Taskmaster

Taskmaster

Download Farsi Persian Subtitle

Season 20

Release info

Taskmaster S20E03 Thompson 720p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 20 قسمت 3 Taskmaster 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوه، نه!

این برنامه حاوی زبان تند و شوخی‌های بزرگسالانه است.

الو؟

باشه.

زور می‌زنند

هیچ‌وقت هیچ‌چیز تو این خونه‌ی مزخرف سرراست نیست.

هورا و تشویق

سلام، خوش آمدید. به تسک‌مستر خوش آمدید.

من گرگ دیویس هستم، یه فیله‌ی آبدار از جنس مردونگی،

اگه خودم نگم کی بگه. حالا کمی خنک شید.

من کمیابم و آماده‌ی سرو شدن.

کی جرئت می‌کنه پشت میز رقابت داغ و نفس‌گیر بشینه

و وظایف رو انجام بده؟

تا منو تو تابه‌ی داوری‌ام به جوش و خروش بیاره؟

کی جرئت می‌کنه با سسِ فلفلیِ تحقیرآمیزم روبرو بشه؟

خنده

کی قهرمانِ چیپس‌های منو اونقدر می‌خواد که ریسک کنه و سزای کارشو ببینه؟

بریم ببینیم. ایناهاش!

آنیا ماگلیانو! (هورا)

میسی آدام! (هورا)

فیل الیس!

ریس شیراسمیث!

و سانجیو باسکار!

و کنار من

مردی که بهم گفت توی بچگی وقتی رفته بودن یه باغ میوه،

یه بار یواشکی انقدر توت فرنگی خورده بود

که به جام مقدس رسید

مدفوع سه فوتی یک تکه.

این شما و این الکس هورن کوچولو!

آره، عجب روزی بود، عجب روزی بود واقعا.

آره.

خب، ببینید، وقت قرعه‌کشیه، همه!

پس اگه می‌خواین بلیطاتونو تو خونه دربیارید،

می‌خوای امروز زحمتش رو بکشی، گرگ؟ آره؟

کی قرعه‌کشی این هفته رو می‌بره؟ آه!

پس بلیطاتونو دربیارید.

اوه، یه بلیط صورتیه، یه بلیط صورتیه.

یه ۵۲۸ صورتی. پس اگه شمایید تماس بگیرید.

ممنون.

اون... اون قرعه‌کشیه. اون قرعه‌کشیه.

عجیبه، مگه نه؟

بلیت خریدی؟ من بلیت نخریدم.

برات یه بلیت خریدم. باشه.

می‌... می‌خوای جیب‌هات رو چک کنی؟

خنده

خوبه. این بهتره. این بهتره.

اوه، ۵۲۸.

صورتی ۵۲۸! اون برنده‌ست! ما یه برنده داریم!

یه سبد بردی، می‌تونی اونجا یه نگاه بندازی.

سبد خوبیه. واقعاً خوبه.

نمک، کیسه زباله، کفی کفش، چوب دارچین.

چیزایی که معمولاً از یه سبد می‌خوای. آره.

خب. بریم سراغ مسابقه جایزه.

عالیه. و این هفته موضوع اینه که...

چیزی که کمترین احتمال رو می‌دادید از خونه‌تون بیارید.

خیلی امیدواریم که لرد لوکان رو آورده باشن.

پنج امتیاز داده میشه.

به اون کسی که گِرِگ فکر می‌کنه آورده...

غیرمحتمل‌ترین چیزی رو که از خونه‌شون آوردن.

اما خودت می‌دونی چطوریه، گِرِگ.

دیگه قلق کار دستته رفیق. نگران نباش.

باشه. سانجیو، سلام.

سلام. می‌تونم نشون بدم چیه؟

سانجیو اینو با خودش آورده. آره.

همین‌جوری داشتیش یا اون...

مخصوص برنامه توی این ریختی؟

آه، نه، اون مخصوص برنامه بود.

یعنی، من که نمونه ادرار همین‌جوری تو خونه اینور اونور ندارم. نه.

