The first 200 lines.
اوه، نه
سلام؟
این برنامه حاوی زبان تند و طنز بزرگسالان است
اِه
اِ... آه!
هیچوقت هیچچی تو این خونهی مسخره آسون نیست
اِه
سلام و خوش اومدین
به فینال بزرگ تسکمستر
خب، بعضیا هستن که میگن من دارم کم میارم
برای نوشتن مقدمه، بعد از ۲۰ سری
و به اون آدما، من اینو میگم
مغزم واسه تجارت کار میکنه و تنم واسه گناه و عشق و حال
من امتیازها رو میدم تا معلوم شه کی میبره
من تسکمسترم، قاضی این برنامه
من ثبات ندارم چون پروستاتم ورم کرده
کی جرئت میکنه وارد قلمروی وظایف من بشه؟
سه نفر شمالی، یه نسل زِد و سنجیو باسکِر
به همشون اسم میدم، به همشون امید میدم
اما وفاداری من، مثل همیشه، با پاپ باقی میمونه
پس، برای آخرین بار
لطفاً به پنج مدعی قهرمانی ما خوشآمد بگید
آنیا ماگلیانو
مِیزی آدام
فیل اِلیس
ریس شیرسمیت
و سنجیو باسکِر
و کنار من
مردی که اخیراً خصوصی به من گفت
که از زنهایی که باد معده دارن خوشش میاد
این... الکس هورن کوچولوئه!
من همهی زنا رو دوست دارم، من همهی زنا رو دوست دارم
ما همدیگه رو خیلی خوب میشناسیم، گرگ، مگه نه؟ آره، میشناسیم
بیا ببینیم چقدر خوب منو میشناسی گرگ، با یه مسابقهی کوچولو
مسابقهی کوچولو میخوای؟ اوه، این بخش چرت و پرتای توئه؟
چشمات رو ببند. آه!
رنگ موهام چیه، گرگ؟
یه جورایی زنجبیلی و جوگندمیه
درسته. رنگ دندونام چیه، گرگ؟
یه جورایی شیریان، غیر از یکی
که سیاهه و روی خودش تا خورده
درسته. و رنگ چشمام چیه، گرگ؟
مم... آبی؟
نه
اونا... اونا قهوهایان
میتونی نگاه کنی اگه میخوای
اوه، خدا
اوه. چشمای قهوهای رو روی پلکات نقاشی کردی، همینه؟
و این سکوی پرتاب برای فینال بزرگه؟
این فینال بزرگه
خب. دستهبندی جایزهی مسابقه چیه که برای فینال نگه داشتیم؟
خب، تنها چیزی که میتونست باشه گرگ
همهجاش نوشته فینال بزرگ، چون هر کدومشون
بهترین تیوب خودشون رو آوردن
پنج امتیاز مهم فینال بزرگ برای بهترین تیوب
و پنج تا تیوب واقعی برای برنده قسمت
ساکت شو، الکس. بریم که داشته باشیم
باشه، خب
فیل
سلام. قبل از اینکه بیشتر پیش بریم
میخوام بگم نباید موهات رو بلند بذاری
چون تو این ردیف چند تا دزد دریایی جذاب هست
ولی تو شبیه مردی هستی که سعی میکنه
بهم گوشت تو کیسه بفروشی
چه تیوبی آوردی؟ تیوب خوبیه؟
اِ، یه تیوب قدیمی و خوب روغن روانکننده است. اِم...
اوه، خدای من
توی پارک پیداش کردم. اِ...
بهت گفتم که همونجا گذاشتیمش
آه. که اینطور... آره
آره. به همین دلیل این بهترین تیوبه
چون میدونی با روغن روانکننده تو چه وضعیتی هستی
اگه داری ازش استفاده میکنی تا بری توی چیزی، روز خوبیه
اگه
اگه داری ازش استفاده میکنی
تا از چیزی بیای بیرون، روز بدیه. روز بدیه، آره
فکر کنم همهی چیزایی که باید میدونستم رو فهمیدم. آره
مِیزی. اِم...
من تیوب پاستای مورد علاقهام رو آوردم، مثلاً
اگه فقط یه تیوب پاستا آورده باشی
اونوقت، با وجود همهی احتمالات، فیل حتی یه امتیاز هم نمیگیره
نه، نه، نه
من یه تی... ولی، مثلاً من تبدیلش کردم به یه تیوب
بذار ببینم. همون تیوب (مترو)؟
با چرخهای کوچولوی پاستایی
آره، خوبه، مگه نه؟ (تشویق)
میدونم چی داری فکر میکنی
داری میگی "مِیزی، هنوزم فقط شبیه"
"یه کم پاستاست،" به همین دلیله که
رنگش کردم تا شبیه تیوب (مترو) به نظر بیاد
بفرمایید
آه!
خوبه. خوبه
ممنون. هیچ چیز کنایهآمیزی ندارم که بگم
از این لولهش خوشم میاد. ریس؟
خب، من یه لوله آزمایش آوردم
با بند ناف یه گرگینه
بفرمایید
اوه! وای خدا!
اینو خریدی؟ آره؟
از کسی که بهت گفت این بند ناف یه گرگینه است؟
آره. آره.
