The first 200 lines.
قسمت سوم از فصل سوم
شهید فلسطینی، فوزی حمدان
...هیفو
بشار کجاست؟ - تو اصلا خجالت نمیکشی؟ -
کجاست؟
نميدونم، از ديروز تا حالا نديدمش
دست از سرم بردار
هيفو، گوش کن، بشار براي ما کار نميکنه اون چيزی نميدونه
پس چرا اينجايی؟
چون منم نگرانش هستم، درست مثل خودت
خيلی حقیری
پست فطرتی
دروغگویی
پسر عمو مون بخاطر تو مُرد
برو وگرنه جيغ ميزنم
به خانواده ت بگو که اون بی گناهه
خودمون اينو ميدونيم
اما کُل روستا فک ميکنن اون يه خائنه
میخوای در این مورد چیکار کنی، ها؟
میخوای چیکار کنی... ابوفادی؟
تو برای ما مثل يه خانواده بودی
مادرت چی؟ باهاش حرف زد؟
شاید
توی چادرِ تشييع جنازه ست، ازش ميپرسم
ممنون، اينجا منتظر ميمونم
بلند شید بریم
لعنتی
ترجمه و زیرنویس هادی نریمانی Follow us on Instagram: Hadi_narimani81
باورم نميشه اونا همه اينا رو درست بیخ گوش مون قاچاق کردن
تلفن های ماهواره ای غیر قابل ردیابی، رادیو ها
تبادل انشعاب خودکار خصوصی اتصال شبکهی عمومی سوئیچ تلفن
سیگنالینگ دیجیتال همراه با جیپیاس
قاچاقچی یه فرد حرفه ای بوده
چی گفتي؟ - در مورد چی؟ -
اگه این دستگاه ها با شخص ثالثی ...ارتباط برقرار میکردن
ميتونيم با استفاده از جیپیاس پيداش کنيم؟ - از لحاظ فني، آره -
...هیفو
یه نفر تو جای همیشگی منتظرته
اوکی
بشار، چيکار کردی تو؟
هيفو ، به جونِ مامان و بابا قسم ميخورم من هیچی نميدونستم. اون بهم خيانت کرد
بايد حرفم رو باور کنی
خيلی خب، ولي چرا اينجايی؟ يکی می بینتت
بشار، ابوفادیِ حرومزاده اومد سمت چادر تشییع جنازه
من اون بی شرف رو میکُشم
قسم میخورم با همین دستای خودم میکُشمش
...خيلی خب، بيا اينجا
برات غذا و نوشيدنی بيارم؟
مامان و بابا اونجان؟
دیوونه ای؟ اونا میترسن که بیان بیرون
بابا تموم روز، تنها توی مسجد نشسته بود
نرفت پیش عمو ناصر دلداریش بده
هیفو چطوری به این فکر رسیدی؟ چطور اینو خودم نفهميدم؟
فک ميکردی اون يه عربه؟
اما من بهش کمک نکردم که پسر عمو مون رو بکُشه
خيلی خب، آروم باش
ببین، نفس عميق بکش فقط
چيکار بايد بکنم؟ چيکار بايد بکنم؟
برو پيش بابا
دیوونه شدی؟ - بشار -
نه - چاره ی دیگه ای نداری -
.هيفو، اون فکر ميکنه من يه خائنم بابا قبلا ً همچين آدمايی رو کُشته
اون برمیگرده به ۲۰ سال پيش وقتی که هم سن و سالِ تو بوده
اون پدرته، حرفت رو ميشنوه
اون منو ميکشه
بشار، اون هيچوقت بهت صدمه نميزنه
تو اينو خوب ميدونی
اما برای زمانبندی، ما درست کار کردیم
...ما نتیجه رو مطابقت دادیم با - متاسفم -
با اون حرومزاده ای که بیشتر از ده نفر رو کُشته و نزدیک بود گابی رو بکُشه
خب، اول از همه، کارت عالی بود
ولی وقت شامپاین خوردن و جشن گرفتن نداریم ...چونکه افرادِ فوزی
