The Hack

The Hack

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Hack S01E05 720p STAN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The Hack 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «نفوذ»

فکر کنید چه کسی این روزنامه را ویراستاری می‌کرد. فکر کنید الان کجای کار نشسته است.

منظورم این است که، من اندی کولسن را می‌شناسم.

نشستن او کنار نخست وزیر، از هر لحاظ غلط است.

پلیس دفترچه‌های مولکر را در اختیار دارد.

اگر بتوانیم آن‌ها را علنی کنیم، خواهیم دید چه کسی چه کسی را استخدام کرده است.

این قضیه چقدر بالا می‌رود و چه کسانی قربانی هک شده‌اند.

مراقب خودت باش. فقط مراقب باش.

این پرونده دنیل مورگان است. ما بالاخره

چند شاهد پیدا کردیم که جلو آمدند.

شما نباید از یک شاهد تحت حمایت تلفن دریافت کنید.

از امروز، شما تحت هیچ شرایطی، هیچ تماس دیگری با گری ایتون نخواهید داشت.

مکس، ما آن‌ها را به زانو درآورده‌ایم. اگر کوتاه بیایی، کل قضیه

دوباره لاپوشانی می‌شود. به زانو درآوردن با چی؟

خانواده مرداک توافق کردند بیش از یک میلیون پوند به کلیفورد بپردازند.

بزرگترین سلاح ما از کار افتاد.

دولت لیبرال-محافظه‌کار ما،

بریتانیا را به مسیری جدید و تاریخی هدایت خواهد کرد؛ مسیری که جهت امید و اتحاد است،

اعتقاد و هدف مشترک.

از اینکه اینجا در کنار معاون جدید نخست وزیر ایستاده‌ام خوشحالم.

و اکنون مایلم از ایشان دعوت کنم تا در مورد آنچه به نظر من

روزی چشمگیر و بسیار خوشایند است، با ما صحبت کنند.

ممنون، دیوید. ما تازه از یک کارزار انتخاباتی بیرون آمده‌ایم.

و حالا یک ائتلاف داریم.

تا امروز ما رقیب بودیم و حالا همکاریم.

عجیب نیست؟ می‌دانم برایت گران تمام می‌شود.

تمام آن زحمت که به اسم شخص دیگری منتشر می‌شود.

قبول کردنش برایم کمی سخت است.

ببین.

بی‌بی‌سی دارد آن را تکرار می‌کند. من ۱۵ بار تماشایش کردم.

و همان بار اول هم حال به هم زن بود.

اندی کولسن حالا سمت راست دست خدا نشسته است.

یک ارتباط مستقیم بین (دفتر) شماره ۱۰ و مرداک وجود دارد.

من از این شایعه‌پراکنی خوشم نمی‌آید. ما نیاز به

ائتلاف خودمان داریم. ما به متحد نیاز داریم.

ما متحد داریم. من دارم تیم بزرگی از وکلا جمع می‌کنم.

مردم دارند با هم کار می‌کنند. نه، ما به متحد در مطبوعات نیاز داریم.

فکر می‌کنی سعی نکردم؟ هیچ‌کس حاضر نیست به آن دست بزند.

متشکرم.

خب، آن‌ها در خیابان فلیت این کار را نمی‌کنند، اما من همیشه

روی گلن کمبل حساب ویژه‌ای باز کرده‌ام. فکر می‌کنم «پانوراما» قبول کند.

نه، نه، نه. بی‌بی‌سی خطر درگیری با مرداک را نمی‌پذیرد.

اما شاید «دیسپچز»... شاید.

در سطح بین‌المللی، بیل کلر.

نمی‌توانی فکر کنی که نیویورک تایمز بخواهد درگیر شود.

نفوذ مرداک بر وال استریت ژورنال

برای بیل آزاردهنده است. فکر می‌کنم او بتواند...

البته که من منابع دارم، اما

آلن، آن‌ها اطلاعاتشان را با ما به اشتراک نمی‌گذارند.