میدونستم که نیست، ولی خب... یه وسیله نمایشی بود
که یه نفر با عشق ساخته بودش، کسی که از این جور کارا میکنه
فکر کردم یه یارویی یه چوب شور رو لیس زده
گذاشته تو یه لوله آزمایش و با ۵۰۰ پوند بهت فروخته
آره
من هنوز بند نافمو دارم. ساکت شو.
هنوز... هنوز وصله. من هنوز، آااه، این... آااه.
نافت تو رفتهست؟ اوه!
من... من اغلب از طریق اون خودمو تغذیه میکنم
لازم نیست از دهن استفاده کنی. آره.
آنیا، سلام.
من هم یه لوله آزمایش آوردم.
ولی من یه لوله آزمایش آوردم که...
اِم، پر از دیاناییه.
این دیانایایه که خودم جمعآوریش کردم.
الکس، شاید بتونی عکس منو نشون بدی.
بله. اوه. این آنیاست که داره دیانای جمعآوری میکنه.
اوه. یه کم مو پیدا کردی، مگه نه آنیا؟
آره، نمیدونم اون کاپشن رو میشناسی، گرگ.
وای، نه.
فکر کردم خوبه که بالاخره...
...یه سر و سامونی بدیم به همه چیزایی که تا حالا پیش اومده.
اِم، واسه همین من دیانای تو رو فرستادم...
...کنار یه مقداری از دیانای خودم به آزمایشگاه.
آره... و ما همین الان یه نتایج خیلی جالبی به دست آوردیم.
اینا نتایج دیانای هستن.
اون بچه، آنیا ماگلیانو.
اگه زوم کنیم، میتونیم ببینیم نظرشون چیه.
این خیلی بالاست، خیلی بالاست.
سلام، بابایی.
خب، این، اِم، واقعاً آزاردهندهست. آره.
تبریک میگم. ممنون.
درباره کریسمس بعداً حرف میزنیم.
سانجیو.
باشه، خب، این بهترین لوله منه.
این لولهایه که توش داستانها هست.
تاریخ، ولی همچنین هشدارها و خطر... خارقالعادهست.
این یه لولهست.
مثل مال آنیا، از DNA منه. آره.
اینم از این.
میدونم چیه، همین که شروع کردی به حرف زدن حدس زدم. اوه، نه.
برای سومین بار تو این سری... آره.
بله، این یه لوله از... ایناهاش.
دوباره.
چرا این شاش از شاشهای قبلیت بهتره؟
تازهتره.
باشه. باشه.
چند امتیاز بده، گرگ.
من خیلی فیلو دوست دارم.
اما اینکه لحظه آخر یه لوله ژل روانکننده رو برداشته...
نصف یه لوله ژل روانکننده.
بیشتر از یک نمیتونم بهش بدم
یه جورایی از اون گرگینه حالم بهم خورد
ولی داستان پشتش رو دوست دارم
دیگه به ادرار سانجیو عادت کردم
واسه همین دیگه تازگیش از بین رفته
ولی من بهشون سه امتیاز میدم
هم بند ناف گرگینه و هم ادرار سانجیو
وای. فکر کنم این برای من خیلی بد تموم شه
لطفاً یه لوله پاستا بالای دخترت بذار
خنده
گرگ، تو که ۲۷ ساله همین کار رو میکنی!
نمیدونم چرا... من میخوام به
میخوام به دخترم چهار امتیاز بدم. باشه؟
و به زنی که ساخته
یه لوله از پاستا، پنج امتیاز.
آفرین، میزی آدام. پنج امتیاز
خیلی خب، بریم. بریم سراغ یه چالش واقعی
بله، خب چه راهی بهتر از اینکه شروع کنیم با
آخرین چالش تیمی این فصل
و یه چای درست و حسابی، یا دوتا، یا چهارده تا!
اردکها قدقد میکنند
سلام. درود
سلام. هی
آخ. چه عجب، اینجا میبینمتون
سلام
چیکار میکنی؟ سلام، ریس
چی میخوای؟ سلام، میزی
میخوام یکی از شماها بپیچه سمت چپ بره توی نشیمن
و یکی از شماها هم بپیچه راست بره توی آشپزخونه
چه فرقی میکنه؟
من میرم اینجا. باشه. آشپزخونه رو دوست دارم
لازم نیست، این جواب غلطیه تو این دوره زمونه
آره، آره
میخوای عوضش کنیم که ما...؟ آره. تو میخوای؟
فقط برای اینکه یه مقاله در موردت ننویسن؟ آره، آره. قبوله
آره، خب، نمیدونم
کسی هست که با تنها بودن راحت باشه؟
من تمام عمرم تنها بودم و با این قضیه مشکلی ندارم
تصمیم گرفته شد
بریم تو اینجا. باشه
خب، موفق باشی. موفق باشی.
میسی ریز میخندد
فنجانها. چای... فنجانهای چای. هوم.
اوه، نه، فکر کنم مسئولیت من تو این کار بیشتره.
خیلی نگرانم که ریس رو ناامید کنم.
باشه.
"نوشیدنیهایی رو بسازید که دقیقاً شبیه نوشیدنیهای همتیمیتون باشن."
No comments yet. Be the first to leave one.