Taskmaster

Taskmaster

Download Farsi Persian Subtitle

Season 20

Release info

Taskmaster S20E06 Is That Number Got Curves 720p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 20 قسمت 6 Taskmaster 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک و شوخی‌های بزرگسالانه است

اوه، نه!

الو؟

اِ...

آه!

هیچ‌وقت هیچی تو این خونه مسخره سر راست نیست

پف! اَه!

خوش آمدید!

به تسک‌مستر خوش آمدید، جایی که گروهی از کمدین‌ها با هم رقابت می‌کنند

تا ببینیم کدومشون از همه بدتر نیست تو انجام یه کار

هیچکس تو ساعت آینده هیچی یاد نمی‌گیره

پس یه نوشیدنی باز کنید و تسلیم پوچیِ قضیه بشید

و حالا اسامی گلادیاتورهای خندونمون رو می‌شنوید

آنیا ماگلیانو... (صدای تشویق و کف زدن)

میزی آدام... (صدای تشویق و کف زدن)

فیل الیس... (صدای تشویق و کف زدن)

ریس شیرسمیت... (صدای تشویق و کف زدن)

و سنجیو باسکار! (صدای تشویق و کف زدن)

و کنار من، مردی که بهم گفت هیچ‌وقت مشکل نداره

که بعد از زنگ ساعت دوباره بخوابه

فقط کافیه یکی از تعریف‌های زنش رو بشنوه

از یه خوابی که دیده

خودش میگه "اونا انقدر خسته‌کننده‌ان

"زود به خواب میرم." (صدای خنده)

ایشون...

الکس هورن کوچولو!

ممنون. عصر بخیر به همگی.

سلام

هی، گرگ، برات یه کادو آوردم.

آره. فکر کنم خوشت بیاد.

یه دستگاه ذهن‌خوان فعال هست.

(خنده حضار)

میخوای امتحانش کنی؟ آره.

"یعنی، واقعاً یکی از باحال‌ترین چیزهایی هست

که تا حالا دیدم." اوه!

خیلی خوبه. کار می‌کنه!

بازم هست؟

"تو... بهترین دوست منی."

اووه!

اوه، اون یه تدوین بد بود، نه؟

"تو هس..." "...بهترین دوست منی!"

اوه! واقعاً منظورت اینه. (صدای خنده)

این بهترین بخش... این بهترین بخش گفتگو تا حالا بود.

شروع کنیم! بله، و من قویاً پیشنهاد می‌کنم

که با بخش جایزه شروع کنیم.

و دسته بندی این بار هست

چیزی که گرگ بیشتر از همه دوست داره الکس بپوشه.

اوهوهو، خدای من!

پس، در پایان برنامه، برنده نه تنها به خانه می‌برد

پنج چیزی که گرگ دوست داره من بپوشم،

بلکه ممکنه خودم روی صحنه ظاهر بشم

و لباسی که این قسمت از تسک برنده میشه رو به تن کنم.

اووه!

قبل از اینکه هیچ‌کدومشون رو ببینم، میخوام بگم که

چیزهایی که باعث میشه اون، اِم، احمق‌ترین به نظر بیاد

اذیتش کنه، یا باعث دردش بشه،

چیزهایی هستند که احتمالاً بهشون امتیاز بالا میدم.

خب، آنیا. این تنگ و محدودکننده نیست

ولی من یه کلاه چندکاره آوردم.

آره. کلاه رو میتونم ببینم؟ آره.

اینم کلاه آنیاست.

این فوق‌العاده‌ست. اون، تصور می‌کنم فوق‌العاده سنگینه.

سنگینه. درد داره.

پوشیدنش دردناکه. زندگیش رو تباه می‌کنه.

و به سختی می‌تونم اونو با دهن گشاد و وحشتناکیش ببینم.

خب معلومه که درخشش لازم رو برای، مثلاً، همه مراسم جایزه‌هات داره

و بعد، مشکیه، پس میتونی سر خاکسپاری بپوشیش.

وقتی قلبم ناگزیر از کار بیفته

آره. ...دوست دارم اون رو سر خاکسپاریم بپوشی.

حله.

شروع قوی بود. باشه. ممنون. سنجیو.

چی گفتی، محدودکننده، اِم...؟

اِم، باعث خجالت یا دردش بشه. آره.

باشه، پس اگه تصور کنی اینو تو هند بپوشه

همه اون موارد پوشش داده میشه.

سنجیو اینو آورده.

این ساریه!

اوه، خدای من، دفعه بعدی که میریم بیرون اونجا، تو، ساوثال

آره، من ده قدم جلوتر راه میرم.

نه به خاطر مسائل فرهنگی.

اِم، فقط به خاطر امنیت شخصی.

این فوق‌العاده‌ست. آره.

تو با ساری مسخره به نظر میای

و در خطر خواهی بود.

منظورم اینه، من هیجان‌زده‌ام که یه شب دیگه بیرون میریم.

فیل.

این یه کت و شلواره که من ساختم

و با چیزهای مختلفی پوشیده شده

که شکارچی‌ها رو جذب می‌کنه.

بله، همینطوره. اینجوری به نظر میرسه، گرگ.

اوه، شروع شد!

این هم از این. (صدای خنده)

اوه! فراتر از وحشیانه‌ترین رویاهای منه!

خب، استیک‌ها رو داریم اینجا برای هر، می‌دونید، گوشتخواری.

اممم، چند تا سوسیس – شاید یه سگ کارتونی بامزه هم بذاریم که دنبالش کنه.

آره. و، امم، و عسل.

همه‌مون دوست نداریم وینی د پو چسبیده باشه...

...به پشتش، و داره پنجه می‌کشه؟ آره. مگه نه؟

با اون تی‌شرت کوچولوش؟ پایین کمرش هیچی نباشه؟ محشره!

