Brassic

Brassic

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Brassic S05E04 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-PMP
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 4 Brassic زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ بسیار رکیک است

از ابتدا تا انتها.

# پالپ: بچه‌ها

فقط مواظب باش، اون... (خنده) حواست باشه، داغه.

فقط ساکت باش.

لوش نده رفیق. عاشقش می‌شه.

یه کوچولو هم اون کنار هست. باشه.

فندک داری؟ همینه، رونی.

خب.

هیس. هیس.

صبر کن.

بیا تو.

هر دو: # تولدت مبارک

# تولدت مبارک... این کوفتی پای گوشت خوکه؟

متلک‌های تولد! گمشو، کله‌خر!

مرد: نیل!

نیل لعنتی کرافت!

پول کوفتی‌مون کجاست؟ لعنتی! ارین، برو حقوقتو بردار.

بابا! بازم نه.

قسم می‌خورم بهت پس می‌دم.

می‌خوام یه زندگی جدید شروع کنم. فقط... فقط باید چند تا کار رو روبه‌راه کنم.

پول کوفتی‌مون کجاست، نیل؟ (ضربه زدن به در)

بابا... تو بمون اون تو. مراقبش باش.

مرد: پول کوفتی‌مون کجاست، نیل؟

گفتی داریش! پس کوش لعنتی؟

خب، حداقل بارون کوفتی نمیاد.

کارول: نه، ولی روز وحشتناکی برای این کاره.

ممنون که اومدید، همه.

مخصوصاً تو با مشکلاتی که با جی‌جی داری.

اوه، خب، این مهم‌تره.

برات یه کادو دارم. بفرما.

یه موش شکلاتیه. آدیان؟

اگه می‌خوای بری اسکله، برو دیگه.

مطمئنی؟ نمی‌خوای من که... خب، برو دیگه.

تسلیت میگم.

کی همچین غلطی می‌کنه؟ کی مفتی سوار کاروان عزا میشه

که بزنه به چاک بره شهربازی؟

باید بگم، خیلی عجیب غریبه. یالا، بیاین اینو تمومش کنیم.

یالا. بیاین عزاداری کنیم.

پنج پوند میشه، لطفاً.

چی؟ پنج پوند؟

پنج پوند واسه چه کوفتی؟ واسه ورودیه؟

مارو اسکول کردی؟

باباش تازه مُرده. این واسه کمک به پرداخت بدهی‌های نیله.

اون به خیلی‌ها کلی پول بدهکار بود. مأمورا دنبالشن.

ببخشید.

اه لعنتی. باورنکردنیه. بفرما.

ممنون.

چه کوفتی. اینم واسه تو.

کارول: من پول دو نفر رو حساب می‌کنم. اشلی: شارژر.

علف.

# بارت استرانگ: پول #

# بهترین چیزای زندگی مجانیه اما تو می‌تونی اون‌ها رو به... #

کارول: یه پنج پوندی می‌خوام. اون آخرین ده پوندی من بود.

من پولتو دادم.

اگه الان می‌دیدت، حسابی جا می‌خورد، ارین. شرط می‌بندم دلش برات تنگ شده بود.

تنها چیزی که نیل کرافت از دست داد...

...حقوق کوفتی من بود بعد از اینکه گورش رو گم کرد.

اوه، کجا کار می‌کردی؟

یه دکه دونات‌فروشی.

اوه.

آخرین باری که دونات مربایی دیدی کی بود؟

من همیشه می‌بینمشون. محاله دیده باشی.

آخه فکر کنم خیلی کمیابن. سلام!

ببخشید، شماها دختر نیل هستین؟

آره، منم. منم. چه خوب.

اِما. اِرین.

خب، من دنبال اون یکی دخترشم، اِم... اِما.

نه، اِمایی وجود نداره. فقط منم. اِرینم.

خب، اگه اِما دیر کرده...

شاید شما چند کلمه‌ای در مورد پدرتون بگید.

آخه، خب، مردم ورودی دادن.

من واقعاً اونقدر خوب نمی‌شناختمش.

برای همین یه خرده احساس ناخوشایندی دارم برم بالا و...

آخ، پس یه جوری از پسش برمیایم دیگه، مگه نه؟

خب، همگی. سلام به همگی.

خیلی ممنون.

که اومدید با "نیل کرافت" خداحافظی کنید.

چی می‌تونیم درباره‌ی...؟

نیل کرافت؟!

چی؟ آرنولد والر نیست؟

نه، این مراسم ختم نیل کرافته.

ای بابا!

خب، همونطور که داشتم می‌گفتم...

در این روز ویرانگر

برای بقیه‌ی ما که اینجا هستیم،

باعث خوشحالیه که کسی رو داریم که ایشون رو خیلی خوب می‌شناخت.

حالا چند کلمه از زبان دختر عزیزش، اِما، می‌شنویم.

اِرین!

برو، می‌تونی... اِما.

برو اِما! برو اِما!

سلام

من اِرین هستم، دختر نیل کرافت.

ما بعد از اینکه... امم... دیگه زیاد با هم در تماس نبودیم.

اون گورشو گم کرد.

وقتی فقط ۱۶ سالم بود.

پشیمونم که دیگه باهاش ارتباطی نداشتم.

چون اون موقع می‌تونستم رو در رو بهش بگم

چه پدر گندی بود.

