Brassic

Brassic

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Brassic S05E07 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-PMP
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 7 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک است

از ابتدا و در سراسر برنامه

چه مرگته تو لعنتی؟

این شورت شناست. همه‌چیو جمع می‌کنه یه جا

آخه پسر، چرا مایو پوشیدی؟ دیوونه‌بازی نیست این؟

شاید رفتیم تو جکوزی. چی؟!

جکوزی مانولیتو. تامو گفت رفتی توش

عزیزم، اینجا اصلا جای جکوزی نیست که آخه

ما اومدیم چند تا عدل بار رو بذاریم و بریم گمشیم

می‌خوام زود کارمو انجام بدم و برم. اوه. حواستو جمع کن

اینقدر اونجاتو نخارون

ببخشید، عزیزم. سلام. احیاناً مانولیتو کجاست؟

اِ... باغ پشتی رو امتحان کن. عالیه. ممنون

اما... اما چرا نه؟

چی می‌گی تو... گوش کن، بی‌خیال شو. یه وان حمومه، مگه نه؟

اگه می‌خوای بری تو اون جکوزی کوفتی، باید از خودش بپرسی

من نمی‌تونم ازش بپرسم. به‌زور می‌شناسمش. فکر می‌کنه اسمم کِـ... کِوینه

خب، پس درست بهش بگو دیگه، رفیق

شاید خودت باید این کارو بکنی. درست بهش بگی، رفیق

گوش کن، بعضی کارا رو باید خودت انجام بدی

می‌دونی چی می‌گم؟

اون بیرون چه گوهی داره می‌گذره؟ چطور تامو تونست بره توش؟

بی... ببین، دیگه بی‌خیال اون جکوزی کوفتی شو، باشه؟

اون کثافتِ دمدمی‌مزاج، تو بهترین حالتشم همینطوریه

فقط باهاش کنار بیا. می‌دونی چی می‌گم؟

مرد: خیلی طول می‌کشه تا بفهمی چطوری این کارو بی‌خطر انجام بدی. ما آموزش دیدیم!

مرد: کی گفته می‌خوام این کارو بی‌خطر انجام بدم؟

التماست می‌کنم، فقط یه خرگوشه. (لعنت بهش.) ببخشید

واقعاً متأسفی؟ می‌کشیش! به نظرم پشیمونی کافی نداری

نه، لطفا. داری می‌ری رو اعصابم. لطفا! می‌خوای نفر بعدی تو باشی؟

اوه خدای من... لعنت بهش. خوبی، رفیق؟

چه خبر؟ وینست!

سلام، مانولیتو. آه... کِوین

نه. لطفا. نه

اوه. متاسفم

این خوب نیست. وُآ

آخ! لعنت بهش

لطفا! وُآ. لعنت بهش

تولد چهار سالگی لولای منه

دارم براش یه جشن تولد ویژه می‌گیرم

آه! تـ... تولد خانوم کوچولو مبارک. ممنون

داری واسه مهمونی تولد یه چهار ساله علف می‌ذاری؟

برای بزرگتراست. دیوونه! کلی مهمون دارم

می‌خوام همه خوب و ریلکس باشن. حتما

مردم میان اینجا همیشه خیلی خشک و عصبی‌ان. آره

شنیدم جکوزی برای اینجور چیزا خوبه. خـ... خب اینطوری بهم گفتن

نمی‌دونستم داری

اون یارو که داره دور اون وسیله می‌چرخه، حالش خوبه؟

لازم نیست نگران باشی. من حواسم بهش هست

بیا

یه نفر تا حالا منو ناامید کرده. کاملا نابخشودنیه

لعنت بهش. وای خدا

آقای خرگوش‌فروش، پول منو گرفت

برای یه خرگوش اصیل سفید برفی، نرم و پف‌دار مثل ابر

روز تولد لولای من، میاد پیشم، میگه مشکل پیش اومده

می‌تونستم یه ایگوانا برات بیارم. لولا ایگوانای گندیده نمی‌خواد

لولا خرگوشی رو می‌خواد که بهش قول داده بودن

و شش ماه لعنتیه که منتظرش بوده

این سریع‌ترین سرعت این چیزه؟ (عربی صحبت می‌کند)

نه. نه!

هی. من برای چشم‌بند آماده‌ام

چشم‌بند؟ نه! مـ... مـ... من برات یه خـ... خرگوش سفید میارم

برام خرگوش میاری؟ آره، حتما. مـ... مـ... من برات یکی میارم

مـ... مـ... مشکلی نیست. اگه منو ناامید کنی، باید بذارمت رو هدف

نه، لطفا. نه. نه، نه

# بارت استرانگ پول (چیزی که من می‌خوام)

لعنتی. قحطی خرگوش کوفتی

می‌دونی چی می‌گم؟ همدیگه رو به اندازه کافی نمی‌کنن؟

کی می‌دونست لعنتی؟ خب اتفاقاً من می‌دونستم

هه هه هی هی! جیم!

