The first 200 lines.
حتماً میدونستی که سرنوشتت این بود که اینجا سر در بیاری، مگه نه؟ من؟
حتماً میدونستی که سرنوشتت این بود که اینجا سر در بیاری، مگه نه؟ من؟
همیشه میدونستم این روز میرسه. اما باید اعتراف کنم
فکر نمیکردم اینقدر گنده باشه.
فکر نمیکردم اینقدر گنده باشه.
فکر نمیکردم ازت بربیاد.
الان که بهت نگاه میکنم، لذتی نمیبرم.
از اینکه تو رو اینقدر آسیبپذیر میبینم. واقعاً.
از اینکه تو رو اینقدر آسیبپذیر میبینم. واقعاً.
من میخوام دوستت باشم. و تو به یه دوست مثل من نیاز پیدا میکنی.
اما برای اینکه من دوستت باشم
اما برای اینکه من دوستت باشم
من یه چیزی در عوضش میخوام.
کارآگاه کارل اسلیتر از واحد آگاهی هاولی هستم.
کارآگاه کارل اسلیتر از واحد آگاهی هاولی هستم.
مصاحبه با ارین کرافت در ساعت ۱۰:۰۵ صبح، یازدهم نوامبر.
پول # بهترین چیزای زندگی مجانیه
پول # بهترین چیزای زندگی مجانیه
# ولی میتونی به پرندهها و زنبورها بدی... #
حالت چطوره؟ «آره، خوبیم.»
«داریم خوش میگذرونیم، مگه نه؟ به تو خوش میگذره؟»
اوه، دارم حسابی میخندم. شوگر و کارول امشب روی فرم هستن.
اوه، دارم حسابی میخندم. شوگر و کارول امشب روی فرم هستن.
«تایلر هنوز بیداره؟»
آره، آره، آره. ما بیرون کلبهایم، یه آتیش کوچیک روشن کردیم، مگه نه؟
آره، آره، آره. ما بیرون کلبهایم، یه آتیش کوچیک روشن کردیم، مگه نه؟
آخ، بده گوشی رو بهش تا شببخیر بگم بهش. بفرمایید. «سلام مامان.» «خوبی؟ وینی...؟»
بابات خوب ازت مراقبت میکنه؟
آره، خوبه.
خب، فقط خواستم بگم شببخیر، دوستت دارم. منم دوستت دارم.
باشه عزیزم، شببخیر. دوستت دارم. «حالا خوش بگذرون.»
باشه عزیزم، شببخیر. دوستت دارم. «حالا خوش بگذرون.»
«فقط خوش بگذرون.» لازم نیست عجله کنی برگردی. مهمونی چیزی داری؟ «نه،
نه، امشب زود میخوابیم، مگه نه؟ هر وقت خواستی بیا، خوش بگذرون.
نه، امشب زود میخوابیم، مگه نه؟ هر وقت خواستی بیا، خوش بگذرون.
باشه دیگه. «خداحافظ.» «خداحافظ عزیزم.»
خب، کجا میریم؟ خوشحالم که پرسیدی. سوپرایزه.
خب، کجا میریم؟ خوشحالم که پرسیدی. سوپرایزه.
وقتی کوچیک بودم بابام منو برد.
و بابای اونم اونو وقتی کوچیک بود برد.
داریم میریم گوسفند بدزدیم! وای، رفیق!
داریم میریم گوسفند بدزدیم! وای، رفیق!
من میخواستم اون تیکهشو بگم! خب، بگو پس.
گوسفند دز... گوسفند دز... دیگه خودت گفتی.
گند زدی بهش. کشتی با گوسفند؟ کشتی با گوسفند نه، دزدیدن گوسفند.
گند زدی بهش. کشتی با گوسفند؟ کشتی با گوسفند نه، دزدیدن گوسفند.
اینجوریه که گوسفندها رو جمع میکنی، مثل کاری که کابوها میکنن.
ولی با گوسفند، نه گاو.
ولی با گوسفند، نه گاو.
پس ما کابو نیستیم؟ نه، کابوها بیمصرفن.
بیحالن. ما رفقای گوسفنددزدیم. هورا! گوسفنددزدا!
بیحالن. ما رفقای گوسفنددزدیم. هورا! گوسفنددزدا!
دارم از گرسنگی میمیرم و حدود ۱۲ تا ودکا خوردم. یالا.
دارم از گرسنگی میمیرم و حدود ۱۲ تا ودکا خوردم. یالا.
الو؟ «عصر بخیر خانم کرافت، توما هستم
از شرکت دزدگیرتون تماس میگیرم.» کی؟ «توما.» اشتباه گرفتی، رفیق. من دزدگیر ندارم.
از شرکت دزدگیرتون تماس میگیرم.» کی؟ «توما.» اشتباه گرفتی، رفیق. من دزدگیر ندارم.
اوه، وایسا.