احتمالا دارن يه حملهی ديگهی رو... برنامه ريزي ميکنن... بخش غزه گروه خودشو
با استفاده از یه دستگاه ارتباطی توی روستای جاتا پیدا کرده
هيلا هستن، رئيس بخش غزه
هيلا - خوش اومدی -
اينقد مثل انسان های نخستین رفتار نکنید، خجالت آوره
هيلو ، شرمندم
...نه
هيلو، چيه؟
تموم شد؟
هانی الجباری و سربازاش ما رو گرفتن، جدی میگم
ما به موقع پيدا شون کرديم ولی اونا حرفه ای هستن
اونا توی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران آموزش دیدن
و همه چیو از خارجِ کرانه باختری ارسال کردن
چطوری اومدن اینجا؟
چند نفر هستن؟ - هنوز اينو نميدونيم -
احتمالا از طریق يه تونل اومدن اینجا
.این احتمالا پایگاه شون باشه ،طی حمله به مرکز
اونا مجبور شدن از اينجا برن بيرون
ما از 24 ساعت گذشته، خبر داريم
ما می دونیم که تو این محله یه جنبش وجود داره
الي، حالا تو بگو
با واحد مبارزه با تروریسم متحد میشیم
ایتان و یونی در حال رفتن به مقر اصلی هستن
جایی که کاسپی قبل از ورود به ما اطلاعات میده
سوالی نیست؟ برید لباس بپوشید و آماده بشید
بشار چی میشه؟ نميتونيم همینجوری توی روستا ولش کنيم
الان نه، برو آماده شو
يادت مياد چه قولی دادی؟
حفاظت، کارت شناسايی اسرائيلی، يادت مياد؟
دورون، الان نه - خانوادهی اون حماس ـه -
پدرش برای قتل ها داوطلب شده بود
!اگه الان بهش کمک نکنيم، اون ميميره الي، اون به ما کمک کرد
،اگه الان بریم سراغش ثابت کردیم که اون با ماست
جدی میگی؟ - ما اونو در معرض خطر بيشتري قرار ميديم -
اگه موبايلش رو پيدا کنيم، چي؟ - هيلو، يه دقيقه تنهامون بزار -
مرسی
فک ميکنی ما احمقيم
که نميدونيم امروز بهت حمله شده؟
که چی؟ - مورد اضطراری پیش نیومده؟ -
با تيم بمون، روی ماموريت تمرکز کن
بعدا در مورد بشار صحبت ميکنيم
حالا آماده شو
...بابا - اينجا نه -
چي بايد بهت بگم؟ چی رو؟
تو که باهوشي، چطور متوجه نشدی؟
اون با مواد منفجره به کرانه باختری رفت و برگشت
اون توي باشگاه بوکس ما بود، توي خونه ما بود
بايد ميدونستي - حق با توئه بابا، بايد ميدونستم -
شاید تو هم اینو میدونستی
اما میخواستی بهش اعتماد کنی که استعداد داری
که برنده مدال و جایزه بشی و تبدیل بشی به یه بوکسور معروف
نه، بابا، اینطور نیست
پس چطور بود؟ واسه من توضيح بده
تا اینکه واسه دیگران توضیح بدی
میدونی ما با خائنین تو زندان چیکار میکردیم؟
میدونی من باهاشون چیکار کردم؟
برادر زادهی من، مُرده بشار
و تو بهشون کمک کردی که اونو بُکشن
بابا، خواهش ميکنم منو ببخش
من ۲۰ سال تو زندان بودم و هرگز چیزی از زیر زبونم نکشیدن بیرون
تو بگو یه کلمه
...و الان تو اومدی و - چیه بابا؟ اون بهم دروغ گفت -