ولی من... ولی بطری‌ها رو که داری.

خب، آره، یعنی هیچ‌وقت نمی‌دونی کی بهشون نیاز پیدا می‌کنی.

یعنی، می‌دونی، یه سنی هست که باید بری...

...یهو بری دکتر. آره. تست کنی.

آره، دقیقاً. تست کنی.

باید بگم، سانجیو، این نشون‌دهنده یه تغییر واقعی تو شانس و اقبالت محسوب می‌شه.

به نظرم. چون... تو فکر می‌کنی؟

خب، دو تا برنامه اول جوایزت واقعاً افتضاح بود.

خیلی شخصیه.

خیلی.

می‌دونی چطوری ادرارشو برامون فرستاد؟ ام... نه.

شاششو منتقل کرد.

ناله کردن

باشه، نفر بعدی کیه؟ آنیا.

من آی‌یو‌دی‌مو آوردم.

اوه خدای من!

ببین اینو، گرگ، اینجاست. اوه خدا!

نگاش کن، نگاش کن!

اگه اون اون بالاست، پس کی داره هواپیما رو هدایت می‌کنه؟

تشویق

چیه، اون آبیه چیه؟

خب، نخ‌هایی تهش هستن و اینا اساساً...

که هر ماه بتونی چک کنی که سر جاشه. باشه.

تو یه... نمی‌خوام، نمی‌گم بهت.

خب، اینقدر نازک‌نارنجی نشو. خودت که آوردی!

تو انگشتاتو می‌کنی تو مناطقِت. تو مناطقِت!

و نخ‌ها رو حس می‌کنی و اگه نخ‌ها اونجا بودن... مناطق؟

دلیل اینکه خیلی بعید بود بتونم اینو بیارم،

اینه که مال من تو خودم گم شد. باشه.

و سه تا دکتر لازم بود تا درش بیارن.

در مواقع مختلف. نه همزمان.

همزمان نه. اونا توی مناطق مختلفی بودن.

خنده و تشویق

خیلی تاثیرگذار بود. فیل.

اِم، من یه تیکه قشنگ از پنبه نسوز آوردم.

اینم ازش.

چه تیکه قشنگیه!

این، اِم، ماده فوق‌العاده خطرناک رو از کجا آوردی؟

خونه من پر ازشه و

تا وقتی بهش دست نزنی، کاملاً بی‌خطره.

آره. حالا من چندتا مشکل ایجاد کردم

با اینکه توی دیوارام ور رفتم تا درش بیارم. آره.

کمترینش هم مرگ تدریجی و دردناک خودته.

اما خب، میدونی... چه جور مردنی!

به سبک قدیم.

ادرار، یه کویل و یه حکم اعدام.

ریس. خب، سال ۱۹۷۳ چیزایی وجود داشتن

که بهشون میگفتن فیلم‌های اطلاعات عمومی و به بچه‌ها میگفتن

توی یخچال گیر نکنن و جلوی تراکتور نمونن.

و یه دونه ازشون سال ۱۹۷۳ بود به اسم روح آب تاریک و تنها.

دونالد پلیزنس روایتش کرده بود

و درباره بچه‌هایی بود که نباید توی آب یا نزدیک آب بازی میکردن،

چون غرق میشدن.

و توی اون فیلم یه تابلویی هست که نوشته "شنا ممنوع".

و توی دستشویی پایین خونم اون تابلو رو دارم. ایناش.

خنده

بفرمایید. عجیبه، نه؟ عالیه.

متاسفانه، استاندارد وحشت خیلی بالا رفته.

الان خیلی عادیه، نه؟

اولین چیزیه که میبینم و با خودم میگم "آره، میتونم از پسش بربیام."

سلام، میزی.

من یه چیز خوب و عادی آوردم.

آره. من تمام درهامو آوردم.

خنده

تمام درهای داخلیش.

و میدونم چی فکر میکنید که این فقط یه عکسه از درها

با یه پس‌زمینه ساختگی. میتونم نشونتون بدم.

