The first 200 lines.
این برنامه حاوی زبان تند و طنز بزرگسالان است
ای وای!
الو؟
اِ
اوف! آخ!
هیچوقت هیچچیز تو این خونهی مزخرف سرراست نیست
سلام، من گرگ دیویس هستم. به تسکمستر خوش آمدید
امروز اجازه بدید با یک نکته شخصی شروع کنم، اگه اجازه بدید
و بهتون بگم که آنا، یکی از اعضای گروه،
که وقتی میام استودیو، قهوههای منو درست میکنه،
اخیراً بهم اشاره کرد که توی تقریباً ۲۰۰ قسمت تلویزیونی،
حتی یک بار هم بهش نگفتم "ممنونم".
و بنابراین، خواستم برنامه رو با درست کردن این اشتباه شروع کنم.
آنا، صمیمانه ازت بابت تمام زحمتهات ممنونم.
ولی در عین حال...
قهوهت مزهی آشغال میده!
میزتو خالی کن! فکر کردی نمیتونم جاتو پر کنم؟!
هزار نفر صف کشیدن!
خب
لطفاً به شرکتکنندههامون خوشامد بگید.
آنیا ماگلیانو... (تشویق)
مِیزی آدام... (تشویق)
فیل الیس... (تشویق)
ریس شیرسمیت... (تشویق)
و سانجیو باسکَر. (تشویق)
و کنار من، مردی که بهم میگه امسال میخواد بره تعطیلات به
یک جای مرموز که همه وقتی حرف میزنن، آب دهن میندازن.
وِلز.
ایشون...
الکس هورن کوچک.
سلام، مردم وِلز.
نمیدونم شما چه مشکلی با مردم وِلز دارید.
گفتید "پایینتر از انسان". اوه، خدای من!
مسابقه جایزه، پس.
بله، همینطوره. گرگ و فکر کنم همچنین...
چون این هفته، دستهی مسابقه،
دستهبندی، بهترین چیزیه که یک جنبهی غافلگیرکننده داره.
اوه، خوبه. آره.
باید بگم که کمی نگران شدم
وقتی اولین بار جنبهی غافلگیرکنندهی شما رو دیدم، گرگ.
ولی بهش عادت کردم و الان دیگه اصلاً برام مهم نیست.
چیزی که گرگ بیشتر از همه از غافلگیریش خوشش بیاد، ۵ امتیاز میگیره.
و برندهی برنامه میتونه هر پنج تا چیز رو ببره خونه.
سلام، ریس. چی آوردی که ممکنه منو غافلگیر کنه؟
همونطور که میدونید، من تو زندگی واقعی خودم، یه جورایی یه دیوید دیکنسون هستم.
خب، خونت رو پر از چیزهای عجیب و غریب کردی.
درسته.
رفتم یک نمایشگاه عتیقه و این وسیله رو خریدم.
اینهاش.
اختراع ثبت شدهی بهبود یافتهی
دستگاه مگنتو-الکتریک
برای بیماریهای عصبی.
دستهاش رو میچرخونی و دو تا چیز رو نگه میداری،
و قرار بوده بهت شوک بده.
وقتی از اون مرد خریدمش، بهم اطمینان دادن... کار نمیکرد.
خب. پس بردمش خونه و به دخترم گفتم:
"اِ، هالی، میخوای امتحانش کنی؟"
آره، بهتره خودت امتحانش نکنی.
نه. و دسته رو چرخوندم... (صدای شوک الکتریکی را تقلید میکند)
و بهش یک شوک الکتریکی خیلی بزرگ داد.
کاملاً عجیب و غریب.
آنیا.
من یک میکستیپ آوردم.
و چیز غافلگیرکنندهاش اینه که یکی
بهم دادش و من هرگز بهش گوش نکردم.
یک پسر؟
آره. اسمش چیه؟
رِی. اوه!
پس من چیزی نداشتم که باهاش بهش گوش بدم.
از اونها نداشتم... اوه، دستگاه کاست نداشتی؟
آره... نمیدونم اسمش چیه.
میکستیپ اینطوریه. یک نوار کاست کلاسیکه.
میتونیم اونجا ببینیمش. آره.
من هرگز بهش گوش نکردم ولی
ولی الکس بهش گوش کرده.
تو نمیدونی آنیا، ولی آره، رِی اینو معرفی کرده.
پس، میتونم صدای رِی رو برات پخش کنم.
این یک... میکستیپ هست
که من... برات ساختم.
بفرمایید.
این واقعاً صدای خودشه؟
آره.
انگار از اون دستگاه شوک الکتریکی هم قدیمیتره.
انگار صدای کسیه که تلفن رو اختراع کرده.
قسمت دومش میگه "آلمان صدا میکند، آلمان صدا میکند."
اوه، آنیا، بیا اینقدر مسخرهبازی درنیاریم.
تو منو غافلگیر کردی.
عجیبترین چیزیه که تا حالا توی برنامه داشتیم.
سانجیو، تو چه چیز غافلگیرکنندهای آوردی؟
ترقههای کریسمس.
اینهاش. اون ترقههای کریسمس آورده.
