیامدند و فقط افرادی که با آنها کار میکند حضور دارند.
حالا داری روی خط بسیار باریکی بین توهین کردن به من
تولدت مبارک
تولدت مبارک اوه، خدای من، نه
تولدت مبارک نیک عزیز
تولدت مبارک
سلام. سلام. خب، خبرهای خوب و خبرهای بد.
خبر خوب اینکه، همه چیز برای کمیته منتخب به خوبی پیش میرود.
خبر بد؟ شما باید در لویسون شهادت بدهید.
به نفوذ شما نیاز است. نیاز است... ببینید، خانه آلن
شاید در معرض خطر قرار گرفته باشد. چی؟
او کسی را استخدام کرد تا خانهاش را برای پیدا کردن دستگاههای شنود بررسی کند.
آن شخص این کار را به پیمانکار دیگری واگذار کرد.
شخصی که آنها کار را به او واگذار کردند،
برای ریس کار میکرد... با ریس در ارتباط بود.
از کجا میدانی؟ نمیتوانم به شما بگویم.
اما من میدانم که ریس چطور لاف میزده که دستگاه شنودیاب را میشناسد.
مطمئن هستید؟
از آلن در مورد جورابهایی که نگه میدارد، بپرسید.
زیر پیانو. چه جورابهایی؟
اوه، خدای من. حقیقت دارد.
من از او خوشم میآید.
اگر پابرهنه پیانو بزنم، حس بهتری نسبت به پیانو پیدا میکنم.
آلن، شما شیوههای استخدام خوبی ندارید.
به نظر میرسد میتوان ادعا کرد
شما کسی را استخدام کردید که خانه شما را از شنود پاکسازی کند.
و در عوض، ممکن است خودشان امنیت را به خطر انداخته باشند.
آیا فرزندانم در خطر هستند؟
دیو اینطور فکر نمیکند. در مورد من و شما مطمئن نیستم.
مِردوک در جایگاه شهادت است. آنها میدانند که تحت تعقیب هستند.
حیوان به دام افتاده، درندهترینِ همه حیوانات است.
لعنتی.
فکر میکردم بدترین بخش ماجرا تمام شده است.
فردای روزی که کامرون تحقیقات لِوِسون را اعلام کرد،
در مورد هک تلفن، کمیته منتخب CMS
حکم احضاریهای برای روپرت مِردوک و پسرش جیمز صادر کرد
تا در تاریخ نوزدهم ژوئیه در پارلمان حضور یابند.
تا در اصل از خود دفاع کنند.
اهمیت این لحظه بر هیچکدام از ما پوشیده نبود.
اگر سوالات درستی میپرسیدیم، میتوانستیم آنها را به دام بیندازیم.
هر دوی آنها، پدر و پسر.
بسیار خب، حضار گرامی. لطفاً آرامش خود را حفظ کنید.
جلسه آغاز شده است. آقای واتسون اولین سوال را خواهند پرسید.
آقای مِردوک پدر، آقای مِردوک پسر،
عصر بخیر، از اینکه امروز تشریف آوردید متشکرم.
اولین سوال من خطاب به آقای مِردوک پدر است.
امم، شما بارها اعلام کردهاید
که شرکت نیوز کورپ در قبال تخلفات کارکنانش تحمل صفر دارد.
درست است؟ آیا منظور من هستم؟
بله.
آیا در اکتبر ۲۰۱۰ همچنان به صحت این موضوع اعتقاد داشتید،
زمانی که سخنرانی تاچر را انجام دادید و گفتید:
«اجازه دهید شفاف باشم. ما حقیقت را با جدیت پیگیری خواهیم کرد
و تخلف را تحمل نخواهیم کرد»؟
بله.
بنابراین، اگر شما دروغ نمیگفتید، پس کسی به شما دروغ گفته است.
چه کسی بود؟ نمیدانم.
این موضوع تحت تحقیقات پلیس است و ما در این زمینه با آنها همکاری میکنیم.
اما شما اذعان دارید که گمراه شدهاید؟
بوضوح.