باسنت تو باد می‌رقصه.

چرا وینی، و نه یکی از خرسای بد؟

وینی، پشت درهای بسته واقعاً یه آشغال به تمام معناست.

خنده

واقعاً عاشقشم.

ممنون. میزی.

چیزی داری که رفیقمو تحقیر کنه؟

لباس انتقام بانوی فقید دایانا.

خنده و تشویق

منظورت... منظورت این یکی‌ئه؟ خودشه!

دکلته است، تنگ و چسبان با یک خط پایین‌تنه نامتقارن.

و دنباله حریر.

سینه‌نما – البته که یه خروج از پوشش معمول سلطنتی بود.

آره، آره، آره. ظاهراً یه بیانیه سرکشی بود.

و یک نماد قدرتمند برای پس گرفتن روایت خودش.

بفرما! فکر کنم خیلی زود بعد از فهمیدن ماجرای طلاق بود.

فکر کنم، مگه نه؟ آره. آره.

و من زیاد ازت شنیدم که پشت صحنه می‌گی:

"سه نفر توی این این ازدواج هستن."

خنده. خدایا، اینا همه‌شون قوین!

ریس. ریس؟ تو بعضی وقتا گفتی، مگه نه، گرگ؟

که قبلاً معلم بودی؟

بله. گهگاهی بهش اشاره می‌کنی.

من... من شاید یه کم... یه کم مطلب ازش درآورده باشم. بله، بله.

فرض می‌کنم، وقتی معلم بودی، اگه کسی دیرفهم بود...

بهشون کلاه خنگا رو می‌دادن.

پس، فکر کردم بهترین چیز بعدی چیه؟

اساساً یه کلاهه که یه پروانه روشه.

خنده

این کلاهه. بیا ببینیمش.

فکر کنم این... فکر کنم این باید برنده شه.

این که، اوه.

چه کابوسی!

می‌تونم بگم، دلیلی که برام سخته بهش نمره بالا بدم...

اینه که اون - و اینو جدی می‌گم...

واقعاً خودش انتخاب می‌کرد که بپوشه؟

خنده. پس اشتباه حساب کردم.

آره، این‌طور به نظر می‌رسه.

همه‌شون رو دوست دارم.

می‌خوام یه کاری کنم که اذیتت کنه.

باشه؟ اوم.

به هیچ کس ۱ امتیاز نمی‌دم.

به ریس شیرزاسمیت برای اون کلاه ۲ امتیاز می‌دم. بله.

فقط چون حالم خوبه.

به کلاه شماره دویی که آنیا آورده بود، ۳ امتیاز می‌دم.

خب. چون من خوشم اومد ولی فکر کنم یه بخش از الکس هم...

...اونو دوست داشته باشه.

۴ امتیاز برای ساری. باشه، آفرین، سانجیف، ۴ امتیاز.

آره، و بعدش، می‌ریم سراغ کارای خفن.

برام خیلی سخته بین گوشت و دایانا (یکی رو انتخاب کنم).

خنده

۵ امتیاز می‌دم به لباس بانوی فقید دایانا.

و لباس گوشت. آخ جون! اینجوری بازی می‌کنم.

باشه، ۵ به میزی، ۵ به فیل!

هورا و تشویق

باید بپرسم، آخر برنامه چی بپوشم؟

بهت میگم چی، تو لباس رو بپوش...

...منم از پایین بهت گوشت پرت می‌کنم.

خنده. آره.

مثل اینکه یه نمایش خفن داریم!

خنده ادامه دارد

بیا یه... بیا یه تکلیف درست و حسابی داشته باشیم.

بیاید قدرت فوق‌العاده یک برش کوچولو رو ببینیم.

فکر کردم قراره اونجا نشسته باشی. سلام.

اجازه هست؟ حتماً.

یک پاکت، یک کوسن.

نخ، و یک قیچی محشر!

دوست داری من تکلیف رو باز کنم؟ آره، باشه. آره.

می‌تونم از قیچی استفاده کنم؟ آره.

"یک نخ را ببرید"

"...تا بیشترین تأثیر را ایجاد کنید."

"۲۰ دقیقه وقت دارید."

"وقت شما اکنون آغاز می‌شود."

بیشترین تأثیر خیلی کلیه.

زیادی کلیه. اوه، درسته.

این شخصیه، مگه نه؟

آره، بعضی از این تکلیف‌ها هستن. آره.

شاید نباید بهت بگم چی کار می‌کنم، فقط انجامش بدم.

شاید به این و اون نیاز داشته باشم.

همه‌ش چیزای خوبیه، مگه نه؟

ممنون.

تشویق

باز هم فیل – با مثبت‌اندیشی از صرفِ داشتنِ...

...یه قیچی جلوش، شوخی می‌سازه.

ممنون، من... من سعی می‌کنم به جنبه روشن زندگی نگاه کنم.

و از هر ثانیه لذت ببرم. خوبه. عالیه.

این رو طوری گفت انگار یکی با اسلحه بالای سرشه.

خنده

الکس. گرگ.

چندتاشو ببینیم؟ چرا که نه؟

با فیل شروع کنیم که مخفف فیلیپ هست.

و آنیا – که به دلایل ژنتیکی کوتاهه.

بزن بریم.

خنده

اگه بشه، یه قلم دیگه می‌تونم داشته باشم.

ساعت دستته؟ آره، همیشه. عالیه!

جواب عجیب غریبی بود. اِم، اگه برش دارم اشکالی نداره؟

بستگی داره. خب، حواسم بهش هست.

من که حیوون نیستم. این ساعت خوبیه ها.

باشه. خب، نمی‌دونم چقدر وقت داری.

خب، هیچ‌کدوممون که نمی‌دونیم، نه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left