# هه هه هه هه هه هی! هه هه هه هه هه هی! #

آره! باشه پس. هی. کسی خرگوش... سفارش داده بود؟

آره، من دادم، آره. بفرمایید!

انتخاب کن

اینا چی... چی... چین؟

اینا خرگوشن، مگه نه؟ نه، نیستن. اینا خرگوش صحرایی کوفتی‌ان

لعنتی. چی بهت گفتم؟ گفتم خرگوش سفید پف‌دار، رفیق

باشه، سفید کثیف. سفید کثیف کوفتی؟ اینا که مُردن لعنتی

خب، خرگوش زنده لعنتی برای چی می‌خوای؟

مرده‌ها بهترن. چطور بهترن؟

برای تولد یه بچه کوفتیه. اون لعنتی چهار سالشه

خرگوش؟ به عنوان حیوون خونگی؟

آره. دیگه همه چیو شنیدم کوفتی. اینا آفتن

اسب کوفتی حیوون خونگیه. سگ حیوون خونگیه

حیوونایی که براشون مهم نیست یه روز کار صادقانه انجام بدن

نه تنبل‌های لعنتی مثل خرگوش و ماهی قرمز کوفتی!

اون کثافتای تنبل... میشه گورتو گم کنی؟

آه، برو گمشو! یا ابوالفضل. (تلفن می‌لرزد)

اون دیگه کیه لعنتی؟

لعنتی، رونیه. چی می‌خوای، عوضی؟

شنیدم دنبال یه خرگوش سفید پف‌دار کوفتی می‌گردی

باشه. خب، نبض کوفتی داره؟ آره بابا، نبض داره

اینطوریه. (صدای ضربان قلب را درمی‌آورد) رونی، الان گوش کن به من

اگه بیام اونجا و اون یه چینچیلای کوفتی باشه یا مُرده باشه...

دیگه قاطی می‌کنم، رفیق. خرگوشای خوب کوفتی ارزون در نمیان

کوفتی، چقدر می‌خوای براش، احمق عوضی؟

یعنی چی؟ وزن خرگوشو علف می‌خوام، لعنتی معلومه که

یه لحظه صبر کن. وینی؟

خب، حدود ۸۰، ۹۰ درصدش پرزه

آره، ۸۵. خب، پرز چقدر وزن داره؟

کرک، خب، تقریباً مثل پشمه.

به نظرت من چیزی از وزن پشم حالیمه، مثلاً یه تاجر ساکسونم؟

ای احمق عوضی، ها؟ یا ابوالفضل!

یه خرگوش چقدر وزن داره؟ تقریباً نصف یه گربه؟ نصف یه گربه!

باشه. نیم ساعت دیگه سر مزرعه جیم می‌بینمت.

متالیکا: غم‌انگیز اما واقعی

عوضی. خیلی بزرگتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

یه نگاهی به آلبرت بنداز. وینی، علف بیشتری نیاز داریم.

ای بابا، لعنتی!

یعنی این پسره چه رژیم کوفتی داره؟

عجب هیکلی. این پسر تا حالا هویج لعنتی دیده؟ گوشتخواره.

لعنتی خیلی گنده‌ست. غول‌پیکره. مثل یه غول سفید لعنتی می‌مونه.

البته، مگه همه چی برای تو لعنتی گنده نیست؟

آخ جون! (رفیق، این به گرمه لعنتی؟)

اوه.

این خیلی زیاده. اوه. اون سر و صدای کوفتی رو بس کن.

بهتره بهش پول بدیم وگرنه این احمقِ

قراره تو یه جشن بچه‌ها سیخ بشه و کباب شه.

میتونی اینو بدون هیچ گندی ببری پیش مانولیتو؟ آره، معلومه.

دمت گرم پسر. یالا، برو دیگه. فعلاً.

ببخشید دیر کردم، از دستم دلخوری؟ نه، راستش نه.

ولی می‌خوام این وقتی رو که با هم داریم جدی بگیری.

وقت باارزشیه، وینی. آره.

آره. ببخشید.

خب، ارین رو دیدم، همون‌طور که گفتی.

آدم خوبیه. آه. اون به فکرته.

پس روان‌درمانگرت تاییدش کرده، آره؟

همیشه حس می‌کنم جلوش رو می‌گیرم.

تا جایی که من می‌بینم، ارین بلده گلیمش رو از آب بکشه.