اگر اجازه دهید شما را به...
سال ۲۰۰۶ ببَرم، زمانی که کلایو گودمن دستگیر شد
و متعاقباً به جرم رهگیری پیامهای صوتی محکوم شد،
آیا شما از این موضوع مطلع شدید؟
فکر میکنم بله. قطعاً زمانی که آنها محکوم شدند، مطلع گشتم.
و، و نیوز اینترنشنال چه اقدامی انجام داد
متعاقب دستگیری کلایو گودمن
و گلن ملکیر برای رسیدن به واقعیتها؟
ما برای تحقیقات بیشتر با پلیس همکاری کردیم
و در نهایت، ما به سرعت اقدام به گماشتن
یک مؤسسه حقوقی بسیار برجسته در سیتی (لندن) کردیم تا آن را بیشتر بررسی کند.
شما شخصاً برای تحقیق در این باره چه کردید؟
بعد از اینکه آقای گودمن به زندان رفت، شما...
شما بدیهی است که نگران این موضوع بودید.
من با آقای، امم،
آه، هینتون صحبت کردم، و او به من در موردش گفت.
بسیار خب.
امم، در سال ۲۰۰۸، دو سال بعد،
چرا سردبیر ارشد نیوز آو د ورلد را اخراج نکردید؟
نویل ثورلبک را پس از ماجرای موزلی؟
من هرگز اسم او را نشنیده بودم.
پس هیچ کدام از کارکنان بریتانیایی شما
توجه شما را به این تخلف جدی جلب نکردند؟
حتی با وجود اینکه این پرونده توجه گسترده رسانهها را جلب کرده بود؟
فکر میکنم پسرم شاید بتواند با جزئیات بیشتری به این سوال پاسخ دهد.
او خیلی به موضوع نزدیکتر بود. یک دقیقه دیگر به سراغ پسرتان خواهم آمد.
امم، میتوانم از شما بپرسم،
اولین بار چه زمانی آقای الکس مارونچاک را ملاقات کردید؟
آقای...؟
الکس مارونچاک.
او به مدت ۲۵ سال برای شرکت کار کرده است.
یادم نمیآید او را ملاقات کرده باشم. شاید در حال عبور از دفتر با او دست داده باشم
اما هیچ خاطرهای ندارم.
آقای مِردوک پدر، به نظر میرسد شما به این نکته اشاره میکنید که
شما رویکردی نسبتاً غیرمداخلهجویانه نسبت به شرکت خود داشتید.
آیا میتوانید مثالی برای ما بیاورید
در مورد اینکه چند وقت یکبار با سردبیران روزنامههای خود صحبت میکردید؟
مثلاً، چند وقت یکبار با سردبیر ساندی تریدِر صحبت میکردید
یا با سردبیر نیوز آو د ورلد؟
امم، به ندرت.
بعضی وقتها شنبه شبها به سردبیر نیوز آو د ورلد زنگ میزدم و میپرسیدم
«آیا امشب خبر جدیدی دارید؟»
اما فقط برای حفظ ارتباط بود.
خب، من کنجکاو هستم که این مکالمات چگونه پیش میرفته است.
تصور میکنم که سردبیر نیوز آو د ورلد،
شما ممکن بود بگویید: «خبری برای گزارش هست؟»
و سردبیر نیوز آو د ورلد میگوید:
«نه، نه، هفته معمولی بوده است. ما ۶۰۰ هزار پوند به گوردون تیلور پرداخت کردیم.»
او هرگز آن جمله آخر را نگفت.
خب، منظورم این است که، مطمئناً در مکالمه هفتگیتان با سردبیر،
نیوز آو د ورلد، با چیزی به بزرگی آن —
پرداخت یک میلیون پوند به یک نفر، یا پرداخت ۷۰۰ هزار پوند به یک نفر —
خب، مطمئناً انتظار داشتید
سردبیر فقط آن را در طول مکالمه
در طول صحبت هفتگیتان به نوعی مطرح کند؟
نه، من میگفتم، «چه کارها در جریان است؟»
No comments yet. Be the first to leave one.