Fauda

Fauda (פאודה)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Fauda S03 E02 {Persian}
A Commentary by Hadi_Narimani81
جهت ترجمه‌ی فیلم و سریال به دایرکت مراجعه کنید Instagram: Hadi_Narimani81

Tags

other
Published on: 2021-07-28
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« قسمت دوم از فصل سوم »

غزه

منطقه رمال، دفتر مرکزی حماس

...شیخِ گرامی

من خيلی چيزا رو توی زندگيم از دست دادم

...پنج تا بچه و دو تا زن

بلافاصله به خاکستر تبدیل شدن

،نه فقط اونا

برادرانم، رزمندگان و سربازانم هم همينطور

فقط هم من نیستم

...کسي توی اين اتاق هست

که دوستان، عزیزان و خانواده‌ی خودشو از دست نداده باشه؟

ما برای فداکاری های تو برای ابومحمد ارزش قائليم

اما اينجا نيستيم تا به شعار های تو گوش کنيم

اگه میخوای به خودت زحمت بدی که در مورد عمليات ديروز بهم خبر بدی

بهت میگم که لغوش کنی

این انتقام های تو، ما رو به يه جنگ غيرضروری ميکشونه

شيخِ بزرگوار، موضوع انتقام نيست

به کرانه باختری نگاه کنید

اگه ابوعمار افرادش رو ببینه که با یهودیان ...توی دفاتر سازمان امنیت و اطلاعات

ملاقات میکنن... به خدا قسم از برگشتن به تونس، شرمنده میشه

ما باید از شر اشغال صهیونیست‌ها خلاص بشیم

و البته یارانِ خائن

خدا رحم کنه، اونا به عنوان شهید جون خودشونو از دست دادن

اونا سه مرد از جمله دو نفر از اعضای این واحد رو کُشتن

خدا رحم کنه

من با ابومحمد صحبت کردم

اون ميگه این یه پیروزی بزرگه و برای شما آرزوی موفقیت میکنه

و میگه خدا به همراتون

ما‌ میدونیم چه اتفاقی واسه حمدی و ابراهیم افتاده؟

خودم می‌فهمم چی شده، نگران نباشید فقط روی وظيفه‌تون تمرکز کنید

ما وظيفه مون رو ميدونيم فوزی ولی اگه يه خائن بين ما باشه، چی؟

،ما اينجا نیومدیم تا به عنوان یه شهيد بميريم اول بايد بفهميم چه اتفاقی افتاده

گفتم که می‌فهمم چی شده

،ولی اگه هرکدوم تون ترسيده

همین الان می تونه برگرده غزه

آروم باش فوزی، فقط یه سوال پرسیدیم

خيلی خب، مراقب خودتون باشین

و به کار خدا اعتماد داشته باشین

ترجمه و زیرنویس: هادی نریمانی‌ Instagram: Hadi_narimani81

...جناحِ رزمنده‌ی حماس، دیروز

واردِ یک حمله قهرمانانه به اسرائيل شد...

