The first 195 lines.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک و شوخیهای نامناسب برای بزرگسالان است.
در مورد چی میخوای صحبت کنی؟ (نفس عمیق میکشد) خیانت.
ارین: (در ویدیو) مانولیتو علفهای ما رو میخواد.
ارین: (در ویدیو) مانولیتو علفهای ما رو میخواد.
میخواد شر مکدوناها رو کم کنه، تفرقه بندازه و حکومت کنه.
گوش کن، مانولیتو میدونه.
اون میدونه که تو در موردش میدونی. مراقب باش.
به جهنم.
به جهنم.
وین. وین. وین. وین. وین!
مانولیتو: یه مشکلی با وینسنت اُنیل پیش اومده.
مککن: هر کاری که لازمه انجام بده.
# بَرِت استرانگ "پول (این چیزیه که میخوام)" #
# بَرِت استرانگ "پول (این چیزیه که میخوام)" #
# بهترین چیزهای زندگی مجانیاند #
# بهترین چیزهای زندگی مجانیاند #
# اما میتونی بدیشون به پرندهها و زنبورها #
# پول میخوام # این چیزیه که میخوام #
# پول میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
بذار یه نگاه بندازم. (میخندد) تحریککنندهست.
بذار یه نگاه بندازم. (میخندد) تحریککنندهست.
# پول میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام... #
# این چیزیه که میخوام # این چیزیه که میخوام... #
پاسلوسکی: خب، بریم سراغش.
پاسلوسکی: خب، بریم سراغش.
این دیگه چه کوفتیه؟
سلفون؟
مربی: "اوه، بذار ببینم چطور پاهات رو باز میکنی."
مربی: "اوه، بذار ببینم چطور پاهات رو باز میکنی."
"و خم شو." اوه، نه.
"اوه، آره... اوه، آره." اوه نه، لطفاً نه.
مادرجنده کثیف.
مادرجنده کثیف.
آفرین، کشش بده، عزیزم. ادامه بده.
"من خبر بدیام." اوه، خدا.
کاردی: فکر کردم قرار بود اینا رو بذاریم تو خونه مانولیتو.
همینطور بود، اما بعد یه تصادف حسابی و چپه شدن داشتیم.
همینطور بود، اما بعد یه تصادف حسابی و چپه شدن داشتیم.
خب، الان یه دقیقه وقت میخوایم، عزیزم. گوش کن، این نقاشیهای کوفتی...
باید برن رو یخ لعنتی، میدونی. وایسا، وایسا، وایسا.
ویتنی هیوستون، ما یه مشکل داریم. مشکل چیه؟
ویتنی هیوستون، ما یه مشکل داریم. مشکل چیه؟
مشکل اینه، اشلی. اون بوم نقاشی گنده لعنتی...
توی اون سوراخ کوچولو جا نمیشه، مگه نه؟ معلومه که جا میشه.
فقط باید... کجش کنی تا بره تو.
فقط باید... کجش کنی تا بره تو.
ارین، ارین، کج کردنش مهم نیست.
این فیزیک لعنتیه، عزیزم؟ خفه شو! اون لعنتی بازه؟
چرا بازه؟ کی اون رو باز گذاشته؟
کشش بده و بکش. (ناله کردن مربی)
کشش بده و بکش. (ناله کردن مربی)
"بکش، بکشش، بکش، بکش!" (ناله میکند)
درها باز باز و همه چراغهای لعنتی هم روشن.
یکی اونجاست. چی؟
یکی اونجاست. چی؟
یکی اون توئه. احتمالاً جیمه.
نه، ببین، ما تازه یه سرقت بزرگ انجام دادیم، مگه نه؟ کارول راست میگه.
ممکنه یه مرد بدِ لعنتی باشه.
یا یه زن. یا یه زن ترنس. تو... الان وقت این حرفاست؟
یا یه زن. یا یه زن ترنس. تو... الان وقت این حرفاست؟
"آره، عزیزم!" (ناله کردن از لپتاپ) ادامه بده. بکشش، بکشش.
