The first 200 lines.
این برنامه حاوی الفاظ بسیار رکیک است
از ابتدا تا انتها
اوکی، فهمیدم... اسمش روفوسه
نمیشه اسمشو روفوس گذاشت، اسم کسخلانهایه
نمیشه اسمشو روفوس گذاشت، اسم کسخلانهایه
روفوسها کایاک کوفتی دارن و به آهنگ جاز سکس میکنن و از این جور چیزا
یه بار پدر یه روفوس رو درآوردم
و کارت عضویت نشنال تراست داشت. وضعیت ناامیدکنندهای بود
و کارت عضویت نشنال تراست داشت. وضعیت ناامیدکنندهای بود
میدونی، فکر نکنم الان باید براش اسم بذاری
چون قراره ردش کنی بره؟
خیلی به این عوضی دلبستم
خیلی به این عوضی دلبستم
مثل همین کلهکیری که هیچوقت گوشیشو زمین نمیذاره
فقط دارم بیبی مانیتور رو چک میکنم، خب
چون دفعهی آخر که لیز از سانی مراقبت کرد، گذاشت جنگیر رو ببینه!
چون دفعهی آخر که لیز از سانی مراقبت کرد، گذاشت جنگیر رو ببینه!
اون عوضی... ولی خواب بود که!
همهچی توش میره عزیزم. از طریق اسمز. من باهاش اسمز دارم
میخوام ازش محافظت کنم
میخوام ازش محافظت کنم
از کثافات این دنیا، بیرون میتونه یه جای شوکهکننده باشه
آره، آره بده... سلام به همگی!
اوه کیرم توش... وای! (همهمه)
اوه کیرم توش... وای! (همهمه)
بارت استرانگ: پول
# بهترین چیزهای زندگی مجانیاند
# بهترین چیزهای زندگی مجانیاند
# ولی میتونی اونارو به پرندهها و زنبورها بدی
# من پول میخوام... #
تامو: کوکتل مجانی کوفتی؟
کلایو؟
کسکش حرومزاده عوضی کلهکیری خیانتکار!
کلایو! کلیفورد!
کلایو! کلیفورد!
کجاست؟ کیرم توش
ببخشید رفیق، کلایو! کلیفورد!
تو اینجا چیکار میکنی، ها؟ چرا تو رت اند کاتر نیستی؟
تو اینجا چیکار میکنی، ها؟ چرا تو رت اند کاتر نیستی؟
ببخشید تامو، اینجا یه کم باکلاستره، مگه نه؟
باکلاس؟ باکلاستر؟ الان باکلاس شدهای؟
اونا مشروباشونو آبکی نمیکنن! آبکی؟!
اونا مشروباشونو آبکی نمیکنن! آبکی؟!
معلومه که کوفتی آبکی میکنن... همه مشروب رو آبکی میکنن
هوم. دیدی؟
لعنت بهش. ببین کلایو، خودت خوب میدونی
لعنت بهش. ببین کلایو، خودت خوب میدونی
که پسرم تو کلاب من سرمایهگذاری کرده. میخوام کلابم موفق باشه، کلایو!
بیخیال عزیزم. اینجارو تا چند هفته دیگه میبندن
امم، در واقع نمیبندن! پس تو صاحب اینجا هستی، آره؟
امم، در واقع نمیبندن! پس تو صاحب اینجا هستی، آره؟
آره، هستم. آره
و تو اون خرابهی کوچیکو اداره میکنی... آه، اسمش چی بود؟
رت اند کاتر. خودت خوب میدونی. دو تا خیابون پایینتره، رفیق
اون عوضیه. خب، چیکار میکنی؟ داری رقیباتو چک میکنی؟
اون عوضیه. خب، چیکار میکنی؟ داری رقیباتو چک میکنی؟
نه. داشتم رد میشدم و برای یه دستشویی رفتن سر زدم
یه لطفی به خودت بکن، همینجا یه دستشویی هم برو. صف میکشن اینجا
یه لطفی به خودت بکن، همینجا یه دستشویی هم برو. صف میکشن اینجا
فقط چند هفتهس که باز شده و ما همین الان داریم دنبال
مکان دوم میگردیم. اوه، واقعاً؟ نمیفروشی که، آره؟
خب، این برای من خیلی به درد بخوره
یه پوند اضافه پول تاکسی دادم تا بیام اینجا
یه پوند اضافه پول تاکسی دادم تا بیام اینجا
نه، کلاب من فروشی نیست
تا وقتی که من ورشکستت کنم، اونوقت چارهای جز این نداری
(با طعنه میخندد)
(با طعنه میخندد)
یه بار دیگه کوفتی بگو رفیق، بگو جرئت داری- آه، ببخشید
نایجل، دارم یه کم حوصلهم سر میره
نایجل کی کوفتیه؟ باشه!
