Fauda

Fauda (פאודה)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Fauda S03 E12 {Persian}
A Commentary by Hadi_Narimani81
جهت ترجمه‌ی فیلم و سریال به دایرکت مراجعه کنید Instagram: Hadi_Narimani81

Tags

other
Published on: 2021-07-28
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت دوازدهم (آخرین قسمت) از فصل سوم

صبح بخیر

صبح بخیر

گوش کنین، بهتون گفتم که کمکتون ميکنم

،اما نميخوام درگير این قضیه بشم، خطرناکه اون محافظ داره همراش

چند نفر؟ - دو نفر، مسلح هم هستن -

اونا باهاش ميرن داخل؟ - من فقط اطلاعات رو منتقل میکنم، نمیدونم -

لطفاً درک کنید، من یه شغل و یه خانواده دارم

باهاش ميرن داخل يا نه؟

،یکی شون بیرون در منتظر می‌مونه اون یکی هم کنار آسانسور

اينو بگير

حرفشم نزن، من فقط اومدم اينجا تا بهتون اخبار بدم - تو الان دیگه بخشی از مقاومت هستی -

،نميتونم اسلحه ببرم داخل ساختمون دم در ورودی مامورای امنیتی هستن

...ببين، ميخوام کمکتون کنم، اما

در مورد اون يهودی به عموت گفتي؟ - آره -

،اون میاد به بخش‌تون از بالا تا پایین تفتیش‌ت میکنه

با زبون عربی باهات حرف ميزنه انگار که مثلا برادرته

درست میگم؟ - ...آره اما -

ميدونی اون حرومزاده چيکار ميکنه؟

اون مياد برادرا مونو به کار می گیره تا باهاشون بر علیه ما کار کنه

می فهمی؟

فک ميکنی اون سعی نکرده تو رو به کار بگیره؟

ازت نپرسيد که میخوای یه لطفی در حقت بکنم یا نه؟

یا بهت نگفته میخوای خانوادت پول یا مزایا دریافت کنن؟

اونا بايد اینو بفهمن، خیلی عادی و سادس

که باید تقاص جنایات شونو پس بدن

آره؟

مخفيش کن

مواظب خودت باش

خدا به همرات، موفق باشی

جهت سفارش ترجمه فیلم و سریال، دایرکت دهید Instagram: Hadi_Narimani81

داداش، غذاي گرم، غذاي سرد کار با چاقو، ظرف شستن

خودم هزار بار توي ارتش، ظرف شستم - متنفرم از ظرف شستن -

از اون موقع که مجروح شدم دیگه نتونستم ظرفا رو بشورم

چطوری؟ - خوبم -

همه رفتن؟ - آره -

حالت خوبه؟ - خوبم، قبلاً بهتر بودم -

اما همه الان رفتن، فقط خانواده باقی مونده

خوش اومدي - چی شده؟ -

،گوش کن، من به وزير دفاع زنگ میزنم مجبورش میکنم که قیمتو به ۳۲۰۰ کاهش بده

چی؟ - شامل اجاره‌ت، شامل همه‌چی ميشه، داداش -

قيمت خيلی خوبيه - اگه خيلي تنده قیمتش، خب يه یدک‌کش اجاره کن -

خوبه، کسی دیگه ای نمیخواد درمورد شرایط اقامت من، صحبت کنه؟

...ميتونی با يووآش، يواو... چی بود اسمش

با اون هم‌خونه بشی - نوریت؟ -

فهمیدم

چطور به نظر مياد؟ - استيو، چي آماده کردي؟ -

من آماده نکردم، يه نفر آوردشون

کوفته، کُتلت، کباب و ماکارونی و اینا هست

ما وسط یه آشوب بودیم

همه با عجله به طرف ون رفتیم، با سرعت

عقبو نگاه کردم ولی نتونستم آويهای رو ببينم

ارتباط رادیویی برقرار کردم، گفتم آویهای، آویهای، صدامو میشنوی؟

...چند لحظه بعد جواب داد

شنیدم صداتو، منتظرم

گفتم: کجایی؟

کل روستا به پا خواسته، اوضاعِ قمر در عقربه

...به استیو گفتم: استیو - اون بهم گفت: برو اونو برگردون اينجا -