...خبرنگار به حماس هشدار داد که

حملات بیشتر به صهیونیست ها برنامه ریزی شده است

و همدستان آنها

از سوی رهبری فلسطینی ها است

روزای سختی پیش رو داریم

الو؟ - الو، اونجا قصابیه؟ -

خانوم فک کنم اشتباه گرفتین

اشتباه

الو؟ - بابا، چطوري؟ -

خوبم، تو چطوری؟ - شکر خدا -

مامان چطوره؟ - خوبه -

بابا، «زیاد» تو مهمونی بودش؟

آره، چرا؟ - بايد ابو فادی رو ببینه -

و از اون موقع تا حالا دیگه خبری ازش نگرفته

مربي اینجاست؟

نه، هنوز نیومده

باشه، اگه یکی از اونا رو دیدی بهم خبر بده

چرا، مگه مشکلی پیش اومده؟ - نمیدونم بابا، شاید -

خيلي خب بابا، بايد برم. می بوسمت

فوزی، مراقب خودت باش پسرم. باشه؟

خدافظ

سلام گابی

حالت چطوره؟ چیزی نیاز نداری؟

اينو ديدی؟

اونا ما رو به فنا دادن

فک کنم بدتر از اینم باشه

فک میکنی؟

ممکنه 20 واحد تو کرانه باختری وجود داشته باشه

برنامه ریزی جنگی با تمام چیدمانش وجود داره و ما هیچ اطلاعاتی نداریم. هیچی

این قضیه رو تمومش میکنی، اوکی؟

گابی، شوکه شدم

چیزی نیس، می‌بینی که نمُردم، بیا اینور

شما دو تا همديگرو ميشناسين؟

نه

تو دورون هستي - آره -

هيلا باشن، رئيس بخش ِ غزه

اون بايد هانی الجبری رو بهتر از هرکدومه از ما بشناسه

شايد بتونه جلوی اين فاجعه رو بگيره

گابی، ما فقط کمی جا خورده بودیم - ميدونم، ولي اوضاع عوض ميشه -

...بهت قول ميدم که

نميخوام اين مزخرفات رو ببینم - هي، آروم باش -

آروم

بگو

آها

خيلي خب - يه دقيقه بهم وقت بدین -

اُم ماهر ، متاسفم

خيلي متاسفم

پيداشون ميکنيم

قول ميدم پيداشون کنم که بهای کارای که کردن رو پرداخت کنن

اون بهای زیادی رو می پردازه

خداحافظ

ممنون

اين يه گند کاريه، نه؟

الان چطور میتونم برم مرکز فرماندهی؟

گابی درست میگفت. خودم بايد ميدونستم

این بتو مربوط نیست - بله؟ -

من هیچ‌کس رو مثل هانی نميشناسم

حتی میدونم تو قهوه‌ش چقد شکر می‌ریزه

صداش رو تو یه ثانیه می‌شناسم عکسای اشعه ایکس‌ش رو می‌شناسم

من اونو ميشناسم، ولي اينو نديدم

...بهم بگو

اهل کجایی؟

کتاب های ٱونو؟ تای؟

اهل اورشلیمی

جدی میگی؟

متاهلی؟ - اووه -

شايد خيلي وقته که توی اون روستا گير کردی، درسته؟

متاسفم

خب، دفعه بعد که برگشتی اونجا چی میشه؟

نمیدونم

ما نميتونيم همینطوری از ناصر بگذریم

اون هرگز پسرش و زیاد رو تحویل نمیده

تا ديروز که يه انتخاب معقول بود

واقعا جسدش رو گذاشتي تو صندوق عقب و انداختيش بيرونِ در ورودی؟

قرار بود چيکار کنم؟ با تو میاوردمش خونه؟

دورون ، تو بايد برگردي به الظاهریه و بشار رو راه بندازی

،این مشکل تو نیست تو داری کارای غزه رو انجام میدی

واحد های هانی مشکل منه و حالا اونا توي منطقه‌ی تو هستن

انگار که با هم فاصله داريم - باشه، ممنون بابت قهوه -

دورون، بشار ميخواد پدری که تازه آزاد کرده رو تحت تاثير قرار بده

،و تو رو تحسين کنه تو بايد ازش نهایت استفاده رو بکنی

چند وقته که مدير بخش بودي، ها؟ سه سال، پنج سال؟

با آسایش توی یه دفترِ کولر دار بودی

تا حالا با يه عرب رو در رو بودي؟

دورون، ميفهمم که نميخواي بشار رو درگير کني

اما ببین کجا هستیم و چه اتفاقی افتاده

حمله از روستای شما، از قلمرو های بشار صورت گرفت

...اون فقط يه بچه ست! اون فقط به

محمد علی فلسطینی‌‌ش فک میکنه... اگه اون میدونست فوزی کجاست، منم میدونستم

،دورون، هنوز اين اتفاق نيفتاده ...حماس داره تلاش میکنه تا سرمایه‌ش رو برای

اعزام فعالینی از اردن جمع کنه... ...ولي واحد اينجاست

وقتي نميدونيم چند تا از اونا، اونجا هستن...