شاید روزنامه‌نگاران تلویزیونی این کار را بکنند، اما نیویورک تایمز...

این همیشه داستان تو خواهد ماند، نیک.

نه، این بزرگتر از این حرف‌هاست. من...

من در مدرسه نمی‌توانم دوست پیدا کنم. چرا یک دوست مکاتبه‌ای نه؟

فهمیدم. آره.

آره، فهمیدم. ایده خوبی است.

یک ایده ضروری است.

خوب است.

پس نیک دیویس و گاردین دارند انحصارشان را از دست می‌دهند،

اما در جنگ پیروز می‌شوند.

استیو. بله.

من آگاهم

که چند سال طول کشیده است

تا به این نقطه برسیم، و بسیاری از ما مشتاقیم

این جلسات مقدماتی محاکمه را به پایان برسانیم.

اما متأسفانه موضوع جدیدی پیش آمده است

که توجه ما را می‌طلبد.

شب گذشته، درخواستی مطرح شد

توسط وکیل مدافع متهمان در خصوص یک بی‌نظمی احتمالی

در روند این تحقیقات، که مرتبط است

به شاهد دادستانی، آقای گری ایتون.

برای حل و فصل این موضوع، نظر من این است

که باید مدتی را صرف شنیدن مستقیم شواهد کنیم

از طرف سرپرست ارشد دیوید کوک و افسران تیم او،

که این کار از دوشنبه آغاز خواهد شد.

این قوانین مضحک هستند.

در این مورد سخت‌گیری می‌کنند. نمی‌توانم با همکارانم مشورت کنم؟

منظورم این است که من شبانه‌روز با این افسرها کار می‌کنم.

آنها نمی‌خواهند شما آماده شوید. این به عنوان دفاع کمین شناخته می‌شود.

و می‌خواهند من همه چیز را در مورد گری ایتون به آنها بگویم؟

در حالی که مظنونین درست همانجا نشسته‌اند؟

اگر قاضی تصمیم بگیرد مدارک گری ایتون را نپذیرد،

این یک شکست جدی خواهد بود.

اوه، از دست دادن گری ایتون یک فاجعه لعنتی است.

پس کاری را می‌کنیم که قاضی به ما می‌گوید.

تنها کاری که باید بکنی این است که به سوالات پاسخ دهی.

دیو خوب از پسش برمی‌آید. او در کانون توجه قوی عمل می‌کند.

و وقتی در کانون توجه هستی، رفتارت باید مثل پیشاهنگان باشد.

شب و روز، قبول؟ وکلای مدافع می‌توانند شما را تحت نظر بگیرند.

می‌توانند ماشین و تلفن شما را ردیابی کنند.

آن‌ها بیش از هر چیز دیگری دوست دارند شما را مچ‌گیری کنند.

این مردان بیش از یک سال است که در بازداشت هستند.

این یک مسخره‌بازی لعنتی است. هیچ ربطی به حقیقت ندارد،

هیچ ربطی به عدالت ندارد.

ما بهترین کار ممکن را در چهارچوب سیستمی که داریم، انجام می‌دهیم.

به سه برنده جایزه پولیتزر که کنار هم نشسته‌اند، چه می‌گویی؟

یک قتل؟ یک کمین؟ یک ناوگان؟

واقعاً به آن‌ها می‌گویی «کمک»؟

این، اِ، واقعاً چیز قابل توجهی است.

این روزنامه‌نگاری چشمگیری است، نیک. متشکرم.

آیا احتمال دارد که در آمریکا هم همین کار را بکنند؟

تعدادی اسم مظنون.

چیز قطعی‌ای نیست. همه اینجاست.

هیچ کس از "نیوز آو د ورلد" رو به صورت رسمی ثبت نکردید؟

نه. ولی خیلی‌ها به صورت غیررسمی هستن.