باشه. انواع و اقسام. ها؟ هان؟
خنده
میدونی توشون چیه؟
اوه، باشه. ۱ امتیاز رو ننویسم؟
قرار نیست جلوتو بگیره
اوه... باشه، بیا سفید رو برداریم
اگه بازش کنی
یه موز توشه!
انتظارشو نداشتی، نه؟
یعنی، یه جورایی داشتم
واقعا؟ وایسا ببینم. اگه موز رو دربیاریم
تو موز چی پیدا میکنیم؟
یه کراکر کوچولو! انتظار اینو نداشتی، نه؟
این یکی یه ذره بیشتر غافلگیرم کرد
تو این کراکر کوچولو چی پیدا میکنی؟
ای بابا. میکس تیپ که نیست، هست؟
خنده
نه، نیست. عکس خودته!
یه جورایی انتظار داشتم موز باشه
کراکر کوچیک رو انتظار نداشتم
یه ذره غافلگیری توش بود. آره
میسی
یه میکس تیپ درست کردم
من ری نیستم. من ری نیستم.
نه، من یه...
آلبوم تلفیقی ساختم.
با آدمهای مختلفی که در ارتباط بودن، تماس گرفتم...
...با بقیه شرکتکنندهها...
و ازشون خواستم حقایق غافلگیرکننده در مورد همهتون بگن.
اوه!
و این همون آلبومی هست که ایشون درست کرده.
اسمش هم هست «حالا این دیگه چیه درباره تو؟»
میخواین مال فیل رو بشنوین؟
این از طرف مامانته.
فیل وقتی چهار ساله بود، یه فازی رو گذروند...
...که فقط کلمات «جوجهتیغی، نه» رو میگفت.
اوه، برو گمشو!
«جوجهتیغی، نه.» «جوجهتیغی، نه»؟
خب، همه از این فازا دارن، مگه نه؟
ریس، با شریک کمدیات، استیو پمبرتون، تماس گرفتم.
برای این یکی. خب.
این چیزیه که استیو گفت.
یه چیز تعجبآور در مورد ریس اینه که
اون عادت داشت از همه استادامون نقاشیهای پورنوگرافیک بکشه
وقتی کالج بودیم،
و سفارش هم قبول میکرد.
آره، درسته.
سفارشها معمولاً حیوون بودن.
یا خدا!
جوجهتیغی، نه!
این... اِم... خیلی تعجبآوره.
فیل. آخرین نفر.
من آوردم...
یه یادگاری خانوادگی زیبا که یه ساعت پدربزرگه.
بله، آورده. اینجاست.
ایناهاش. قشنگه، نه؟ دوستداشتنیه.
ارث رسیده، کنایهآمیز از عمهم.
خدا بیامرزه.
آممم... نمرده.
ولی این وضعیتی که الان داره، اصلا زندگی نیست. اما...
ولی ساعت پدربزرگ رو که باز میکنی...
یه غافلگیری کوچولو داره.
ببین اینو. آره.
اون یه یخچال هم هست.
یخچال رو توش گذاشتی؟
آره. کلی از ارزشش کم کردم.
وای خدا. اوه، همهشون خیلی خوبن.
اومم. موز داخل کراکر.
هنوز فکر میکنم بدترینه.
۱ امتیاز به سانجیو. ۱ امتیاز به سانجیو، درسته؟
هوم. فیل، من بهش ۲ امتیاز میدم چون زیاد غافلگیرم نمیکنه...
اینکه تو یه یخچال رو توی ساعت پدربزرگ گذاشتی.
تعجب نمیکنم که تو داری...
یه دستگاه ویکتوریایی برای برق زدن به مردم.
ولی یه امتیاز بیشتر از اون میگیری...
چون واقعاً غافلگیرم میکنه که یه بچه رو برق دادی.
و حالا، رسیدیم به اصل قضیه.
چهار امتیاز برای این تحقیق فوقالعاده.
و هر جا هستی، رِی،
همین الان براش ۵ امتیاز گرفتی.
پنج امتیاز به آنیا.
خب. الکس، لطفاً اولین چالش رو ارائه بده.
بسیار خب. و با کمی بوق زدن شروع میکنیم...
...کمی سوت زدن و ده تا سؤال ساده.
موسیقی نظامی
صدای قدمهای رژه
الو؟ ای وای!
اوم
این همه اردک!
یه جوری امیدوار بودم بالاخره اردکها هم... پیداشون بشه. خیلی هیجانزدهام.
این دیگه چه کوفتیه؟
حس میکنم دارن قضاوت میکنن.
برو بشین تو لابی ورودی
با بوق الکس...
و با سوت الکس برگرد.
هر بار که برمیگردی باید جواب بدی.
سوال الکس، ظرف ۳۰ ثانیه.
نمیتونید جوابتون رو عوض کنید.
الکس از شما ده سوال میپرسه.
هر کی جوابای درست بیشتری بده، برنده است.
وقتتون الان شروع میشه؟
بوق. آها، باشه.
صدای دو بوق.
اجازه بدید یه توضیح بدم.
بوق.
اوه، یه لحظه... آره، هنوز بوق نزده بودم.
نه. آها.
خوبی؟
آره... بوق.
No comments yet. Be the first to leave one.