Fauda

Fauda (פאודה)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Fauda S04 E08 480p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Fauda S04 E08 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Fauda S04 E08 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Fauda S04 E08 720p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Fauda S04 E08 720p WEBRip x265-RARBG
A Commentary by Hadi_Narimani81
🔵 Bluemoviee.com 🔵 بلو مووی تقدیم می‌کند | ترجمه از هادی نریمانی‌

Tags

webrip
web
x264
BRip
480p
480
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
720p
720
Published on: 2023-02-06
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

تقدیم به مردم متحد و دلیر ایران مهسا_امینی#

جنین، تشکیلات خودگردان فلسطین

دارین چیکار می‌کنین؟

ابوخالد داری چیکار میکنی؟

دارم عکس این شیعه‌ی سگ صفت رو !پاره می‌کنم، برید عقب

ما این کارو به احترام پسر شما انجام دادیم - اون شهید شده -

ما فقط به احترام ایشون کاری با شما نداریم

دیگه میخواین چیکار کنین؟ شما و نصرالله ملعون پسرمو کشتین

میخواین زیرآبمو پیش کی بزنین؟ پیش عادل؟ !خدا لعنتش کنه اونو

.مثل گوسفند قربونی‌تون میکنن میخواین بخاطر کی بمیرین؟

نصرالله یا خامنه‌ای؟

فرار کن بریم - ارتش اسرائیله -

شما ابوخالد هستین؟ - بله، ابوخالد هستم -

،تشریف بیارید، بیاید باید با ما بیاید

،ولم کنید! خودم با پای خودم میام با میل خودم میام

پسرم شهید نشده

مُرده

کُشتنش

میشنوید چی میگم؟

کشتنش

:نوشته‌ی روی ماشین ارتش اسرائیل

...میخوام یه چیزی بهتون بگم

البته اگه بهم قول بدین که ...خونه‌مو خراب نمی‌کنین

.و یا از اعضای خانوادمم دستگیر نمی‌کنین

ما اینجا معامله نمی‌کنیم ابوخالد

پسر شما یه تروریسته، می‌خواسته یه نفر از افراد ما رو تو خونه‌ خودش بُکشه

،اینا همه‌ش کارای عادله اون پسرمو شستشوی مغزی داده

بهش دروغ گفته، همون‌طور که به همه‌ی جوونای داخل اردوگاه دروغ میگه

و من نتونستم ازش مراقبت کنم

تموم عمر سعیم این بود که تو ظاهرات نره بیرون

و سنگ پرتاب نکنه

من میخواستم بره مدرسه

اما اوضاع خوب پیش نرفت

عادل اونو ازم دزدید

پسر بزرگمو دزدید

...داخلِ

،گاراژِ ابو صبحی تو خیابون یاسمین

افراد عادل همیشه اونجا پلاسن

دیدم که مدام به اونجا رفت و آمد می‌کنن - چرا اونوقت؟ -

مطمئنم دارن یه کارایی رو برنامه‌ریزی می‌کنن

ولی نمی‌دونم چیه

از کجا میدونی که اونا، افراد عادل هستن؟

من اون عوضیا رو از وقتی بچه بودن میشناسم

...اونا دوستای پسرِ مرحومم بودن

همون پسر که اینا میگن شهید شده

ترجمه و زیرنویس هادی نریمانی‌ YouTube: Hadin_Sub

آشوب قسمت هشتم از فصل چهارم

فنیدق، شمال لبنان

اینجا خونه‌شه

حزب الله‌ای ها

از همسرش محافظت می‌کنن

عایشه تورو میشناسه دیگه، درسته؟ - آره -

چیکار باید بکنیم حالا؟

بگو دوستِ عایشه ای

اگه نگهبانا دیگه خیلی بهت گیر دادن بهم علامت بده تا خودم بیام

وقتی تنها بود برو پیشش و پاسپورتا رو بهش بده

و برگرد تو ماشین

که بریم طرابلس و بعدم برگردیم خونه

حله؟

موفق باشی

روز خوش - سلام -

میتونم کمکتون کنم؟

،من نور عسل، دوست عایشه ام قراره بوده همدیگرو ببینیم

عایشه عزیزم، چطوری؟

،ببخشید دیر کردم به نگهبانا گفتم دوستت نور عسل ام

سلام نور

چیزی نیست

همسایه‌مونه، مال اون ساختمون بالاییه

مایا، تو لبنان چیکار داری؟ اینا افراد حزب‌الله ان

...عایشه - از اسرائیل اومدی اینجا؟ چرا؟ چطوری؟ -

عایشه، این اولین باره که دارم زن داداشمو می‌بینم

می‌تونم بغلت کنم؟

اونا نمی‌تونن تموم روز رو تو طرابلس منتظر بمونن، خیلی آدم دنبالشونن

،دورون زنگ زد، تو فنیدق هستن مایا رفته خونه‌ی عایشه

آلموگ، بعدا بهت زنگ میزنم

خیلی‌خب، بعدش؟

:اون بیرون منتظر مونده و میگه "ردیابی رو شروع کنید"

