The first 200 lines.
قسمت نُهم از فصل سوم
بشار، بايد باهم حرف بزنيم
گوش کن، آخرین قولم به پدرت اين بود که تو رو از غزه ببرم بیرون
پدرم کجاست؟ ميخوام ببينمش
توی بيمارستانه؟ پیشِ ابو محمده؟ کسی ميتونه منو ببره ببينمش؟
بايد به تعهدی که دادم احترام بذارم بايد به قولم عمل کنم
،خودم ترتیبِ همه چیزو دادم بیا بگیر، کارت شناسايی و پاسپورتت
پاسپورت؟ فک کردی اونو اينجا تنها میذارم؟
ببین
،يهوديا وارد خان يونس شدن حتی ميتونن تا اينجا هم بیان
،من دختره رو می برم، ازش مراقبتم میکنم تو هم باید از اينجا بری
افرادم اون طرفِ مرز منتظرت می مونن
واقعاً ازت ممنونم
ولی من نمی رم، دیگه فرار نمیکنم
خیلی خب
اونو تا بيمارستان همراهی کن - چشم قربان -
همهجا اَمنه
چی میخواین؟ - یهودیا کجان؟ -
چی میخواین؟
یه کلمه هم حرف نزنید
اون پایین اوضاع چطوره؟
اونا اينجا نيستن. همهجا امنه
اونا رو ببرید بيرون
دستمو ول کن، داری اذیتم میکنی
ولم کن! بهم صدمه نزن، بهم دست نزن
،واسه آخرين بار میپرسم اُم ایاد يهوديا رو کجا مخفی کردی؟
تو زيرزمين، تو زيرزمين - تو زيرزمين نيستن -
بخدا قسم اونجا بودن
اُم اياد خودتم میدونی که پناه دادن به صهیونیستا، جُرم خیلی سختی ـه
و اگه حرفی نزنين، همتون رو می کُشيم
نمیدونم! نميدونم اونا کجان
ترجمه و زیرنویس: هادی نریمانی Instagram: Hadi_narimani81
ابو ایاد کجاست؟
ابو ایاد کجاست؟ باهاش چيکار کردی؟
اون خائن به چیزی که لیاقتشو داشت، رسید
حرومزاده
اسمت چیه؟
،اونا گرفتنش اون مُرده. متأسفم
کنترل دستِ مونه، یه افسر رو گرفتیم
اُم ایاد و بچه ها چی؟ - حالشون خوبه -
پیش مون هستن تو هليکوپتر - اون مادرجنده کيه؟ -
نميدونم، ولی همکاری نميکنه
دارم عکسش رو برات ميفرستم
بخند
همینه
دورون، اونو شناسايی کردیم
ایسام يونس، فرمانده منطقهی مرکزیِ جناح نظامی
فرمانده "ايسام يونس" از ديدنتون خوشحالم
،اين يارو يونس نزدیکترين دايره به هانی ـه ميتونه اونا رو ببره پیش هانی
ميشال، تصاویر ماهواره ای رو نشونم بده
الی، يونس رو با خودت سوار هليکوپتر کن - همین فقط؟ -
با این همه سرو صدا که درست کردین خیلی طول نمیکِشه که بهتون نزدیک بشن
هرچه سریعتر این افتضاح رو جمع جور کنید و به کارتون ادامه بدین. هلیکوپتر تو راهه
دریافت شد
،خيلی خب، کم آوردیم دیگه بیاین قضیه رو فیصله بدیم
الی
ما تمام تلاشمون رو کرديم
ما ۱۰ ساله که داریم سعی میکنیم دستگیرش کنیم
تا اينجا پیش رفتیم، زحمتامونو هدر بدیم آخه؟ - بسه، تموم شد دیگه -
انگار يه کاروان داره بشار رو اسکورت ميکنه
از کجا بدونيم که بشاره؟
مطمئن که نيستيم ولی اینا ماشينای قبیلهی سماهدانا هستن
،افراد مسلح به یه جیپِ نظامی هدایت شدن اين يه نفر خیلی مهمه
،چند ساعت پیش، جسد بشار رسیده بیمارستان شیفا بشار هم باید رفته باشه اونجا
احتمالش هست يارا باهاش باشه؟
هيچ سرنخی از این موضوع ندارم
،نميدونم چرا دختره رو جابجا میکنن مخصوصا الان با اين همه گَندکاری
اما ممکنه
هر چيزی ممکنه
،گابی، ما بشار رو شناسایی کردیم اون با هانی تو راهه، داره میره بيمارستان
درمورد چی حرف میزنی؟
ما يه کاروان رو رديابی کرديم که بشار و احتمالا يارا رو رسوند به شهر رفح
مطمئنی؟ - اینطوری به نظر مياد -
اگه قراره یه کاری بکنیم، الان دیگه وقتشه
دو دقيقه تا آغاز عملیات مونده
،گوش کنید، بشار داره ميره سمت بيمارستان شيفا احتمالا يارا هم باهاشه
بیست دقيقه فاصله داره باهاتون
اين ديوونگیه، گابی - الی، اين تصمیمِ خودته -
اگه موافق نيستی سوار هليکوپتر شو - خانواده ابو ایاد چی میشن؟ -
اونا رو هدایت کن سمتِ محلِ وانت
،الی، اين چيزيه که بخاطرش تا اینجا اومدیم خيلی بهش نزدیک شدیم
گندت بزنن
الی
الی