با سرعت به سمت ساختمون دویدم و از پله ها بالا رفتم، و فریاد زدم: آویهای! آویهای

هيچي، هیچ جوابی نشنیدم

رفتم رو پشت بوم دیدم داره با یه بُز کلنجار میره

نه اون چيزی که فک ميکنی، خب يکی بايد اون بز بيچاره رو اونجا نگه داشته باشه

،توی یه حصار سیمی گیر کرده بود اونم داشت سعی ميکرد که آزادش کنه

بز ديوونه شده بود ولی اون دست از کار نکشید

اون بز رو آورد واحد - آره -

اسمشو گذاشت رنانا - کی به پدرم شليک کرد؟ -

ازش پرسيدم چرا رنانا؟ - چی گفتی؟ -

کی به پدرم شليک کرد؟

...یه نفر به پدرت شليک کرد، وقتی که

داشت دورون رو پوشش میداد

دورون سعي کرد کسي رو که دنبالش بوديم بگيره

پدرت رفت کمک کنه و اون یارو بهش شليک کرد

اما دورون تمام مدت با پدرت بود

تا لحظه آخر ترکش نکرد

پدرت يه قهرمان بود

تو بايد بهش افتخار کنی

چی شده داداش؟

آخه نگاه کن، نشستیم داریم غذا میخوریم

نشستین دارین جوک تعریف می‌کنین

انگار هيچ اتفاقی نيوفتاده

چرا داداش؟

آخه چرا رفتی دنبالش؟

بهت دستور داده شده بود که اينکارو نکنی، چرا اينکارو کردی؟

برای چی؟

،من دوست دارم، خیلی دوست دارم اما نميتونم تو چشات نگاه کنم

دست خودم نیست داداش

این چیزیه که هستم، درسته؟

این نفرین منه

اما اين نفرين تو هم هست

تو به آنات قول دادی که خونه بمونی و دو روز بعد به ما ملحق شدی

و نوريت؟

و ساگی؟

و الی؟

همه‌ی ما نفرين شدیم، ما جلوتر می رفتیم

من بزرگترين اشتباه زندگيمو کردم

و ميدونم چرا نميتوني بهم نگاه کني چون خودمم نميتونم به خودم نگاه کنم

دوست دارم - منم دوست دارم، رفیق -

بریم

سلام

دورون هستن ایشون - سلام -

خيلي ممنون - ما خیلی ممنونيم -

الان یه خانواده ایم دیگه

چطوري يارا؟ - خوبم -

خودت چطوری؟ - خوبم -

مطمئنی؟

راستش نه

متاسفم درمورد دوستت که فوت شده - آره، آویهای -

...ميخواستم به زنش تسليت بگم، ولی

نميدونم چی بهش بگم

.فقط سلام کن راستش از ديدنت خوشحال ميشه

اوضاعِ خونه چطوره؟ - خوبه -

عجيبه که همه اطرافم هستن، خانواده، دوستام

مردمِ توی «بیت زایت» به اين چيزا عادت ندارن

اما خوشحالم که اينجام، خیلی خوشحالم

منم همين طور، واقعاً

.اگه چيزي لازم داشتی، هر چيزي شماره منو که داری

فقط بهم زنگ بزن، هرکاری داشتی

ممنون. تو هم همینطور

بيا بريم داخل، باشه؟ میخوام به همه معرفیت کنم

يه نفس عميق بکش

،الظاهریه، جنوب هبرون حکومت خودگردان فلسطين

ارتش اشغالگر اسرائیل جستجوی گسترده ای را در منطقه «گوش عتصیون» انجام داده است

اوايل امروز، آنها یک حادثه ای قتل را گزارش داده اند

بشار

بشار، چیکار میکنی اینجا؟

فکر می‌کردی دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم؟

بشار، زده به سرت؟ تو نبايد اينجا باشی

دلم برات تنگ شده بود

همون سروان که خونه‌مون رو نابود کرد مدام مياد اينجا

بهش اهمیت نده - ...اون گفت تا وقتی تورو نگیره -

لحظه ای آروم نمی‌گیره... متوجه ای بشار؟

بايد مراسم تدفينی که واسه پدر گرفته بودن رو ميديدی

همه اومده بودن