عقلشو از دست داده، ها؟

.بچه‌ها حواسا جمع، به برنامه برگشتیم .پاسپورتا دارن به مقصدشون میرسن

،آسی، یه هلیکوپتر اونجا مستقر کنید باید انتقال رو ایمن انجام بدیم

ده دقیقه دیگه انجام میشه - میخوام یه اسلحه خودکار بالای فنیدق مستقر شه -

فرماندهی هوایی، اجازه دارید فوراً سلاح‌های خودکار رو بالای فنیدق مستقر کنید

دستور دریافت شد

،بخاطر عمر اومدم تا اینجا با حزب الله به مشکل برخورده

ترسیده، میخواد بیاد بیرون اما نمی‌دونه چطور

.در این مورد به من چیزی نگفته - .نگفته چون نمیخواسته جونتو به خطر بندازه -

از طریق یه اپلیکیشن رمزگذاری شده بهم زنگ زد و ازم خواست بیام اینجا

اما از موقعی که وارد لبنان شدم ...دیگه اصلا جوابمو نمیده

تا چیزی که ازم خواسته بود رو بهش بدم

چیه اینا؟ - واسه فرار بهشون نیاز داره -

این‌طوری هردوتا تون می‌تونید فرار کنید

فرار کنیم؟ بریم کجا آخه؟

.اروپا یا حالا هرجایی که شد ...مهم

مهم اینه که از اینجا برید

بهش زنگ بزن بگو مسئله فوریه اما اصلا حرفی از پاسپورتا نزن

اگه حزب‌الله گوشیاتون رو شنود می‌کنه جون جفت‌تون به خطر میوفته، می‌فهمی که؟

خبر دارم که افسر پلیس اسرائیل هستی

حالا از کجا بدونم که این کار تله‌ی اسرائیلیا نیست؟

عایشه، من خواهرشم و با اومدنم به اینجا زندگیمو به خطر انداختم

عزیزم دلم، بعدا خودم همه‌چیو برات توضیح میدم

اما اول باید اینو برسونی دستش

،ما باید بهش کمک کنیم من بهش قول دادم که هرکاری براش می‌کنیم

می‌تونی از یه طریقِ دیگه‌ای بهش زنگ بزنی، آره؟

،گوشی نداره، خط‌هاشون شنود میشه صهیونیستا دنبالشن

اما افرادشو که میشانسی، نه؟ معلومه که .میتونی تو مواقع ضروری باهاش در تماس باشی

،نمی‌تونم، دروغ گفتن بلد نیستم بالاخره می‌فهمن و بهم مشکوک میشن

اگه این پاسپورتا رو پیدا کنن چی؟ - خواهش میکنم عایشه -

ببخشید، نمی‌تونم

...پس این کارو می‌کنیم

با همدیگه حضوری میریم پیشش و خودم بهش میدمشون

اما باید عجله کنیم

چی شده؟

نمی‌دونم

فکر می‌کردم آدم قوی ایم

البته که قوی هستی، خوشگلم

،تو اینو ثابتش کردی واقعا ثابتش کردی

نه

...من

من فقط تظاهر می‌کنم که قوی ام

،الی، اینکه هی بخوان در این خونه رو بزنن خب من واسه همچین زندگی ساخته نشدم

تحمل ندارم

میدونم

نمی‌خوام بهت بگم چیزای که برات مهمن رو بی‌خیالشون شو

کارت برات مهمه و منم ازت حمایت می‌کنم ...اما

من دیگه بُریدم

اگه اتفاقی برات بیوفته نمی‌دونم باید چیکار کنم

درکت می‌کنم

...خودمم خیلی راجع به این موضوع فکر کردم

از وقتی که این جریانات شروع شده

منم میخوام اینجا پیش تو باشم

میخوام از یگان استعفا بدم

به اندازه کافی موهامو سفید کرده

