The first 200 lines.
هی بچهها.
فقط یه لحظه، یه لحظه.
میخوام از همتون تشکر کنم که
اومدین، رفقا.
به نظرم این شامها خیلی
مهمن.
به نظرم، میدونید، مخصوصاً
فردا که روزِ حذفه.
آدم هیچوقت نمیدونه چی ممکنه
بشه.
این آخرین باره که همهمون
دور هم جمع میشیم و یه جورایی یه
خانواده میشیم، یه خانواده واقعی.
و من اینو دستکم نمیگیرم.
آخرین بار تو این جمع.
از همتون ممنونم، بچهها.
دوستتون دارم، بچهها.
حسِ خیلی طبیعی داشت،
میدونید، مثلِ یه پیوند طبیعی.
چی باعث شد بشه بهترین
کمپِت؟
یه ترکیب بود از
اولین بار بودن تو شهر خودم،
و بازی کردن نزدیکِ خونه.
من تو اورگان درس میخوندم،
واسه همین هیچوقت نمیتونستم خانوادم رو ببینم
تو طول سال.
خب اون، و بعد هم اومدن
از یه تیم دیگه، و اینکه مثلاً –
رسیدم اینجا و نمیدونستم
شما بچهها چطور خواهید بود،
و اینکه چقدر شماها راحت
منو تو آغوش گرفتین،
منو همراهی کردین، و این فقط
همه چی رو باحال کرد.
راستش رو بخواید، من معمولاً از
کمپِ پاییزی متنفرم.
ولی هر روز با هیجان از خواب بیدار میشدم
که با شما باشم.
راستش رو میگم، این حسی بود که
داشتم.
من هیچوقت - هیچوقت همچین حسی رو
نداشتم.
این محشره.
دخترم، آخه،
میپرید رو پشتم و،
گوشام رو میکشید، و فکر میکنه
خیلی خندهداره، ولی اون لعنتی
درد داشت.
و مثلاً، اون کارو برای
حدود سی دقیقه انجام میداد.
هی، اِم، من اینو آوردم، من
میدونم که از شماها خواستم
توپهای فوتبال زیادی رو امضا کنید، ولی
این یکی رو برای خودم میخوام.
فقط میخواستم بگم، نمیدونم
میدونید، هیچکدوممون نمیدونیم چی قراره
فردا بشه، همونطور که دیکی
گفت، ولی این یکی از
بهترین تابستونها و کمپهای پاییزی
بود که تا حالا تجربه کردم.
پس، اگه میتونید اینو برای
من امضا کنید، میره تو زیرزمینم.
اونجا برای همیشه میمونه.
و هر وقت بهش نگاه کنم،
فقط شماها رو یادم میاد.
پس ازتون ممنونم بچهها، و
من شروع میکنم.
اوه، نزدیک بود بندازمش.
من سل مایورانا هستم، به
باور به بیلز خوش آمدید.
امروز روز سختی بود برای
بوفالو بیلز، روزِ حذف تو
اِناِفاِل.
این یعنی ۲۷ بازیکن کارشون رو از دست دادن.
از جمله اونا، مدافعان خط مقدم
مارکوس هریس، زایون لوگ، و
بچه محلی، کیسی راجرز.
۳۵ سال پیش، تیمِ
بیلز یه شعارِ تهییجکننده داشت.
کجا رو به اینجا ترجیح میدادین
جز همینجا، همین حالا؟
همه تو بوفالو
جواب رو میدونستن.
بیلزِ اوایل دهه ۹۰
فقط خوب نبودن، اونا
تاریخی بودن.
برنده ۴ قهرمانی پیاپیِ ایافسی.
این شهر بهترین جا برای بودن بود.
هنوز هم همینطوره.
بیلزِ ۲۰۲۵ بازیکنانی داره که میتونن
یه قهرمانی برای این شهر بیارن.
تیمی که آمادهی شروع است.
قطار آمادهست که
ایستگاه رو ترک کنه.
اما فقط کسانی که بلیت دارن میتونن
سوار بشن.
۲۷ بازیکن همین الان حذف شدن.
RIDE.
27 PLAYERS HAVE JUST BEEN CUT.
این اردو، واقعاً یه چیز دیگه بود...
یه جورایی خیلی خاص بود.