چیز خوبت
چیز خوبت
همهچی داشتم.
موفقیت در حد استرینگفلو، لعنتی.
موفقیت در حد استرینگفلو، لعنتی.
رو قله بودم.
بعدش اون پیداش شد. شیرجه زد پایین
بعدش اون پیداش شد. شیرجه زد پایین
با پنجههای اکریلیک بدجنسش و فرو کردشون. #
فرو کردشون تو این امپراطوری که خودم از خاک بلندش کردم.
فرو کردشون تو این امپراطوری که خودم از خاک بلندش کردم.
و قشنگ رید به قلبم.
اوه، وای. اوه، چه تعجب، دوباره اینجاست.
اوه، وای. اوه، چه تعجب، دوباره اینجاست.
آه، خانم کرافت. آره. اون... شما اینجا چیکار میکنید؟
این باشگاه لعنتی منه. نه، اینطور نیست. ظاهراً
با اینکه اطلاعات تماس اضطراری با شماره شما بهروز شده
با اینکه اطلاعات تماس اضطراری با شماره شما بهروز شده
آقای تام هم هنوز تو سیستم هست. خب، قضیه چیه؟
آقای تام هم هنوز تو سیستم هست. خب، قضیه چیه؟
همونطور که میبینید گاوصندوق... دیگه اینجا نیست.
گوه توش!
گوه توش!
لعنت! گوه! گوه!
لعنت! لعنت!
لعنت! لعنت!
این تویی، مگه نه؟ این کار توئه! من تمام شب تو بار بودم.
چرا باید گاوصندوق رو از باشگاه خودم بدزدم؟ چون دیگه باشگاه تو نیست.
و تو یه گوه کوچولوی کینهتوز و انتقامجو هستی! شاید بهتره به پلیس زنگ بزنیم.
و تو یه گوه کوچولوی کینهتوز و انتقامجو هستی! شاید بهتره به پلیس زنگ بزنیم.
نه. پلیس نه.
نکته جالب اینه که هر کسی که اومد تو
نکته جالب اینه که هر کسی که اومد تو
کلید داشت.
کار من نبود لعنتی!
کار من نبود لعنتی!
این یارو مشخصاً مغز متفکر عملیاته.
اون جوراب شلواری با کیفیت پوشیده، مشخصه که دنیرش (ضخامتش) بالاست.
هر چیزی زیر ۴۰ دنیر باشه، ریسک شناخته شدن رو داری.
هر چیزی زیر ۴۰ دنیر باشه، ریسک شناخته شدن رو داری.
من میگم اینا ۸۰ هستن، شاید ۱۰۰.
با این حال، دوستش اینقدر باهوش نیست. در واقع حتی میتونم بگم'
اما دوستش اینقدرها هم باهوش نیست، در واقع حتی میشه گفت...
مشکل مغزی داره، چون تصمیم گرفته جوراب شیشهای بکشه رو سرش.
مشکل مغزی داره، چون تصمیم گرفته جوراب شیشهای بکشه رو سرش.
لعنتی!
رونی! تو تلویزیون؟!
رونی؟ رونیِ تو؟
رونی؟ رونیِ تو؟
گفتم که من نبودم. گفتم بهت. رونیِ خودته لعنتی.
این آدمو میشناسی؟ اون برادرشه.
عزیزم
عزیزم
ای وای.
رونی! رونی!
ارین!
ارین!
دارم میبینم پرده تکون میخوره عوضی احمق!
همین الان بیا پایین و در لعنتی رو باز کن!
همین الان بیا پایین و در لعنتی رو باز کن!
خب رسیدیم. اوه، لعنتی!
رونی؟
پاشو لعنتی! عوضی!
تو از روی کیرم رد شدی. درست از بالا. این کارو نکن، باشه؟
تو از روی کیرم رد شدی. درست از بالا. این کارو نکن، باشه؟
من نبودم. بهم نارو زدن. چی نبودی، رونی؟
آ... آفرین کلمبو. گاوصندوق لعنتی کجاست؟
ببخشید، آخه... اِ... مجبورم کردن.
ببخشید، آخه... اِ... مجبورم کردن.
گفت، باید انجامش بدی وگرنه خواهرتو اذیت میکنم.
گفتم نه! گفتم، نه من نمیخوام این کارو بکنم!
گفتم نه! گفتم، نه من نمیخوام این کارو بکنم!
ولی اون منو مجبور کرد... و من گفتم فقط میخوام آدم خوبی باشم.
و کارهای قانونی انجام بدم. و تمام چیزی که گفتم این بود که... اوه! کی؟
و کارهای قانونی انجام بدم. و تمام چیزی که گفتم این بود که... اوه! کی؟
گه! در مورد کی... حرف میزنی؟
کیتیه، باشه؟ کی؟
کیتیه، باشه؟ کی؟
کیتی مکبراید. اسپیشال کِی. بیگ مک. مکددی. مک اند چیز. نه؟
تو گرنتام برای مدتی همسلولی بودیم.