و پولی که بهم بدهکار بود رو ازش می‌خواستم.

دیگه هیچوقت پسش نمی‌گیرم، مگه نه؟

و می‌تونستم بهش بگم چه زندگی‌ای برای خودم و پسرم ساختم.

با وجود اینکه گورشو گم کرد و پدر گندی بود.

فکر کنم...

هی!

لعنتی!

اِرین! بغلم کن!

رونی؟ داغون شدم. دلم شکسته.

رونی، لطفاً، الان نه.

وای، دلم، داره می‌شکنه.

ارین

همه

من به وصیت‌نامه نرسیدم؟ (گریه می‌کند)

هی! الان اون "بابا" رو پس بده! اه بابا!

لعنتی! رانی!

این همه آدم کین دیگه؟

این مال توئه. آره، باشه، ممنون.

ببخشید. اما، مگه نه؟ ارین هستم!

خب، به هر حال، اون مرد گفت تو پول ورودیش رو می‌دی، پس...

می‌تونم بمونم. فقط یه جلسه تراپیه.

بعدش باید برم ببینم جی‌جی چه خبره.

نه، نمی‌تونی تراپی رو از دست بدی.

و جی‌جی هم چند روزیه هیچ‌کس رو ندیده، پس...

آهان، و باید تایلر رو از خونه جیم بیاری. آره، آره. گُه!

خدایا، چی تو اون پرستار بچه‌ی پیرِ گُه می‌بینه آخه؟

می‌دونم. اما واقعاً می‌دونی؟

اِم، سلام منو به جی‌جی برسون، باشه؟ حتماً. حتماً.

عزیزم، وینی می‌خواد بره جی‌جی رو ببینه.

می‌خوای چیزی هم بهش برسونه؟ نه.

نه. نه. یه نه قاطعه. باشه. بعداً می‌بینمت، عزیزم.

اِرین کرافت؟ دختر نیل؟

جون مادرت! آره، کی می‌پرسه؟

بابات، نیل.

ما با هم رابطه داشتیم.

ها؟

اون می‌خواست اگه خودش نتونست، من اینا رو بهت بدم.

چی هستن؟

اون آپارتمان تو خیابون پیر اَوِنیو.

می‌خواست مال تو باشه.

می‌خواست آپارتمان مال من باشه؟

آره بابا.

من اونجا بودم وقتی کاراشو با وکیل اوکی کرد.

واقعاً دوستت داشت ارین.

البته نه اونجوری که منو دوست داشت.

معلومه!

ولی به هر حال دوستت داشت.

فعلاً، عزیزم.

ها ها ها!

شاگز؟ شاگز!

کلیدای آپارتمان بابام دستمه. وای خدا!

یالا! یالا! یالا! کلید خونه بابامو دارم!

خونه بابام! خونه بابام!

باورت میشه؟

وای خدا!

اه، لعنت بهش!

دهمین تولدم بود.

هیجان‌زده بودم.

واسه همین، احمقانه، از بابام پرسیدم برام کادو گرفته یا نه. و اون مست بود.

گفت: «آره. آره، دارم.»

راه افتادیم بریم برش داریم.

از چند تا دشت رد شدیم.

و بوی این کوفتی می‌اومد.

بوش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد. مثل بوی گندیدگی.

تقریباً بوی شیرینی می‌داد.

بعد رسیدیم به یک کشتارگاه.

و ظاهرش دقیقاً همون‌جوری بود که از اسمش پیدا بود.

کلمه بدیه.

"کشتارگاه."

خلاصه گفت چشامو ببندم

و منو برد پشت ساختمون

و وقتی چشامو باز کردم، رسیدیم به یه

چیزی شبیه چاله پر از ضایعات

سم و شاخای لعنتی و کوفت و زهر مار از این جور چیزا.

و دستاشو فرو کرد تو اون همه گوشت لعنتی

و یه کله گاو پیدا کرد

که پر از خون خشک بود، و اون چیز کوفتی رو داد دستم.

همین بود، کادوی تولدم همین بود.

تو هاولی منو با خودش برد

همه ما رو می‌دیدن.

کله گاو تو دست راستش بود

دست من تو دست چپش. خدایا...

درمانگر: اون حس چه جور حسی بهت داد؟

فقط نمی‌فهمیدمش.

فقط خیلی بچه بودم واسه اون کار.

به اون بچه، که دست باباتو گرفته بود، چی دوست داری بگی؟

بهش می‌گفتم مثل اون نشه.

"خودت باشی و خودتو حفظ کنی."

"و شاید سال دیگه یه دوچرخه کوفتی یا یه چیز دیگه بگیری." نمی‌دونم.

روی حس و حالت نسبت به تولدت تأثیر می‌ذاره؟

آره.

و ازش متنفرم، لعنتی.

تو روزی که قرار بود شاد باشی.

می‌دونی؟

می‌شه به نظرت امروز جلسه رو یه کم زودتر تموم کنیم؟

آخه کلی کار سرم ریخته.

دوستم جی‌جی تو زندونه و نگرانشم، می‌دونی.

خب، تو که اینجایی.

شاید به نظرت پیشرفت نباشه، ولی هست.

فکر می‌کنم باید بمونی.

ولی واسه تو ایرادی نداره که هر وقت دلت خواست برنامه‌هاتو عوض کنی، نه؟

More Farsi Persian subtitles for Brassic

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left