Brassic

Brassic

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Brassic S06E02 That Night 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 2 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ بسیار رکیک است

و طنز بزرگسالانه

وینِی: ما می‌آیم... زیر سایه تاریکی.

میدیش به من لعنتی؟! کیرم توش!

جمعشون کنیم. وین!

کیرم توش. (صدای روشن شدن موتور)

گوه!

مک‌کن: خب

اونجا اوضاع چطوره؟

همه سر به راهن؟ مانولیتو: همه چی خوبه.

همه سر به راهن؟ مانولیتو: همه چی خوبه.

اگه مشکلی بود بهت خبر می‌دادم. نگران نباش.

و وینی او'نیل چطور برات کار می‌کنه؟

وینسنت آدم پول‌سازیه.

وینسنت آدم پول‌سازیه.

فقط... حسابی حواست بهش باشه.

# بَرِت اِسترانگ: پول #

# بَرِت اِسترانگ: پول #

# بهترین چیزای زندگی مجانیه #

# ولی می‌تونی بدی به پرنده‌ها و زنبورا #

# ولی می‌تونی بدی به پرنده‌ها و زنبورا #

# پول لازم دارم # همون چیزیه که می‌خوام #

صبح بخیر، لولا.

# همون چیزیه که می‌خوام # همون چیزیه که می‌خوام #

# همون چیزیه که می‌خوام، همون چیزیه که می‌خوام... #

لعنتی! این آشغالِ کوفتی. (خنده از دوربین مداربسته)

لعنتی! این آشغالِ کوفتی. (خنده از دوربین مداربسته)

گوه نخور و به من نخند!

هِی، هِی، هِی، کله‌خر!

چند بار بهت گفتم اون رو باز نذاری؟

چند بار بهت گفتم اون رو باز نذاری؟

ولی فقط تویی که از اینجا رد میشی... هِی! آهای!

اوه. (می‌خندد) (در دوربین مداربسته) وای سرم، لعنتی!

و تنها تاییدیه لعنتی که داریم

که دیلن اون شب در رفته، از مانولیتوی لعنتیه.

خب، ببین، اگه مک‌داناه‌ها گرفتش، آره؟

و مانولیتو هم اون عوضی رو نجات داده.

و مانولیتو هم اون عوضی رو نجات داده.

و بهش گفته بره... می‌فهمی چی می‌گم؟

خب، آخه چرا باید این کارو می‌کرد؟

ارین: مانولیتو علفمونو می‌خواد.

می‌خواد از شر مک‌داناه‌ها خلاص شه، تفرقه بنداز و حکومت کن.

می‌خواد از شر مک‌داناه‌ها خلاص شه، تفرقه بنداز و حکومت کن.

خب، دیوی، دانا، شما رو پیش مانولیتو می‌خوام.

بکشونیدش بیرون از اون خونه هزارتوی مزخرف.

بکشونیدش بیرون از اون خونه هزارتوی مزخرف.

تا بتونیم آثار هنری دزدی رو یواشکی ببریم تو. دانا: نباید مشکلی باشه.

اگه معنی‌اش اینه که شر اون عوضی کج و کوله کم میشه.

زن: یه لحظه!

زن: یه لحظه!

سوپرایز! (می‌خنده)

سوپرایز! (می‌خنده)

تو! سلام مامان.

اوه، بیا تو.

بابا، ببین کی اینجاست!

بابا، ببین کی اومده!

مصطفی، ماشاءالله. سلام

کیف حالک. منو که می‌شناسی، مثل همیشه خونسردم.

کیف حالک. منو که می‌شناسی، مثل همیشه خونسردم.

خیلی خوشحالم می‌بینمت، مصطفی.

مامان، دیگه هیچ‌کس منو اونجوری صدا نمی‌کنه.

این روزا اسمم مانولیتوئه.

من نمی‌تونم به این اسم عادت کنم.

من نمی‌تونم به این اسم عادت کنم.

اولیتو شبیه اسمای ایرلندیه. نه، نه، نه، نه.

یه اسمه، می‌دونی؟ مثلاً، اِ... شر، یا شکیرا.

مصطفی اسم خوبی برای ستاره پاپه.

مصطفی اسم خوبی برای ستاره پاپه.