آه. اشکالی نداره امروز بیرون باشیم؟

نه، نه. عمراً. خوبه، مگه نه؟

کلاً همیشه بیرون بودن رو ترجیح می‌دادم.

فکر کنم از وقتی کوچیک بودم. آره؟ چیکار می‌کردی؟

"همیشه می‌رفتم جنگل، می‌دونی."

"اونجا ساکت بود. هیچ‌کس سرم داد و بیداد نمی‌کرد."

"یا مسخره‌ام نمی‌کرد... (می‌خندد)"

"...مثل تو مدرسه. فقط کلی درخت بود."

"حشرات و... برگ."

"چند تا گوزن اونجا بود."

میدونی، ساعتهای لعنتی منتظرشون میموندم. کاملاً بی حرکت میموندم

فقط... میخواستم بهشون نزدیک بشم، میفهمی؟ فقط... نمیدونم

هیچ انتظار لعنتی‌ای ازم نداشتن

یا هیچ تقاضای گندی

و به نظر میومد به اونجایی که بودن تعلق داشتن

بعد یه بار یه دونه لعنتی غول‌پیکر، یادمه درست از کنارم رد شد

میتونستم لمسش کنم

شاید مسخره باشه ولی من فقط...

حس میکردم داشت سعی میکرد یه چیزی بهم بگه، میدونی؟

هیچوقت اینقدر احساس امنیت لعنتی نکرده بودم

من فقط...

کاش میتونستم واسه همیشه تو اون جنگلا بمونم.

تا حالا شده حس کنی به اون گوزن‌ها حسودیت میشه؟

آره. لعنت بهش. هنوزم همینه.

میدونی، فقط به نظر میاد به اونجا تعلق دارن

فقط یه جزئی از همه چی

محیط، منظره

و اونا همیشه انقدر...

سازگار بودن و من واقعاً از این ویژگیشون خوشم میومد

هوم. سازگار. چطوری سازگار بودن؟

خب، هر چقدر هم که براشون وحشیانه می‌شد، مهم نبود.

اصلاً به هیچکدومش فکر نمی‌کردن.

فقط ادامه می‌دادن و کاراشونو می‌کردن.

و تو فکر می‌کنی این یه توانایی مهم برای یه حیوونه؟

که "کاراشو بکنه"؟ خب معلومه که آره، مگه نه؟

آره؟ چون چی؟

خب، چون اگه این کارو نکنی...

می‌دونی، اگه نری جلو، لعنتی زنده نمی‌مونی.

خب زندگی همینه دیگه.

و آره، بی‌رحمانه و واقعاً ظالمانه‌ست، همش با هم، اما...

همینه. اوضاع همینه دیگه. زندگیه.

آره.

# سم کوک: چه دنیای شگفت‌انگیزی

باشه؟ (صدای قَچ‌قَچ زبان)

"آه، کوین، تو قهرمان منی."

"اسم من در واقع کاردیه." "اوه خدای من، من داشتم بهت می‌گفتم کوین!"

"اشکالی نداره، مهم نیست، فقط برای آینده..."

"از زانو بلند شو مانولیتو، نیازی نیست..."

"نه کاردی، جدی میگم عزیزم.

"اگه چیزی هست که تو تا حالا

"شاید از من خواسته باشی، بهت میدم."

"ام... واقعاً فکر نمی‌کنم چیزی باشه.

"راستی، میدونی چیه؟

"وقتی داشتیم تو خونتون راه می‌رفتیم،

"اون یه جکوزی نبود که اون پشت دیدم، بود؟"

او! شت! خوبی؟ خوبی آلبرت؟

شت.

اوه، شت. واقعاً متاسفم، ندیدمت اونجا.

نه بابا... واقعاً مشکلی نیست. به زور بهمون زدی. وایسا.

فکر کردم اون لکنتِ کند ذهن رو شناختم.

چه گوهی داشتی می‌خوردی اینقدر بی‌احتیاط رانندگی می‌کردی؟

من... من نبودم. ج... و... و...!

آره، کثافت! تو وراجِ عقب‌افتاده!

گردنم رگ به رگ شد. بیمه‌نامه‌ت کجاست؟

من... من در حال اقدام برای گرفتنش هستم.

اوه اوه!

الان نمی‌خوام جای تو باشم. تصادف با سرعت بالا!

طرف بی‌گناه. آسیب‌های جبران‌ناپذیر. راسل! نه!

متاسفم، ولی مجبورم اینو گزارش بدم، لوسیندا. بذار پلیس بهش رسیدگی کنه.

اوه، نه، نکن... خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم، هر کاری بگی می‌کنم. من اینجا کلی فیزیوتراپی در پیش دارم.

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left