درسته؟

اون داره سعی می‌کنه شما رو وادار کنه تا هویت «آقای آپولو»تون رو فاش کنید.

آها، فهمیدم. پس فکر می‌کنید اون یه فرد خودی توی نیوز اینترنشنال بوده. جالبه.

اِم... اما نه، به اشتراک نمی‌ذارم.

و رک بگم، حتی اگه می‌خواستمم، اون غیبش زده.

شما یه زاویه‌ای دارید؟ شما... روزنامه‌تون...

خب، حس بیل این بود که... خاندان سلطنتی.

مرداک‌ها، نفوذ مطبوعاتی. به همین ترتیب؟

ما راه خودمون رو پیدا می‌کنیم. مهمه که هیچ‌کس نتونه بگه...

که ما با شما تبانی کردیم یا اطلاعات بهمون داده شده تا داستان شما رو تایید کنیم.

شما اینجا نیستید که داستان منو تایید کنید.

من که اینو نگفتم. ما داستان‌های همدیگه رو پیش می‌بریم.

هر چیز جدیدی که به دست بیاریم، می‌دونیم که شما نگهبان این شعله هستید.

ما شما رو در جریان می‌ذاریم.

منم شاید همین حرف رو بزنم، ولی تمام اطلاعاتی که داشتم رو به شما دادم.

منم نمی‌دونم این از کی شروع شد.

اِم، ممکنه ظرف چند روز آینده از نیویورک تایمز تماسی دریافت کنید.

ظرف چند روز آینده. نیویورک تایمز، چه عالی.

اونا دارن دخالت می‌کنن. ما داریم چیزایی که داریم رو به اونا می‌دیم.

دو تا روزنامه بهتر از یکیه.

می‌دونی نیک، وقتی به بچه‌هایی نگاه می‌کنم که برای قرارهای بازی میان...

به طور غریزی می‌دونم کی‌ها تو تقسیم کردن خوبن...

و کی‌ها خوب نیستن. و شما... آلن فکر می‌کنه این ایده خوبیه.

منم فکر می‌کنم ایده خوبیه. اوه، شما اصلاً در...

تقسیم کردن خوب نبودید، بودید؟ هنوز حرفم تموم نشده.

اونا کار خودشون رو انجام میدن.

این در واقع پیگیری کردن رو آسون‌تر می‌کنه.

و من اتفاقاً در بچگی توی فوتبال خیلی خوب بودم، بنابراین...

اگه توی قرار بازی شما بودم، این کاری بود که می‌کردم.

یه توپ پیدا می‌کردم و شوتش می‌کردم. به اسباب‌بازی‌ها اهمیت نمی‌دادم.

به هر حال، من یه ایده دارم.

خب، هری ایوانز در خاطراتش در مورد یه سقوط هواپیما نوشت.

من هری ایوانز رو نمی‌شناسم.

سردبیر ساندی تایمز، از سال ۱۹۶۷ تا ۸۱. اسطوره روزنامه‌نگاری.

این یعنی اون برای مرداک کار می‌کرد، نه؟

آه، اونا با هم سازگار نبودن. مرداک اخراجش کرد؟

در نهایت. در واقع، اول ارتقاش داد، سردبیری رو بهش سپرد.

پس اینطور نیست. و اون قهرمان این داستانه؟

من هنوز داستان رو تعریف نکردم. ولی چشمای شما نشون می‌ده که قهرمانه.

دی‌سی-۱۰، در پاریس، جت مسافربری.

مشخصاً مشکلی در ساخت اون هواپیما وجود داشت.

اما هری نمی‌تونست چاپ کنه. بدون مدرک.

دقیقاً. بنابراین هری خبرنگاراش رو وادار کرد که مداخله کنن.

خانواده‌های داغدیده رو با وکلای بسیار کارآمد مرتبط کرد...

در آمریکا، چون دادگاه‌های آمریکا بیشتر احتمال داشت...

به مک‌دونل داگلاس دستور بدن که مدارک داخلی رو افشا کنه.