آره، بفرمایید. این در خونه منه و من...

این کارو وقتی شوهرم بیرون بود انجام دادم.

و بعد با درها رفت.

خب، اینم پیامی که از شوهرم گرفتم.

اوه خدای من.

باشه، پس چیزیه که کمترین احتمال رو داره از خونه‌تون بیارید. گرگ.

خب، یعنی، من واقعا تابلوی تو رو دوست دارم.

ولی یه عکس قاب‌شدست. پس فقط یه امتیاز میتونه بگیره.

بله. منطقیه. یه امتیاز. ممنون. به ریس.

و برام باورنکردنیه که اینو بگم - چیزی که کمتر از همه منو وحشت‌زده کرد،

اِم، پنبه نسوز مرگبار بود.

دو امتیاز به فیل. میخوام بگم که

درهای میزی معادل ادرار سنجیو هستن.

گمشو!

خیلی بدبخت شدم.

آره. و تا وقتی که این قسمت رو نبردی، درهاتو پس نمیگیری.

خنده

باشه، اون از این کار من متنفره.

اما من واقعاً فکر میکنم همشون قابل توجه‌ان

که شما هر سه این چیزا رو آوردید.

پس به همتون پنج امتیاز میدم. هورا.

یک، دو، پنج، پنج، پنج. باشه.

میشه یه کار داشته باشیم، لطفا؟ بله، همینجا یه دونه دارم

و مربوط میشه به بزرگترین تیم ورزشی روی سیاره زمین.

سلام، ریس. سلام.

تا اینجا پیش من میای؟ آها. خب، آره، من میام پیش تو.

خوشحالم که میبینمت. خوشحالم که میبینمت.

آره، شما پشت اون بشکه وایسید عالی میشه. چی؟ بشکه؟

گلوشون رو صاف میکنن.

دقیق‌ترین مدل کوچک رو بسازید

از چِس‌هام... چِشام.

شخصیت عروسکی (ماسکوت) چشام یونایتد.

پس محلی‌ها بهش میگن چزوم. آها.

اما اگه تازه به اونجا رسیدی، چشام هم خوبه.

باشه، خوبه که میدونم.

فقط میتونید داخل دوتا از چادرهای دستشویی رو ببینید.

دس... اوه، فکر کردم اسپری برنزه کننده بود.

دستشویی. آره، پنج تا چادر دستشویی.

ده دقیقه وقت دارید.

وقت شما از الان شروع میشه.

برو جنرالز!

برو جنرالز! اوه!

خدایا شکرت. میدونید یه چیزی که دوست دارم ماسکوت‌ها هستن.

خب، من از فوتبال متنفرم. هیچی در موردش نمیدونم.

پس نمیتونم انجامش بدم.

تشویق

باشه، پس چشام یونایتد تیمی هست که شما مدیرش هستید، درسته؟

اوم‌هوم. آره، ولی هیچ تضاد منافعی نیست. ما فقط...

خب، جالبه که اینو میگی.

اما وقتی خوندم که تو این کارو میکنی

واقعاً با یه دوست وکیلم تماس گرفتم

و اون به من اطلاع داد که حرف زدن تو در موردش

به عنوان مدیر چشام یونایتد، نقض واضحیه از

کد تبلیغات تلویزیونی بریتانیا،

کد BCAP، بندهای دو، چهار و ده.

و در نتیجه، تو واقعاً ممکنه به دردسر قانونی بیفتی.

آه.

تو هیچوقت اینقدر در مورد هیچ جنبه‌ای از برنامه تحقیق نکرده بودی.

میدونم.

کاملاً هیجان‌زده بودم.

باشه، خب، اینجا یه شوخی کوچیک هست ولی مناسب به نظر نمیرسه.

بفرمایید پس. و اگه طرفدار رپ هستی، عاشقِ

اسم‌های اول ریس، آنیا و فیل میشی.

امیدوارم عروسک شانس‌بیار تیم چشام یونایتد توی یکی از اون سه تا چادر باشه

یکی از پنج تا چادر؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left