یه چیزی بهت می‌دم بخوری.

مانولیتو. اسم آدم بده تو های چاپارال بود.

یادته، مامان؟ آره.

یادته، مامان؟ آره.

به شخصیتم میاد، ها؟

بابا، باید یه چندتا چیز از اتاقم بردارم، برای کار.

باشه؟ باشه، مصطفی.

باشه؟ باشه، مصطفی

# LALALAR: Hic Mutlu Olmam Daha Iyi #

یالا!

یالا!

شما حرومزاده‌ها منو دست کم گرفتین.

خب، حالا باید تاوانشو پس بدین.

چی؟ فکر کردید می‌تونستید سرم کلاه بذارید؟

چی؟ فکر کردید می‌تونستید سرم کلاه بذارید؟

بذارم حقمو بردارن و برن؟

بالاخره سنگینیِ اشتباهت رو می‌فهمی.

اینکه نیرویی رو بیدار کردی که لنگه‌اش نیست!

اینکه نیرویی رو بیدار کردی که لنگه‌اش نیست!

مصطفی؟ یه کم دیگه می‌خوایم «کش این دِ اَتیک» ببینیم.

می‌خوای بهمون ملحق بشی؟ ممنون، مامان، ولی خب...

باید یه سر برم بیرون یه کاری دارم.

باید یه سر برم بیرون یه کاری دارم.

مامان، فلافل درست کردم اگه خواستی با خودت ببری؟

مرسی مامان، تو بهترینی.

مرسی مامان، تو بهترینی.

و تو هم بهترینی.

اوه، نه، خواهش می‌کنم. نه، نه. (ناله می‌کند)

اوه، گندش بزنن!

اوه، گندش بزنن!

نمی‌تونم جلوشو بگیرم. تمومش نکن.

ای بابا، لعنتی رفیق. کثافت! اوه!

ارین: خب، دیگه نمی‌تونم اینو نبینم، مگه نه؟ هی!

ارین: خب، دیگه نمی‌تونم اینو نبینم، مگه نه؟ هی!

جق زدن که منو آدم بدی نمی‌کنه.

معلومه که می‌کنه، وقتی تو محل کار یکی دیگه داری این کارو می‌کنی!

خب، متاسفم. می‌رم یه طی بیارم.

خب، متاسفم. می‌رم یه طی بیارم.

چون نمی‌تونم لکه‌های کثیفتو این دور و برم داشته باشم.

اوم. فقط داره دستاشو پاک می‌کنه.

چرا کفش‌های مخصوص جق زدن آوردی؟

مال من نیستن. مال خودم خونه‌ست.

مال من نیستن. مال خودم خونه‌ست.

اوه، گه!

شما تخم‌سگ‌ها منو دست‌کم گرفتین.

اوه. (می‌خندد) تصمیم گرفتین با من دربیفتین.

اوه. (می‌خندد) تصمیم گرفتین با من دربیفتین.

خب، حالا باید تاوانشو پس بدین. این در لعنتی! (صدای شلیک گلوله)

اوه، گه. این دیگه چه کوفتی بود؟ اِم.

اوه، گه. این دیگه چه کوفتی بود؟ اِم.

این دیگه کیه، لعنتی؟ اوه، گه.

این دیگه کیه، لعنتی؟ اوه، گه.

اون که مانولیتوئه، لعنتی، نه؟

داشت همه‌مونو می‌کشت. یکی باید زنگ بزنه آمبولانس.

فکر نکنم آمبولانس کاری از پیش ببره. شاید نمرده باشه؟

فکر نکنم آمبولانس کاری از پیش ببره. شاید نمرده باشه؟

اشلی، اون فقط نصف سر داره.

من دکتر نیستم ولی فکر نکنم حالش کاملاً خوب بشه.

خدایا. ارین، خوبی عزیزم؟ (نفسش را بیرون می‌دهد)

ارین؟ اوه، گه.

پاسلوفسکی: من دیگه نمی‌خوام اینجا باشم!

من اهل گانگستر مرده نیستم.

من اهل گانگستر مرده نیستم.

من فقط اومده بودم یه کم بخارم رو خالی کنم!

باید یه کم خودمونو جمع و جور کنیم.