یه دقیقه صبر کن، اگه اشتباه نکنم، اون صدا...
یه دقیقه صبر کن، اگه اشتباه نکنم، اون صدا...
یه ارگاسم زنانه ساختگی مال حدود، به نظرم، سال ۱۹۸۳ئه.
چرا یه زنِ دهه هشتادی باید تو پناهگاه علف وانمود کنه ارضا شده؟
چرا یه زنِ دهه هشتادی باید تو پناهگاه علف وانمود کنه ارضا شده؟
ارضا شدن؟ آره.
همه: اوه، وای خدای من. متاسفم.
گندش بزنن. نمیتونم متوقفش کنم.
گندش بزنن. نمیتونم متوقفش کنم.
تمومش نکن! (ناله میکند)
گندش بزنن، رفیق. اوه...
خب، دیگه نمیتونم اون صحنه رو از ذهنم پاک کنم، مگه نه؟
هی، سعی نکن منو بابت خودارضایی سرزنش کنی. تو باید خیلی خجالت بکشی.
هی، سعی نکن منو بابت خودارضایی سرزنش کنی. تو باید خیلی خجالت بکشی.
خجالت بکش که وازلین لعنتی آوردی.
کاملاً طبیعیه.
خودارضایی کردن منو آدم بدی نمیکنه.
خودارضایی که آدمو آدم بدی نمیکنه.
آره، وقتی تو محل کار یکی این غلط رو میکنی، خیلی هم بده.
ژل روانکنندهت رو هم آوردی و همهش رو سلفونپیچ کردی.
لپتاپ خودِ کوفتیت رو هم واسه همین کار آوردی. خیلی بده.
ببخشید... ببخشید. میرم یه طی بیارم.
ببخشید... ببخشید. میرم یه طی بیارم.
چون نمیتونم این لکههای کثافتکاریهات رو دور و برم ببینم. هوم.
داره فقط دستاشو پاک میکنه. زشت نیست این کار؟
تو اصلاً اینجا چه گوهی میخوری؟
آه، خواهرم مهمونه. آره، ولی این به این معنی نیست که
آه، خواهرم مهمونه. آره، ولی این به این معنی نیست که
بیای همینجوری اینجا و کلی کثافت بپاشی
همهجای این خرابشده، مگه نه؟
چرا کفشهای مخصوص این کارو آوردی؟
چرا کفشهای مخصوص این کارو آوردی؟
اونا مال من نیستن. مال من خونهست.
شما مادرجندهها منو دست کم گرفتین.
تصمیم گرفتین باهام دربیفتین.
خب حالا، باید تاوان پس بدین.
اوه... اِ
جوجهها.
سلام، عزیزم. سلام.
سلام، عزیزم. سلام.
خوبی؟ (گریه میکند)
چی شده باز؟ (گریه میکند)
قضیه پیپی.
پیپی کردی؟
آره پیپی کردی!
مشکلی نیست. مشکلی نیست.
مشکلی نیست. مشکلی نیست.
کوچولو... تو...؟ اوه، لعنتی، وای... (آواز میخواند)
آه، نه، وای.
کنترل کن.
اوه، خدای من.
اوه، سلام. هی. خیلی وقت بود، نه؟
خوبی؟ آره، خوبم. آره. چه خبر؟
خوبی؟ آره، خوبم. آره. چه خبر؟
یه کمی رو صورتم جیش شد. نمیدونستم بچه داری.
مال من نیست. شوگر رو یادت میاد که خونهتو تمیز میکرد؟ همون بارداره؟
مال من نیست. شوگر رو یادت میاد که خونهتو تمیز میکرد؟ همون بارداره؟
آره، خودشه. فقط دارم ازش نگهداری میکنم، مگه نه؟
چون اون مشغوله، و جیجی، باباش،
اون... اون رفته، پس...
اون... اون رفته، پس...
