Daddy Issues

Daddy Issues

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Daddy Issues S02E05 Im Your Man 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 Daddy Issues 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

The Cutter اثر Echo & The Bunnymen

خب، پس بذارید برنامه‌ها رو قطعی کنیم، ها؟

من، تو، یه بطری نوشابه و یه شام ماهی بزرگ

اون پسره چی؟

چی، مالکوم؟

فکر کنم می‌تونم ازشون بخوام یه سوسیس ساولوی هم بهش بدن.

یعنی، اونم که قرار نیست اونجا باشه، مگه نه؟

بازم؟!

من براش یه واکمن خریدم.

هیچی نمی‌شنوه، قول میدم.

صدای موسیقی از هدفون بلند می‌شود.

تو می‌تونی هر چقدر دلت می‌خواد سر و صدا کنی.

جکی موسکریپ تو یه پدر افتضاحی.

آره. ولی من یه آدم عالی‌ام.

شنبه میبینمت.

هر دوتون.

نفسی عمیق می‌کشد.

مالکوم، اونا واقعاً باشکوه‌ترین چیزای دنیا هستن.

گل‌ها رو فراموش کن.

وقتی مُردم، می‌خوام اون کلیسا پر از زن‌های خوشگل باشه.

تا سقف زن‌های خوشگل و جذاب.

نه زن زشت.

و نه سخنرانی ترحیم.

بیخیال.

# تا زمانی که بر خودم غلبه کنم... #

پس واسه همین عالی می‌شد...

اگه می‌تونستی بیای مراسم ختم بابام.

فکر نکنم.

ببخشید.

تو رفیق داری؟

جما، مطمئنی می‌خوای این نون‌ها رو همه رو با لورپاک چرب کنم؟

خیلی گرونه.

فقط از چیزی که تو یخچاله استفاده کن.

من میگم می‌تونم برات یه ترکیب از چیزای مالیدنی درست کنم.

این کار هزینه‌ها رو میاره پایین بدون اینکه لزوماً مزه‌شو خراب کنه.

میدونی، نکته اصلی اینه که... مارگارین استورک رو هم بزنی...

یه ذره نمک و یه ذره کوچولو پیه اضافه کنی...

و بعد هر کره‌ای که دوست داری بهش اضافه کنی قبل از اینکه کاملش کنی.

میشه فقط از چیزی که تو یخچاله استفاده کنی؟

جما، من می‌تونم تا ۲ پوند برات صرفه‌جویی کنم.

۲ پوند برام مهم نیست.

و همین طرز فکره که باعث میشه تو هیچ‌وقت یه زن تاجر نشی.

و من خود رئیس اصلی‌ام.

فین فین می‌کند.

زیر لب حرف می‌زند.

بابا.

حالت چطوره؟

هنوز نتونستم هیچ زن خوشگلی پیدا کنم...

...که بیان مراسم ختم.

ریتا بلند بلند می‌خندد.

هی، پررو!

من میام.

ریتا ریزریز می‌خندد.

من کشتمش و بعد هم ناامیدش کردم.

وای خدا، باید این حرفا رو تموم کنی.

تو نکشتیش.

اون تو لیست انتظار برای عمل بای‌پس سه‌گانه قلب بود.

اون قرص‌ها تنها چیزی بودن که اونو زنده نگه می‌داشتن.

و تو یه سخنرانی ترحیم انقدر قشنگ نوشتی.

همیشه می‌گفت نمی‌خواد.

خب، شرط می‌بندم اون کِرِم ساندویچ عجیب ریتا رو هم نمی‌خواست.

ولی همینه که گیرش میاد.

ببین، قسمت سختش رو انجام دادی.

حالا فقط کافیه اونو بخونی.

اوممم، فقط...

ولی یه چیز قشنگ میگی، نه؟ در ورودی بسته می‌شود.

هیچ‌کس نمی‌خواد حقیقت رو تو یه مراسم ختم بشنوه.

صبح بخیر!

بفرما. یه سخنرانی ترحیم.

آه، فونت رو از امپکت به تایمز نیو رومن تغییر دادم.

احساس کردم کار محترمانه‌ایه.

عالیه. ممنون رفیق.

برو دیگه رفیق. برو گریه کن و خالی شو.

اوه، می‌تونم یکی از اون‌ها رو داشته باشم؟

من صبحونه نخوردم.

هیچی نخوردم.

یه موش تو جعبه نونم پیدا کردم.

اَه! ببخشید دستامو. هی!

این‌ها برای جکی هستن.

خانم‌ها، نمی‌خوام ناامیدتون کنم، ولی جکی...

خوبه!

ای بابا، آدم تو مراسم ختم مافیا هم کمتر غذا می‌بینه.

مگر اینکه البته همه دوست‌دخترهای سابق جکی رو دعوت کرده باشید.

که در این صورت، بازم کافی نیست.

خوک کثیف! جما تمام هفته روی اون بوفه کلی زحمت کشیده!

اوه! (با شهوت آه می‌کشد).

نفس نفس می‌زند.

اگه بخوای می‌تونم برشون گردونم.

اون یه احمقه به تمام معنا.

کامنت‌هایی مثل این فقط منو قوی‌تر می‌کنه.

آه می‌کشد.

اَه!

عجب مزاحمی نیست؟!

ریتا آهسته می‌خندد.

ریتا صدای تِق تِق زبانش را درمی‌آورد.

حال بهم زن!

لعنتی.

لعنتی!

اوه، شلوار راحتی برای مراسم ختم، ها؟

این حرکتت رو تحسین می‌کنم، سلطان.