تو به اون يهودی هشدار دادی که فوزی ازش خبر داره
چرا؟
چرا؟
.ميدونستم که نميتونی کمکم کنی تو فقط به جنبش اهميت ميدی
قهرمان فلسطین باش
روستای جاتا، جنوب هبرون
چه خبر؟ - هي رفيق -
چه خبرا؟
هيلا رو ببین
آره، ازش ميخوام که از مون مراقبت کنه
آره، ازت مراقبت میکنه - همچنین -
فراموشش کن داداش، اون قطعا در مورد داشتن موشکهای ضد تانکِ حماس در طول رابطه جنسی صحبت میکنه
بهر حال درموردش تحقیق میکنم - احتمالاً سخته -
.این موضوع حقيقت داره - نميخوام قلبت رو بشکنم -
،اما من فک ميکنم هیلا این مَرد سرسختِ اهلِ الظاهریه رو ترجیح میده
احمق - ببين چقد قرمزه -
اينطوري بهم نگاه نکن - لُپت گُل انداخته -
حالتون چطوره دوستان؟ - عالی -
چطوري؟ - تبريک ميگم به رفیق عزیزم -
تبريک؟ من زندگيم تموم شده دیگه - خدا رو شکر کن که دوقلو نداری -
شوهر خواهرم دو تا پسر داشت - خوشحالم که دوقلو ندارم -
اينقد آه و ناله نکن ایشالله ۶ تا بچه داشته باشی، يا حتی ۱۰ تا
این کشور به افسر های ضد تروریسم بیشتری نیاز داره
چی شده؟ - بيا اينجا -
تیمِ الی دو طرفِ خیابون رو از جنوب و از شمال می بنده
تیم ایتان سمتِ غرب ساختمون قرار میگیره
تيم يونی سمت جنوب
عرب یک و عرب دو به پوشش دادنِ ورودی شمال ادامه خواهند داد
و بعد پروتکل نظامی رو شروع می کنیم
اگه اونا شروع به تيراندازي کردن، اول تیم يونی ميره
،این نیرو ها از غزه تا اینجا نفوذ کردن همه چی برای ما تازگی داره
پس مواظب باشید و همچنین موفق باشید
...دورون
...در مورد پیدا کردن تلفن بشار
،من با ايوب حرف زدم. حق با توئه ما اونو اونجا تنها نميذاريم
من انجامش ميدم
ممنون
مواظب باش
صبح بخیر
سلام علیکم
آماده س - دريافت شد -
فرمانده بِرِکت، برید - دریافت شد، حرکت کنید -
فرمانده سر جای خودشه
قائم مقام بِرِکت، ما سر جاي خودمون هستيم
تیم ۳۰۰ نگهبانان سقف رو چک کنید
از تیم ۳۰۰: دریافت شد
عرب 1 و عرب 2 ، می تونید برید
حله
سلام
من يه پاترول ميبينم
تاييد کن
اون مسلحه. ميتونم شليک کنم؟
تایید
فرمانده صحبت میکنه، اونا دارن از ساختمون به سمت ما شليک ميکنن
قائم مقام، برو داخل - مورن، داره میاد -
،قائم مقام صحبت میکنه ما نميتونيم حرکت کنيم، تحتِ حملهی دشمن هستیم
عرب3، به ساختمون نزدیک شو
منتفی شد! عرب 3، تو موقعیت خودت بمون
فرمانده برکت صحبت میکنه نميتونيم حرکت کنيم، تحت حملهی دشمن هستیم
فرمانده برکت، فرمانده تحت حملهی شدیده بايد برین پیشش
نارنجک
فرمانده اينجا، من به کمک احتياج دارم ما اينجا گير افتاديم
عرب 1 و عرب 2، ما از اطراف میریم اونجا
کاسپي، من اونا رو ميفرستم اونجا
برید
عرب 1 و عرب 2، شما می تونید
No comments yet. Be the first to leave one.