اینکه جزو تیمی مثل
بیلز باشی، این تیم با اون همه تاریخچه،
واقعاً هم هیجانانگیز بود هم
یه لطف بزرگ که این شانس رو داشتم
براشون بازی کنم.
برام مثل برگشتن به خونه بود، یه
برگشتن حسابی به خونه.
یه فرصتی بود که واقعاً انگار
رویا بود.
اینکه برای تیم بیلز بازی کنی و
خودت هم اهل نیویورک باشی.
اگه میتونستم ۱۰ سال پیش برگردم عقب
و به خودم بگم
که یه روزی از اون تونل میرم تو زمین،
چه برای یه بازی پیشفصل یا
چه هر بازی دیگه،
عمراً باورم
نمیشد.
اونجا که کیسی بود، فضای خیلی رقابتیای
داشت.
واقعاً یه مسیر سخت و پر چالش برای پیشرفت بود.
فکر میکنم کیسی واقعاً نشون
داد که بلده.
فکر میکردم با نزدیک شدن به آخر اردو داشت
پیشرفت میکرد، چند تا حرکت خوب ازش دیدم.
و اون از اون دسته آدمهاست که
هر چی داشت رو رو کرد.
اون... اصلاً نباید سرش رو پایین
بگیره یا از این حرفا.
دیشب سر اون شام.
اینکه تو یه اتاق با همچین
بازیکنهای باکلاسی بنشینی.
گرگ، اد، داکوان یا جوئی بوسا...
کلاً یه رویا به نظر میرسید.
فقط، میدونی، هر راهنمایی و
نصیحتی که میتونستم ازشون بگیرم، برام
حکم طلا رو داشت.
با اینکه فکر میکردم شماها
اینجا دو سه هفته اول اصلاً اسم واقعی
منو نمیدونستید.
فرصتی بود که تا آخر عمر
بابتش ممنونم.
هیچوقت نذار کسی بهت بگه
که نمیتونی کاری رو انجام بدی.
میدونی، من اینجا بوفالو رو
خیلی دوست دارم.
همیشه آرزوی زندگیم بود که
برای بیلز بازی کنم
و تونستم بهش برسم.
هیچکس دوست نداره به آدما بگه
که باید دنبال کار دیگهای باشن.
و اینکه اینجا جای
کسی نیست.
برای همین واقعاً سخته.
به خاطر کاری که ازمون میخوان
انجام بدیم، این قضیه رو خیلی
شخصی میگیریم.
و خب، اینم دیگه ذات این کاره.
این اون روی - اون روی تلخ و
ناجور این کاره.
گوینده: برای سرمربی شان
مکدرموت و مدیر کل
برندون بین، رسوندن لیست
به ۵۳ بازیکن یه کار خیلی سخت و
ناخوشاینده.
نصف کوارتربکها دیگه
رفتنی شدن.
شین بوئکل و کوارتربک
دیگه، مایک وایت هم جزو
اونایی هستن که حذف شدن.
و با وجود اینکه تنها
بازیکن NFL بود که تو این پیشفصل هم ۱۰۰
یارد با دویدن و هم ۱۰۰ یارد با دریافت توپ پیشروی کرده بود،
فرانک گور جونیور هم همین بلا سرش
اومد.
دریافتکننده واید، کیجی
هملر هم حذف شد.
به نظرم آدمو میسازه.
فکر میکنم خدا فقط داره امتحان میکنه
ببینه واقعاً کی هستی.
میدونی، فقط باید ادامه بدی.
اصل کاری همینه.
میگم من هیچوقت... همیشه
رو پای خودم وایسادم.
هیچوقت کم نیاوردم.
رباط صلیبی پاره.
عضله سینه پاره.
مفصل لگن دررفته، مشکل قلبی...
بازم اینجایی پسر.
با این حال، من بازم شکرگزارم و
فروتن.
فرصتش که پیش بیاد، من خودمو نشون میدم.
گوینده: هر چی تعداد حذفشدگان
بیشتر میشه، این تصمیمات سختتر میشن.
این خبر بدی برای زننده ضربه قوی
و بازیکن خط حمله (تایت اِند) دوچرخهسوار کوهستان،
زک دیویدسون هست.
میدونی، صبح که از خواب بیدار میشی...
No comments yet. Be the first to leave one.