یک «گورتو گم کن» آخری به پیرمرده

من اون کارو نمی‌کنم!

چرا فکر کردی من اون کارو می‌کنم؟ من اون کارو نمی‌کنم!

آروم باش، مالکوم، شوخی بود.

این آخرین کاریه که من می‌تونم براش انجام بدم.

و من فقط می‌خوام امروز مناسب باشه، باشه؟

و فکر می‌کردم یه کت و شلوار از خیریه خریده بودم.

و الان پیداش نمی‌کنم!

یعنی چی، اگه نخریده باشم چی؟ اگه فقط خواب دیدم چی؟

جما! لعنتی!

داد زدی؟ من یه کت و شلوار از خیریه گرفتم، نه؟

آره، بردمش خشک‌شویی، همونطور که گفتی.

خب، الان کجاست؟

احتمالاً هنوز همونجاست. من رسید رو بهت دادم.

دادی؟ پیداش نمی‌کنم... رسید رو گم کردم.

رسید رو گم کردم!

بابا، اشکالی نداره. کلی وقت داری، باشه؟

می‌تونی الان بری اونجا و فقط اسمتو بهشون بدی.

چی؟ مالکوم موسکریپه.

اگه بخوای می‌تونم برات بنویسمش.

جما، کاسه شیک نداری؟

چه نوع کاسه‌ای؟

خب، می‌خواستم سالاد کلم رو از ظرفای پلاستیکی خالی کنم.

توی یه چیز قشنگ‌تر که یه کم احترام نشون بدم.

اوه، چه عالیه! می‌تونم از اون استفاده کنم.

اون یه زیرسیگاریه.

اون مال پدربزرگم بود.

چیزی که هست اینه که گند کثیفه.

آره، می‌تونم بشورمش، جما!

اگه مجبور باشم.

خب، اون الان مرده دیگه.

ریتا، یه کاسه معمولی استفاده می‌کنی؟

آره، ولی هیچ کدومو پیدا نمی‌کنم.

اوه، می‌تونم بریزمش توی یه ماگ!

نه. ما سالاد کلم رو توی مراسم یادبود پدربزرگم با ماگ سرو نمی‌کنیم.

می‌دونی تازه چی رو فهمیدم؟

من بالاخره یتیم شدم.

بابا.

باشه، تو ببرش تا کت و شلوارشو بگیره.

فهمیدم. بیا، یتیم کوچولو آنی.

۸۶ دقیقه دیگه شروع می‌شه، نه؟!

آره، تو رو سر خاک‌سپاری می‌بینیم.

باشه؟

مالکوم هق‌هق می‌کند.

و، ریتا؟ من یه چیزی برای سالاد کلم برات پیدا می‌کنم.

یه چیز شیک.

اون ماریا کری اونجا نمی‌ذاره من یه ماگ داشته باشم.

درک می‌خندد.

برای غم و غصه‌هات.

آخ، تو توله سگ جذاب.

وو!

می‌تونیم با ماشین تو بریم؟

چرا؟

قشنگ‌تره، نه؟

از جگ؟ نه، معلومه که نیست.

حتماً می‌خوای با ماشین کلاسیک بابات برسی.

اون مایه افتخار و شادی‌ش بود.

نمی‌تونم.

اگه من رانندگی کنم، یعنی واقعاً مرده، نه؟

مالکوم، فکر می‌کنم این واقعیت که ما قراره بعداً اونو آتیش بزنیم.

خودش به اندازه کافی نشون می‌ده که اون واقعاً مرده.

ببین، بیش از یه ماه گذشته.

بالاخره یه وقتی باید رانندگی کنی، پادشاه.

آره، خب، رانندگی می‌کنم! ولی نه امروز، باشه؟!

وای خدا! باشه.

چه بچه‌ای!

آفرین دختر خوب. اوه، کسی می‌تونه کمکمون کنه؟

خوبی؟ آره... اوه، خدایا!

اوم... معلومه که خرابکاری بزرگی بود.

باشه، فقط روش نریزه.

من درستش می‌کنم.

سلام. ممنون، عزیزم.

اوه خدایا! تو امروز یه بوی بد گنده‌ای، ها؟

اوه!

اوه، سادی که عمداً خودش رو کثیف نکرده!

کاش وقتی بیشتر از اون و پدربزرگ عکس گرفته بودم...

اوه، عزیز دلم.

الان دیگه خیلی دیره. نه، دیر نیست.

اینو نگو. هیچ وقت دیر نیست.

ریتا، خیلی دیره.

این روزا با کامپیوتر هر کاری می‌تونن بکنن، جما.

اگه بخوای، می‌تونم یه عکس از سادی، جکی...

عیسی و فردی مرکوری برات درست کنم، می‌دونی؟

همه توی یه انباری که توی دریا شناور شده.

من کسی رو می‌شناسم که می‌تونه این کارو بکنه.

می‌دونی، فقط عکس هم نیست.

می‌تونم اون تصویر رو برات روی یه پد موس چاپ کنم.

یه پد موس!

تصورش کن، ها؟

نه. اوه، می‌شه لطفاً یه بار دیگه نگاه کنید؟

چیزی به اسم مالکوم موسکریپ اینجا نیست.

من حافظه تصویری دارم.

چی، و تو از این تو خشک‌شویی استفاده می‌کنی؟

من خیاطی هم می‌کنم.

مطمئنی اینجا جای درسته؟

تلفن می‌لرزد.

چیه؟

ما تو خشک‌شویی هستیم و اونا کت و شلوار منو ندارن!

به کدوم یکی بردی؟

اون که تو خیابون میفورد بود.

Daddy Issues subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left