The first 199 lines.
تقدیم به جوانان شجاع و دلیر ایران زمین مهسا_امینی#
جنین تشکیلات خودگردان فلسطین
!تفنگاتون رو بیارید پایین !سریع
!بخوابید رو زمین !کسی تکون نخوره
!بخوابید رو زمین !همین الان
باشه شلیک نکنید
!خفه شو! تکون نخور
الی، یادت نره ها حداقل یکیشونو زنده میخوام
نوریت برو تو موقعیتت مستقر شو
من اینجام
چی تو صندوق عقبه؟ !بازش کن
شلیک نکن! هرکاری بگی میکنم - !عجله کن -
رحم کن بهم، من زن و بچه دارم - !خفه شو! بازش کن -
شلیک نکن شلیک نکن
برو اونطرف
بخواب رو زمین
برید عقب - شلیک نکنید -
بذار اون بره - شلیک نکنید -
صبر کن
مونیر - خودم میرم سراغش -
برگرد اینجا - بمون -
.ساگی داره یکی از دشمنا رو تعقیب میکنه .منم با یه کُشته و یه زخمی اینجام
الی، قبل اینکه کُل اردوگاه برگردن سریعاً مصدوم رو جابجا کنید
!کمکم کنید
.الان به ساگی وصلت میکنم ساگی کجایی؟
پیداش کن - همین الان -
عطالیف، برو به سمت نقطه مبدأ
ساگی کجایی؟
من تو خیابون رو به رویی ام، اما اونو نمیبینم ولی باید همین اطراف باشه
برو - برو نوریت -
باید زنده بمونه - لعنتی، داره خون زیادی از دست میده -
ساگی کجاست؟ - دانا، میبینیش؟ -
.آره، تو خیابون رو به رویی تونه .مستقیم برید
میتونم گیرش بندازم. حتما تو همین منطقه قایم شده، نمیتونه فرار کنه
.ساگی، برگرد به جاده اصلی .نرو داخل
الی
طرف تموم کرد مُرد
لعنتی
مجروح فوت کرد از دستش دادیم
،اون تنها چیزیه که داریم بذار بگیرمش
،ساگی، برگرد به جاده اصلی کُل خیابون خبردار شده
گندش بزنن
دانا، دارن سنگ و کوکتل مولوتوف میندازن سمت وَن
باید بریم و ساگی رو بیاریم بیرون وگرنه میدزدنش
نوریت، بمون
دانا، ما داریم میریم بیرون
تو وَن بمونید
وگرنه کل خیابون میریزن سرتون
.بیخیالِ ساگی نمیشم .نوریت رو راهنمایی کن تا به ما ملحق بشه
!ساگی، هیچ کاری نکن !داریم میایم پیشت
حرفشم نزن! از دستش میدیم
.بزن بیرون از اونجا .سریع
نوریت، به سمت شمال شرقی برو همون حوالی هم بمون
ساگی صبر کن
تو راهیم داریم میایم پیشت
من میتونم بگیرمش
افراد همهجا مسلح هستن، ساگی
ساگی، نمیتونم پیدات کنم
.الی، ساگی رو نمیبینم .فورا به نوریت ملحق شو
،میتونی از سمت راست ساختمون عبور کنی یه خروجی به کوچه پشتی داره
نوریت، بعد از چهارمین پیچ ...به یه کوچه برخورد میکنی
،اونجا به الی و استیو ملحق شو - دارم میرم -
خشابم تموم شد - لعنتی -
فرمانده عطالیف چقد دیگه میرسین؟ - سه دقیقه دیگه، تمام -
نیروهای ارتش اسرائیل تو راهن
چیزی نیست چیزی نشده
الی، سمت چپ یه خروجی به سمت خیابون پشتی داره
نوریت اونجا منتظرتونه
داریم میریم داخل
دارم اون حرومزاده رو میبینم !دیدمش! دیدمش
دریافت شد ساگی میبینمت
،الی ساگی وارد ساختمون نزدیک جاده اصلی شد
الی و استیو همون اطرافن، نوریت
دارم میبینمشون
نوریت رو دیدین؟ - بهش ملحق شدیم -
عجله کن، عجله کن
.اون حرومزاده داره فرار میکنه شماها کجایید؟
صبر کن
دانا، اونو میبینی؟
.دو خیابون با شما فاصله داره .با یه دشمن درگیر شده
صبر کن
کجاست؟ دانا؟
سمت راست، نوریت
بمون نوریت
ارتش اسرائیل اومده
برو - برو نوریت -
گندش بزنن
تورو خدا نوریت از اینجا ببرمون بیرون
ترجمه و زیرنویس هادی نریمانی YouTube: Hadin_Sub
آشوب قسمت اول از فصل چهارم
تو خیابون حیفا زندگی میکنی درسته؟
آب خونهت رو قطع کردن
،برقم که نداری تقریباً هیچی نداری
خواهرت و بچههاش با تو زندگی میکنن
پدرت سر کار نمیره
اون خونهی درب و داغونت هر لحظه ممکنه رو سرتون آوار بشه
...اما تو و دوستات
حدود ۲۰۰ هزار "شِکِل" از تشکیلات خودگردان فلسطین پول دزدیدین
چهارتا سرقت متوالی داشتی ولی هنوزم تو یه آشغالدونی زندگی میکنی؟
بله؟
جمال نه تنها از نیروهای امنیت پیشگیرانه ست بلکه تو دفتر ابواسامه هم کار میکنه
ابواسامه؟
واسه سرگرمی دزدی میکنی؟
مطمئنی؟
صد درصد