این اولین باره، بنابراین ما باید هر چیزی رو امتحان کنیم

من اونو ميشناسم شش ماهه که دارم بهش آموزش ميدم

اما تو يه مربی واقعی نيستی، درسته؟

علاوه بر این، اگه بشار آگاهانه به ما کمک کنه یا نه

.براي ما راحت تره که ازش محافظت کنيم برنامه استخراج، همکاری

شايد حتي يه کارت شناساییِ اسرائيلی هم بگيره

تو یه کلک باز خوب میشی - اونا درمورد من میگن -

تو داری به یه کلک باز، کلک میزنی؟

تو از همه کلک باز تری

بچه ها چيکار ميکنين؟

یالا دیگه، تمرين رو شروع کنید بشار ، با من بيا

یالا

ابوفادی کجاست؟ امروز باهاش حرف زدي؟

نه، چطور ‌مگه؟

دیر کرده، بهش زنگ بزن ازش بپرس کجاست

يالا، بيا تو

شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نیست

لطفا پيغام بگذاريد

چرا با من حرف نميزني؟ چرا باید از بقیه بشنوم؟

من ميخوام همچين چيزايی رو تجربه کنم

چی شده رفیق؟

تو باید برگردی به روستا

بخش غزه خيلی سرسخته - رئيس اداره سرسخته -

من فک میکنم این خیلی سهل انگاریه

حتي قبل از اينکه زیاد رو بکشی، خطرناک بود الان حتی خیلی بدتر هم شده

ميتونم انجامش بدم رفيق

من دارم با یه تیم آماده يه زمین توی شهر اوتنيل درست میکنم

پنج دقیقه ازت فاصله داره

ممنونم - و امروز میریم دیدن ناصر -

پس امروز باشگاه رو تعطیل کن و مراقب باش

فوزی و کارگر

رئیس - رئیس -

الظاهریه، جنوب هبرون، تشکیلات خودگردان فلسطین

هي رفيق، بيا اينجا - چی شده؟ -

از پلیس امنیت هستم، ابوفادی کجاست؟

اون اينجا نيست

امروز نتونسته بياد؟ - نه -

هی، داری چيکار ميکني؟ - خفه شو -

آهای! اينجا چه خبره؟

تو ابوفوزی هستی؟

پسرت کجاست؟

مربی‌ت کجاست، ابو فادي چرا اينجا نيستش؟

نميدونم اونا کجا هستن

،و شما حق ندارين اينجا باشين خواهش ميکنم برین

برید

آستوپ

این وظایفِ کالیده

پسرت مظنون به قتل رئيس بخشِ امنيتِ فلسطينه

و مربیِ تو هم متهم به کمک کردنه

بهم بگو اونا کجان وگرنه هردوتون رو دستگیر ميکنم

بذار بره، حیوون

بذار اون بره

،پسرت به تاريخ پیوست ابوفوزی اون مُرده. تسلیت میگم

و اگه ابو فادي رو پيدا نکنيم، برميگرديم فهمیدی؟

آره

خوبه

فرمانده؟

فرمانده؟

،تو تا وقتی قهرمانی که اسلحه همراته ميخوام غير مسلح ببينمت

ميخوام بدون اسلحه ببينمت

به زودی میبینی

تو چت شده؟

بذار من بپرسم، تو چت شده؟

مشکلت چيه؟ - نزدیک بود اونو بکشی -

متاسفی، يا چی؟ - ساگی -

،ما قرار بود به اونا یه شُک بديم اين کاريه که من کردم

More Farsi Persian subtitles for Fauda

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left