میخوام با تو زندگی کنم

،میخوام واقعا زندگی کنم جدی میگم

سفر کنم استراحت کنم

و همدیگرو دوس داشته باشیم

میدونی، ۱۸ سال از عمرمو اونجا سپری کردم

دیگه بسمه

دقیقا

به زودی استعفا میدم، باشه؟

می‌خوام که خوشحالت کنم

باور کن

چه خبرا عزیزم؟

سیبـتو خوردی؟ بازم میخوای؟

عزیزم چیکار کنم؟ بهم گفتن باید بیای - خب اگه واقعا باید بری، برو پس -

مایکل بای بای کن بابای داره میره

خداحافظ خوشگلم

آناتی

عزیزم، تو میگی چیکار کنم خب؟

مگه من حرفی زدم الان؟

یه میوه دیگه برات پوست بگیرم؟

الو

سلام آقا نظار

آره، عمر پیش منه

گوشی دستت باشه

عمر، نظار باهات کار داره

بله نظار؟

ببین همسرت زنگ زد و گفت باید فوراً ببینتت

مثل اینکه خیلی هم عصبی بود - چی شده مگه؟ -

نمی‌دونم فقط گفت مسئله مهمیه

چطوری برم پیشش؟ .دارن دوباره می‌برنم پایگاه

حاج علی می‌خواد ببینتم

چرا؟

نمیدونم

داداش اینجا اتفاقات عجیبی داره میوفته

خیلی‌خب باشه، خودم میرم پیشش - ممنون -

،ببرش همون جای همیشگی‌مون میدونی که کجاست

آره میدونم، نگران نباش - یکی طلبت پس، مرسی -

به من اعتماد کن همه‌چی درست میشه

بگیرش

.اینترنت من قطع شده مال شماها وصله؟

خوب نیست - واقعا چطور اینترنت اینجا انقد آشغاله؟ -

وزارت دفاع حقوق بازنشسته‌ها ،رو تا ابد پرداخت میکنه

.اما عُرضه یه اینترنت ساده رو ندارن .چقد مسخره ست

داری چیکار می‌کنی؟

،تو کلا به دنیا اومدی که اینجا باشی آخه تو سازمان اطلاعات و امنیت سیگار میکشن؟

ریدم توش بابا

میخوای یه پُک هم تو بزنی؟

تو دوران افسردگیِ بعد زایمان معتادش شدم

این تنها چیزی بود که بهم کمک میکرد

به نظرت منطقیه که ما الان اینجایم؟

یه‌کم احساس حماقت نمی‌کنید؟

احساس میکنم مثل گربه های تو خیابون ،هستیم که وارد یه ساختمون شدن

در پشت سرشون بسته شده و تا صبح منتظر بودن که یکی بیاد و درو براشون باز کنه که برن بیرون

و وقتی هم بالاخره یکی میاد و درو باز می‌کنه همونجا یخ زدن و مُردن

،اونا هیچ شانسی واسه بیرون اومدن نداشتن بیچاره‌ها کل شب گیر کرده بودن تا اینکه... نمیدونم

!خدای من آنات، چه تخیلِ قوی داری - !عجب -

صبر کن ببینم، تو الان به‌ما گفتی گربه؟ - !تازه بهمون گفت گربه خیابونی -

آره، به کنایه زدن ادامه بدیم، هاگیت آویهای رو از دست داد و رفت سراغ یکی دیگه از اعضای تیم

آنات - چیه؟ -

مشکلی نیست - درست میگم، آره؟ -

دقیقا - البته منم تعریفی ندارم آخه برادرمو از دست دادم -

و بعدشم الان یه بچه دارم که پدرش یکی از سربازای اون بوده

.اما تو تو رکورد شکنی کردی، میدونی که؟

More Farsi Persian subtitles for Fauda

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left