عجب، دیروز داشتم بهت فکر میکردم. چطور مگه؟
آره، دارم یه کار موشگیری تو بلچلی دیل انجام میدم و اِم...
اونجا یه پیرمرد هست به اسم موریس فینچ.
اونجا یه پیرمرد هست به اسم موریس فینچ.
سالهاست میشناسمش ولی نمیدونم چرا، دیروز...
شروع کرد به گفتن اینکه قبلاً یه مجرم حرفهای بوده.
عجب، آره. بعضی داستانهای دیوانهکنندهای که تعریف میکرد.
و فکر کردم از دیدنش حسابی حال میکنی.
و فکر کردم از دیدنش حسابی حال میکنی.
آره، حتماً. بزن بریم. بعداً میپیچم اون سمت.
کی این کوچولو رو برمیگردونی؟ چند ساعت دیگه.
نمیتونم صبر کنم، لعنتی. شرط میبندم. اوه اوه.
نمیتونم صبر کنم، لعنتی. شرط میبندم. اوه اوه.
پس اینجاییه که خلافکارای بازنشسته میان، آره؟
ملک بلچلی دیل، با اون کاپری قرمز لعنتی دهه هفتادت
که جلو دره. خدایا.
خب، رسیدیم. (سرفه میکند)
خب، رسیدیم. (سرفه میکند)
دینگ دونگ.
خب، پس. سلام موریس. وینی، همون که بهت میگفتم.
خب، پس. سلام موریس. وینی، همون که بهت میگفتم.
نه بابا، گوش کن.
و یه مرد لعنتی با یه سبیل کوچیک اونجا بود.
و کلهاش عین سر کیر بود.
و کلهاش عین سر کیر بود.
نقاشیهای کسکشی لوری؟ آره بابا. آره مرد.
خب، پس بگو تو چه کارهای؟
الکل و سیگار منبع اصلی درآمد ما بود. ممم.
الکل و سیگار منبع اصلی درآمد ما بود. ممم.
برمیگرده به دهه ۸۰، وقتی همه سیگار میکشیدن.
میلیونها جنس قاچاق میکردیم. ولی اینو بهت میگم، وینی.
هیچچی به پای کار پدربزرگم نمیرسه.
هیچچی به پای کار پدربزرگم نمیرسه.
اون یه دزد بزرگ بود.
خب، بگو دیگه.
آره. نمیتونی ما رو تو خماری نگه داری، لعنتی.
باید در مورد پدربزرگت بهمون بگی.
تو به نظر مردی میای که رازدار باشه.
تو به نظر مردی میای که رازدار باشه.
آره، صد در صد. ولی نباید به هیچکس بگی. نه نه.
به جون موشگیر قسم بخور.
به جون من قسم نخور. صد و ده درصد، به جون اون قسم بخور.
به جون من قسم نخور. صد و ده درصد، به جون اون قسم بخور.
وای. هیچکس که دوستت نداره اصلاً.
پشمام!
خب، اینا مال کین پس؟ هیچ ایدهای ندارم.
از یه مغازه جامفروشی دزدیدمشون. (میخندد)
اینا همهش یه پوشش برای این یکی هستن.
اینا همهش یه پوشش برای این یکی هستن.
کجا میره؟
آه... ولی... یعنی... من... این چیه؟
یکی از بزرگترین شاهکارها در هنر دزدی
جام اصلی اتحادیه فوتبال
جام اصلی اتحادیه فوتبال
داری گوه میخوری. عمراً!
در دوازدهم سپتامبر ۱۸۹۵ دزدیده شد
توسط پدربزرگم، توبیاس فینچ و سه مرد دیگه
توسط پدربزرگم، توبیاس فینچ و سه مرد دیگه
از اون موقع شایعاتی در مورد محل نگهداریش پخش شده
میتونم... میتونم بگیرمش؟
تا وقتی که نندازیش. نه.
تا وقتی که نندازیش. نه.
فقط مراقب باش.
وای. لعنت بهت، موریس.
رفیق، این... اوه، خدای من.
No comments yet. Be the first to leave one.