Fauda

Fauda (פאודה)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Fauda S03 E10 {Persian}
A Commentary by Hadi_Narimani81
جهت ترجمه‌ی فیلم و سریال به دایرکت مراجعه کنید Instagram: Hadi_Narimani81

Tags

other
Published on: 2021-07-28
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 179 lines.

قسمت ده از فصل سوم

خيلی خب، کافيه دیگه

بهت که گفتم، نميدونم اون کجاست

آخرين باره که ازت می پرسم، دختره کجاست؟

،به خدا قسم میخورم نمیدونم کجاست اونا بُردنش یه جای دیگه

هرکاری ميخوای بُکن

،ولش کن. اون ميخواد بعنوان یه شهيد بميره ما هم کمکش می کنيم

يالا رفقا، بياین بريم

بس کنید

نميدونم اون کجاست

دورون، گوشیِ یونس دائم داره براش پیام میاد

.لطفا بهم پیام بده هیچکس جوابمو نمیده، نگران شدم

کافیه، کافیه

کی نگرانت شده؟

کی نگرانت شده؟

الو يونس؟ الو؟ پدرم کجاست؟ حالش خوبه؟

يونس، چرا جواب نميدی؟

يونس، چی شده؟ پدرم کجاست؟

،يونس، خواهش ميکنم جواب بده من خيلی ميترسم

الو - ابو کسام هستم -

.پدرت حالش خوبه، نگران نباش بعدا بهش زنگ بزن

کاری با دخترم نداشته باش

کاریش نداشته باش

ترجمه و زیرنویس: هادی نریمانی‌ Instagram: Hadi_Narimani81

امکان نداره. ۵ تا بچه‌ش تو سال ۲۰۱۴ کُشته شدن

من اِسما شونو ميدونم

يکی شون دنیا بود اسمش - آره، از همه بزرگتر بود -

اون زندس، باباش داشته مخفی‌ش ميکرده

،ما ميدونيم دنیا کجا زندگي ميکنه ديديم که يوسف سوارش کرد

،الی، این مهم نيست تو داری ميری خونه، همین

،اخبار مربوط به نجات تیمی از غزه رو انتشار بدید این بهمون زمان میده

زمان؟ زمان واسه چی؟ در مورد چی حرف میزنی؟

،او الان دیگه همکاری میکنه وبعدش میریم پیش يارا

الی، گوش کن چی میگم

...منم مثل تو قلبم شکسته ولی قسم ميخورم

که بعداً اين فرصتو داريم که حق اون مادرجندها رو بزاریم کف دست شون

اما الان باید بری خونه

،اين یه مورد رو بهم قول دادی سعی نکن سرم شیره بمالی، الی

الی، این تصمیم تو نیست

هانی با ارزش ترين چيزيه که تا حالا داشتيم، نمیدونی یعنی؟

.دقيقا ميدونم چه ارزشی داره حالا بعدا حرف ميزنيم باهم

سوار شون کنید

منتقل شون کنید

چه خبر شده اینجا؟

تو برو داداش. ما بايد يه کاری رو اينجا تموم کنيم

،فرمانده نيروی هوايی صحبت ‌میکنه اجازه دارم تیم رو سوار کنم؟

فرمانده نيروي هوايي

،فقط خانواده رو سوار کن تیم همونجا باقی می مونه، مفهومه؟

تيم داره برميگرده به شهر - خيلي خب -

اونا رو دنبال کنید و زمانی که ارتباط ازسر گرفته میشه، گزارش کنید

هیلا، اونا تو مُشتـِ تن، حواست بهشون باشه

اطلاعات 24 ساعت گذشته رو ميخوام

گابی چی شده؟

می‌تونیم همدیگرو ببینیم؟

گابی، بهم بگو چی شده

دورون حالش خوبه

به کمک هاگيت احتياج دارم

هاگیت؟

سلام بشار. سلام

بیا

برید

بشین

اينجا بهتره

هم راحت تره، هم امن تر

خوبه، بشین

اونا واقعا اومده بودن منو نجات بدن؟

...نميدونم، من

من... نبايد بهت ميگفتم، عصبانی بودم. متأسفم

خب بعدش؟ الان چی میشه؟ دارن ميرن خونه شون تو اسرائيل؟

فک کنم آره

خواهش ميکنم گريه نکن، گريه نکن يارا

لطفاً بشين - بشار، خواهش ميکنم -

لطفاً، دیگه نميتونم تحمل کنم

خواهش ميکنم، ميخوام برگردم خونه

بشار

بشار

کجاست؟ حالش خوبه؟

،یهودیا که به بیمارستان حمله کردن اون صدمه ديده، ولی حالش خوبه

بهت زنگ زد - آره، دارم ميام -

جبرئیل هم میتونه بیاد؟ اونم میخواد ببینش

اگه نیاد بهتره، یه عالمه مجروح ریخته اونجا

اسمتون چيه؟ - دنيا، وقتی واسه اين کارا نيست -

اون گفت که بايد همين الان بیایم ببریمت - چرا تيمش رو نفرستاد؟ -

مامان

،جبرئيل عشقم، نگران نباش برگرد به اتاقت عزيزم

اون اسلحه رو بیار پایین، باهاتون ميام

پسرم رو با پرستارش تنها میذارم

شادا، زودی برميگردم

حالت خوبه؟

خبر جدید میخوای؟

،اونا دختر هانی رو سوار کردن دارن میرن به سمت شهر رفح