هليکوپتر رو کنسل کن
الی برو داخل و بیا بيرون
اگه اوضاع خراب شد، بلافاصله عقب نشینی کنید
ريسک های غيرضروری نکن، باشه؟ - باشه -
خيلی خب رفيق، تو راه باهامون حرف بزن
چطوری بریم داخل؟
کارتون خوب بود بچه ها - دمت گرم -
میتونی همین الان بری
از بشار به خوبی مراقبت میشه
.محمود بمون اينجا من به افرادِ طبقه پايين ملحق ميشم
پدرت يه قهرمان بود که بعنوان یه شهيد مُرد
اون هيچوقت از مبارزه دست نمی کِشید
بشار، تو ديگه بچه نيستی
تو يه مَردی، يه مبارز هستی درست مثل پدرت
همیشه اینو یادت باشه و هرگز هم فراموش نکن
تو پسرِ جهاد حمدان هستی
از این به بعد، می بینی که چی هستیم و چیکار می کنیم
فاتحه
ببین، ببین
آشنا نیست برات؟
با دقت به حرفم گوش کن، ایسام
یه هواپيمای بدون سرنشين درست بالای سر خونه پدر و مادرت قرار داره
،کوچیکترین مشکلی پیش بیاد خونه با خاک یکسان میشه، فهمیدی؟
فهمیدی؟
فهمیدم
آماده باشید، داريم وارد بيمارستان ميشيم
باز کن
صب کن
ابو محمد اينجاست؟
،طبقه بالا توی سردخونه ست الان پايين مياد
ممنون کامل، داخل منتظرش ميمونيم
هی، کامل کيه؟
ابو محمد کجاست؟
اينجا نيستش. شماها کی هستين؟
دختره اينجا نيست - چی؟ -
سه، دو، يک
دختره کجاست؟ - نمی دونم -
کجاست؟ - نمیدونم -
بهم بگو کجاست - نميدونم -
بهم بگو - منم گفتم نمیدونم -
بشاره
همه چی مرتبه؟
آره
بشار! بشار
دورون، صب کن
دورون
منو پوشش بده
اينجاست
صب کن، بمون، بمون
دختره کجاست؟
دختره کجاست؟ ها؟
آدرس اشتباهی بهت دادن رفيق
اون دختره هيچوقت اينجا نبوده
برید خونه، تازه کارا
دورون، آویهای
،الی، نميتونم صدات رو بشنوم صدا قطع و وصل میشه
برگرد به وَن، الان
گندت بزنن
آویهای
دورون، آویهای
من ميرم دنبال بشار
نه، نرو، برگرد به وَن، همین الان
يارا پیشته؟ - اون اينجا نيست، برگرد به ون -
الی، صدات رو نميشنوم
بيارش اينجا
دورون
دورون؟
دورون
بشار
اسلحهت رو بنداز، اسلحهت رو بنداز
تو پدرم رو کُشتی؟
جواب بده
پس اين منم که باید بُکُشیش، نه؟
پس اسلحهت رو نشونه بگیر سمتم
بشار، ولش کن
ولش کن
چی شده؟
من تیر خوردم دورون - نشونم بده -
لعنتی
الی، الی، میشنوی؟ - ...حرومزاده -
الی، آویهای تیر خورده، باید جابجاش کنم ...لعنتی
يالا، بلند شو
خوبی؟
،دورون، ما داريم ميريم اونا دارن بهمون نزديک ميشن
شماها کجایین؟
دورون، صدامو ميشنوی؟ برگرد به ون
الی، آويهای تیر خورده، دنبال یه خروجی هستيم
داريم آروم حرکت می کنيم
دورون، بايد همين الان بريم! وقت نداريم
الی، ما نمی تونیم این کارو به موقع انجام بدیم
،خودتون رو نجات بديد تو مکانِ ملاقات به هم ملحق ميشيم
،بايد همين الان بريم! محاصره شديم الانه که نابود مون کنن
شماها کجایین؟ - نميدونم، تو زير زمين ایم -
از اونجا برید. ما داریم میریم - دورون -
الی، سوار ماشين شو - دورون -
سوار ماشين شو - لعنتی -
برو
یالا، برو - گندت بزنن -
تماس ورودی ماهواره ای - الی، دختره با توئه؟ -
،اون حتی اونجا هم نبود ولی هانی رو گرفتيم
خیلی خب، دریافت شد
برید به محلِ وانت - صب کن، فقط من و ساگی هستيم -
،دورون و آویهای عقب موندن و سعی کردن بشار رو دستگير کنن
آویهای تیر خورده، الانم معلوم نیست کجان
،آهان. شما برید به محلِ وانت ما خودمون اونا رو پيدا ميکنيم
تال، به همه واحدها اطلاع بده: هواپیماهای بی سرنشین ممکنه هر کسی که بهشون نزدیک بشه رو از بین ببرن
از اینجا میریم بیرون
وایسا
تو کی هستی؟
داداش، زخمت رو نشونم بده، بذار ببينمش
دستت رو بردار
لعنتی
فشارش بده، فشارش بده، فشار بده
برو سمت ساحل - نمی تونم -
برو سمت ساحل - کُل غزه بسته شده -
همه جا راه بند گذاشتن، نمیتونم - پس برو سمت گذرگاهِ اِرِز -
No comments yet. Be the first to leave one.