یا عیسی مسیح... خوشبختم از آشناییت
یا عیسی مسیح... خوشبختم از آشناییت
ببخشید. گمشو از روم کنار، کلهکیری!
یا عیسی مسیح. بهت چی میدن؟ استروئید کوفتی؟!
جدی میگم! ن-ن-نرو اون تو!
جدی میگم! ن-ن-نرو اون تو!
نه، اونا تو زیرزمین دارن خروسجنگی کوفتی راه میندازن!
از اون خوباشم نیست. و-و-و
از اون خوباشم نیست. و-و-و
دارن بچه هم میفروشن لامصب!
بچههای یتیم کوچولوی سریلانکایی. باشه، کلهکیری!
یالا، گمشو
امروز صبح چیزیو فراموش کردی، گید؟
امروز صبح چیزیو فراموش کردی، گید؟
اوه خدای من، آره! احمق از من. کرم قارچم
میرم از اونجا بیارمش... (همهمه)
هوی، هوی، هوی
هوی، هوی، هوی
منظورش فقط لوازم کوفتیته رفیق. لباسات کجاست؟
اوه، نه نه نه، این عمدیه، وینی. خب
ما داریم از تجملات جامعهی سرمایهداریِ مرحلهی پایانی دوری میکنیم
ما داریم از تجملات جامعهی سرمایهداریِ مرحلهی پایانی دوری میکنیم
و ناتوریسم، یعنی عمل برهنگی غیرجنسی
یک اصل مهم در جستجوی زندگیای اصیلتر است
یک اصل مهم در جستجوی زندگیای اصیلتر است
پس، میتونم فقط چک کنم، این یعنی
این الان یه وضعیت تماموقته، مگه نه؟
این بخش جداییناپذیری از این جستجوئه، وین
چی میشه اگه بری دندونپزشکی، خب؟ و متهاش از دستش بیفته؟
بله؟ باید خم بشه، بعدش چشم تو چشم میشه با کله کیرت.
نه بچهها. حواستون پرت چیزای الکیه.
نه بچهها. حواستون پرت چیزای الکیه.
لباس رو بیخیال شین، روی آزادی تمرکز کنین.
گیدئون، الان آزادیت داره بهم چشمک میزنه، عزیزم!
ببخشید، کارول.
ببخشید، کارول.
ما داریم از سرمایهداریِ متأخر دوری میکنیم.
آره، سخنرانی خوبیه ولی همش داری میگی «ما».
این «ما»ها کین؟ جان و جودیت و بقیه.
این «ما»ها کین؟ جان و جودیت و بقیه.
و جان و جودیت کین...؟
راهنماهای معنوی ما. مَ... من الان گیج شدم.
میدونی، ما تو یه اجتماع بزرگ زندگی میکنیم.
میدونی، ما تو یه اجتماع بزرگ زندگی میکنیم.
اوه، چه عالیه، وینی.
ما هیچ دارایی نداریم، نه گوشی.
نه اینترنت، نه شورت.
# دِ دِلفانیکس: مگه نه #
# دِ دِلفانیکس: مگه نه #
هانس، گل پسر!
چه خبره ازت؟ Sehr gut، تو چطوری؟
چه خبره ازت؟ Sehr gut، تو چطوری؟
آره، لعنتی، هیچوقت خیلی خوبتر از این نبودم!
آره، در واقع باشگاه اینقدر شلوغه که...
مجبور شدم یه لحظه بیام بیرون یه نفس تازه کنم.
اوه، عالیه بابا! اینجایی!
اوه، عالیه بابا! اینجایی!
یه لطفی لازم دارم. ببخشید هانس.
یه مشتری خیلی سَمِج دارم. باید برم.