بعدش که نگو کنترل اونجارو دستمون گرفتیم.
اسپیشال کِی و رونی سی داشتن کارو میچرخوندن.
و خیلی گسترده. هر ترفند کوچیکی رو انجام میدادیم.
هر دسیسه کوچیکی، هر کلاهبرداری کوچیکی.
هر دسیسه کوچیکی، هر کلاهبرداری کوچیکی.
هر نقشه کوچیکی. ما گفتیم خب، بریم سراغ کار. ما شریک شدیم... بهت میگم لعنتی.
ارین، اون تو کاراش خیلی خوبه. من اون گاوصندوقو میخوام. باشه. باشه.
ارین، اون تو کاراش خیلی خوبه. من اون گاوصندوقو میخوام. باشه. باشه.
فهمیدم. برات میارمش. جدی میگم. قول میدم برات بیارمش.
فقط باید صبح باشه. به خاطر خدا... فقط از نظر زمانی...
فقط باید صبح باشه. به خاطر خدا... فقط از نظر زمانی...
رفتن اونجا. نه. نه. فردا نه. همین الان!
اون لعنتیو کجا پیدا کنیم؟ اون مثل یه جنایتکار حرفهای لعنتیه.
اون لعنتیو کجا پیدا کنیم؟ اون مثل یه جنایتکار حرفهای لعنتیه.
اون فقط... اون فقط اینطوری مثل یه جن جابجا میشه.
مثل یه شبح لعنتی. و بعدش که نگو، یه کاری رو انجام میده.
مثل یه شبح لعنتی. و بعدش که نگو، یه کاری رو انجام میده.
و مثل یه دود لعنتی رفیق، اون فقط رفته.
و اون مستقیم میره تو ابرها لعنتی یا یه همچین چیزی.
بعد بارون میاد، میگی، اون کیتی لعنتیه؟ اون لعنتیو کجا پیدا کنم؟
بعد بارون میاد، میگی، اون کیتی لعنتیه؟ اون لعنتیو کجا پیدا کنم؟
هان؟ باشه، ارین بهت میگم. بهت میگم.
آقای مکبراید؟ آقای کیث مکبراید؟
آقای مکبراید؟ آقای کیث مکبراید؟
پلیس هاولی تماس میگیره، آقا.
متاسفانه یک وسیله نقلیه با ماشین شما تصادف کرده.
تو خیابون مِیفیلد. در حال حاضر یه افسر اونجاست.
تو خیابون مِیفیلد. در حال حاضر یه افسر اونجاست.
آره.
کیتی؟ کی میپرسه؟
پلیسهای لعنتی کجا هستن؟ اسم من ارینه.
من خواهر رونی کرافت هستم. گاوصندوقی که دزدیدی مال من بود.
من خواهر رونی کرافت هستم. گاوصندوقی که دزدیدی مال من بود.
هان؟ نمیدونم داری چه گهی میگی. اون پول لعنتی من نبود!
هان؟ نمیدونم داری چه گهی میگی. اون پول لعنتی من نبود!
خب؟ پس... خب. ...پس مشکلت چیه؟
مردی که پول مال اونه ترنس مککان نام داره.
اون مشکل لعنتی منه.
اون مشکل لعنتی منه.
بگو!
اگه بهش بگم چی شده، اون مشکل لعنتی تو هم میشه، باشه؟
اگه بهش بگم چی شده، اون مشکل لعنتی تو هم میشه، باشه؟
و با اینکه رونیِ ما یه احمقِ تمامعیار لعنتیه.
نمیخوام ببینم بهش آسیبی برسه، باشه؟ خب.
رونی تو به درک، ترنس مککان هم به درک.
رونی تو به درک، ترنس مککان هم به درک.
و تو هم به درک.
من پسش میگیرم. درسته؟
آره؟ آره.
عوضی لعنتی! وای خدای من! سوار ماشین شو!
عوضی لعنتی! وای خدای من! سوار ماشین شو!
بیا اینجا!
بیا اینجا!
داری ماشین خودتو داغون میکنی دیوانه لعنتی!
عزیزم، سوار ماشین لعنتی شو!
عزیزم، سوار ماشین لعنتی شو!
یا عیسی مسیح، اون یکی یه دیوانه لعنتیه. و اصلا چه گهی داره اتفاق میفته؟
یا عیسی مسیح، اون یکی یه دیوانه لعنتیه. و اصلا چه گهی داره اتفاق میفته؟
چرا با پول ترنس مککان درگیر شدی؟
دارم براش پولشویی میکنم، باشه؟ از طریق باشگاه.
به هیچکس نباید بگی، کارول، باشه؟
کاملا عقلتو از دست دادی که باهاش درگیر شدی. من چارهای نداشتم، داشتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.