برنامه من اینه که همین کارو بکنم. مگه قبلاً این کارو با...

مکس کلیفورد امتحان نکردیم؟ نه. نه. بعدش شما...

منو تو پرونده‌تون درگیر کردید. خیلی محبت آمیز. حالا من می‌خوام براتون نیرو جذب کنم.

پس اونا به مکس رشوه دادن.

اونا نمی‌تونن جلوی ارتشی از مردم رو بگیرن.

اگه بتونم لیستی از هک شده‌ها به دست بیارم و تشویقشون کنم که جلو بیان...

ما می‌تونیم دادگاه‌ها رو مملو از شکایت کنیم.

نمی‌تونم شما رو به عنوان یک فوتبالیست تصور کنم. گمشو.

ببین، اندی کولسون در نیوز آو د ورلد یه فرهنگی ایجاد کرد.

برای اثبات این موضوع، ما باید...

تا حد امکان، خبرنگاران ارشد اون رو درگیر کنیم.

یادداشت‌های مولکر، اسم کلایو گودمن رو در...

بالای اونها نوشته بود. سابقه دادگاهی.

پس می‌تونیم سردبیران دیگه‌ای رو پیدا کنیم که بهش دستور این کارو دادن.

بیاید، وقتش رسیده که یه حرکت انفجاری بکنیم، فکر نمی‌کنید؟

تحقیق و کندوکاو اجتناب‌ناپذیر شروع شد.

مجبور بودم با کمک دوست پشمالوم شناسایی کنم...

هر سلبریتی، سیاستمدار و ستاره ورزشی‌ای رو که دنبالشون رفته بودن.

رده بالا، رده پایین، مشهور، جسور.

و بعد باید اون افراد رو متقاعد می‌کردم که مبارزه کنن.

مثل تسا جوول، عضو پارلمان.

بله، پلیس با من صحبت کرده.

تمام کثافتی که در مورد شوهر سابقتون داشتن، از طریق هک به دست اومده بود.

و زندگی مشترک منو نابود کرد، آگاهم.

مایلم مقاله‌ای در مورد تجربیات شما منتشر کنم...

و دوست دارم در نظر بگیرید که اون رو در دادگاه پیگیری کنید.

من توصیه‌های خوبی برای وکیل دارم. اما این یعنی قضیه رو شلوغ کردن.

ما به اندازه کافی سختی کشیدیم. لطفاً، بیخیالش بشید.

من مدرک داشتم که چارلز کلارک هک شده بود.

به دوستی که اون رو می‌شناخت گفتم بهش بگه.

دوستم گفت... اون مایل به همکاری نیست.

با کمک شارلوت، من دوازده شرکت حقوقی رو شناسایی کردم که متخصص بودن...

در وکالت سلبریتی‌ها. با همه اونا تماس گرفتم.

ای کاش می‌تونستم اسم‌هاشون رو بهتون بگم.

چیزی به دست نمیارم. هیچی؟

مشغولن. نگران احیای یک داستان خجالت‌آور هستن.

از عهده هزینه‌ش برنمیان. اما بیشتر از همه...

بیشتر از همه، می‌ترسن.

شایعاتی در مورد نیکول کیدمن شنیدم.

سلام شارلوت. از آشنایی با شما خوشبختم.

یک وکیل جذاب. چه خوب.

وکیل نیکول، جان کلیه.

شما جان کلی رو دیدید؟

نه. پلیس بهش هشدار نداده بود.

و نه، اون قرار نیست با شما ملاقات کنه...

یا هیچ روزنامه‌نگار دیگه‌ای.

آقای کلی، این قضیه ارزش پیگیری داره. برای نیکول، برای تمام موکلانتون.

متاسفانه هنوز هم پاسخ منفیه.

یک نه قاطع. امنای او می‌گن نه.

ماجرا به مارک تامپسون رسید چون دو تا از موکلای اون...

The Hack subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Hack

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left