اونجا، همه اسمشو صدا میزدن

...و بعد از کاری که من میخوام انجام بدم

اسم منو هم مدام صدا میزنن

منظورت چیه؟

چی داری میگی؟

ميخوای مثل پدرت تو زندان بپوسی، بشار؟

،اون زندگيش رو پشت ميله ها گذروند ازمون دور بود

و همه باید می گفتیم ...او همچین قهرمانی بود، چنین فداکاری کرد

،بشار، تو مگه از اینجا نرفتی چرا برگشتی دوباره؟

همه چي درست ميشه و اون سروان ديگه اذيتت نميکنه

بشار، اونا تو رو ميکُشن

نه، نه

،بعد از ضربه‌فنی که بهشون زدم

اونوقت می فهمن که ما کی هستيم

همه می فهمن که خانواده‌ی حمدان کیه

به زودي می‌بینمتون، هم تو و هم مادر رو

ما بارها تلاش کردیم

اگه لازم بود حرف بزنی، بیا باهم حرف بزنیم با من حرف بزن، با هرکی که مناسبته

اونا میگن بهترین روش مقابله اینه که سریع برگردی سرِ کارت

،اين کاريه که ما ميکنيم اين کاريه که به بهترين وجه انجامش میدیم

...در دستور کار، ما نشونه ای از سه مرد مسلح داریم

که تو ساختمونی توی الرامدین که در ناحیه هبرون هستش، هستن

به احتمال زیاد همون گروه هستن ...که دیشب یه مهاجر رو توی گوش عتصیون

به قتل رسوندن و ماشينش رو دزديدن

،با توجه به اطلاعات ما يه جوخه(گروه) دومی از غزه رد شده

و درحال برنامه ریزی برای اجرای یه حمله هست اما مقصد شون هنوز معلوم نیست

بيا تو

رفقا، مجدی اومده - خوشحالم که می بينمتون -

یه تک تيرانداز جديده که از واحد مبارزه با تروريسم قرضش گرفتم، بفرما بشین

،گرفتنش آسون نبود ،بايد با رئیس اطلاعات و امنیت اسرائیل

،و وزير دفاع صحبت میکردم خلاصه اینکه خیلی خوش شانسیم

با استیو آشنا شو - سلام -

ساگی

دورون

نوريت

،بعدا پیچ‌ و خم کارو بهش نشون میدین اون پسر فوق العاده ايه

...در مورد راه کار باید

درمورد اون يارو مجدی تحقیق میکنی؟ - دقیقا -

مسخره‌بازی در نیار، باشه؟

چرا داری میخندی؟

نوريت، شوخی نميکنم

ساگي، از اين به بعد اينطوريه دیگه

بهش عادت کن

ببخشيد، ميتونم یه لحظه نوريت رو قرض بگيرم؟

مراقبش باش فقط - باشه قسم ميخورم، حله؟ -

خب مجدی، اهل کجايی؟

مجدی ها اهلِ «مجدال شمس» هستن، درسته؟ - در واقع اهلِ هورفیش هستن -

خب من شنيدم که تک تيراندازا رو ميکُشی

هی، بسه بابا، بیخیال

چیه؟ مگه شماها در مورد این چیزا شوخی نمی کنین؟

مجدی، اميدوارم تک تيرانداز خوبی باشی چون شوخی هات مزخرفه

آره، ما دُروزی‌ها* به شوخ طبع بودن معروف نیستیم

حداقل ميتوني راحت بميری شماها که به تناسخ اعتقاد دارين

اونا چيزای ديگه ای براشون دارن مثلِ نان پيتا با پنير لبنه

سبیل هم دارن، همه شون سبیل دارن

و جمجمه ها هم منگوله بالاشونه

خوش اومدی مجدی - ممنون -

واحد ۳۰۰، منطقه رو برای هرگونه نگهبان ِ پشت بام، بررسی کن

پیاز! گل کلم

پیاز

،منطقه به نظر امن میرسه موقعیت های خودتونو برآورد کنید

دریافت شد

خداحافظ - خداحافظ -

پیاز

واحد ۳۰۰، چند نفر اونجا میبینی؟ - نمیشه، نميتونم ببینم -

پیاز

سیب زمینی

More Farsi Persian subtitles for Fauda

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left