اون همه پول کجا رفته؟ بگو جمال
گروهبان جمال مصالها از امنیت پیشگیرانه
ابواسامه دیگه بهتون پول نمیده؟
...میگی پولا کجا خرج شدن
یا ترجیح میدی با رئیست ابواسامه درموردش صحبت کنی؟
فهمیدم
به نظر آدم احمقی میای
داری مثل بچهها با گوشی بازی میکنی
دیگه خسته شدم انقد تو تخته نرد سوسکت کردم
جدی؟ - آره -
تخته نرد رو بیار - نخندونمون تورو خدا -
میدونی دارم با کی بازی میکنم؟ - کی؟ -
بازیکن شماره یک دبی و قهرمان امارات، پس دست کمم نگیر
!اذیتش نکن داداش !داره با قهرمان دبی بازی میکنه
احمق مگه امروز مرخصیت نیست؟
نباید واسه فردا آماده بشی؟ میخوای بواسیرت رو درمان کنی؟
چطور میتونم پیرمردهای مثل شما رو تنها بذارم؟
پیرمرد؟ ...هرچی باشه مثل تو شلمغز نیستیم
که واسه از زیرِ کار در رفتن به کمپ پناهندهها پناه ببره
حقا که احمقی واقعا
نوریت کجاست؟
ولت کرده؟ - داره آماده میشه بابا -
امیدوارم شکستت بده، بازنده
!بسه عزیزم !ولش کن
یه لحظه صبر کن
،ما هزار دفعه امتحان کردیم خودش تماسای همه رو چک میکنه
من "همه" نیستم
الان یعنی همه فکر و ذکرت شده دورون؟
من فکر میکردم الان داری به چیزای دیگهای فکر میکنی
به چی فکر کنم مثلا؟ - "به چی فکر کنم مثلا؟" -
هی رفقا، بیایین بیرون دیگه
یالا داداش
بگیرش
هی
.کاریش نداشته باش .میترسونیش
کاریش داشته باشم میخوای چیکار کنی مثلا؟
،ببین من دنبال دردسر نمیگردم برو خونه
ببین بابابزرگ
...اگه دنبال دردسر نمیگردی
پس برو تو تخت خوابت
اینجا خونهی منه
مادر بهخطا
مگه نگفتم برو خونه
جنین ستاد امنیت پیشگیرانه
...ابواسامه شما از ما خواستین که
برای دستگیری کسایی که ازتون دزدی میکنن، کمکتون کنیم
و چیزی که من فهمیدم اینه که خودِ افراد شما ازتون دزدی میکنن
چیز دیگهای هست که بخوایین بهم بگین؟
،همهچی بین ما واضح و آشکاره اینو که میدونید
...درمورد دزد هم
تا حد امکان در موردش تحقیق میکنیم
...ببینید ابو اسامه
اون پول صرف اقدامات تروریستی میشه
و شما مسئول هر اتفاقی هستید که اینجا میوفته
من هنوز نمیدونم قراره چه اتفاقاتی بیوفته
اما هرچیزی هم که بشه آخرش دودش تو چشم خود شما میره
البته عزیزم. کاملاً میفهمم
من "عزیزِ شما" نیستم
و اگه چیزی شنیدید فوراً باهام تماس بگیرید
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر
پاک و منزه است خداوند رحمان و رحیم
خداوند آمرزندهی توانا
که قرآن را بر ما نازل کرد
تا به ما بگویید حق و باطل چیست
و به ما بیاموزید که راه حق را از راه باطل تشخیص دهیم
خداوند بسیار انتقامجو است
سریع بیا بیرون
و همانطور که خداوند متعال ...در کتاب مقدس خود فرموده است
اگر مجازات کردی، همانگونه مجازات کن" "که مجازات شدهای
...و اگر صبر پیشه کنی
چطوری عمر؟ - سلام علیک -
بچه ها چی شده؟
،تو بد مخمصهای گیر کردیم جمال رو تو جنین گرفتن
کیا گرفتنش؟ مقامات؟
نه، یهودیا بودن. نیروهای ضد تروریسم اونا رو تو ماشین حمل پول گیر انداختن
عبد و حمدی چطور؟
خدا رحمتشون کنه، کُشتنـشون و مثل سگ همونجا ولشون کردن
توف تو این روزگار
حالا باید چکار کنیم؟ - حاج علی گفته باید طبق برنامه ادامه بدیم -
برنامهمون خیلی مهمه، زمان مناسبی واسه ضربه زدن به صهیونیستها ست
لعنتی - عجله کن -
برو، برو تو ماشین - بیخیال گابی، تنهام بذار -
باور کن مجبور بودم تو بازداشت نگهت دارم
،تو یه تهدید واسه عمومی اون دزد چهارتا از دندههاش شکسته شده بود
جمجمهش ترک برداشته بود و کاسه چشمشم شکسته بود
فاز رمبو گرفتی؟ - نباید دزدی میکرد خب -
خفه شو
یالا بیا سوار ماشین شو
داداش این رفتارا چیه؟
...تنها تو مزرعه پدرت موندی
،هیچکسو نمیبینی تماسای هیچکسو جواب نمیدی
با دوستات از طریق یگان صحبت میکنی
اونا برادراتن - آره -
،خانوادتن، کسایی ان که تو براشون مهمی چرا اینطوری ولشون کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.