گوش کن، هرچی که هست، جوابم یه نهِ قاطع و محکمِ تخمیه!
گوش کن، هرچی که هست، جوابم یه نهِ قاطع و محکمِ تخمیه!
دیگه هیچ لطفی در حقت نمیکنم، رفیق.
هی، یه دقیقه صبر کن. تو کی تا حالا در حق من لطفی کردی؟
هی، یه دقیقه صبر کن. تو کی تا حالا در حق من لطفی کردی؟
تو نمکنشناسِ عوضی. قرض دادن ریشتراشم بهت چطور؟
ها؟ اوه، دوباره همین قصه. آره، دوباره همین.
آره، با این شرط سفت و سخت که ازش استفاده نکنی...
...رو بیضههات. و تو چیکار کردی جیم؟
...رو بیضههات. و تو چیکار کردی جیم؟
چیکار کردی... ادامه بده، ها؟ ریش عنیمو زدم
آره، آره، آره. موی لجن پیرمردی که مکانیزم رو گرفته بود
ببین، برادرزادهم پیشمه
ببین، برادرزادهم پیشمه
نمیدونستم برادرزاده داری
خیلی چیزا هست که تو دربارم نمیدونی
من یه معمام. تو معما نیستی، جیم
من یه معمام. تو معما نیستی، جیم
تو فقط یه مردی هستی که بوی گوشت نمکسود شده تند میده
ببین، کارش رو از دست داده و عزت نفسش رو
دنبال من نیا. فکر کردم شاید بشه
دنبال من نیا. فکر کردم شاید بشه
به نفع هردومون باشه. من کمکش کنم از اون حال بدش دربیاد
و اونم توی مزرعه کمکم کنه
ولی اون به یه کار درست و حسابی نیاز داره و اینجا تو به کار میای
ولی اون به یه کار درست و حسابی نیاز داره و اینجا تو به کار میای
هی، کُسخلِ آبکی!
پاشو بیا اینجا با رئیس جدیدت آشنا شو!
وای، گوه توش، رفیق!
وایسا ببینم، این همونیه که فکر میکنم؟
(آه و ناله)
کارلوس، کیه مزاحم وقت ریلکس کردنم شده؟
کارلوس، کیه مزاحم وقت ریلکس کردنم شده؟
نوشته "مککن"
رپر هست؟
مککن...؟
مککن...؟
ترنس مککن. لعنتی!
اونطور که شنیدم...
تو کار و کاسبی مانولیتو رو گرفتی دستت و رفتی تو خونهاش!
تو کار و کاسبی مانولیتو رو گرفتی دستت و رفتی تو خونهاش!
داری تو تخت لعنتیش میخوابی!
تختها، جمع... ما که با هم شریک نیستیم.
بیخیال این چرت و پرتها شو.
بیخیال این چرت و پرتها شو.
تو کشتیش، و حالا داری سعی میکنی قلمروشو بگیری.
دارم نزدیک میشم، لعنتی؟ گرمتر از اونه.
آقای مککن، ما گل برای فروش داریم.
آقای مککن، ما گل برای فروش داریم.
زیادشم. من با آدمای درپیتی کار نمیکنم.
فکر کنم یادت رفته که تو یه قوطی کوچولو گیر افتادی.
فکر کنم یادت رفته که تو یه قوطی کوچولو گیر افتادی.
در حالی که ما اینجا، تو یه عمارتیم.
شما هنوزم همون هیچ و پوچایید.
یه خونواده کامل از کثافتای بیمصرفِ عوضی.
حالا، تو به من گوش کن.
حالا، تو به من گوش کن.
نه، تو گوش کن، عوضی!
اگه میخوای اصلاً فکر کنم بهت اجازه بدم برام مواد بفروشی...
باید بفهمی رئیس کیه.
باید بفهمی رئیس کیه.
و من مجسمهام رو پس میخوام.
چه مجسمهای؟
همونی که برای مانولیتو فرستادم!
همونی که برای مانولیتو فرستادم!
همون لعنتی که برام خیلی خیلی باارزشه!
چه مجسمهای؟
چه مجسمه لعنتیای؟! نمیدونم، دونا!
چه مجسمه لعنتیای؟! نمیدونم، دونا!
خب، برو بفهم دیگه!
No comments yet. Be the first to leave one.