اونا ميگن شايد اون بدونه يارا کجاست

کجا؟ - پیش ابو سماهادان، تو خونه‌ش -

ولی چطوری وارد خونه شن؟ - نمیدونم -

اما الی میگه تا زمانی که دخترش باهامونه هانی هم باهامون همکاری میکنه

باید تمام اطلاعات مربوط به خونه‌ش رو جمع آوری کنيم

.‌..قسم میخورم

...اگه بخوام یه همکار دیگه داشته باشم

قطعا یه زن رو انتخاب میکنم

بقيه کجان؟ مگه اونا باهاش نبودن؟ ‌...الی، دورون

بقیه کجان؟ - اونا هنوز تو زمین نَبردن -

عمليات هنوز تموم نشده - اونا هنوز اونجان؟ -

‌...اوه خدای من، مراسم تدفین

،همه‌‌ی اون افسرهای پلیس، گل ها ...تعریف و تمجید دروغین

.چقد از این تشریفات متنفر بود

،فک نکنم اينکارو بکنيم باید یه مراسمِ کوچیک و خصوصی باشه

فقط با حضور خانواده

اين چيزيه که اون ميخواست

بعدش واحد و عملیات نظامی، گرد هم میان

و براش یه نماد یادبود میسازنن ...و منم مجبورم با بچه ها برم

به مراسمِ روز استقلال...

اونا کجان؟ - چیزی نشده -

چی؟ - اونا بچه ها رو سوار میکنن میارن -

کی؟ - پدر و مادرت -

دارن میان، همه چی تحت کنترله

با پدر و مادرش حرف زدين؟ - خودشون قضیه رو میدونن -

چرا گذاشتم بره؟ - عزیزم -

ميتونستم بهش بگم عزيزم، جایی نرو

،و تو خونه می‌موند اگه ناراحت به نظر می‌رسیدم، می موند تو خونه

...ميدونی، وقتی تصادفی اون سرباز رو کشت

خوشحال شدم

خوشحال که نه، ولی خیالم راحت شد

چون بالاخره از اون واحد پرتش ميکردن بيرون

و با منو بچه ها می‌موند خونه

...نه

عشقم

بابا الان چیکار میکنی؟

نگران نباش دخترم

تا وقتی من زنده ام کسی بهت صدمه نميزنه

...من باهاشون کار ميکنم، هیس

بهشون کمک ‌میکنم دختره رو پیدا کنن بعدشم میام

نه، بابا، خواهش ميکنم کمکشون نکن

،برام مهم نیست که بهم صدمه بزنن یا نه مهم نیست که چیکار میکنن، برام مهم نیست

همینطوره

،با توکل به خدا صبورانه منتظر می‌مونیم این تصمیم منه

خواهش ميکنم بابا، اينکارو نکن - هی -

می‌فهمی؟ - صدامو میشنوی؟ -

همه‌ی زندگیم - بسه -

نه - بسه دیگه -

بابا - نه -

نه، بابا، خواهش ميکنم اينکارو نکن

بابا، نه

بابا نه

ميتونيم بهشون دسترسی بديم؟

هيلا، يه سيگنال ماهواره ای داريم - نشونش بده -

بله؟ - ...دارين واسه مون -

از مجتمع عکسای هوایی می فرستین؟ - ...دورون، اونجا -

یه ساخت و ساز مستحکم ـه طبقه بالا و زیرزمینش ساختمون داره

،ازش مراقبت میشه دوربین، اسلحه و مهمات داره

اون نه تنها تحت تعقیبه بلکه رئیس قبیله هم هست

ما می تونیم از پسش بر بیایم هیلا - اضافه بشید -

،اگه بدونن هانی باهاتونه حتی نمی تونید از طریق دروازه اصلی وارد بشید

باشه. هر چی داري برامون بفرست - صبر کن، میکائیل؟ -

یه لحظه

گوش کن دورون

خيلي متاسفم

خیلی خب، وقتی برگشتم در موردش حرف ميزنيم باشه؟ خداحافظ

دلت براش تنگ شده بود، ها؟

تو داری برای جنگ آماده میشی - عجله داشتیم -

همه چی رو گرفتيم - عاليه، بهش احتياج داريم -

چيه؟ - هيچي -

نه استيو، تو یه مشکلی داری

فراموشش کن - به خاطر اتفاقی که افتاد؟ -

کافيه، شروع نکن

بيخيال بابا - برو کنار -

کافیه دیگه - ميخوام يه چيزي بهت بگم -

خفه شو استيو! الان نه - به اندازه کافی کار ریخته سرم -

بیخیال - الان نه، تو چه مرگت شده؟ -

شما دوتا چتون شده؟ بیخیال شید بابا

،همه‌چی خوبه. ادامه ميديم به کارمون باید کارمون رو انجام بدیم

عجيبه، کاروان تو مسیر تاجبه-رفح به سمت شمال میره

میره به سمت مرز های مصر - لعنتی -

بنظر یه برج دیدبانی میاد دختره رو اونجا نگه‌‌ نمیدارن

اون قطعاً تو يکی از طبقه های بالاست - اين اوضاع رو پيچيده تر ميکنه -

باید دختره رو بیارن پیش ما

الی، حداقل به یه راه فرار دیگه نیاز داریم

،در واقع این منطقه‌ خوبیه بنظر میرسه یه فضای باز باشه

خوبه، وقتی دارین گشت میزنین، بررسی‌ش کنید

چی شده؟

More Farsi Persian subtitles for Fauda

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left