نرین یه کار احمقانه بکنین.

باید به پلیس بگیم! این دقیقاً برعکس چیزیه که من الان گفتم، لعنتی!

باید به پلیس بگیم! این دقیقاً برعکس چیزیه که من الان گفتم، لعنتی!

من... من فقط باید... دنبالش برین. جلوشو بگیرین.

نه! ولم کن! دست از سرم بردار! اوه!

خدایا، کارول.

خودتو جمع و جور کن، شرلی. تو همه چیزو دیدی.

خودتو جمع و جور کن، شرلی. تو همه چیزو دیدی.

و شنیدی چی‌کار قرار بود بکنه.

اگه حتی یه کلمه از اینو به کسی بگی،

دوستاش می‌فهمن و باور کن،

دوستاش می‌فهمن و باور کن،

نمی‌خوای اون‌ها سروکلشون پیدا بشه

تو مزرعه‌ات اونم تو دل شب.

زرنگ باش. برو خونه.

و وانمود کن که هیچ‌وقت اینجا نبودی، باشه؟

و وانمود کن که هیچ‌وقت اینجا نبودی، باشه؟

آره. آره. آره، من... من این کارو می‌کنم.

شدنیه. باید خوب باشم. آره.

خیلی افتضاحه، لعنتی. این خیلی بده؟

خیلی افتضاحه، لعنتی. این خیلی بده؟

افتضاحه، لعنتی!

به اون وضعیت لعنتی نگاه کن.

من یه گانگستر با نصف سر دارم، توی یه پناهگاه پر از حشیش.

و من... من نقاشی‌های لوری دارم، نمی‌تونم بفروشمشون.

و من... من نقاشی‌های لوری دارم، نمی‌تونم بفروشمشون.

هر فدرال لعنتی تو کشور دنبالشونه.

خوب نیست. این دیگه آخر خطه، مگه نه؟

باید ببریمش سردخونه گری.

باید ببریمش سردخونه گری.

این ایده خیلی خوبیه. متاسفم که داد زدم.

نه، نه، نه، اون‌قدرام بد نبود. باید برم یه سر به ارین بزنم.

ارین، عزیزم؟ می‌خوای من مواظبت باشم؟

ارین... خوبی، عزیزدلم؟

نه.

فقط به من گوش کن.

فقط به من گوش کن.

می‌دونم خیلی شوکه کننده بود.

اون واقعاً... من... من شوکه شدم.

خوبه، باید هم باشی! چون این عادی نیست، وین.

خوبه، باید هم باشی! چون این عادی نیست، وین.

خدایا، می‌دونم که عادی نیست، لعنتی.

دارم تلاش می‌کنم! می‌خوام یه زندگی عادی داشته باشم، ولی خب فقط...

خب، نمیشه، مگه نه؟

فکر نمی‌کنم اوضاع بتونه...

فکر نمی‌کنم اوضاع بتونه...

عادی بشه و فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت هم بشه.

من، اِم...

ببین، فقط این لطفو در حقم بکن. فقط...

فعلاً خودتو جمع و جور کن، باشه؟

حالا، اون دزدی لعنتی هیچ چیز...

حالا، اون دزدی لعنتی هیچ چیز...

هیچ چیز نیست که مارو بهش ربط بده.

تنها چیزی که بود اون ماشین لعنتی بود.

و اونم سوزونده شده. دادم بچه‌ها انجامش دادن. تمومه!

تو چی‌کار کردی؟ ها؟

تو چی‌کار کردی؟ ها؟

بهت گفتم اون ماشین فرار لعنتی رو آتیش بزنی، مگه نه؟

آتیشش زدی. آره، آره. آره. کار تمومه.

آره، آتیشش زدیم. (هردو می‌خندند)

به چی می‌خندید، شما دو تا کثافت؟

به چی می‌خندید، شما دو تا کثافت؟

نگفتی "آتیشش بزن"، گفتی "درستش کن"

نه! لعنتی، نه! گفتم "آتیشش بزن". پس باهاش چیکار کردید؟

درستش کردیم، وین.

درستش کردیم، وین.

ما رفتیم و نقاشی‌ها رو از توش درآوردیم

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left